چهارشنبه 26 آبان 95, 00:57
سلام خوبین؟خیلی خوشحالم بسیار خوشحال,امیدی هست به زندگی,صبر داشته باشین انسان با صبر کردن در مقابل مشکلات بیشتر به شیرینی زندگیش پی میبره چون صبر مشکلاتو به شکلات تبدیل میگنه,از باب محبت و اعتماد...
چهارشنبه 14 مهر 95, 01:03
سلام دوست بهشتی,امیدوارم حالتون خوب باشه,خبری ازتون نیست,انشاالله که برگشته باشین سر زندگیتون,امیدوارم همیشه حالتون خوب خوب باشه و از زندگیتون لذت درست ببرین.
چهارشنبه 31 شهریور 95, 19:55
سلام دوست بهشتی عید شما هم مبارک,۱۴۰۰۰ تا صلوات تکمیل شده و بین ۱۲نفر تقسیم شده عزیزم,شما دوست دارین صلوات بفرستین,دستتون درد نکنه و اجرت با آقامون صاحب الزمان,:72::103::323:
چهارشنبه 24 شهریور 95, 22:06
سلام دوستان عزیزم,از همگی ممنونم و اجرتان با امام زمان انشاالله,تا الان ۱۰۶۰۰تا صلوات دوستان قبول کردن که بگن,۱۰۰۰تای دیگه هم یک نفر دیگه قبول کرده که بگه انشالله که رپی هم رفته ۱۱۶۰۰تا صلوات شده و...
سه شنبه 23 شهریور 95, 20:16
سلام دوست بهشتی,اجرت با آقا صاحب الزمان,نه چه اشکالی داره!… خوش به حالت که اینقدر سعادت داری, تورو خدا برای من خیلی دعا کن,دعا کن زندگیم درست بشه,دعا کن گرفتاریمون حل بشه,امروز تولد شوهرم بود,واقعا...
یکشنبه 21 شهریور 95, 22:50
سلام دوستان عزیزم اجرتان با صاحب الزمان تا اول محرم فرصت هست یعنی تا ۱۰مهر۱۳۹۵
الهی بحق الحسین استغفرالله ربی و اتوب الیه
یا الله یا محمدو یا علی یا فاطمه و یا صاحب الزمان ادرکنی ولا تهلکنی...
دوشنبه 04 مرداد 95, 03:41
سلام :81::302::304::161::103::103::103:
نرو دنبال طلاق نرو نرو نرو نرو ,دنبال وکالت طلاق نرو صبر کن نرو نرو نرو صبر کن ,تو رو خدا صبر کن ,خانومت داره اروم میشه یعنی واقعا اروم شده که باهات حرف زده...
جمعه 31 اردیبهشت 95, 00:18
سلام,درکتون میکنم,این سه شب از ماه شعبان که به شبهای روشن معروفه از خدا با اخلاص بخواه که کمکت کنه,از ته دلت باور داشته باش که همسرت برمیگرده و روی خودت کار کن و سعی کن به خواسته های همسرت اهمیت بدی...
دوشنبه 20 اردیبهشت 95, 23:55
سلام ممنونم ازتون,
شوهرم آدم مهربونی بود ,تو خونه قربون صدقم زیاد میرفت اوایل ازدواجمون خیلی پشتم بود ,و تو این دوره زمونه ای که اکثرا سیگاری هستن و اهل دود و دم شوهرم اصلا اهل دود نبود, خوش چهره هم...
پنجشنبه 16 اردیبهشت 95, 14:03
هنگامه عید است و پر است از برکات
آمد ز حرا رسول شیرین حرکات
با خلق عظیم شد رسول اخلاق
بر خُلق خوشش ز صدق و ایمان صلوات
مبارک بادزيبا مبعثش كه با إقرا بسم ربک... آغاز
وبا إنا أعطيناك...
سه شنبه 14 اردیبهشت 95, 23:29
سلام من پیشنهاد میکنم در قسمت کارگاههای آموزشی بخش چگونه رفتار جرأتمندانه داشته باشیم رو مطالعه وبهش عمل کنید,
یا مهدی ادرکنی
دوشنبه 13 اردیبهشت 95, 00:07
سلام
من ۳ماه تنها زندگی کردم من حق ندارم؟من تقصیراتمو قبول کردم و بارها بارها بهش گفتم حتی من واسطه فرستادم وقتی دیدم اصلا ککش نمیگزه و برام ارزش قایل نیست و به حرف اطرافیانش گوش میده من تنها راهم...
یکشنبه 12 اردیبهشت 95, 01:10
سلام به خدا توکل کنید,سوره مزمل رو زیاد بخونید,منم خیلی اوایل که همسرم رفته بود به هم ریخته بودم ولی گوش شیطون کر چشمش کور تقریبا ی ماهی هست تقریبا حالم خوبه و روز به روز دارم بهتر میشم.عجله نکنید...
جمعه 10 اردیبهشت 95, 15:07
سلام ممنونم از راهنماییتون.نه اصلا پدر من از گل نازکتر هم به مامانم نگفته,مادر با خانواده بابام خیلی خوبن و مامانمو واقعا مثل دختر خودشون میدونن,حتی زنداداشای مامانم هم خیلی با مامانم خوبن که همیشه...
چهارشنبه 08 اردیبهشت 95, 23:32
سلام توکل به خدا کن و نماز امام موسی کاظم رو بخون نخورد نداره حاجتتو نده.بعد از نماز های واجب و مستحب قبل از اینکه پا به پا بشین یا جا به جا بشین تسبیحات حضرت زهرا رو حتما بگین.
یا مهدی ادرکنی
یکشنبه 05 اردیبهشت 95, 14:56
سلام دوستان عزیزم.امیدوارم حال همتون مث من خوب خوب خوب باشه.
براتون کلییییییییی دعا کردم.رفته بودم اعتکاف.خیلی حال و هوای خوبی داشتم.تو نماز شبام براتون دعا کردم.من دلم روشنه که زندگیم درست میشه....
جمعه 20 فروردین 95, 19:20
یا صاحب الزمان ادرکنی یا فارس الحجاز ادرکنی یا جواد الایمه ادرکنی
خدابا کمکم کن زندگیم درست بشه
خدایا امشب خیلی شب بزرگی است یا امام محمد باقر کمکم کن انشالله زندگی درست میشه
یا سیدنا ابوالحسن...
پنجشنبه 19 فروردین 95, 13:34
سلام خانمی ممنونم از راهنماییتون.حق با شماست من دارم احساساتی برخورد میکنم دیروزم چپن عصبانی بودم اینجوری گفتم.دارم مقالات سایتو میخونم به خیلی از اشتباهاتم پی بردم
تصمیم گرفتم برم پیش مشاوره خوب...
یکشنبه 15 فروردین 95, 16:04
سلام دوستان عزیز امروز رفتم دادگاه اولش که اصلا بهم محل نذاشتیم تا رفتیم پیش قاضی چند دقیقه نشستیم قاضی هیچی نگفت و سرش به پرونده های خودش گرم بود.
بعدش شوهرم هی نگاهم میکردو نفسای عمیق میکشید وبعضی...