رفتم ببینم جریان چیه...همسایمون با صدای لرزون و ترسیده گفت آقا کمک....ب ب ب بچم حالش بد شده..دست و پامو گم کرده بودم سری پریدم که سوییچ ماشینو بردارم..سوییچ رو برداشتم سریع رفتیم سمت ماشین نمیدونستم...
رفتم ببینم جریان چیه...همسایمون با صدای لرزون و ترسیده گفت آقا کمک....ب ب ب بچم حالش بد شده..دست و پامو گم کرده بودم سری پریدم که سوییچ ماشینو بردارم..سوییچ رو برداشتم سریع رفتیم سمت ماشین نمیدونستم...
از کسایی که تونستن با این مشکل کنار بیان یا راه حلی دارن تقاضا دارم که بیان و با گقتن تجربیاتشون کمک کنن تا کارم به خود کشی نرسیده واقعا دارم کم میارم همش تحقیر همش استرس..امروز از اتاقم شنیدم که...
دوستان اگه راه حلی دارین بگین دارم کم میارم اصلا نمیتونم دیگه این اوضاع رو تحمل کنم آرامش ندارم..خیلی دوست دارم ازدواج کنم و سریع تر مستقل بشم ولی نمیشه با این اوضاعی که دارم :'(
نه-مثلا میگم یه مقداری پول واسه خرید کتاب میخوام با لحن تند میگن که پول اضافی نداریم بهت بدیم و از کلماتی مثل (آشغال-عوضی و..) استفاده میکنن...
حتی چند ماه پیش موبایلم خراب شده بود بهشون گفتم یکی...
این سوالیه که هر روز از خودم میپرسم..از بچگی همینطوری بودن باهام..شاید به خاطر اینکه دختر بیشتر دوست داشتن..شاید هم به خاطر اینکه پدر و مادرم رابطشون خوب نبوده عقده هاشونو سر من خالی میکنن..همش جر و...