ممنون که وقت می زارید و راهنمایی می کنید..
من این چند روزه خیلی فکر کردم.. مطالبی که معرفی کرده بودین توی این سایت رو خوندم و فیلمی که زحمت کشیدید لینکشو گذاشتین رو دیدم..
من به این نتیجه رسیدم...
ممنون که وقت می زارید و راهنمایی می کنید..
من این چند روزه خیلی فکر کردم.. مطالبی که معرفی کرده بودین توی این سایت رو خوندم و فیلمی که زحمت کشیدید لینکشو گذاشتین رو دیدم..
من به این نتیجه رسیدم...
ممنون عزیزم که وقت می زاری.. من هنوز تایپیک خانم she رو تموم نکردم و چون دارم با دقت می خونم کمی زمان می بره تا تموم بشه.
باور کن نمی خوام کسی رو ناراحت کنم یا اشک کسی رو در بیارم.. به هر حال باید...
ممنون از راهنمایی تون.. من اگه بدونم مشاور خوبی هست هر جای تهران باشه میرم، اما همسرم اهل مشاوره رفتن نیست چون بارها تلاش کردم و نتیجه نداده.
من عکس العمل نشون نمی دم (که اونم به چشم سعی می کنم...
چند تا دلیل داره، اول اینکه می ترسم همسرم واقعا دوستم داشته باشه و این کارم باعث بشه که ضربه بخوره، مخصوصا الان که داره پیشرفت میکنه، دوم اینکه احساس می کنم نمی تونم بدون اون زندگی کنم.. سوم اینکه...
ممنون که وقت گذاشتین و جواب دادین، سرکار که نمی رم دیگه.. باید بگم میدونم یا حداقل میشه گفت فکر می کنم می دونم که خیانت چه عواقبی داره و نه به خاطر اینکه ناموس کسی هستم و یا تعهدی به کسی دارم بلکه به...
خواهش می کنم احتیاجی به معذرت خواهی نیست.. من به خاطر مشکلاتی که پیدا کردم خیلی حساس و زود رنج شدم، همسرم نه شغلش رو عوض می کنه و نه من رو می بره.. و متاسفانه نمی تونم مستقیم بهش بگم به خاطر اخلاقی...
پستتون رو توی اون یکی تایپیک دیدم و جواب دادم ممنون..
یعنی چی حس صمیمیت و دلسوزی؟ یعنی واسه من دلسوزی کنه؟؟ اصلا چطور میشه همچین حسی رو منتقل کرد؟
بله همه چی در حد فکر هست، و همین فکر هم باعث آزارم میشه و البته میدونم که هر عملی از فکر کردن شروع میشه واسه همین ترسیدم و کمک خواستم ..
ممنون عزیزم، یه چند تا پستش رو خوندم فکر کنم خیلی به دردم بخوره، فردا حتما سر فرصت می خونمشون.. خیلی خیلی ممنون
- - - Updated - - -
از لطفتون خیلی متشکرم.. راستش زندگی من اصلا تعادل نداره،...
یعنی من کلا باید از این سایت نا امید بشم؟؟ چرا هیچ کس جوابمو نمیده؟ ؟؟؟
ممنونم جناب رها.. چشم مواردی که گفتین رو مدنظر میگیرم
از همه ی کسانی که سعی کردن دوستانه کمک کنن واقعا متشکرم..
بهتر می دونم این بحث رو ادامه ندم... اما چند کلمه حرف دارم.. من همونطور که بارها و بارها گفتم به هیچ وجه نمی خوام و نمی خواستم که خیانت...
ممنون از توجهتون، اون امکان نداره کارشون تغییر بده.. خیلی براش زحمت کشیده و تازه داره نتیجه ی کاراشو می بینه.. خیلی بهش گفتم شاید باید محکم تر بهش بگم..
- - - Updated - - -
خیلی ممنونم.. ما...
در این شرایطی که شما می گید، بهتره که با هم پیش مادرشوهرتون بمونید، برای دخترتون هم توضیح بدین که اقتضای سنی مادربزرگش به این صورت هست و نباید دلخور باشه و باید دوستش داشته باشه. و بهش بگین که شما...