سه شنبه 25 فروردین 88, 20:12
راستش خیلی دلم میخواد اون خواب زیبا رو برای شما که دوستای عزیز من هستین تعریف کنم
اما شنیدم که همچین خوابایی رو نباید تعریف کرد البته من به این چیزا اعتقاد ندارم اما خوب...
فقط اینو میتونم بگم که...
سه شنبه 06 اسفند 87, 13:10
خیلی از مسایلی بود که منو از حدود 6 سالگی آزار میداد و رفته رفته این فشار ها زیادتر و زیاد تر میشد تا جایی که اومدم تالار همدردی فقط و فقط یه خداحافظی کردم یادمه که اولین پستم توی همدردی این بود که...
چهارشنبه 18 اردیبهشت 87, 21:11
سلام به آبجيا و داداشياي خيلي خيلي ناز و عزيزو دلسوزم:
ميدونم كه بايد خيلي زودتر اين پستو ميزدم حالا حتما پيش خودتون فكر ميكنين اين دختره عجب آدم نمك به حرومي هست ولي باور كنيد شرايطم يه جوريه كه...
پنجشنبه 23 اسفند 86, 17:37
سلام خدمت شما مادر عزيز البته به شما اينو بگما من خودم در شرايطي نيستم كه بخوام به شما چيزي بگم و يا راهنماييتون كنم ولي الان ديدم وضع پسر شما با وضع من تا حدودي مشابه هس
الان من اونو خيلي خوب درك...
پنجشنبه 18 بهمن 86, 17:49
سلام آبجيا و داداشياي گلم يا فرشته هاي نجات من
اولش بگم كه شما رو خيلي خيلي خيلي دوس دارم تا حدي كه نميتونين تصورش هم كنين
همتونو بدون استثنا به خاطر كمكايي كه بهم كردين از ته دل دو.س دارم
شايد...
چهارشنبه 17 بهمن 86, 17:29
سلام
شايد انگيزه ي من برا گفتن اين سلام تنها و تنها شما دوستامين راستش انقدر حرفاتون پر محتوا و تاثير گذاره كه واقعا توانايي زدن هر حرفي رو ازم گرفته
راستش من رابطم با خدا چندان درست نيس ميدونم...
سه شنبه 16 بهمن 86, 19:47
سلام دوستاي عزيزم ممنونم از اين همه راهنماييتون ولي هنوز تصميم من عوض نشده
ترديد خيلي بده
ميگن خودكشي كار ادماي ضعيفه منم خيلي خيلي ضعيفم
راستش من جوابي برا نوشته هاي شما ندارم همتون دارين حرف حق...