دوشنبه 18 اردیبهشت 96, 13:51
شما باید به مشاوره برید اما نه برای شوهرتون بلکه برای خودتون. من احساس میکنم روح خود شما آسیب دیده شما دچار مشکلاتی هستید که نیاز به درمان و کمک دارید وگرنه بعید میدونم که توی یک همچین زندگی باقی...
جمعه 08 اردیبهشت 96, 12:57
عزیزم اگر قرار باشه توی زندگیت چوب کارهای یک نفر دیگه رو بخوری اون زندگی هیچوقت برای تو زندگی نمیشه
این آقا چرا برای شخص دیگه ای مهریه کرده و حالا که مجبور شده مهریه رو بده به شما که رسیده انتظار...
جمعه 11 فروردین 96, 10:23
نشاط عزیز من هر بار تاپیک های شما رو میخونم بسیار ناراحت میشم، از ته دلم براتون دعا میکنم که آرامش بهتون برگرده
اما میخوام حرفهایی بزنم که شاید براتون خوشایند نباشه. من احساس میکنم که شما هیچ کاری...
چهارشنبه 11 اسفند 95, 19:43
شیدا جان دقیقا سوال هایی که تو ذهن من بود رو از شما پرسیدند. رفتار همسر شما برای شما یک رفتار ویرانگر بوده. کل شخصیت شما با رفتار ایشون از بین رفته. چرا شما حتا برای خودتون نمیتونید یک کفش بخرید و...
چهارشنبه 27 بهمن 95, 11:44
به نظر من خودتون نرید مادرتون هم همینطور . اگر میتونید اصلا با پیک بفرستید براشون اگر نه فقط برادرتون ببرن بهشون بدن و برگردن و اجازه هیچ حرفی هم از طرف اونها ندن. شما باهاشون رو برو نشید بهتره
چهارشنبه 13 بهمن 95, 16:32
گلریز عزیز
به عنوان کسی که در یکی از کشور های اروپایی که فرهنگ بسیار نزدیکی به آلمان داره زندگی میکنه اینو میتونم بگم که هیچ پسری بدون شناخت مدت دار (میتونه از چند ماه باشه تا چند سال ) از یک...
چهارشنبه 13 خرداد 94, 14:01
بانوی مهر وقتی پستاتو خوندم فقط داشتم حرص میخوردم. عزیز من تو.مادری در قبال اون بچه توی وجودت و پسرت مسوولی. به شما چه ربطی داره که لباسهای دامادتو بشوری. برای خواهرت متاسفم که متوجه نیست همسرش چه...
شنبه 08 فروردین 94, 19:09
سلام آقا پژمان، من همه تاپیکهای شما و خانمتون رو خوندم. خیلی متاسفم که عاقبت زندگی دو نفر که همدیگر رو دوست دارند باید به اینجا برسه. اشکال از اینه که خانم شما شخصیت طلبکاری داره. من واقعا از طرز فکر...
سه شنبه 19 اسفند 93, 14:10
باورم نمیشه از خوندن مطلب شما شوکه شدم. شما از پدرت بدتری, رفتارت از اون هم بدتره, برات متاسفم.
هنوز نمیتونم باور کنم کسی مادرش رو عزیزترین آدم توی زندگیش رو به خاطر یه گوشی کتک بزنه. مطمئن باش...
پنجشنبه 07 اسفند 93, 15:26
با خودمون که تعارف نداریم همینکه شما اینجا این سوال رو مطرح میکنید که به نظرتون من چقدر این خانوم رو دوست دارم از نظر من یعنی به قدر کافی ایشون رو دوست ندارید
من یک زن هستم و شاید نباید اینو بگم...
چهارشنبه 06 اسفند 93, 15:42
عزیزم واقعن ناراحت کننده است داستان زندگی شما. از نظر من شما به قدر کافی صبر و بردباری از خودت نشون دادی وقتشه که یک اقدام اساسی بکنی. نمیگم که برای جدا شدن اقدام کنی, اما باید یه فکر اساسی بکنی. از...
پنجشنبه 23 بهمن 93, 12:30
از نظر من هم این آقا چشم چرا هستند. دلیلی نداره که راجع به اندام و نحوه لباس پوشیدن اطرافیان شما نظر بده. دوستتون, دخترخاله تون و کم کم باید نگران همه دخترها و خانوم های اطرافتون باشید که نامزدتون...
چهارشنبه 15 بهمن 93, 15:15
نظرات دوستان برای من بسیار جای تامل داره , چطور وقتی یه خانوم که همسرش بهش خیانت میکنه یا کتکش میزنه میاد اینجا همه به صبر دعوتش میکنند و اگه این وسط یک نفر بیاد بگه باید جدا بشی همه بهش میتوپند که...
پنجشنبه 09 بهمن 93, 15:45
دوست عزیز
من کاملا درک میکنم که این مساله در حال هزار بزرگترین مشکل شماست, اما باور کنید که مشکل بزرگ و غیرقابل حلی نیست. فقط یک ماه از ازدواج شما گذشته. درسته که زوج های جوان اوایل ازدواج باید...