شکوفه جان من یه بار اقدام جدی برا طلاق کردم و از کارم هم یه ماه مرخصی گرفتم، ولی با واسطه خانوادش و خودش که اظهار ندامت و پشیمانی می کرد برگشتم سره زندگیم ، حتی تا مراحل اولیه طلاق پیش رفته بودم، از...
شکوفه جان من یه بار اقدام جدی برا طلاق کردم و از کارم هم یه ماه مرخصی گرفتم، ولی با واسطه خانوادش و خودش که اظهار ندامت و پشیمانی می کرد برگشتم سره زندگیم ، حتی تا مراحل اولیه طلاق پیش رفته بودم، از...
خیلی ممنون saharjavid جان دعام کنید ، این روزا اصلا حالم خوب نیست، من چه جوری می تونم تمرکزمو رو درسم بذارم؟؟؟؟
به نظرتون برم خونه پدرم؟ منو خانوادم تو یه شهر نیستیم دور از همیم،و در ضمن من شاغل هم...
eghlima جان خیلی ممنون، نمی دونم تصمیم برا طلاق درسته یا نه، ولی اینو می دونم که شرایطم از اینه که هست بهتر میشه ، چون باور کنید من به طلاق عاطفی رسیدم
حتی دوست ندارم با شوهرم رابطه جنسی داشته...
saharjavid: باشه عزیرم خیلی آروم شدم، ممنون که کمکم می کنید :43:
آره عزیزم خودمم احساس می کنم روحم تو عذابه همش کابوس می بینم، همش کارم شده گریه، به خودم باید بیام ، خودمو یادم رفته
نه این دفعه خیلی بهش فکر کردم، کاری نمی کنم که پشیمون بشم، پدرم خیلی دوسم داره،...
saharjavid جان می دونی این شرایطو من از خیلی وقت پیش داشتم و تحمل می کردم ولی وقتی پای یه نفر دیگه در میونه ، دیگه نمی خوام با چنین کسی زیر یه سقف باشم، من خیلی شوهرمو دوست داشتم، ولی الان نه، اشتباه...
she جان ممنون که بهم روحیه میدی، بعد آشناییم با شوهرم تو رو در بایسی قرار گرفتم و باهاش ازدواج کردم، میدونم تو اون سن ازدواج کردنم کاره خیلی اشتباهی بود،
تو دوره ی آشناییمون حتی بهم اجازه نمی داد...
she جان همین کارو میکنم اینجا هم که اومدم به اصرار یکی از دوستام بوده تا اگه بشه با یه راه حلی بتونم زندگیمو ادامه بدم، من خیلی دوستش داشتم ولی الان ازش متنفرم ولی چاره ای جز طلاق نیست، الان خیلی...
مشکل من اینه که شوهرم سر مسایل جزئی هم عصبی میشه، و دوست داره مسایلی که بین من قبلا پیش اومده رو دوباره تکرار کنه و دوست داره همش گریه منو ببینه، خیلی بدبینه و اشلا دوست نداره من به تحصیلاتم ادامه...
ممنون مریم جان، من 25 سالمه، شوهرم هم 28 سالشه، من لیسانس مهندسی برق هستم و شوهرم هم فوق کامپیوتر هستش، اون کارمند بانک هستش، سره حساب بار کردن تو بانکی که شوهرم اونجا کار می کرد آشنا شدم، و از اونجا...
اونم سر مسائل جزئی که آخرین بارم باعث شد، زمانی که حامله بودم، با کتکاش باعث سقطش بشه، من اینو خواست خدا می دونم، شاید داره به نوعی کمکم می کنه :54:
من تو زندگی به همه چی قانع بودم، برای اینکه برا خودمون خونه بگیریم ، از تمام خواسته هام گذشتم، چون می خواستم زندگی کنم ولی زندگی که طرف مقابلت برات حرمتی و ارزشی قائل نباشه باید تموم بشه
با سلام
اولا خیلی خوشحالم که می تونم جایی حرفامو بزنم که براش ارزش قائل هستند، من تو زندگیم خیلی سختی دیدم و تحمل کردم ولی این دفعه بریدم، احساس می کنم ادامه زندگم با شوهرم آسیبش بیشتر به خودم می...