سه شنبه 09 آبان 91, 05:30
در ماجرایی کمی مشابه بودم. اتفاقی متوجه پنهان کاری همسرم شدم. به جان مادرش و من قسم خورد که اشتباه می کنم.
تا اینکه ده روز پیش شواهدی پیدا شد که قابل حاشا کردن نبود. کار جالبی که کرد (هر چند که...
پنجشنبه 02 شهریور 91, 01:20
یک شب من حالم خیلی بد شد و رفتم بیمارستان.
توی بیمارستان به من گفتند که بخاطر فشار روحی شدیدی که بهت وارد شده می تونی از همسرت شکایت کنی. چون شرایطت خیلی حاد هست.
وقتی برگشتم بهش گفتم که به من...
پنجشنبه 02 شهریور 91, 00:47
قطع کردم. نمی دونستم باید چیکار کنم. زنگ زدم موبایلش خاموش بود.
دوباره زنگ زدم شرکت. گفتم ببخشید می شه ببینید شاید هنوز از شرکت بیرون نرفته باشند صداشون کنید.
گفت با موبایلشون تماس بگیرید.
گفتم...
پنجشنبه 02 شهریور 91, 00:36
بلو اسکای عزیز،
با این که می دونستم یه چیزی را داره پنهان می کنه، اما عچیب بهش اعتماد داشتم. چشماش خیلی معصومه.
من دارم این ماجرا را می نویسم تا آقایون بدونن که اگر پنهان کاری می کنند حداقل با...
پنجشنبه 02 شهریور 91, 00:18
یک ماه پیش روابط ما سر یک مساله بحرانی شد. مشکلی داشتیم که به شدت من را عصبی و تحت فشار گذاشته بود. خودش هم از نظر شرایط کاری و مالی در شرایط مناسبی نبود.
همونطور که آقایون بحران عاطفی را درک نمی...
چهارشنبه 01 شهریور 91, 23:53
سلام
من کاری کرده ام که هر چند احساس می کنم نقش همسرم و پنهان کاریهاش در این کار کم نبوده، اما خودم به شدت عذاب وجدان دارم.
وقتی که با همسرم نامزد بودم، برای تحقیق و به اصطلاح این که از چند و...