اولین تولد بعد عقدم شوهرم ماموریت بود و این خیلی اذیتم میکرد.40روز بود همو ندیده بودیم و توی همین 40 روز تولد من بود.1شب خونوادش زنگ زدن و ما رو برا شام دعوت کردن خونشون.وقتی رفتیم دیدم...