پنجشنبه 11 اسفند 90, 15:57
ترانه جان بهت تبریک میگم
نمیخواستام چیزی بنویسم،چون زیاد نمیتونم درست مشاوره بدم.
ولی انگار یه حسی همش بهم میگفت برا مامانم بنویس که منو نابود نکنه.
عزیزم،یه موجود بی گناه در وجودت هست که...
چهارشنبه 23 آذر 90, 19:41
چیزی نیمیگید چرا.
یه راهنمای اساسی بکنید که من راهت بشم، خسته شدم،کارم شده گریه
۲-۳ روز هست از شدّت بغضی که کردم گلو درد گرفتم،مامانم میگه برو شربته سرما خوردگی بخور ولی خبر نداره که یه بغض...
چهارشنبه 09 آذر 90, 21:41
ممنون از لطف همتون
بله خدا رو شکر دخترم صحیح و سالم دنیا اومد. خیلی سخت بود که شوهرم پیشم نبود همین الانشم سخته برام. شوهرم همون شب بهم زنگ زد هر روز زنگ زده و جویای احوالم شده. گیر میداد که عکس...
پنجشنبه 12 آبان 90, 18:27
ملیسا جان من در سطحی نیستم که بتونم مشاوره بدم.
اما میخواستم یه چیزی رو بهت بگم، اینکه نامزدت گفته ضعیف هستی فکر کنم راست گفته چون هنوز هیچی نشده فکر جدایی افتادی اونم فقط به خاطره یه حرف...
پنجشنبه 12 آبان 90, 02:41
ممنون از همگی
شب نم عزیزم شاید این خواست خداست که توی این دوران با این همه مساله و مشاجره خیلی نسبت به قبلان ریلکستر هستم. من فکر جدا شدن از شوهرم نیستم، امیدم به خداست و به راهنمایهای شماها...
چهارشنبه 11 آبان 90, 12:18
میگه آزاد میخوام باشم، میگه کاری به کارم نداشته باش، میگه تا وقتی که درسم تموم نشده همونجا بمون (پول ندارم من) یا مثلا بعضی وقتا که دیگه میخواد عصبیم کنه میگه دوست دختر هم بگیرم کارم نداشته...
چهارشنبه 11 آبان 90, 11:42
من نمیتونم دیگه بیشتر از این خودمو تغییر بدم، فرشتهٔ مهربان از وقتی که پستتو خوندم ،همش تو فکر تغییر دادن خودم هستم، هرچی هم تلفنی باهاش صحبت کردم، میبینم دارم همش کوتاه میام، هرچی میگه کوتاه ...
چهارشنبه 11 آبان 90, 04:20
واقعا همتونو دوست دارم
همتونو به خدا!!
بالهای صداقت خیلی خوب صحبت میکنین،خیلی خوب راهنمای میکنید
ایشالا که موفق باشید
ایشالا که همهٔ بچهای تالار مشکلشون حل بشه،مشکله منم حل بشه:323:
سه شنبه 03 آبان 90, 01:54
من از این تایپک دیگه استفاده نمیکنم،چون خیلی سریع به نتیجه رسید. ممنون میشم از فرشته مهربان اگر این تایپک رو قفل کنند.
ممنون از همگی
به امید خوشبختی
سه شنبه 03 آبان 90, 01:52
ممنونم دختر مهربون که تایپکه منو همیشه دنبال میکنی.
سوالای که کرده بودی،اینکه گفت بودین تو این مدت پیش مشاور رفتم یا نه؟ راستش نه.چون به هیچنون راضی نمیشه بیاد،فکر میکنه خودش از همه بیشتر...
پنجشنبه 27 مرداد 90, 14:37
سلام به همه. ببخشید که دیر نوشتم.از وقتی که اومدم ایران زیاد روزای خوبی نداشتم.هفته اول غیلی خوب بود کلی شوهرم مهربون شده بود بعدش سر یک سری هرف خاله زنکی دوباره شد همون اش و همون کاسه. خیلی...
دوشنبه 16 خرداد 90, 18:25
ممنون از همگی
خانم بالهای صداقت ممنون از ۲ نکته مهم.واقعا قبول دارم حرفتون رو، چون از وقتی که محکم گفتم دیگه خونه باید بگیری و مستقل بشیم همش دنبال خونست و حتا در مورد مطب زدن توی روستشن با من...