<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
	<channel>
		<title>تالار گفتگوی همدردی:سایت تخصصی مشاوره ازدواج و مشاوره خانواده - وبلاگ ها - برای خوشبختی روانشناسی کافی نیست توسط مدیرهمدردی</title>
		<link>https://www.hamdardi.net/blog.php?u=28</link>
		<description>مشاوره خانواده و مشاوره ازدواج برای انتخاب همسر و زندگی بهتر و خانواده خوشبخت</description>
		<language>fa</language>
		<lastBuildDate>Tue, 16 Jun 2026 08:12:47 GMT</lastBuildDate>
		<generator>vBulletin</generator>
		<ttl>60</ttl>
		<image>
			<url>https://www.hamdardi.net/images/styles/BlueDemon/misc/rss.jpg</url>
			<title>تالار گفتگوی همدردی:سایت تخصصی مشاوره ازدواج و مشاوره خانواده - وبلاگ ها - برای خوشبختی روانشناسی کافی نیست توسط مدیرهمدردی</title>
			<link>https://www.hamdardi.net/blog.php?u=28</link>
		</image>
		<item>
			<title>آیات و روایت گلچین و اتفاقی</title>
			<link>https://www.hamdardi.net/entry.php?b=14</link>
			<pubDate>Tue, 25 Nov 2014 11:04:12 GMT</pubDate>
			<description>---نقل قول (بوسیله hamed-kr)--- 
بسم الله الرحمن الرحیم 
 
سلام 
 
جناب محترم مدیر همدردی عزیز به قول خودشون و به بهانه این پست دلشون هوای کنگره عرش...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore"><div class="bbcode_container">
	<div class="bbcode_quote">
		<div class="quote_container">
			<div class="bbcode_quote_container"></div>
			
				<div class="bbcode_postedby">
					<img src="images/styles/BlueDemon/misc/quote_icon.png" alt="نقل قول" /> نوشته اصلی توسط <strong>hamed-kr</strong>
					<a href="showthread.php?p=362984#post362984" rel="nofollow"><img class="inlineimg" src="images/styles/BlueDemon/buttons/viewpost-left.png" alt="نمایش پست ها" /></a>
				</div>
				<div class="message">بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
سلام<br />
<br />
جناب محترم مدیر همدردی عزیز به قول خودشون و به بهانه این پست دلشون هوای کنگره عرش رو کرد و یادشون به بی وطنی بشر حس گرا افتاد که بجای استفاده و عبور کردن از علامت های راهنمایی که عقل تجربه گرا در اختیار انسان میذاره قطب نمای وحی رو فراموش کرد و سجاده اش رو  ، رو به کعبه علم جدید پهن کرد و به تقدیس  ساینس مشغول  و پدیده ای که اگر در سایه وحی از اون استفاده میشد مرکبی راهوار تر در اختیار بشر قرار میداد تبدیل به بتی شد که رهزن عطش انسان به وطنش شد و سرنوشت خودش رو به دست این سنت الهی سپرد :<br />
<br />
 وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ  : و نباشيد مثل كسانى كه خدا را فراموش كردند و خدا هم خودشان را از يادشان برد<br />
<br />
این دفعه انسان برای پر کردن خلاهای درونش ابزار کارآمد تری رو به دست هوای نفسش داد ، چیزی که تا حدی رنگ و بوی عقل هم میداد ولی به قول حضرت امیر «چه بسا عقل که در چنگ هوای نفس اسیر شده، هوا، امیر اوست» و فکر کرد دیگه احساس امنیت خواهد کرد اما: <br />
<br />
نی به هند است ایمن و نی در یمن<br />
آنکه خصم اوست ســایه خویشــتن<br />
<br />
به واسطه ابزار هایی که بت علم جدید در اختیار هوای نفس قرار میداد آدم مشغول به ساخت انواع ابزار غفلت از درد بی دردی ناشی از عدم هویت خودش شد و دریای بیکرانی از توجیهات به ظاهر عقلی از اختلال هورمون گرفته تا.....................علت العلل رنج انسان فرض کرد و میلیون ها و بلکه میلیارد ها قربانی رو در برابر خدای جدید قربانی کرد و این خاصیت بی دردی یا بهتر بگم بد دردی بود<br />
<br />
غفلت و بی‌دردیت فكر آورد <br />
در خیــالت نكتــه بــكر آورد<br />
<br />
<br />
قرآن در رابطه با توهّم‌زدگي، سخن شيطان را به عنوان يك تفكر منفي چنين مطرح مي‌فرمايد‌ كه شيطان گفت: <br />
<br />
<b>«‌وَ لأُضِلَّنَّهُمْ وَ لأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَ <font color="#ff0000">لآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ </font>وَ مَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا» </b> من انسان‌ها را نسبت به اهداف حقيقي‌شان غافل مي‌كنم و آرزوهاي دروغ و وَهمي را در خيال آن‌ها رشد مي‌دهم، و حتماً حتماً امرشان مي‌كنم كه گوش‌هاي چهارپايان را سوراخ كنند و حتماً حتماً تحريكشان مي‌كنم تا خلقت خدا را تغيير دهند.<br />
<br />
بعد در ادامه مي‌فرمايد‌:‌<b> «<font color="#ff0000">يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا</font>»</b> انسان‌ها را وعده‌هاي دروغ مي‌دهم و گرفتار آرزوهاي وَهمي ‌مي كنم، و وعده‌هاي شيطان چيزي جز فريب نيست.<br />
<br />
شاید ساعت ها بشه در مورد این آیه و تناسبش با تمدنی که تمام هدفش شده تغییر خلقت خدا برای برای رسیدن به آرزوهای وهمی سخن گفت ، آرزوهایی چندان ترسناک که هویت آدم رو چنان تغییر میده که:<br />
<br />
<a href="http://www.yjc.ir/fa/news/4158926/%D9%BE%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%B3%DA%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%B1" target="_blank">پيوند صورت سگ به انسان+تصاوير</a><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
به هر حال این تمدن بی خدا ویران خواهد شد و بسیاری از انگاره های بی محتوایی که خودشون رو به اسم علم بزک کردن ازبین خواهد رفت و این چیزی هست که متفکرین خود غرب درباره اش دلایل زیادی آوردن و خیلی زودتر از ماها به تماشای افول این امپراطوری خودشیفته نشستن ، و اگر درکش برای ما سخت و بلکه غیر ممکن هست عجیب نیست این نتیجه دلبستگی ما به این غول بی شاخ و دم هست:<br />
<br />
<br />
چون غرض آمد هـنر پوشیده شـد <br />
صد حجاب از دل بسوی دیده شد <br />
.<br />
.<br />
.<br />
یــارب از ابــر هــدایت برســان بارانی<br />
پیشتر زانکه چو گردی زمیان برخیزم</div>
			
		</div>
	</div>
</div></blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>مدیرهمدردی</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">https://www.hamdardi.net/entry.php?b=14</guid>
		</item>
		<item>
			<title>اینگونه همیشه خوشبخت باشیم</title>
			<link>https://www.hamdardi.net/entry.php?b=13</link>
			<pubDate>Wed, 13 Aug 2014 06:04:35 GMT</pubDate>
			<description>---نقل قول (بوسیله مدیرهمدردی)--- 
راههای خوشبختی و آرامش ماندگار و با ثبات برای من و تو..... (خطبه متقین، همام) 
بسيار شده است که من و تو سرگشته و...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore"><div class="bbcode_container">
	<div class="bbcode_quote">
		<div class="quote_container">
			<div class="bbcode_quote_container"></div>
			
				<div class="bbcode_postedby">
					<img src="images/styles/BlueDemon/misc/quote_icon.png" alt="نقل قول" /> نوشته اصلی توسط <strong>مدیرهمدردی</strong>
					<a href="showthread.php?p=695#post695" rel="nofollow"><img class="inlineimg" src="images/styles/BlueDemon/buttons/viewpost-left.png" alt="نمایش پست ها" /></a>
				</div>
				<div class="message"><font size="3">راههای خوشبختی و آرامش ماندگار و با ثبات برای من و تو..... (خطبه متقین، همام)<br />
بسيار شده است که من و تو سرگشته و حيران دنبال راهکاري مي گرديم که چگونه از دردسري نجات يابيم؟ يا چگونه از مشکلي پيشگيري کنيم؟ يا با مصيبتي کناربيائيم؟ يا زمينه رشدي پيدا کنيم؟ يا کمالي را تجربه کنيم ؟ يا آرامشي را به آغوش بکشيم؟ يا لذتي را تجربه کنيم؟ و در کل چگونه خوشبختي و رضايت از زندگي را جزء تجارب دائم خود کنيم؟<br />
اما هر کس راهي را نشان مي دهد، هرکس شمعي در دست و مسيري را اشاره می کند. فلسفه ، جامعه شناسي، روانشناسي و  ....، هر يک با هزاران سئوال و فرضيه و تئوري هر کدام در دل خود مسيرهاي متفاوت و گاها مخالفي را نشان مي دهند. غافل از آنيم که جواب اساسي ترين سئوالها و پرسش هاي کلي زندگي همه و همه ، با لطف و کرم يگانه آفريننده بي همتاي ما، و آن يگانه حکيم مهربان، بر ما روشن شده است و از پاکترين واسطه ها و زبانها ، مکررا پاسخ گفته شده است. <br />
در ذيل نمونه اي از اين پاسخها که در مورد پرهيزکاران ( که همانا انسانهاي کامل و سعادتمندی هستند) را از زبان شيرين حضرت علي عليه السلام همو او که سراسر زندگي، رفتار، اعمال و سخنانش اسوه همه انسانها بود.  چه آن هنگام که مشکي پير زني را به دوش مي کشيد، چه آن هنگام که شجاعانه غضب خود را کنترل مي کرد، چه آن هنگام که عادلانه در مورد قاتلش حکم مي داد، چه آن هنگام که فروتنانه تسليم قانون مي شد، چه آن هنگام که مهربانانه در خانه به همسر گراميش کمک مي کرد، چه آن هنگام که سخنورانه مردم را به راه راست رهنمون بود، چه آن هنگام که عالمان پاسخ شبهه افکنان را مي داد، چه آن هنگام که عاشقانه با حضرت حق راز و نياز مي کرد، چه آن هنگام که شجاعانه بر جاي پيامبر خوابيد ، چه آ« هنگام که صبورانه در شعب ابيطالب ، سختي ها را تحمل کرد، چه آن هنگام که عادلانه و سخت گيرانه شمع بيت المال را خاموش کرد، و هزاران هزار از این دست....<br />
<br />
و از نشانه‏هاى پرهيزكاران اين است كه او را اينگونه مى‏بينى:<br />
</font><b><font color="#0000ff"><br />
</font></b><br />
<ul><li style=""><b><font color="#0000ff">در ديندارى نيرومند، نرمخو و دور انديش است.</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">داراى ايمانى پر از يقين</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">حريص در كسب دانش</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">با داشتن علم بردبار</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">در توانگرى ميانه رو</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">در عبادت فروتن</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">در تهيدستى آراسته</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">در سختى‏ها بردبار</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">در جستجوى كسب حلال</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">در راه هدايت شادمان</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">پرهيز كننده از طمع ورزى</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">اعمال نيكو انجام مى‏دهد و ترسان است</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">روز را به شب مى‏رساند با سپاسگزارى</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">شب را به روز مى‏آورد با ياد خدا</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">شب مى‏خوابد اما ترسان</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">بر مى‏خيزد شادمان</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">ترس براى اينكه دچار غفلت نشود</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">شادمانى براى فضل و رحمتى كه به او رسيده است.</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">بردبارى را با علم، و سخن را با عمل، در مى‏آميزد.</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">آرزويش نزديك</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">لغزش‏هايش اندك</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">قلبش فروتن</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">نفسش قانع</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">خوراكش كم</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">كارش آسان</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">دينش حفظ شده</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">شهوتش در حرام مرده</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">خشمش فرو خورده است</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">مردم به خيرش اميدوار، و از آزارش در امانند</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">اگر در جمع بى‏خبران باشد نامش در گروه ياد آوران خدا ثبت مى‏گردد</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">اگر در گروه ياد آوران باشد نامش در گروه بى‏خبران نوشته نمى‏شود.</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">ديگران را مورد عفو قرار مي دهد</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">به آن كه محرومش ساخته مى‏بخشد</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">به آن كس كه با او بريده مى‏پيوندد</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">از سخن زشت دور،</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">گفتارش نرم</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">بدى‏هاى او پنهان و كار نيكش آشكار است</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">نيكى‏هاى او به همه رسيده</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">آزار او به كسى نمى‏رسد</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">در سختى‏ها آرام</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">در ناگواريها بردبار</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">در خوشى‏ها سپاسگزار است</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">به آن كه دشمن دارد ستم نكند</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">نسبت به آن كه دوست دارد به گناه آلوده نشود</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">پيش از آن كه بر ضد او گواهى دهند به حق اعتراف مى‏كند</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">آنچه را به او سپرده‏اند ضايع نمى‏سازد</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">آنچه را به او تذكّر دادند فراموش نمى‏كند</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">مردم را با لقب‏هاى زشت نمى‏خواند</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">همسايگان را آزار نمى‏رساند</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">در مصيبت‏هاى ديگران شاد نمى‏شود</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">در كار ناروا دخالت نمى‏كند</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">از محدوده حق خارج نمى‏شود.</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">اگر خاموش است سكوت او اندوهگينش نمى‏كند</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">اگر بخندد آواز خنده او بلند نمى‏شود</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">اگر به او ستمى روا دارند صبر مى‏كند تا خدا انتقام او را بگيرد.</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">نفس او از دستش در زحمت، ولى مردم در آسايشند.</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">براى قيامت خود را به زحمت مى‏افكند، ولى مردم را به رفاه و آسايش مى‏رساند.</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">دورى او از تكبّر و خود پسندى، و نزديكى او از روى حيله و نيرنگ نيست.</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">اگر نفس او در آنچه دشوار است فرمان نبرد، از آنچه دوست دارد محرومش مى‏كند.</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">روشنى چشم پرهيزكار در چيزى قرار دارد كه جاودانه است، و آن را ترك مى‏كند كه پايدار نيست،</font></b></li><li style=""><b><font color="#0000ff">دورى او از برخى مردم، از روى زهد و پارسايى، و نزديك شدنش با بعضى ديگر از روى مهربانى و نرمى است.</font></b> </li></ul></div>
			
		</div>
	</div>
</div></blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>مدیرهمدردی</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">https://www.hamdardi.net/entry.php?b=13</guid>
		</item>
		<item>
			<title>3 مصیبت آدمی!!!</title>
			<link>https://www.hamdardi.net/entry.php?b=12</link>
			<pubDate>Wed, 13 Aug 2014 05:48:17 GMT</pubDate>
			<description>شخصى محضر *امام زين العابدين* علیه السلام رسيد و از وضع زندگيش شكايت نمود. 
امام فرمود: بيچاره فرزند آدم هر روز گرفتار *سه مصيبت* است كه از هيچكدام...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">شخصى محضر <font color="#006400"><b>امام زين العابدين</b></font> علیه السلام رسيد و از وضع زندگيش شكايت نمود.<br />
امام فرمود: بيچاره فرزند آدم هر روز گرفتار <font color="#ff0000"><b>سه مصيبت</b></font> است كه از هيچكدام از آنها پند و عبرت نمى گيرد. اگر عبرت بگيرد دنيا و مشكلات آن برايش آسان مى شود.<br />
<br />
<br />
<font color="#ff0000"><b>مصيبت اول</b> </font>اينكه، هر روز از عمرش كاسته مى شود. اگر زيان در اموال وى پيش بيايد غمگين مى گردد، با اينكه سرمايه ممكن است بار ديگر باز گردد ولى عمر قابل برگشت نيست .<br />
<br />
<br />
<font color="#ff0000"><b>مصيبت</b> <b>دوم</b></font><b> :</b> هر روز، روزى خود را مى خورد، اگر حلال باشد بايد حساب آن را پس ‍ بدهد و اگر حرام باشد بايد بر آن كيفر ببيند.<br />
<br />
<br />
سپس فرمود:<font color="#ff0000"><b>سومى مهمتر</b></font> از اين است .<br />
گفته شد، آن چيست ؟<br />
امام فرمود:هر روز را كه به پايان مى رساند يك قدم به آخرت نزديك شده اما نمى داند به سوى بهشت مى رود يا به طرف جهنم ؟!</blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>مدیرهمدردی</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">https://www.hamdardi.net/entry.php?b=12</guid>
		</item>
		<item>
			<title>آیا رایج شدن ارتباطات مخفی و احساساتی راه مناسبی برای همسرگزینی هست؟</title>
			<link>https://www.hamdardi.net/entry.php?b=10</link>
			<pubDate>Sat, 28 Sep 2013 19:33:11 GMT</pubDate>
			<description>---نقل قول (بوسیله مدیرهمدردی)--- 
---نقل قول--- 
سلام بر دوستان  عزیز ، من با نظرتون موافقم که در گیر شدن احساسات به بازی گرفتن احساسات ی دختر و...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore"><div class="bbcode_container">
	<div class="bbcode_quote">
		<div class="quote_container">
			<div class="bbcode_quote_container"></div>
			
				<div class="bbcode_postedby">
					<img src="images/styles/BlueDemon/misc/quote_icon.png" alt="نقل قول" /> نوشته اصلی توسط <strong>مدیرهمدردی</strong>
					<a href="showthread.php?p=297517#post297517" rel="nofollow"><img class="inlineimg" src="images/styles/BlueDemon/buttons/viewpost-left.png" alt="نمایش پست ها" /></a>
				</div>
				<div class="message"><div class="bbcode_container">
	<div class="bbcode_quote">
		<div class="quote_container">
			<div class="bbcode_quote_container"></div>
			
				سلام بر دوستان  عزیز ، من با نظرتون موافقم که در گیر شدن احساسات به بازی گرفتن احساسات ی دختر و داغون میکنه ولی میشه بگید توی این دورو زمونه کدوم پسری یهو بدون هیچ شناخته کاملی یهو خواستگاری رسمی میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟ جریانو به خانواده ها میکشونه؟؟؟؟این ماله قدیما بوده... الان دیگه پسرا حداقل چندین ماه  حداکثر چندین سال با یکی میمونن باهاش آشنا میشن .....
			
		</div>
	</div>
</div>با سلام و احترام<font color="#ff0000">بله این روزها پسرها بدون رسمی کردن، و اطلاع خانواده ها چندین ماه دختری را به بازی می گیرند.(و دختر هم می خواهدکه تن به این بازی بدهد)، شاید یکی از دلایل عمده اینکه بر عکس قدیما این روزها شکست های عاطفی ، درگیری های ذهنی، خیانت و طلاق ها زیاد شده همین سبک های فریبنده و مخفی امروزی هست که مد شده است.هر چیزی که رایج شد که معنی درست بودن نمی دهد.اگر دروغ، خیانت ، و .... زیاد شد، آیا خوب هست و باید تجویز شود و مورد استقبال قرار گیرد؟!!!</font>دقت کنید، ما نمی گوییم پسری ناشناخته دختری را به همسری برگزیند (سنتی مثل قدیم)، بلکه می گوییم هر چقدر می خواهد شناخت پیدا کند و بررسی کند اشکال ندارد، لیکن چرا یواشکی؟! چرا توی خلوت؟! چرا بدون در جریان گذاشتن دیگران؟! معمولا یواشکی و پنهان کاری برای کلاهبرداری، سوء استفاده و ... .هست. ازدواج که انتخاب مهمی هست. چرا نباید خانواده ها و دیگران مسیر را ببینند؟بله اگر پسری به جای شناخت بخواهد از دختری بهره ببرد، و با ایجاد درگیری احساسی و به وجود آوردن وابستگی  لذت بگیرد، با او ماچ و بوسه، و لمس، آغوش و مسائل جنسی و ... بخواهد ، بهترین کار مخفی کاری و خلوت کاری و ... هست. لیکن خواستگاری معنی ازدواج نمی دهد.خواستگاری یک فرایند از یک مسیر عمد برای بررسی و شناخت دختر و پسر هست. این شناخت ممکن است 6 ماه، 9 ماه یا حتی یکسال طول بکشد. لیکن همه مسیر امن هست. و نه سرعت غیر مجازی هست، و نه تخلفی و .....<font color="#8b4513"><b>خلاصه:</b></font><font color="#0000cd">هر گونه ارتباط دختر و پسر برای شناخت یکدیگر به شرطی مفید هست، که به جای مخفی کاری و پرورش احساسات محض و ایجاد وابستگی و فریب، کاملا رسمی و آشکار بوده و مراحل صحیح و درست پیش برود.</font></div>
			
		</div>
	</div>
</div></blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>مدیرهمدردی</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">https://www.hamdardi.net/entry.php?b=10</guid>
		</item>
		<item>
			<title>کی چقدر برای چی انرژی خرج می کنه؟</title>
			<link>https://www.hamdardi.net/entry.php?b=9</link>
			<pubDate>Sun, 02 Jun 2013 19:16:42 GMT</pubDate>
			<description>سلام  
1 - اگر باور کنیم به دنیا آمده ایم 
2 - اگر باور کنیم از دنیا می رویم 
3 - اگر باور داشته باشیم که با مرگ نیست و پوچ نمی شویم و  زندگی ما بی...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">سلام <br />
<font color="#ff0000">1 - اگر باور کنیم به دنیا آمده ایم<br />
2 - اگر باور کنیم از دنیا می رویم<br />
3 - اگر باور داشته باشیم که با مرگ نیست و پوچ نمی شویم و  زندگی ما بی نهایت هست<br />
4 - اگر باور کنیم که نحوه زندگی و آرامش پس از مرگمان حاصل فعالیت های این جهانی ماست.</font><br />
<b>پس:</b><br />
<b>پس برای لذت و راحتی 80 تا 100 سال زندگی  در ا ین دنیا  لازم هست به همین نسبت انرژی بگذاریم.</b><br />
<br />
و برای لذت و آرامش بی نهایت سال زندگی پس از مرگ(چون بی نهایت در ذهن ما نمی گنجد شما می توانید کمش کنید و بگوید مثلا 10000000000000 میلیارد سال) باید به همین تناسب انرژی بیشتری بگذاریم ونگرانش باشیم. آیا واقعا همین طوره؟!!!!<br />
<br />
<font color="#800000"><b>حالا شما چقدر برای چی انرژی می گذارید؟</b></font><br />
برای حرفهای دیگران، برای چند وعده غذا، موقعیت اجتماعی، رفاه ، تحصیل ، شغل ، همسر و  آنچه در این چند سال این جهانی باهاشون درگیریم، چه میزان انرژی خرج می کنیم؟<br />
<br />
 برای سفر پس از مرگ چقدر انرژی می گذاریم؟ چقدر آگاهی کسب می کنیم؟ چقدر عمل می کنیم؟و چقدر نظارت می کنیم و چه غصه هایی می خوریم و چه جبرانهایی را می کنیم و چه اطمینان ها و احتیاطهایی را داریم؟ و از همه مهمتر چقدر از کلیشه های ذهنی حاکم بر ذهن خود بیرون می آییم و عمیق نسبت به آنها فکر کرده و اداراک می کنیم؟ و بعد عمل می کنیم.<br />
<br />
یک مشکلی که دیگری برای چند روزه زندگیمان ایجاد کرده است؟<br />
یک مقدار مالی که زندگیمان را راحت تر می کند؟<br />
و یک بیماری ، ورشکستگی  و گرفتاری؟ اینها چه میزان از انرژی ما را می گیرند و در برابر مطلق و بی نهایت و جاودان زندگی ما چقدر می ارزد و برایش دلمشغولی داریم .<br />
باید دوباره خودمان ، افکارمان و رفتارمان را بسازیم و انرژی هایمان طور دیگر تقسیم کنیم. <br />
ظاهرا 99 درصد انرژی ما خرج یک قطره از این دریای بی کران زندگی می شود یعنی خرج چند سال زندگی این دنیا. و کمتر از 1 درصد انرژی ما معطوف به حیات بی نهایت پس از مرگ هست.<br />
اگر امروز از دنیا برویم. 99 درصد انرژی که خرج غصه های این جهانی شد در خاک می شود. و مائیم و بی نهایت و دست خالی:323:<br />
<br />
یک روزمان را دقیقا از صبح تا شام ثبت کنیم. چه کارهایی را با چه هدفی انجام می دهیم؟ چه میزان از این فعالیتها برای همان روز وچند روز زندگی این جهانی مفید هست و چه کارهایمان تضمین کننده بی نهایت سال زندگی پس از مرگ هست؟<br />
<b>دقت کنیم که بی نهایت زندگی را به چند سال زندگی پر مشقت این دنیا نبازیم!!!!!</b><br />
<br />
<br />
<br />
====<br />
<b>تبصره:</b><br />
برای ساده سازی چنین نوشتیم. در حالیکه هر کس 100 را داشته باشد حتما 90 هم پیش اوست.<br />
اگر کسی برای بی نهایت سال زندگی تصمیم بگیرد و روشی را اتخاذ کند و به کار بگیرد ، بی گمان این چند سال این دنیایی را هم با آرامش طی می کند اگرچه ممکن است در بعضی جاها رنجهایی را تحمل کند که آن رنجها هم برایش لذت بخش خواهند بود.</blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>مدیرهمدردی</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">https://www.hamdardi.net/entry.php?b=9</guid>
		</item>
		<item>
			<title>مشکلات بی پایان ما</title>
			<link>https://www.hamdardi.net/entry.php?b=4</link>
			<pubDate>Fri, 15 Mar 2013 12:17:03 GMT</pubDate>
			<description>تا وقتی در بازی زندگی مشغولیم و نگاهی فراتر از جسممان به وجودمان نمی کنیم مشکلات بی پایان ما ادامه دارد. 
 
 
تا وقتی داریم بازی می کنیم، همه چیز جدی...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">تا وقتی در بازی زندگی مشغولیم و نگاهی فراتر از جسممان به وجودمان نمی کنیم مشکلات بی پایان ما ادامه دارد.<br />
<br />
<br />
تا وقتی داریم بازی می کنیم، همه چیز جدی هست. و تمرکز ما بر چنین برد و باخت هایی، ما را از بیرون بازی غافل می کند.<br />
<br />
<br />
چند سال پیش در خلال بازی های جام جهانی شنیدم طرفداران یک تیم از ناراحتی باخت تیمش سکته کرده و مرده است. همچنین کسانی را شنیدم که خودکشی کرده اند یا کسی را به خاطر باخت تیمشان کشته اند.<br />
اینکه یک بازی تا اینقدر مهم می شود واقعا طبیعی هست.<br />
<br />
<br />
<font color="#ff0000"><b><br />
بازی زندگی ما که محدود به پرانتز بین تولد و مرگ هست، گاهی خود را چنان مهم نشان می دهد که تا زمان مرگ و آن هنگام که ما را درون قبر می گذراند ، گرفتار نگرانی های کاذب بازیهایش هستیم.<br />
خیلی چیزهای بی اهمیت مهم می شود و خیلی چیزها مهم بی اهمیت.</b></font><br />
<br />
<br />
<br />
<b>روانشناسان از روی علم و تجربه مانند داوران بازی یا مربیان بازی وارد می شوند و سعی می کنند با تدوین و تنظیم چارچوب ها و آموزشهایی،  قواعد درست پیاده شود. تا بازیکنان به حقوقشان برسند ولی آنها را متوجه مسائل بیرون بازی نمی کنند، چون در حوزه مسئولیت آنها نیست.<br />
پس  هرگز آنها را متوجه این موضوع نمی کنند که همه اینها بازی هست. و خارج از زمین بازی را هم نگاه کنند و همه جانبه زندگی را بنگرند.</b><br />
<br />
<br />
<br />
برای اینکه همه زندگی را با هم دید نگاهی فراروانشناسی نیاز هست.<br />
انسان فقط رفتارهایش نیست. فقط بازیهای زندگیش نیست.<br />
انسان جاودان هست و باید فراتر از این حق و حقوق های ظاهری ، معیارهای انسانی خود را پررورش دهد.<br />
بازی های زندگی هدفش راحتی ، آسایش ، منفعت و سودهایی هست که هم اکنون و در این زندگی حس می کنیم.<br />
مثالش:<br />
قوانین حل مسئله:<br />
مهارتهایی هست که یاد می گیریم که پس از بررسی راهی را بابیم که بیشترین سود را برایمان داشته باشد، لیکن این سود محدود به همین تن و همین خاک و همین دنیاست. و بی تفاوت به دیگران، اخلاق و حقوق انسانی هست که خدا تکلیف کرده است.<br />
<br />
<b><font color="#4b0082"><br />
انسان باید عملا تن به فهم زندگی دهد و یکبار برای همیشه هدف و مسیر خودش را به وسیله عقل و حی بیابد. و زندگی این دنیایی خود را بخش کوچک ولی زایایی در نظر بگیرد که باید برای ابدیت پرورش یابد.</font></b></blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>مدیرهمدردی</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">https://www.hamdardi.net/entry.php?b=4</guid>
		</item>
		<item>
			<title>برای خوشبختی روانشناسی کافی نیست</title>
			<link>https://www.hamdardi.net/entry.php?b=3</link>
			<pubDate>Sun, 10 Mar 2013 20:50:04 GMT</pubDate>
			<description>مرگ تنها یقین پیش روی ما 
**تولد یافتیم پس می میریم و به این امر یقین داریم. لیکن پس از مرگ؟!؟!؟! 
  
ممکن است نگاهمون در برابر دیوار سخت مرگ متوقف...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="blogcontent restore">مرگ تنها یقین پیش روی ما<br />
<b><b><div style="margin-right:40px">تولد یافتیم پس می میریم و به این امر یقین داریم. لیکن پس از مرگ؟!؟!؟!<br />
 <br />
ممکن است نگاهمون در برابر دیوار سخت مرگ متوقف شود و بعدش را نبینیم.<br />
 <font color="#006400"><b>در چنین حالتی روانشناسی کمک زیادی به ما می کند که چگونه زندگی کنیم.<br />
لیکن اگر نفوذ نگاه ما از مرگ گذشت. روانشناسی به تنهایی کافی نیست.<br />
باید فکر دیگر کنیم.</b></font><br />
 <br />
<br />
وقتی ما محدود به تولد و مرگ می شویم ، محدود به حس و علم می شویم. روانشناسی هم از شاخه علمی هست، تجربی هست و کمک کننده.<br />
لیکن اگر با تولد وجود پیدا کنیم ، اما به  مرگ پایان نپذیریم و پس از مرگ   را نیز  پیش رو داشته باشیم، باید از طرق دیگر نیز آگاهی خود را به چنین   زندگی بیفزاییم. و روانشناسی بر قوانین پس از مرگ آگاه نیست.<br />
اینطور نیست؟                                       </div><br />
</b></b></blockquote>

]]></content:encoded>
			<dc:creator>مدیرهمدردی</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">https://www.hamdardi.net/entry.php?b=3</guid>
		</item>
	</channel>
</rss>
