به انجمن خوش آمدید
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 11 , از مجموع 11
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه ۲۰ اسفند ۹۵ [ ۱۲:۱۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۸-۰۸
    نوشته ها
    253
    امتیاز
    5,720
    سطح
    48
    Points: 5,720, Level: 48
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    828

    تشکرشده 533 در 191 پست

    Rep Power
    37
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    سلام

    رژیم گرفتن ( ترک عادت ) خیلی سخته. خود آدم که بخواد و اراده کنه بازم ممکنه نتونه
    چه برسه به این که ایشون هنوز به اون سطح از خواستن و اراده نرسیدن.

    تا خودش نخواد کاری نمی شه بکنید.
    معاشرت با خانمهایی که این مشکل را دارن و دارن رفعش می کنن می تونه بهشون انگیزه بده که شروع کنند.

    خودتون نمی تونید همراهیش کنید برای پیاده روی و دویدن؟

    راستی
    شما چرا اینقدر نگران مادرتون هستید.
    یادمه تاپیک قبلیتون هم در مورد مشکل مادرتون بود که خدا را شکر بعدها گفتید رفع شد.
    خیلی ممنونم ازت شیدا جان و خوشحال شدم از اینکه مشکل قبل من درباره مادرم رو یادته که البته انتقالش دادم به انجمن آزاد.
    اولا مادرم هنوز رابطه مخفیانه خودش رو داره ولی خیلی محدودتر و محتاطانه تر شده. که من صلاح دیدم به روش نیارم و دخالتی نکنم.

    اما درباره سوال آخرتون. مادر من با اینکه روابط اجتماعیش خوبی و در شغلش هم (آرایشگری) نسبتا موفقه ولی همیشه خیلی مظلومه و همه بهش زور میگن. پدرم، برادرم، خواهرش و غیره. خب من خیلی برام سخته که می بینم خودش هم باشون راه میاد و بهشون باج میده. واقعا فقط منم که پشتشو دارم و سعی می کنم حمایتش کنم.
    مثال میزنم: مادرم ساعت 10 صبح میره آرایشگاه و ساعت 2 ظهر میاد خونه که دوباره 4 میره و تقریبا 10 شب میاد خونه. برادرم تا لنگ ظهر خونه خوابیده بعد تازه مادرم که ساعت 2 ظهر میاد خونه برادرم بهش میگه نهار چی داریم!!! و مادرم تازه وظیفه خودش می دونه و این انتظار رو برای همه اطرافیانش ایجاد کرده که باید به همه سرویس بده. اخیرا صراحتا مواخذه اش می کنم و بهش میگم که تو حمال هستی و ذاتا دوست داری حمالی دیگران رو بکنی و بهشون سرویس بدی. برای مثال وقتی پسرت از صبح تا ظهر خونه و خواب بوده و تو خسته از سرکار اومدی وظیفه نداری بهش ناهار بدی. اصلا وظیفه اون پسرته که برای تو ناهار درست کنه. ولی گوش شنوا نداره.

    مادر من حداقل رعایت های غذایی هم نمی کنه. بیشتر خانم هایی که می بینم حتی لب به شربتی که یکم قند داره هم نمی زنن و نگران چاقی شون هستند. اما مادر من هر جا شکلات و شیرینی و غیره باشه اصلا بین خودش و منی که جوون و پسر هستم فرقی نمی ذاره اندازه من می خوره.

    سالهاست توی خونه تریدمیل خریده ولی ازش استفاده نمی کنه. خودم تقریبا می تونم همراهیش کنم ولی مشکلاتی داره و خیلی ازم وقت می گیره. اولا که تا صبح راهش بندازم خودش طول میکشه. بعد تازه من اگه برای خودم بخوام ورزش کنم می دوم، ولی با مادرم باید آهسته پیاده روی کنم که برای من فایده ای نداره و صرفا همراهی برای مادرم هست.

    حقیقتش من واقعا براش احساس خطر می کنم اگه یه لحظه هم فشارش بره بالا ممکنه چشمهاش به طور جدی آسیب ببینن یا سکته کنه. که به خصوص این چند وقت هم در فامیل مون چند موردش رو داشتیم. اما خودش نمی دونم چرا اهمیتی نمیده
    =============================
    من شخصا خودم دارم فشرده برای امتحان ielts می خونم یعنی باید بخونم و فقط 2 ماه فرصت دارم. روزها میرم کتابخونه. اما حواسم باید به مادرم باشه، کارهای خونه هم فقط من انجام میدم و برادرم اصلا کمکی نمی کنه (2 سال از خودم کوچکتره)
    ویرایش توسط بابک 1369 : جمعه ۱۶ مهر ۹۵ در ساعت ۰۲:۲۰

  2. کاربر روبرو از پست مفید بابک 1369 تشکرکرده است .

    شیدا. (جمعه ۱۶ مهر ۹۵)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۲۱:۱۶ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.