به انجمن خوش آمدید
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 48
Like Tree24Likes

موضوع: همه فهمیدن که دوسش ندارم

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۱۲ اردیبهشت ۹۶ [ ۱۲:۲۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۶-۱۱
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    2,041
    سطح
    27
    Points: 2,041, Level: 27
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 37 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohanad28 نمایش پست ها
    شما زندكي تشكيل دادي لباس نيست يا مشتي اجيل و تنقلات
    هر وقت اين ديد به زندكيا تعقير كرد همه باهم ميفهميم برا دوست داشتن و دوست داشته شدن بايد تلاش كرد و اون احساس اول فقط ايجاد و شروع رابطست
    حرفاي شما درسته ولي برا فبل عقد
    وقتي غقد ايجاد شد بايد زحمت كشيد
    شما جوری صحبت میکنی که آدم از مشاوره گرفتن وحشت میکنه !!!! آدم
    نمیتونه یکیو بزور تلقین دوست داشته باشه
    چون قبل از عقد تو تصمیم گیری اشتباه کرده. زندگی باید بر اساس تفاهم ودرک و علاقه متقابل باشه , چون در لحظات سخت زندگی فقط عشق و علاقه متقابل هستش که ادامها رو کنار هم نگاه میداره. مگه دوست داشتن با زور و تهدید و... به دست میاد که شما اینطوری با ایشون صحبت میکنی؟

    من هم با نظر بهرام موافقم. یا همین الان جلوی مصیبت رو بگیر یا اینکه خودتو آماده خیلی از سختیها با این مرد بکن.
    mercedes62 likes this.

  2. 2 کاربر از پست مفید Ellie2014 تشکرکرده اند .

    hasti mah (جمعه ۰۳ اردیبهشت ۹۵),بابک 1369 (جمعه ۰۳ اردیبهشت ۹۵)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۱۲ اردیبهشت ۹۶ [ ۱۲:۲۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۶-۱۱
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    2,041
    سطح
    27
    Points: 2,041, Level: 27
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 37 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    از لقمان پرسیدند ادب از که آموختی گفت ازبی ادبان. اتفاقن دوستمون به نکته خوبی اشاره کردند .چرا از لقمان پرسیدند این سوال رو ؟ چون لقمان با ادب بود ! اما در مورد این آقا ظواهر امر نشون میده که همچین لقمان وار هم تو زندگیشون عمل نکردند. الگوی رفتارشون طبق فرمایشات شما بیشتر پدر و مادرش بودند که نتیجش این شده. اینکه شما در کنارش نه تنها احساس آرامش نمیکنی بلکه به شدت حس دلزدگی پیدا میکنی خیلی شرایط خطرناکیه برای شرو
    ع
    یه زندگی مشترک و زیر یه سقف رفتن. و این با تلقین الکی که دوستش داری درست نمیشه. چون قرار نیستش به خودت دروغ بگی .نمدونم همسر شما دقیقن چند سالشونه , ولی ایشون شدیدا به مشاوره جدی نیاز داره تا بتونه از این شرایط در بیاد و بهبود پیدا کنه. به جز یه سری مشاوره جدی هم قرار نیست معجزه ای اتفاق بیوفته و ایشون هم تغییر روش بدند در زندگیشون. تا ایشون هم تغییر روش ندند تو رفتارشون ,شما هم نمیتونی محسناتی رو در ایشون ببینی که باعث ایجاد علاقه در شما بشه. اینطوری دوست گرامی تمام طول زندگیت باید بشینی اشک بریزی و غصه بخوری. که اگه کار به اونجا برسه زجرش برای پدرو مادرت به مراتب بیشتر از طلاق هستش.
    و یادت باشه که همه ما فقط یک بار حق داریم زندگی کنیم. پس خوب زندگی کن !!!!! زندگی خودت رو به خاطر حرف این و اون خراب نکن
    mercedes62 likes this.

  4. 2 کاربر از پست مفید Ellie2014 تشکرکرده اند .

    hasti mah (جمعه ۰۳ اردیبهشت ۹۵),بابک 1369 (جمعه ۰۳ اردیبهشت ۹۵)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه ۳۱ شهریور ۹۶ [ ۲۳:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۸-۰۸
    نوشته ها
    260
    امتیاز
    6,266
    سطح
    51
    Points: 6,266, Level: 51
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    844

    تشکرشده 540 در 196 پست

    Rep Power
    38
    Array
    سلام. خب این مشکلات که شما از همسرتون گفتید مشکلات جدی و شخصیتی هستند. ایشون با اون خانواده دیگه این طور بزرگ شدند. شما به هیچ وجه و به هیچ وجه نمی تونید ایشون رو تغییر بدید. تو همین انجمن رو بخونید پره از تاپیکهایی که خانوم/آقا قبل از ازدواج ایراداتی رو در همسرشون می دیدند اما به این امید بودند که بعد ازدواج تغییر می دن و اصلاح میشه. اما نتونستند. اینها همه امید و خیالهای واهی هستند برای فریب دادن خودمون
    به هیچ وجه بعد از ازدواج همسرتون رو نمی تونید تغییر بدید.
    ضمن اینکه باز طبق تجربه های بسیار، آدما بعد از ازدواج رفتارشون بدتر میشه که بهتر نمیشه. الان که دوره نامزدی هستین و به قولی دوری و دوستی باید باشه این قدر دعواهای عجیب دارید، خب مسلما بعد از اینکه زیر یک سقف هم رفتید بیشتر میشه.

    در کل بعد از ازدواج تون اصلا انتظار نداشته باشید که وضعیت و رفتار همسرتون بهتر از الان بشه، بلکه احتمال قوی تر بدتر میشه
    PersianCat and mercedes62 like this.

  6. کاربر روبرو از پست مفید بابک 1369 تشکرکرده است .

    hasti mah (جمعه ۰۳ اردیبهشت ۹۵)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه ۰۵ آذر ۹۵ [ ۱۳:۱۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۱۱-۱۲
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    1,231
    سطح
    19
    Points: 1,231, Level: 19
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    71

    تشکرشده 58 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    ببخشيد حرفي كه من زدم درسته
    ببينين كسي نبايد بدونه علاقه وارد زندكي بشه خوب درست
    ولي ايشون الان نياز داره تجديد نظري تو فكرش داشته باشه با يه ديد جديد جديد يه مدت رو جلو بره نه اينكه وارد زندكي صد در صد شه
    بعضي مواقع بينش و ترسي كه تو يك نفر وجود داره و حدس كمانش به ايندس كه همه جيز رو خراب ميكنه
    ادم اكه جيزي جايي بزاره و يادش نباشه كجاست به همه مخصوصا يك نفر كه شايد اون دزدي كرده باشه حساس ميشه و رفتار خوبي نميتونه از خودش نشون بده
    بهتره همه جيز رو ادم در نظر بكيره اون اقا بهتر از هر كسي مشكل خانواده خودش رو ميدونه شايد احساس ميكنه شخصيت اين خانم مثل شخصيت مادرشونه كه اين اتفاق ات ميفته بهتر برسي كنين
    نسخه نبيجين شايد مناسب باشه اين خانم رفتار مادر شوهرشونو اناليز كنه
    همسرشون شايد از رفتار مادرشون خوشش نياد و الان داره ميبينه خانمشون هم جنين برخورد رفتاري دارن
    بهتر اينجوري به قضيه هم نكاه بشه

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۰۸ اردیبهشت ۹۵ [ ۱۸:۱۸]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۲-۰۱
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    39
    سطح
    1
    Points: 39, Level: 1
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 10.0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 4 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من درکت میکنم منم یکیو میشناتتم دقیق اخلاقش مثل نامزدته البته تو چت بود بدر لز اینکه میگی اینقد تهمت میزد اول خوب بود بعد میگفت اصلا دختر چه معنی میده موبایل داشته باشه تو پدرت بی غیرته به نظرم کسی که زیاد شکاک باشه و حسود این لز روی محبت نیست بلکه یه مشکل روانیه منم با این شخص قطع رابطه کردم ولی تاالان از دستش راحت نشدم میگه میخام آبروتو ببرم با اینکه هیچوقت بش رو ندادم ولی نمیدونم چرا بازم این حرفا رو میزنه و توهین و تهمت میزنه به نظرم اگه یکی یه نفرو دوست داشته باشه هیچوقت ناراحتش نمیکنه
    mercedes62 likes this.

  9. 3 کاربر از پست مفید minu22 تشکرکرده اند .

    hasti mah (جمعه ۰۳ اردیبهشت ۹۵),mercedes62 (پنجشنبه ۰۹ اردیبهشت ۹۵),بابک 1369 (شنبه ۰۴ اردیبهشت ۹۵)

  10. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۱۲ فروردین ۹۶ [ ۱۸:۰۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۱-۳۰
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    1,462
    سطح
    21
    Points: 1,462, Level: 21
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    70

    تشکرشده 62 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ممنون از همه دوستایی که نظر دادن من بیشتر تاپیکهارو مشکلاتشونو خوندم بیشتر به خاطر بی احساسیهای نسبت به همه و امیدوارم که همه مشکلات حل بشه نامزد منم کاملا یه ادم بی احساسه اگرم قرار بشه که همش من دنبالش باشم که بگم چی خوبه چی بد همش درگیرش بشم پس من چی این وسط میگن واسه کسی بمیر که واست تب کنه شایدم بر عکس گفتم نمیدونم که باید چیکا کنم اما اینکه دوستی گفته بودن شاید از اخلاقای مامانش خوشش نمیاد نه اتفاقا یه مامان مهربون داره از حق نگذرم زن خوبیه حتی بعضی وقتا که با نامزدم بحثم میشد با مادرش میحرفیدم طرف منو میگرفت و میگفت مث باباشه باباشم اول همینطور بوده و این حرفا یه ترس واقعی در من ایجاد کرده و اینکه چند وقت پیش نمیدونم کی از طرف من برداشته به مادرش گفته که من به اونا محل نمیدمو خوشم نمیاد ولی من اینطور حرفی نزدم هرچیم بهشون میگم بگین کی گفته نمیگن سفت پشتشو دارن حتی به نامزدم گفتم به ماردت بگو کی گفته که حداقل دوست و دشمنمونو بشناسیم ولی انگار نه انگار تا 2 روز پیش که پیام داد که من میدونم تو این حرفو زدی من هی به زمینو اسمون میرم که نگفتم ولی فاییده ای نداشت اخرم من گفتم اصلا برام مهم نیست باور کنین بعدش دیدم میگه که تو خودسری هر کار دوس داری انجام میدی خانواده من مونده محل گذاشتن تورو نیسن حیف به خاطر خونوادمو وگرنه همچین میگفتم بای...منم هیچی نگفتم ففط گفتم هر جور دوس داری فک کن از اون روز نه زنگی نه پیامی اینم بگم اصلا برام مهم نیست که بزنگه یا نه جوری شدم که بودو نبودش یکیه ولی نبودش ارامتر احساس رضایت از زندگیمو دارم امروز بابام در مورد جهیزیه که چی بگیریمو داشت میحرفید از من میپرسید که نظرت چیه ولی من مطمئنم به خاطر اینه که از دل من باخبرشه منم گفتم زیاد به جهیزیه فک نمیکنم نمیخام و حرفو عوض کردم خانوادم خوب فهمیدن که من میلی به زندگی ندارم اما نمیدونم چرا نمیخان قبول کنن وقتی به بعد طلاق فک میکنم یه جوری میشم واقعیتش میترسم....فقط فقط تمام امیدم به خدایه چون ایمان دارم پایان شب سیه سپید است چون خدا داره میبینه اینطوری اروم میشم وای چقد طولانی شد

  11. کاربر روبرو از پست مفید hasti mah تشکرکرده است .

    mohanad28 (جمعه ۰۳ اردیبهشت ۹۵)

  12. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۱۲ فروردین ۹۶ [ ۱۸:۰۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۱-۳۰
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    1,462
    سطح
    21
    Points: 1,462, Level: 21
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    70

    تشکرشده 62 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯿﺸود ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ،
    ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﻣﯿﺸود ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ،
    ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﺫﻫﻨﯽ ﻣﯿﺸود ﺭﻗﺼﯿﺪ،
    ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸود از زندگی گفت،
    ﺑﺎ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺭﻭﯼ ﻭﯾﻠﭽﺮ ﻣﯿﺸود قدم زد،
    ﻭﻟﯽ،
    ﺑﺎ یک ﺁﺩﻡ بی احساس،
    ﻧﻪ ﻣﯿﺸود ﺣﺮﻑ ﺯﺩ،
    ﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ ،
    ﻧﻪ ﻗﺪﻡ ﺯﺩ،
    ﻭ ﻧﻪ ﺷﺎﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ !!!!

    یک ضرب المثل چینی می گوید:
    برنج سرد را می توان خورد،
    چای سرد را می توان نوشید ،
    اما نگاه سرد را نمی توان تحمل کرد...

    مهم نیست کف پاتو شستی یا نه؟!
    حتی مهم نیست کف پات نرمه یا زبر

    اما این مهمه

    که وقتی از زندگی کسی رد می شی ؛
    رد پای قشنگی از خودت به جا بگذاري

    همیشه میشه تموم کرد.
    فقط بعضی اوقات دیگه نمیشه دوباره شروع کرد...

    مواظب همدیگه باشیم !
    از یه جایی بــه بعد...............
    دیگه بزرگ نمیشیم؛
    پـیــــــــــر میشیم
    از یه جایی بــه بعد.............
    دیگه خسته نمیشیم؛
    می بُــــــــــــرّیم
    از یه جایی بــه بعد..........
    دیـگه تــکراری نیستیم؛ زیـــــــــــادی هستــــــــیم..!!
    پس قدر خودمون ،
    دوستانمونو زندگيمونو و حضور خوشرنگ مون رو تو صفحه دفتر خلقت بدونيم .

    محبت تجارت پایاپای نیست...
    آخیش and mercedes62 like this.

  13. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۱۲ فروردین ۹۶ [ ۱۸:۰۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۱-۳۰
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    1,462
    سطح
    21
    Points: 1,462, Level: 21
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    70

    تشکرشده 62 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان
    تصمیم گرفتم در مورد مشکلاتم با خانوادم الخصوص با پدرم حرف بزنم از همه چی تمام اتفاقات این چهارسالو بگم
    بهشون بگم که دارم روز ب روز بدتر میشم و اینکه هیچ حسی بهش ندارم و این چهار سال به خاطر اونا تحمل کردم و دم نزدم ولی ناگفته نمونه که پدرم کمو بیش در جریان بددلیهاش بوده اما همش اینکه اونا چه رفتاری انجام میدن میترسم منظورم اینه که ناراحت بشن پدرم مرد منطقیه نمیدونم چه عکس العملی نشون میده و بعش چه اتاقی میوفته و اینکه چون یه مورد طلاق توی خانواده ما بوده که خیلی خیلی سخت بود اون دوران تمام ترس من هم از اینه که چون بوده اینمورد چ عکس العملی نشون میدن مسلما مادرم جبهه میگره و شدیدا مخالفت میکنه و شاید تمام خانواده جبهه بگیرن چون یه بار قبلش همین موضوع گفتم همه یه جوری شده بودن انگار تو خونوادم اضافیم و هم از اینکه من هنوز خواهر مجرد دارم درسته که دهن مردمو نمیشه هیچوقت نمیشه بست میترسم ب اون و ازدواجش لطمه بخوره اما باز با خودم میگم خدا داره میبینه میخام تمام جوانب در نظر بگیرم که جایی واسه پشیمانی نداشته باشم از طرفیم ترسم از اینه که همه چی درس بشه و ما بریم زیر یه سقف مشکلات دوبرابر بشه و اون بخواد تلافی کنه شرایطم خیلی سخته نمیدونم دقیقا چیکا کنم فقط توکلم به خدایه...
    اگه میشه راهنماییم کنین ممنون
    و اینکه میشه احساساتمو واسه همیشه از بین برد و بدون احساس زندگی کرد
    وایییی خدا

  14. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۱۲ فروردین ۹۶ [ ۱۸:۰۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۱-۳۰
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    1,462
    سطح
    21
    Points: 1,462, Level: 21
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    70

    تشکرشده 62 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان کسی اینجا نیست راهنماییم کنه بچها دوستان کجایین

  15. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۳ تیر ۹۶ [ ۰۹:۰۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۴-۰۶
    نوشته ها
    340
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    343

    تشکرشده 427 در 212 پست

    Rep Power
    58
    Array
    باباش هنوزم بد اخلاقه؟ بنظرت چقدر طول میکشه تا شوشو اخلاقش بهتر بشه؟ امکان داره اخلاقش بهتر بشه؟

  16. کاربر روبرو از پست مفید آخیش تشکرکرده است .

    hasti mah (پنجشنبه ۰۹ اردیبهشت ۹۵)


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۰۵:۵۷ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.