به انجمن خوش آمدید
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21
Like Tree33Likes

موضوع: مخالفت خانواده با ازدواج با دختر موردعلاقه

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۲۶ دی ۹۵ [ ۰۸:۲۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۱-۲۴
    محل سکونت
    سرزمين رهايي
    نوشته ها
    502
    امتیاز
    14,677
    سطح
    78
    Points: 14,677, Level: 78
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 173
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Overdrive10000 Experience Points1 year registeredRecommendation Second ClassTagger First Class
    تشکرها
    1,704

    تشکرشده 1,495 در 439 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    126
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط َAmir-Reza نمایش پست ها
    سلام دوستان و ممنون از جواب هاتون.


    مشکل من با پدر و مادرم اینه که اصرار دارند باید از نظر خانوادگی بین دو طرف تناسب وجود داشته باشه. به نظر من این مسئله اهمیتش خیلی خیلی خیلی کمتر از دو طرفه. واقعا چه اهمیتی داره که تحصیلات یا درآمد پدر ومادر کسی چقدره وقتی بقیه معیارهاش عالیه؟ پرجمعیت بودن یا کم جمعیت بودن یک خانواده چه اهمیتی می تونه داشته باشه؟ در ضمن چرا پدر و مادر من به جای اینکه به من اعتماد کنند به حرف چندتا همسایه بیشعور اعتماد کردند؟ از کجا معلوم که اون آدم ها کینه ی شخصی با این خانواده نداشته باشند؟


    سلام امیر رضای عزیز

    اوضاع خوبه؟

    تنها حسن رابطه شما اینه که به قصد ازدواج جلو رفتی و هدف ازدواج هم داری. ولی فقط اون جایی رو اشتباه کردی که اجازه دادی احساست وارد عمل بشه.

    نگاه کن دوست من، ازدواج وصلت بین دو تا خانواده است. درسته که زوجین زیر یک سقف میروند، ولی خانواده های دو طرف هم نقش بسیار زیادی تو شکل گیری یک ازدواج موفق دارند.

    تو همین تالار، بهترین نمونه یه زوج عاشق رو میتونم، خانوم و آقای به دنبال خوشبختی رو بهت معرفی کنم. ولی مدتی با چالشی به عنوان تفاوت فرهنگ و ارزش های خانواده ها روبرو بودند.

    نمی تونی به راحتی از کنار این قضیه بگذری که فقط می خواهی با اون خانوم ازدواج کنی و بس!

    اگر خودت تحقیق رفته بودی و همسایه ها این حرف ها رو بهت زده بودن، چی کار میکردی؟ خوب خانواده تو هم بخشی از تو هستن دیگه، وقتی میگن ازدواج یه هندوانه در بسته است، باید قبول کنیم و کوچکترین نشانه های سر راه هم توجه کنیم. وگرنه تو 10-20 ساعت صحبت برای شناخت دوطرف، چه طور میشه به همه جوانب و خصوصیات رفتاری طرف واقف شد؟ به نشانه ها دقت کن. عاقلانه ترین کار برای شما اینه که قضیه رو به خانواده بسپری، چون الان از بالا به قضیه نگاه میکنند و مثل شما در گیر احساس نیستن.

    چند مدتی از این قضیه فاصله بگیر، آگاهانه نسبت بهش تصمیم بگیر.



    ---------------------

    در ارتباط با تحقیق از خانواده طرف، من نظرم برخلاف دوستانی هستن که نظر دادن، اگر بخواهیم دموکراسی رو رعایت کنیم، باید نظر اون دوستان رو اجرا کنی!


    پ.ن: فکر میکنم مشکل ارسال تعدا سه پست در روز رو داری، که باید بتونی مدیریت کنی.
    خدا را در قلب کسانی دیدم که بی هیچ توقع مهربان بودند.

  2. کاربر روبرو از پست مفید mohamad.reza164 تشکرکرده است .

    هلیاجون (دوشنبه ۲۶ بهمن ۹۴)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه ۲۲ مرداد ۹۵ [ ۲۲:۲۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۴-۱۱
    نوشته ها
    151
    امتیاز
    5,111
    سطح
    45
    Points: 5,111, Level: 45
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    804

    تشکرشده 401 در 138 پست

    Rep Power
    37
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط َAmir-Reza نمایش پست ها
    سلام.
    سلام

    من از اواسط امسال با خانمی در دانشگاه آشنا شدم و از در موردشون خیلی تحقیق کردم و خیلی ازشون خوشم اومد چون معیارهای من رو داشتند. بعد از مدتی با خودشون هم شروع به صحبت کردم و بحث ازدواج رو پیش کشیدم. خلاصه بعد از چند ماه صحبت موضوع رو با خانواده در میان گذاشتم. متاسفانه پدر و مادرم بدون اطلاع من در مورد این خانم تحقیق کردند و حالا به شدت مخالف ازدواج ما هستند.
    به نظرم میاد خانوادتون به شما در مورد مسئله ازدواج اعتماد ندارند اگر مایلید بفرمایید در باقی مسائل وضع به چه صورت است؟
    یا شما از دلایلتون مبنی بر اینکه انتخاب درستی کرده اید درست توضیح ندادید


    از نظر اونها خانواده ی این خانم با خانواده ما تناسب نداره (از نظر مالی وضع خوبی ندارند و یازده تا بچه هستند).
    منظورتون اختلاف سطح اقتصادیه دو خانواده است یا اختلاف فرهنگی دو خانواده؟؟
    ببینید اقای محترم همین ک الان این خانم سر این قضیه ک چرا بدون اجازه تحقیق رفته اید ناراحت شده اند پس بعدها اختلافات بیشتری پیدا میشود و در نتیجه یا شما ناراحت میشوید یا این خانم فقط هم به خاطر اختلافات فرهنگی. حالا باقی مسائل بماند.

    میدانید زندگی با خانواده های پر جمعیت چگونه است؟ میدانید چه مسائلی پیش رو خواهید داشت؟در نظر بگیرید شما با ده خواهر زن یا برادر زن رفت و امد خواهید داشت.نمی گویم

    خانواده های پر جمعیت خوب نیستند. خانواده خود من پرجمعیت است و من خیلی هم دوست دارم .اما اگر شما انعطاف پذیری کمی دشته باشید قطعا با مسائلی روبرو خواهید شد ک

    برایتان تازگی دارد. ایشان فرزند چندم هستند؟ شما؟

    ضمنا به من می گویند که هیچ کسی از خانواده ی این خانم تعریف نکرده و با هر کسی از همسایه ها صحبت کرده اند نظرش در مورد این ازدواج خوب نبوده است.
    میشه بفرمایید دقیق چه چیزی پرسیده شده و چه جوابی داده اند؟این خانم چند سال است ک در این محل هستند؟

    من با خود این خانم صحبت کردم و مطمئنم همه ی این حرف هایی که در مورد خانواده ی ایشون زده شده دروغه ولی حالا این خانم هم از دست من عصبانیه که بدون اجازه خانواده ام برای تحقیق رفته اند.
    نپرسیدید اشکال کار چی بوده ک ایشان عصبانی شدند؟مسئله خصوصی در مورد این خانواده برملا شده ک ایشون عصبانی شدند؟ یا فقط چون ایشون بی خبربوده اند ؟به نظر من ک اصلا اعتراضشون وارد نیست خانواده پسر قبل از خواستگاری می توانند ی تحقبق جزئی کنند تا بدانند در خانه چه کسی برای خواستگاری می روند
    با وجود اصرارهای من متاسفانه مادرم حاضر نیست حتی برای خواستگاری اقدام کنه.
    بی مورد اصرار نکنید ک خانوادتان بیشتر بر مخالفتشان افزوده میشود

    خیلی حالم بده.
    این حال بدتان به ضررتان خواهد بود باعث میشود چشمهایتان را ببندید و فقط تلاش کنید تا حرفتان را به کرسی بنشانید و اشکالات این تصمیم را نبینید
    توجه کنید من نمیگویم انتخاب شما صحیح نیست یا هست چون هنوز خیلی اطلاعات واشناییتان ناجیز است خیلی راه هست ک باید طی کنید و بهترین یاری رسانتان عقل ومنطق خودتان است

    خواهش می کنم به کمک کنید پدر و مادرم را راضی کنم
    .دوستان کمک میکنند تا شما مطمئن شوید ک ایا انتخابتان صحیح است یا خیر نه اینکه والدینتان را به زور به خواستگاری بکشانید
    مشکل من با پدر و مادرم اینه که اصرار دارند باید از نظر خانوادگی بین دو طرف تناسب وجود داشته باشه. به نظر من این مسئله اهمیتش خیلی خیلی خیلی کمتر از دو طرفه.
    موافقم ک معیارهای دیگری هست ک اهمیتشان بیشتر است ممکن شما دختری را پیدا کنید ک از نطر خانوادگی در یک سطح باشید اما خودتان به دل هم ننشینید چه برسد به تفاهم های دیکر.

    واقعا چه اهم
    یتی داره که تحصیلات یا درآمد پدر ومادر کسی چقدره وقتی بقیه معیارهاش عالیه؟
    اگر اختلاف تحصیلی خانواده ها زیاده و انعطاف پذیری شخصیتی کم، قطعا به مشکل بر میخورید اما اگر درایت، هر دو طرف به خرج دهید میتوانید خوشبخت شوید
    پرجمعیت بودن یا کم جمعیت بودن یک خانواده چه اهمیتی می تونه داشته باشه؟
    اگر شما کم جمعیت باشید و ی سری مسائل دیکه قبول کنید سختتان میشود اما باز هم معتقدم در اصل خوشبختی ک شما و همسرتان رقم خواهید زد تاثیر مستقیمی نخواهد داشت
    در ضمن چرا پدر و مادر من به جای اینکه به من اعتماد کنند به حرف چندتا همسایه بیشعور اعتماد کردند؟
    اگر این طور ک هنوز هیچی نشده در مقابل خانوادتان ک 21 سال زحمت شما را کشیده اند،گارد میگیرید ...

    البته قبول. حس تان را درک میکنم ولی لطفا به خاطر خودتان ارامش بیشتری داشته باشید ازدواج مسئله ای نیست ک با چشم بسته به موفقیت برسد.

    به خانوادتان بگویید ک حاضرید در کنارشان و با کمک و مشورت انها به نتیجه درست برسید. مشاوره قبل از ازدواج هم عالیست.

    مطمئنشان کنید ک عاشق نشده اید و نظر خانواده خیلی هم مهم است.الان این حس را اینجا القا کردید ک کمی احساساتی شده اید حتما خانواده هم از این میترسند ک نکند احساستان غالب شود و تصمیم درست نگیرید.
    راستی درجه شعور همسایه ها را چطور تخمین زدید؟؟؟


    از کجا معلوم که اون آدم ها کینه ی شخصی با این خانواده نداشته باشند؟
    بله ممکنه اون همسایه ها همگی با هم کینه ای از این خانواده داشته باشند
    شایدم به نظر من حرفشان در مورد این خانواده درست درست است ولی حرفی نیست ک از بی کفایتی این خانم در زندگی مشترک حکایت کند
    باید بفرمایید چه گفته اند البته اگر مایلید
    موفق باشید

  4. کاربر روبرو از پست مفید هلیاجون تشکرکرده است .

    mohamad.reza164 (سه شنبه ۲۷ بهمن ۹۴)

  5. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه ۱۷ مهر ۹۵ [ ۱۲:۴۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۱-۳۱
    نوشته ها
    433
    امتیاز
    5,730
    سطح
    48
    Points: 5,730, Level: 48
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    1,165

    تشکرشده 894 در 344 پست

    Rep Power
    57
    Array
    مشکل اولت اینه کخ خیلی آتیشت تنده .. و مطمئن باش به همین سرعتی که تند شده میتونه فروکش کنه ...

    یه موردی هست در مورد تحقیق نمیدونم چرا دختر خانوم بهتون گفتن باید از ما اجازه بگیرین .. تحقیق اجازه نمیخواد حتی بهتره طرف ندونه که داره ازش تحقیق میشه هر وقت خواستین برین خواستگاری اونوقت اجازه لازمه ! به نظر میاد کمی دست پیش گرفته

    چرا انقد راحت از حرف همسایه های بیشعور میگذری ؟ اصلا چی گفتن که بد بوده حرفشون چی بوده ... بعید به نظر میرسه که چند تا همسایه باهم بیشعور باشن و خصومت شخصی داشته باشن !

    شما باید در اینده با این خوانواده رفت و آمد کنی فکر نکن میرین کنج خونتون میشینین با همه قطع ارتباط میکنین اونم تو خوانواده ی به این پر جمعیتی ... دخترشون هیچوقت از خوانوادش نمیگذره فکر نکن فردا اگر مشکلی پیش اومد شما رو به خوانواده حتما ترجیح میده ... نمیگم ملاک فرهنگی تحصیلات و پوله منظور پدرو مادرت هم فک نکنم این بوده باشه حتی حرف زدن معمولی هم میتونه متفاوت باشه ....

    کسی نمیگه دوست داشتن لازم نیست ولی فقط دوست داشتن به تنهایی اصلاااااااااااا ملاک ازدواج نیست متاسفانه
    واینکه نمیتونین مطمئن باشین دخترو شناختین پس حتما باید با خوانوادش ارتباط برقرار کنین ببینین چه جورین چون توی اون خوانواده بزرگ شده و 100% شباهت داره .. اینکه بگی خوانوادش اصلا مهم نیستن خودمون مهمیم که اشتباهه شک نکن ... ولی اینکه بگی خوانوادش خوبن حرف دیگران نادرسته نیاز به تحقیق خیلی بیشتر داره و رفت و امد خوانواده ها

    پیشنهاد میکنم یکم فکر کنی مقالات این سایتو راجع به ازدواج حتماا بخون مدیران این سایت از من و شما خیلی تجربشون بیشتره ...
    همیشه لبخند بزن......
    برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
    گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..


  6. کاربر روبرو از پست مفید anisa تشکرکرده است .

    mohamad.reza164 (چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دیروز [ ۱۴:۰۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۱۰-۰۵
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    8,685
    سطح
    62
    Points: 8,685, Level: 62
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    3,199

    تشکرشده 134 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط anisa نمایش پست ها

    چرا انقد راحت از حرف همسایه های بیشعور میگذری ؟ اصلا چی گفتن که بد بوده حرفشون چی بوده ... بعید به نظر میرسه که چند تا همسایه باهم بیشعور باشن و خصومت شخصی داشته باشن !.
    بعید نیست اصلا!
    این اتفاق برای من افتاد، به اینصورت که با یکی مشکل داشتیم و روز تحقیق اتفاقا میرن پیش ایشون و ایشونم هر چی دوست داشته گفته و بعدش میگه بیاید به فلانی و فلانی زنگ بزنید یا برید پیششون، و اوناهم برادر و خواهرو فامیلاش بودن، و با تماسی اونارو در جریان میزاره
    من اینارو بعدا از خودشون که چندجا نقل کرده بودن شنیدم
    بگذریم که دستشون رو شد و خانواده خواستگارم بعد فهمیدن توطئه بوده ، فقط میخواستم بگم اینجور اتفاقا میفته خصوصا جاهای کوچیک که همو خوب میشناسن!
    َAmir-Reza likes this.

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ [ ۰۲:۳۸]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۱۱-۲۵
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    465
    سطح
    9
    Points: 465, Level: 9
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    17

    تشکرشده 32 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان.

    خیلی روی حرفاتون فکر کردم و تا حدودی نظرم تغییر کرد. به اون خانم هم گفتم خانواده ام رضایت ندارند و رابطه رو قطع کردیم. با اینکه الان می دونم که همه ی حرف هایی که اون خانم بهم زده بود راست نبوده، خیلی داغونم. راستش تا الان چند بار که با دخترهای مختلف برای ازدواج آشنا شدم، برام این اتفاق افتاده و دیگه احساس می کنم به هیچ کسی نمی تونم اعتماد کنم. :(

    به نظر شما چطور می شه به آدم ها اعتماد کرد وقتی صداقت واقعی وجود نداره؟ من همیشه 100 درصد با طرف مقابلم رو راستم ولی دائما از اعتمادی که می کنم ضربه می خورم.

    سوال دیگه اینکه به نظر شما پدر و مادر باید حتما راضی باشند تا کسی ازدواج کنه؟ به نظرتون این زورگویی نیست که اونها انتخاب ما رو حتی در صورتی که رضایت نداشته باشند، نپذیرند؟ بالاخره اون ها که قرار نیست با اون خانم زندگی کنند.

    در مورد سوال بعضی از دوستان در مورد اینکه همسایه ها چه حرفی در مورد خانوادشون زدند: گفتند که رابطه بین اعضای خانوادشون خیلی متشنجه و همه با هم قهرند و دعوایی اند. در ضمن آدرس خونه شون رو هم گویا درست نگفته بودند و جای بهتری رو آدرس داده بودند.

    ***


    یک سوال دیگه: فقط روزی 1 پست می شه اینجا گذاشت؟ چون سیستم به من اجازه ی گذاشتن بیشتر از یک پست رو نمی ده.

  9. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۱:۴۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۱-۱۹
    نوشته ها
    265
    امتیاز
    5,855
    سطح
    49
    Points: 5,855, Level: 49
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    503

    تشکرشده 482 در 196 پست

    Rep Power
    52
    Array
    سلام
    به نظر من که زورگویی نیست پدر و مادر هم تجربشون از ما بیشتره و واقع بینانه تر به موضوع نگاه میکنن ولی ما وارد فاز احساسی میشیم و خیلی چیزا رو نمیتونیم ببینیم که بعد از فروکش کردن احساسات تاره متوجه میشیم مه همچین مشکلاتی وجود داره
    از طرفی دیگه پدر و مادر مارو بزرگ کردن و به گردنمون حق دارن و اکثرا در مواردی که راضی نیستن حرفشون اینه که اگه میخوای با همچین شخصی ازدواج کنی ما از تو حمایت نمیکنیم و خودت باید برای رسیدن بهش تلاش کنی و اگه مشکلی توی زندگیتون پیش بیاد روی کمک ما حساب نکن
    به نظر من این زورگویی خانواده نیست بلکه توقعه ما از خانواده خیلی بالا هست که هم انتظار حمایت ازشون داریم هم انتظار داریم توی کارمون دخالت نکنن، اونم در مورد کاری که خانواده احساس میکنن که اشتباه هست
    به نظر من به خانوادت بسپار برات دختر خوب پیدا کنن باهاشون برو خواستگاری و اگه دختر خانم مورد پسند شما هم بود باهاش نامزد کنید که بهتر همدیگه رو بشناسید
    این روش باعث میشه که هم حمایت خانواده رو داشته باشید و از اختلافاتی که امکان داره بعد از ازدواج با خانواده داشته باشید کمتر بشه
    ان شاءالله یه مورد خوب که مورد پسند خودتون و خانوادتون باشه گیرتون بیاد
    موفق باشید
    یاعلی...

  10. 2 کاربر از پست مفید alireza198 تشکرکرده اند .

    َAmir-Reza (شنبه ۰۱ اسفند ۹۴),هلیاجون (چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴)

  11. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه ۲۲ مرداد ۹۵ [ ۲۲:۲۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۴-۱۱
    نوشته ها
    151
    امتیاز
    5,111
    سطح
    45
    Points: 5,111, Level: 45
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    804

    تشکرشده 401 در 138 پست

    Rep Power
    37
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط َAmir-Reza نمایش پست ها
    سلام دوستان.
    سلام
    خیلی روی حرفاتون فکر کردم و تا حدودی نظرم تغییر کرد. به اون خانم هم گفتم خانواده ام رضایت ندارند و رابطه رو قطع کردیم. با اینکه الان می دونم که همه ی حرف هایی که اون خانم بهم زده بود راست نبوده، خیلی داغونم. راستش تا الان چند بار که با دخترهای مختلف برای ازدواج آشنا شدم، برام این اتفاق افتاده و دیگه احساس می کنم به هیچ کسی نمی تونم اعتماد کنم. :(
    اگر میفرمایید چند بار این اتفاق افتاده ممکنه در پس لایه های ذهنتون چیزی باشه ک ازش بی خبرید. تا دیر تر نشده نسبت بهش فکری کنید.
    کتاب ایا تو ان گمشده ام هستی دقیقا در رابطه با همین موضوع است.


    به نظر شما چطور می شه به آدم ها اعتماد کرد وقتی صداقت واقعی وجود نداره؟
    معذرت میخوام اصلا نمیخوام جسارتی کنم. حرفهامو پای دلسوزی بدارید
    الان ک در این شرایط هستید اشکالی ندارد این حرف. اما اقای محترم واقعا منهای اتفاق اخیر به نطرتون صداقت وجود نداره؟
    ایشالا وقتی همسرتون رو ک قدر محبت و صداقتتون رو میدونه پیدا کردید به حرفهای این روز میخندید

    من همیشه 100 درصد با طرف مقابلم رو راستم ولی دائما از اعتمادی که می کنم ضربه می خورم.

    سوال دیگه اینکه به نظر شما پدر و مادر باید حتما راضی باشند تا کسی ازدواج کنه؟ به نظرتون این زورگویی نیست که اونها انتخاب ما رو حتی در صورتی که رضایت نداشته باشند، نپذیرند؟ بالاخره اون ها که قرار نیست با اون خانم زندگی کنند.
    در این مورد با حرفهای جناب علی رضا کاملا موافقم
    در مورد سوال بعضی از دوستان در مورد اینکه همسایه ها چه حرفی در مورد خانوادشون زدند: گفتند که رابطه بین اعضای خانوادشون خیلی متشنجه و همه با هم قهرند و دعوایی اند. در ضمن آدرس خونه شون رو هم گویا درست نگفته بودند و جای بهتری رو آدرس داده بودند.
    فراموشش کنید خدا رو شکر کنید ک دستش زود براتون رو شد البته فک میکنم از روی بد جنسی نبوده به خاطر نپختگی ادرس رو غلط داده

    ***


    یک سوال دیگه: فقط روزی 1 پست می شه اینجا گذاشت؟ چون سیستم به من اجازه ی گذاشتن بیشتر از یک پست رو نمی ده.
    دقیق نمیدونم فک میکنم عضو عادی محدودیت پست دارند روزی سه تا
    حالا ک اینجا عضو شدید اطلاعاتتون رو در مورد یک ازدواج خوب بالا ببرید کتابی ک نام بردم سخنرانی های دکتر فرهنگ و حبشی عالیست
    موفق باشید

  12. 2 کاربر از پست مفید هلیاجون تشکرکرده اند .

    alireza198 (چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴),mohamad.reza164 (چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴)

  13. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ [ ۰۲:۳۸]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۱۱-۲۵
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    465
    سطح
    9
    Points: 465, Level: 9
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    17

    تشکرشده 32 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    هلیا خانم ممنون از توصیه هاتون. کتابی که گفتید رو تهیه می کنم و می خونم.

    واقعیتش اینه که خانواده ام می گن من خیلی ساده ام و زود گول ظاهر افراد رو می خورم. الان با این اتفاقات اخیر و البته شکست هایی که قبلا داشتم احساس می کنم که دیگه نمی تونم به تشخیص خودم اصلا اعتماد کنم. خیلی حال بدیه که آدم حس اعتمادش رو نه فقط به دیگران بلکه به به خودش هم از دست بده و من الان اون حال رو دارم.

    من کاملا رابطم رو قطع کردم با اون خانم و حتی شماره اش رو بلاک و حذف کردم. می دونم که این روزهای سخت می گذره ولی الان دیگه دغدغه ام اینه که شاید هیچ وقت نتونم به هیچ کس اعتماد کنم. احساس می کنم ضربه ای که خوردم جبران ناپذیره.
    mohamad.reza164 likes this.

  14. 2 کاربر از پست مفید َAmir-Reza تشکرکرده اند .

    mohamad.reza164 (چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴),هلیاجون (چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴)

  15. #19
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۲۶ دی ۹۵ [ ۰۸:۲۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۱-۲۴
    محل سکونت
    سرزمين رهايي
    نوشته ها
    502
    امتیاز
    14,677
    سطح
    78
    Points: 14,677, Level: 78
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 173
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Overdrive10000 Experience Points1 year registeredRecommendation Second ClassTagger First Class
    تشکرها
    1,704

    تشکرشده 1,495 در 439 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    126
    Array
    سلام دوست خوب من

    خوشحالم که تصمیم خوبی گرفتی!

    یکی از اعضای تالار میگفت، این اتفاقات که برای ما در راه ازدواج می افته، اگر همه اش را برای رسیدن به اون همسر اصلی خودمون، در نظر بگیریم، راحت تر با قضیه کنار میآییم.

    شما شکست نخوردی دوست من، تجربه شما زیاد شد، تا بتونی در مراحل بعدی، محکم تر و بهتر تصمیم بگیری!

    پیشنهاد خانوم هلیا خیلی خوب بود. اگر حوصله کتاب خوندن رو نداری، سمینار ازدواج موفق دکتر فرهنگ رو دانلود کن، روزی یکی اش رو گوش کن. اصلا ذهنت تغییر میکنه.

    ---------------

    هر 24 ساعت که از آخرین پیام شما گذشته باشه، فقط سه پست میتونی ارسال کنی! مگر اینکه شارژ بخری.
    ان شالله یه روز خواستگاری یه فرد مناسب خودت میری، و میای اینجا شارژ میخری و به طور خصوصی و تخصصی از مشاوران سایت، راهنمایی میگیری!

    ------------------
    خدا را در قلب کسانی دیدم که بی هیچ توقع مهربان بودند.

  16. 2 کاربر از پست مفید mohamad.reza164 تشکرکرده اند .

    َAmir-Reza (پنجشنبه ۲۹ بهمن ۹۴),هلیاجون (چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴)

  17. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه ۱۷ مهر ۹۵ [ ۱۲:۴۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۱-۳۱
    نوشته ها
    433
    امتیاز
    5,730
    سطح
    48
    Points: 5,730, Level: 48
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    1,165

    تشکرشده 894 در 344 پست

    Rep Power
    57
    Array
    سلام Amir-Reza
    خوشحالم از تصمیمت فک میکنم تصمیم خیلی درستی گرفتی .

    در جواب دوستان من فقط گفتم نیاز به تحقیق بیشتر داره .
    هیچ کس نمیگه چشم بسته فقط به حرف خوانواده گوش کن اما رو حرفاشون فکر کن چون خیرو صلاحتو میخوان .
    اینکه الان احساس میکنی به کسی اعتماد نداری طبیعیه چون تازه از رابطه بیرون اومدی به مرور خوب میشی .همیشه اینو یادت باشه حال بد ادم همیشگی نیست پس باور داشته باش که جبران میشه .

    فقط یه پیشنهادی میکنم یه مقدار صبر کن برای ازدواج ... کتابای بچه هارو بخون مهارت هاتو افزایش بده ... وقتی ام سنت بالاتر بره خیلی مسائلو بهتر متوجه میشی . در نتیجه ادمای اطرافتم بهتر میشناسی .

    امیدوارم موفق باشی
    همیشه لبخند بزن......
    برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
    گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..

    meghdad likes this.

  18. کاربر روبرو از پست مفید anisa تشکرکرده است .

    َAmir-Reza (شنبه ۰۱ اسفند ۹۴)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۵ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۲۱:۰۵ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.