به انجمن خوش آمدید
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 40
Like Tree30Likes

موضوع: می خواهم با پسر موردعلاقه ام فرار کنم

  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۱۵ آذر ۹۶ [ ۲۱:۱۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۱-۱۶
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    153
    امتیاز
    6,965
    سطح
    55
    Points: 6,965, Level: 55
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 185
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    770

    تشکرشده 788 در 147 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط matinalone نمایش پست ها
    فقط موندم ثبات تصمیم گیری رو چطور بدست بیارم ؟ بایه زنگ یایه اسمس دوست دارم وسوسه نشم
    راستش خودش خوب بلده چطور به رابطه برگرده وکم نمیاره استاد اینکاراست اونم فقط بایکی دوتااسمس
    بیشترازهمه اعتمادی هست که شکل نگرفته اصلا نمیتونم بهش اعتمادکنم درسته تاحالاکاری نکرده که اعتمادم روبگیره هرچی گفته باصداقت بوده ولی من نمیتونم اعتمادکنم وترجیح خانوادش مخصوصا خواهرش من روبیشترازهمه نگران میکنه بخاطرخواهرش باعالم وادم میجنگه حالاهرکی میخوادباشه


    به نام خدا

    سلام

    گفتنی ها رو خانم فرشته مهربان گفتند .... فقط مونده پذیرش شما ... که ؟؟؟!!!!!!

    و اما لطفا توی نقل قول بالا کمی دقت بفرمایید..........

    * قسمت قرمز رنگ : به نظر شما این از توانایی ایشان هست ، یا از ضعف شما ؟؟ ( داستان اسب تورووا رو شنیدید ؟ ..... شما خودتون دارید به ایشون راه میدید داخل حریم شما بشه ، والا ایشون ضعیف تر از این حرفها هست! )............ پذیرش توانمندی کاذب ایشان ، شما رو در ضعف قرار داده ......... تو خود حجاب خودی از میان برخیز !!!

    * و اما قسمت آبی : به نظر خود شما تناقضات این چند قسمت ، زیادی مشهود نیست ؟!! ........ شما اول با خودتون ببینید چند چند هستید ، بعد وارد طرح موضوع ازدواج بشید .... به نظر هنوز آماده این موضوع مهم نیستید .... پس دست نگه دارید .... وقتی میوه برسه خودش میفته و .....


    و اما توصیه من بعنوان برادر بزرگتر به شما : من بعنوان یک مرد با تجربه سالها زندگی مشترک ، برام مثل روز روشنه که ایشون به درد حتی دوستی با همجنسش هم نمی خوره چه برسه به ایفای نقش سنگین همسری !!! ...... مردی که از روشهای احساسی برای نفوذ در دختری استفاده کنه یه جای کارش میلنگه شک نکنید! .......... شما هم اگر کنترل احساسات کنید ، در آینده این موضوع برایتان مثل روز روشن خواهد شد ، فعلا ابر احساسات جلوی روشن شدن موضوع رو گرفته ...... صبر صبر و صبر ..... و قطع کامل ارتباط .... همین و دیگر هیچ!!!!

    پیروزی شما در میدان امتحان احساس و منطق ، آرزوی ماست.

    .
    در پناه حق.
    گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
    این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
    مولانا
    ویرایش توسط Aram_577 : جمعه ۲۲ آبان ۹۴ در ساعت ۱۱:۳۵

  2. 5 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    baitollah-abbaspour (جمعه ۲۲ آبان ۹۴),cheshmakk (جمعه ۲۲ آبان ۹۴),فرشته مهربان (یکشنبه ۲۴ آبان ۹۴),میشل (جمعه ۲۲ آبان ۹۴),محیا ناز (جمعه ۲۲ آبان ۹۴)

  3. #22
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه ۳۰ بهمن ۹۴ [ ۱۳:۲۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-۴-۰۱
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    2,929
    سطح
    33
    Points: 2,929, Level: 33
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    85

    تشکرشده 129 در 66 پست

    Rep Power
    18
    Array
    وای دیگه خسته شدم
    امروزیه خواستگارزنگ زده ونظرخواهرم روبپرسه اگه اجازه بده بیان مامانم برگشته میگه بگودختربزرگتر دارم گفتم من قصد ازدواج ندارم تصمیمم روگرفتم چون میخوام ادامه تحصیل بدم شروع کرده اره هروقت خونه نمیای بااون بیرون میری خودش گفته رفتیم پرسیدم گفت حتمااینطوریه لازم نیست بگه
    خسته شدم میخوام ادامه تحصیل بدم نمیدونه میگه زندگی که بااون شروع میکنی نابودشه خراب شه فقط نفرین میکنه خداذلیلش کنه بیچاره چیکارکنه مامانم فقط نفرینش میکنه دست بردارهم نیست قبول هم نمیکنه میگه حق بامنه خونه خراب شه و....
    اخه چطوربگم بیچارست گناهی نداره
    بسمه بریدم

  4. #23
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۱۹ تیر ۹۶ [ ۰۷:۳۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۲-۱۵
    نوشته ها
    529
    امتیاز
    11,472
    سطح
    70
    Points: 11,472, Level: 70
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 178
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,506

    تشکرشده 2,948 در 518 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط matinalone نمایش پست ها
    وای دیگه خسته شدم
    امروزیه خواستگارزنگ زده ونظرخواهرم روبپرسه اگه اجازه بده بیان مامانم برگشته میگه بگودختربزرگتر دارم گفتم من قصد ازدواج ندارم تصمیمم روگرفتم چون میخوام ادامه تحصیل بدم شروع کرده اره هروقت خونه نمیای بااون بیرون میری خودش گفته رفتیم پرسیدم گفت حتمااینطوریه لازم نیست بگه
    خسته شدم میخوام ادامه تحصیل بدم نمیدونه میگه زندگی که بااون شروع میکنی نابودشه خراب شه فقط نفرین میکنه خداذلیلش کنه بیچاره چیکارکنه مامانم فقط نفرینش میکنه دست بردارهم نیست قبول هم نمیکنه میگه حق بامنه خونه خراب شه و....
    اخه چطوربگم بیچارست گناهی نداره
    بسمه بریدم
    سلام


    مادر شما اشتباه میکنند که موقعیت‌های ازدواج دختر دیگرش را به خاطر حماقت‌های شما خراب می‌کند.


    شما ۴ سال از عمر خود را تلف این آقا کرده اید! زندگی‌ خاله بازی نیست، فکر نکنید چیزی عوض میشود، تنها چیزی که در ادامه این ارتباط برای شما اتفاق میفتد، افزایش سنّ شما و در نهایت پیوستن به مجردان قطعی جامعه هست. این آینده قابل تصور شما با این فرد هست. شما ۴ سال توسط یک پسر بچه بسیار ضعیف، و صد البته مشکل دار بازی خورده اید. این البته نشانه شخصیت بسیار ضعیف و سرخورده خود شما هست، که راه را برای چنین برخورد‌هایی‌ باز گذاشته است.


    کامران
    عاشق همه سال مست و رسوا بادا

    ديوانه و شوريده و شيدا بادا

    با هوشياري غصه هر چيز خوريم

    چون مست شديم هرچه بادا باد

    ویرایش توسط kamran2007 : یکشنبه ۲۴ آبان ۹۴ در ساعت ۱۵:۵۷ دلیل: تقلب با دیدن پست زیر

  5. #24

  6. #25
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,812
    امتیاز
    116,603
    سطح
    100
    Points: 116,603, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,326

    تشکرشده 35,055 در 7,162 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1014
    Array
    با سلام

    تا زمانی که شما با الفاظی چون " بیچاره چکار کنه " " بیچاره گناهی نداره " در باره او صحبت می کنی یعنی اینکه خودت به این آسیب دیدنها، له شدنها، پایمال شدنها، بازیچه شدنها راضی هستی و لابد از آن لذت می بری .... با این اوصاف به قول دوستان تا شما مشخص نکنی با خودت چند چند هستی و خودت از ضعف بیرون نیایی حرفهای ما آب در هاون کوبیدن است و به گوش هوش شما فرو نمی رود و اینجوری مثل روز روشن می بینم روز ی را که سرخورده و نالان و پشیمان به این تالار می آیی و میگی چه اشتباهی کردم و به دادم برسید ....و ماجرا از این قرار که شما نتوانستی جدا بشی و تن به فرار دادی و اون پسر هم ..... و اما بعد از بازگشت از این فرار شوم ایشون طاقچه بالا گذاشته و حالا دیگه او دم لای تله نمیده و شما هم دستت به هیچ جا بند نیست چون نمیتوانی شکایتی هم بکنی و ...... خوشبینانه اش که بعیده هم اینه که اینجوری ازدواج اجباری پیش بیاد و ...... و خواهی آمد و از بدبختی هایت با این آقا و تحقیرها و ..... خواهی گفت ... امروز من با صراحت و با اطمینان اینرا به شما می گویم اما شما در دل میگویی نه ان شاء الله گربه است .... ولی به اعضاء همین تالار اعلام می کنم اگر دیدید در ماه ها و سالهای آینده خبری از متین در اینجا نبود بدونید که به همین سرنوشت گرفتار آمده و رو و شهامت اومدن به همدردی و گفتنش را ندارد .... چنانکه یکی دیگر را که با اصرار و غیر اخلاقی خودش را به ازدواج مردی سالهای با فاصله سنی با او در آورد و از همون اوائل عقد شروع شد نارضایتی و .... می دانستم سرش بد جور به سنگ خواهد خورد و البته بعید است در مقابل نهی تالار بیاید و بگوید که همینم شده .... کسی که اگر خوشبخت بود می آمد اینجا و بزن و برقص راه می انداخت و از تجربه موفقش به دیگران می گفت .....

    شما هم همین خواهی شد البته اگر شهامت داشته باشی و بیایی بگویی که عبرت دیگران شوی ممنونت خواهیم بود

    موفق باشی




    lonely10 likes this.

  7. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Aram_577 (پنجشنبه ۲۸ آبان ۹۴),baitollah-abbaspour (یکشنبه ۲۴ آبان ۹۴),sadat71 (یکشنبه ۲۴ آبان ۹۴),نارجیس (دوشنبه ۲۵ آبان ۹۴)

  8. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۲۴ دی ۹۴ [ ۰۰:۳۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۲-۲۳
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    1,018
    سطح
    17
    Points: 1,018, Level: 17
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 63 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام و وقت بخیر

    خانم متین عزیز , امیدوارم از صحبتام ناراحت نشید اما من احساس میکنم شما دچار نوعی خود آزاری هستید!!!

    از اینکه با دیدن رفتارهای نا مناسب ,دروغ ها , بی توجهی به شما ,سر دووندن شما,و دادن پیشنهاد های نامعقول ,هنوز در حال ادامه رابطتون با ایشون هستید و از رفتاراشون آزار میبینی, راضی هستی و طاقت نفرین شدن ایشون رو نداری.

    وقتی اقدام جدی و مصمم برای اتمام این رابطه نمیکنی و فقط گاهی عصبی میشوی یعنی زیاد هم ناراضی نیستی که هنوز ادامه میدهی.

    شما داری آزار و آسیب میبینی اما هنوز هم موندی پای این رابطه که هیچی جز از بین رفتن آیندت نداره.

    دوستان و مخصوصا فرشته مهربان عزیز همه نکاتی که لازمه تا از این رابطه حذر کنی رو به شما گفتند اما شما هنوز هم نمیتونی حقایق رو بپذیری.

    کمی از دید عقل و منطق به مسئله نگاه کن .خودتو جمع کن .تا کی میخواهی ضعیف باشی و بازیچه دست این آقا!!

    حتی اگر وابستگی شدید به این آقا داشته باشی باز هم رها شدن از این وابستگی با کمک مشاور امکان پذیر هست وچه بسا سریعتر از آنچه که فکر کنی رها بشی.

    زندگییت رو بخاطر یه وابستگی بچه گانه خراب نکن و به فکر آیندت باش .کورکورانه به رابطت ادامه نده .

    تا همین مرحله هم زیادی جلو رفتی,توقف کن و برگرد تا از دیرتر نشده,تا کی میخوای اینقدر بی اراده و ضعیف باشی؟!

    همیشه نباید تجربه کرد گاهی باید از تجربه دیگران استفاده کرد.

  9. کاربر روبرو از پست مفید sadat71 تشکرکرده است .

    baitollah-abbaspour (یکشنبه ۲۴ آبان ۹۴)

  10. #27
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه ۳۰ بهمن ۹۴ [ ۱۳:۲۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-۴-۰۱
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    2,929
    سطح
    33
    Points: 2,929, Level: 33
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    85

    تشکرشده 129 در 66 پست

    Rep Power
    18
    Array
    ممنون بابت پاسختون
    فرشته مهربان عزیز همه چی ر ادرست وبجا توضیح دادند ازاین بابت متشکرم
    من قصد توجیه خودم یاایشون روندارم فقط میخوام بنویسم اگر روزی بخاطر مشکلات ایشان من پافشاری میکردم زودتر رسمی کنیم وایشون به دلیل مشکلاتی که داشت جلونمیومد چون ازپدرم وقت گرفته بود ویکسال بیشتر زمان برد
    اما در حال حاضر خانواده من باایشون بدرفتاری می کنند و اصلا حاضرنیستندصحبتهاش روبشنوند وقتی حاضرنیستند صحبتهاش روبشنوند لزومی نداره نفرینش کنند چون جوونه و هزارتا ارزو داره
    درسته ایشون پیشنهادهایی به من دادند ولی هیچ وقت اصرار نکردند درواقع میخواستند بدونند چه عکس العملی نشون میدهم
    مابرای روز فرارمون وقت گذاشته بودیم که زنگ زد وگفت ماکارخلاف شرع نمیکنیم هرچندبارلازمه پیش پدرت میرم وبه دست وپاش میفتم و دلش روبدست میارم
    کاملا منطقی است
    زودرنج است و زود عصبانی میشود و....
    نمیخواستم توجیه کنم فقط میخواستم شرایط روبدونید اگه روزی من درگیربودم درحال حاضر ایشون درگیرندیکطرفه به قاضی نرید
    خودش نیست ولی خداش هست

  11. #28
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۹ آبان ۹۶ [ ۱۵:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۱۲-۲۰
    نوشته ها
    1,410
    امتیاز
    40,847
    سطح
    100
    Points: 40,847, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocial1 year registered25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    4,916

    تشکرشده 4,138 در 1,293 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام


    ویژگیهای مثبت و منفی ، اون پسر رابنویسید ( البته به جز جذابیت چهره !!) ؟


    ببینید کدوم طرف سنگین تره !!


    هر کدام که سنگینی میکنه بیا اینجا صحبت کنیم

    این کار باعث میشه منطقی تصمیم بگیری !

    بشکن در ِ قفس را از تن رها شو،

    درمان درد درد مندان را دوا شو ،،

    از خود دمی برون آی محو خدا شو،،،
    ویرایش توسط باغبان : یکشنبه ۲۴ آبان ۹۴ در ساعت ۲۳:۰۷

  12. #29
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه ۰۵ آذر ۹۵ [ ۱۷:۲۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-۱۱-۳۰
    نوشته ها
    297
    امتیاز
    5,527
    سطح
    47
    Points: 5,527, Level: 47
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    625

    تشکرشده 344 در 182 پست

    Rep Power
    44
    Array
    من آخر سر نفهمیدم که بلاخره قبول کردی که فرار نکنی یا نه؟بقیشم بستگی به خودت داره اگه پاش بمونی تا خونوادت بعد از عمری راضی بشن تازه با وجود جیزایی که تعریف کردی بازم یه زندگی خیلی توپ و رویایی در انتظارت نیستاگرم اصلا قبول نکردن که فقط خودتو جوونیتو حیف کردیقمار بزرگیه متین جان لطفا یه مدت از خارج از گود به رابطت نگاه کن ببین اصلا این بابا ارزششو داره انقد پافشاری کردن؟برای این که از خارج از گود خودتو ببینی کافیه یه مدت چند ماهه کات کنی همین

  13. #30
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,812
    امتیاز
    116,603
    سطح
    100
    Points: 116,603, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,326

    تشکرشده 35,055 در 7,162 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1014
    Array
    با سلام

    ظاهراً آنقدر عزت نفست لطمه دیده و برای خودت ارزش قائل نیستی که با رفتارهای تحقیر آمیزی که داشته و مدتها تلاش شما برای اینکه بیاد خواستگاری حالا صرف اینکه او میخواهد بیاید خواستگاری برای شما شده همه چیز تا آنجا که روی خصوصیات هشدار دهنده اش سرپوش می گذاری و نمی بینی و ناراحتی که خانواده ات چرا مخالفند و چون اونها مخالفند و راه نمی دهند پس او بی عیب است و تقصیر ندارد و .....

    آیا فکر نکردی چون خیالش راحته خانواده ات مخالف هستند راحت دم از اصرار میزنه که تو را همچنان وابسته نگه داره و حفظ کنه ؟؟؟؟؟؟

    امتحان کن از همین فردا به او بگو خداحافظ فایده نداره کلاً من خودم هم منصرف شدم و راضی به این ازدواج نیستم ..... و عکس العمل وی را ببین و تکرار برخوردهای تحقیر آمیز و تهدیداتش را ببین تا شاید باور کنی بابا به پیر به پیغمبر ما صرفنظر از اینکه ایشون اصرار دارد بیاید خواستگاری به شما می گوییم مناسب نیست و تیشه به ریشه خودت میزنی مگر اینکه این تیشه به ریشه خوردن را به مدتی لذت رابطه جنسی به عنوان همسر با او را ترجیح دهی که میزان سطحی نگری شما را نشان خواهد داد ......

    من دیگه صراحتم به تندی رسیده ... استناد میکنم به سخن یکی از آقایانی که اشاره داشتند با سابقه سالها تأهل به شما می گویند که مناسب نیست شاید به خودت آیی که ما کاری به اصرار او به ازدواج نداریم بلکه می گوییم از نظر شخصیتی مشکل دارد

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aram_577 نمایش پست ها


    و اما توصیه من بعنوان برادر بزرگتر به شما : من بعنوان یک مرد با تجربه سالها زندگی مشترک ، برام مثل روز روشنه که ایشون به درد حتی دوستی با همجنسش هم نمی خوره چه برسه به ایفای نقش سنگین همسری !!! ...... .......... شما هم اگر کنترل احساسات کنید ، در آینده این موضوع برایتان مثل روز روشن خواهد شد ، فعلا ابر احساسات جلوی روشن شدن موضوع رو گرفته ...... صبر صبر و صبر ..... و قطع کامل ارتباط .... همین و دیگر هیچ!!!!

    پیروزی شما در میدان امتحان احساس و منطق ، آرزوی ماست.

    .
    در پناه حق.

    نکاتی که رنگی شده را توجه بیشتری داشته باش و از زبان ایشان با تجربه تأهل و اینکه یک مرد هست که به شما می گوید بشنو




    lonely10 likes this.

  14. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Aram_577 (پنجشنبه ۲۸ آبان ۹۴),baitollah-abbaspour (دوشنبه ۲۵ آبان ۹۴)


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۳:۳۹ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.