به انجمن خوش آمدید
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17
Like Tree80Likes

موضوع: نگران ازدواجم هستم

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۳ تیر ۹۶ [ ۰۸:۰۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۴-۰۶
    نوشته ها
    340
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    343

    تشکرشده 427 در 212 پست

    Rep Power
    58
    Array
    تاپیکت رو دوس دارم،،،،،،منم به قضیه ازدواج فکر میکنم و دلم روشنه و برا خودم خیلی سختش نکردم یعنی فکرم اینطوریه که الان شاد باشم اینهفته خوب باشه امروز راضی باشم آینده هم خوب میشه
    یه شادی هایی هم واسه خودم بوجود آوردم مثلا به پوستم و سلامتیم میرسم، اخلاقام با درایت تر شده و هنوز تلاش میکنم این کارا باعث شده بیشتر خودمو دوست داشته باشم
    مثلا اینا باعث شده وقتی خودمو تو عکس،آینه میبینم احساس خوبی دارم ،،،،،،،،،،،
    واقعیت اینه ما باید از خودمون انتظار داشته باشیم ،ازدواج یا بابا و مامان ،دوست ،خواهر ،برادر پول کار تحصیلات همه خوبن و میتونن به ما کمک کنند دنیای خوبی داشته باشیم اما این خودماهستیم که با دنیا حال میکنیم یا بخودمون ضد حال میزنیم (حالتو خوب کن و اگه خوبه حفظش کن)
    هر دختری ازدواج میکنه به فول قدیمیا جفت هیشکی رو ملخ نخورده بنظر من شروع کن سوالایی که میخوای تو خواستگاریت بپرسی بنویس ،
    یه عالمه راه شناخت طرف مقابل تو خواستگاری پیدا کن
    ازدواج دیر و زود داره سوخت و سوز نداره
    فقط عزیزم امروزتو شاد باش
    ،اینم خوب میدونی شوهر همچینم آش دهن سوزی نیست نه اینکه نخوام ازدواج کنم اتفاقا با طبیعت انسان موافقم اما هر کی میبینی ازدواج کرده خیال نکن خوشه این خبرا نیست ،نمونه اش درد و دلای همین دوستان همدردی خیلیا با سیلی خوش و آب و رنگن،
    بوس بوس ستاره بچینیم لباس عروس بپوشیم مامان بشیم ایشاالله!!!!!!!!!!
    ویرایش توسط آخیش : چهارشنبه ۱۵ مهر ۹۴ در ساعت ۰۰:۰۳

  2. 5 کاربر از پست مفید آخیش تشکرکرده اند .

    hamed-kr (پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴),یه دختر سرگردان (پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴),مصباح الهدی (شنبه ۱۸ مهر ۹۴),باغبان (جمعه ۱۷ مهر ۹۴),صبا_2009 (چهارشنبه ۱۵ مهر ۹۴)

  3. #12
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    امروز [ ۰۰:۰۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۷-۱۵
    نوشته ها
    512
    امتیاز
    12,982
    سطح
    74
    Points: 12,982, Level: 74
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First Class10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    1,675

    تشکرشده 982 در 376 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستای گلم

    آخیش عزیز خوشحالم که تاپیکو دوست داشتی و ممنون از نظری که دادی.

    فرشته ی مهربان عزیز: خیلی ممنونم ازت که باصبر وحوصله به سوالاتم پاسخ دادی .

    من عیب کارم رو متوجه شدم و فهمیدم که در اشتباه بودم .حرفای شما انقدر قشنگ بود و به دلم نشست که همه رو جداگانه با نقل قول آوردم و کلی متن هم نوشتم اما همین الان همش پرید ...ای بابا

    این مساله ی ازدواج ونگرانی نسبت بهش توی قسمت های دیگه زندگیم هم اثرمنفی گذاشته بود و باعث شده بود صبروتحملم هم کم بشه،و این نیاز به ازدواج و تنهایی با گذشت زمان بیشتر به سراغم میومد تا اینکه این تاپیک رو باز کردم.
    شاید هم به قول صبا دیگه داشتم کم کم هرروز تعدادی تخم مرغامو از سبدای دیگه برمیداشتم و میچیدم توی سبد ازدواج .
    اما خلاصه باید تلاش کنم:
    1-نتیجه گرا نباشم بلکه از فرآیند هم لذت ببرم.
    2-امید دادنم وابسته به نتیجه نباشه که بعد مدتی دلسردبشم .

    راستی یه سوال دیگه
    1-چطور از مجردیم خیلی لذت ببرم؟؟ به طوری که کمتر احساس تنهایی کنم؟شما چه پیشنهاد هایی دارین و خودتون چه کارهایی می کردید یا میکنین؟

    ممنونم

  4. 4 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    ario86 (جمعه ۱۷ مهر ۹۴),hamed-kr (پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴),یه دختر سرگردان (پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴),باغبان (جمعه ۱۷ مهر ۹۴)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۱۳ تیر ۹۶ [ ۱۳:۲۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-۵-۱۹
    نوشته ها
    310
    امتیاز
    7,870
    سطح
    59
    Points: 7,870, Level: 59
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 80
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    478

    تشکرشده 878 در 241 پست

    Rep Power
    54
    Array
    سلام
    بازم خداروشکر جناب مدیر همدردی و فرشته خانم لطف کردن گذاشتن تاپیکت بمونه . والا من یه تاپیک زدم که درد و دل کنم در مورد همین موضوع. گفتن برو همون قبلی رو (که یه سال پیش نوشته بودم) بخون و تاپیکم رو در جا بستن. انگار که سرماخوردگیه . همون داروهای قبلی رو بخورم!!
    من کلی شرایطم تغییر کرده و کلی حرفهای جدید داشتم که زحمت کشیدن نذاشتن ادامه بدم

    به هرحال عزیزم این فقط مشکل شما نیست. مشکل همه دخترای خوب این زمونه ست. مشکل ظاهربین شدن مردهاست . مشکل همین ماهواره هاست . مشکل عروسک پرست شدن مردهاست. هرچی شیطون تر باشی و ببخشید بی حیاتر ، طرفدارات بیشترن. هرچی نجابت کنی و خانوم باشی این میشه روزگارت. پس غصه بیخود نخور . به هرقیمتی حاضر نشو ازدواج کنی.

    من خودم به این نتیجه رسیدم دیگه به ازدواج فکر نکنم بهتره. الانم فقط دنبال پول هستم. چون تصمیم گرفتم از ایران برم. حاضرم حتی دو شیفت و سه شیفت کار کنم. ولی از این جمع خاله زنک های ایران که مجردی رو بد می دونن و به چشم مونده!! بهت نگاه می کنن دور بشم.

    - - - Updated - - -

    مدیر همدردی هم فقط میگن اون 40 تا نکته رو بخون. انگار معجون شفاست!!
    من از نظر همه اون موارد اوکی هستم. اما اتفاقا اگه برعکس اون عمل کنی بهتر میشه.

  6. 3 کاربر از پست مفید veis تشکرکرده اند .

    Eram (پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴),hamed-kr (پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴),اثر راشومون (پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴)

  7. #14
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,802
    امتیاز
    115,524
    سطح
    100
    Points: 115,524, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,323

    تشکرشده 34,984 در 7,150 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1009
    Array


    ببین عزیز جان آنچه گفتم یک فورمول هست برای کل زندگی ....

    وقتی کلاً در زندگیت اینو پیاده کردی که به چیزی وابسته نباشی به عبارتی به نماندنیها وابسته نباشی ... و در هر موقعیتی با هدفی که پشتوانه ای متعالی داشته باشد یعنی آنقدر پشتوانه آن هدف عمق و معنا داشته باشد که محدودیت بردار نباشد و در هر شرایطی دنبال کردنی باشد ، به طور طبیعی از هر موقعیتی در این راستا استفاده خواهی برد ( محدود به موقعیت و زمان و مکان و موضوع خاصی نخواهد بود ) و این استفاده بردن لذت دارد ...

    مثلاً وقتی هدفت این باشد که انسانی فرهیخته باشی و توانائیهای انسانی باالقوه ات را تا حدی که می توانی و امکانش را داری بالفعل کنی .... این هدف را متکی کن به محتوایی که عمیق و ماندگار و قوی باشد .... مثلاً متکی به اخلاق مداری ، انصاف و وجدان باشد ... یعنی در مسیر رشد به سوی فعال کردن استعدادهای انسانی ات در حد بضاعتت اینها را سرلوجه قرار می دهی و محتوای هدفت قرار می دهی .....

    ( اینجا لازم است خودت و تواناییهایت را ، هم از بعد انسانشناسی بشناسی ، هم فردیتت با توجه به شرایط و موقعیتت به عبارتی روانشناختی ..... در حوزه اخلاقیات و انصاف و وجدان هم آگاهی خودت را بالا می بری و معیار خودت قرار می دهی .... ) این با تو هست که بگردی ببینی کدام جهان بینی هست که از این نظر غنی هست ... آیا جهان بینی ماتریالیستی ، توحیدی ، امانیستی .... کدامیک ؟ .......................

    هرکدام را غنی و درست یافتی اخلاقیات و انصاف و وجدان را از آن می گیری و رفتارت ( مجموعه عملکردت از نیت و تفکر و اندیشه گرفته تا اقدامات با حواس و اعضاء و جوارح ) را با این محتوا به ظهور می رسانی یعنی معیارت می شود و ارزیابیهایت براین اساس خواهد شد و همین چون برای انسان یک روند کاملاً محتوایی و اصیل است و منبطق با طبیعت انسانی ، به شما لذت می دهد احساس دارا بودن می کنی ، احساس وجود می کنی ، اعتماد به نفس و عزت نفست قوت می گیرد و ..... چون هدفت بر این مبنا در محدوده زمان و مکان نمی گنجد ... پویا خواهی بود و آن به آن ، هم داری عمل می کنی ، هم دستاورد داری و خود دستاوردها معرفت زا و بصیرت آفرین می شود و اینگونه وسیع تر و وسیعتر می شوی حتی تواناییها و استعدادهایت ترکیب می شود مثل حروف الفبا که فقط 27 حرف است اما از ترکیب آنها کلمات و جملاتی پدید می آید که نامحدود می شود .... و ظرف وجود شما روز به روز وسیع تر و وسیع تر می شود ... از هر واقعه و پدیده ای حتی سختی ها و تلخی ها متوجه می شوی داری در این جهت بهره می گیری .... مثلاً خودشناسی و خود پروری برایت پیوسته و مدام می شود لذا در هر واقعه و ماجرایی چه تلخ و چه شیرین واکنش های شما چه خودآگاه چه ناخودآگاه مورد توجه خود شما قرار می گیرد و .... ابعاد تازه تری از وجود خودت اثر پذیریهایش ، قوت و ضعفهایش و نیازهایش و ... را خواهی شناخت وبرایت جالب خواهد شد و در همین جریان می فهمی که باید با خودت چگونه باشی و خودت را چگونه در اینگونه ماجراها و وقایع مدیریت کنی و قوت ببخشی و ......

    همه اینها واقعاً لذت بخش است و ترا فراتر از روزمره گی هایی که ملال آور می شوند می برد ....

    یک کد اینکه هرچه نگاهت معنایی تر باشد لذت بیشتری خواهی برد و به رضایت عمیق تری از زندگی می رسی

    اینگونه ، خواهی دید انتخابهای مختلف در زندگیت اگر پیش آید همان موقع با درایت و حسابشده تصمیم می گیری ، آنهم تصمیمهای مبتنی برآن هدف اصلی که بر زندگیت احاطه دارد ....... و از پیش خود را درگیر آنچه که بخواهد پیش آید و یا می خواهی که پیش آید نمی کنی و آشفته آن نمی شوی .... مثلاً اینگونه از لحظه لحظه زندگی به خوبی بهره می بری و نشاط و لذت که ملازم آنست را بدست می آوری ... و در این مسیر هر وقت شرایط و موقعیتی برای ازدواج پیش آمد ریلکس و با درایت بررسی می کنی و تصمیم می گیری

    اینها شدنی هست و تلاش و زحمت برایش هم لذت دارد چه برسد به تحققش





  8. 9 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    donya. (جمعه ۱۷ مهر ۹۴),Eram (پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴),hamed-kr (پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴),گلاب (پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴),یه دختر سرگردان (پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴),مدیرهمدردی (پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴),مصباح الهدی (شنبه ۱۸ مهر ۹۴),باغبان (جمعه ۱۷ مهر ۹۴),صبا_2009 (پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه ۰۳ اردیبهشت ۹۵ [ ۱۳:۳۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۱۲-۲۶
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    29
    Array
    دوست عزیزم .. من هم از تایپکت و راهنمایی هایی که دوستان کردند واقعا لذت بردم.. منم مجردم و کاملا میفهم که چی میگی .. و این روزها با تموم وجودم وقتی خیلی دلم میگیره فقط یه الحمدالله میگم و به این فکر میکنم که خدا به من هستی داده .. مثلا نگاهم می افته به طبیعت و حیوانات .. مثلا درخت کنار خیابون .. یا پرنده ای که روی شاخه اش نشسته... یه لحظه فکر میکنم این درخت و یا اون پرنده غصه ازدواج و تنهایی و اینا نداره ولی داره رسالت هستی ایش رو انجام میده.. دارن با هستی ایشون ذکر خدا میکنند.. یا مثلا فکر میکنم هر نعمتی یا هر موهبتی یا هر فضیلتی فقط و فقط از جانب خداوند است و اون شخص خاص واقعا هیچی از خودش نداره.. و فقط حامل اون کیفیت هست و اصلا قراره از طریق دیدن اون کیفیت مثلا زیبایی و عظمت و مهربانی و ... ما یادمون به خدا بیفته وگرنه خود اون حامل که مادیه و هر ان میتونه نابود بشه... بعد این جوری میبینی فقط فقط خداوند هست که حقیقته و شایسته ارزو کردن و خواستن و ستایش کردنه .. بعدش کلی حالت خوش میشه...
    هر زمان نو می شود دنیا و ما
    بی خبر از نو شدن اندر بقا
    پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی ست
    مصطفی فرمود دنیا ساعتی ست
    آزمودم، مرگ من در زندگی ست
    چون رهی زین زندگی، پایندگی ست
    کیستی تو… قطره ای از باده های آسمان
    این جهان زندان و ما زندانیان
    حفره کن زندان و خود را وارهان
    کیستی تو… آدمی مخفی ست در زیر زبان
    این زبان پرده است بر درگاه جان
    کیستی تو… تیر پرّان بین و ناپیدا کمان
    جان ها پیدا و پنهان جانِ جان
    کیستی تو… رهنُمایم، همرهت باشم رفیق
    من قلاووزم در این راه دقیق
    کیستی تو… همدلی کن ای رفیق
    در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
    هم عشق پری دارم، هم مرد پری خوانم
    هر کس که پری خو تر، در شیشه کنم زودتر
    برخوانم و افسونش حراقه بجنبانم
    هم ناطق و خاموشم، هم لوح خموشانم
    هم خونم و هم شیرم، هم طفلم و هم پیرم
    کیستم من؟ کیستم من؟ چیستم من
    تا نگردی پاکدل چون جبرئیل
    گرچه گنجی در نگنجی در جهان
    رخت بربند و برس در کاروان
    آدمی چون کشتی است و بادبان
    تا کی آرد باد را آن بادران
    هیچ نندیشم به جز دلخواه تو
    شکر ایزد را که دیدم روی تو
    یافتم ناگه رهی من سوی تو
    چشم گریانم ز گریه کند بود
    یافت نور از نرگس جادوی تو
    بس بگفتم کو وصال و کو نجاه
    برد این «کو کو» مرا در کوی تو
    جست وجویی در دلم انداختی
    تا ز جست وجو رود در جوی تو
    خاک را هایی و هویی کی بُدی؟
    گر نبودی جذب های و هوی تو
    مخزن «انّا فتحنا» برگشا
    سرّ جان مصطفی را بازگو
    مستجاب آمد دعای عاشقان
    ای دعاگو آن دعا را بازگو
    چون دهانم خورد از حلوای او
    چشم روشن گشتم و بینای او
    پا نهم گستاخ چون خانه روم
    پا نلرزانم نه کورانه روم

  10. 3 کاربر از پست مفید یه دختر سرگردان تشکرکرده اند .

    hamed-kr (پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴),مدیرهمدردی (پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴),باغبان (جمعه ۱۷ مهر ۹۴)

  11. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    امروز [ ۰۰:۰۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۷-۱۵
    نوشته ها
    512
    امتیاز
    12,982
    سطح
    74
    Points: 12,982, Level: 74
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First Class10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    1,675

    تشکرشده 982 در 376 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فرشته ی مهربان عزیز: خیلی خوشحال میشم وقتی میبینم توی تاپیکم نظر گذاشتی ...ولذت میبرم از این حرف هایی که میزنی..


    مثلاً وقتی هدفت این باشد که انسانی فرهیخته باشی
    و توانائیهای انسانی باالقوه ات را تا حدی که می توانی و امکانش را داری بالفعل کنی ....
    این هدف را متکی کن به محتوایی که عمیق و ماندگار و قوی باشد
    .... مثلاً متکی به اخلاق مداری ، انصاف و وجدان باشد ... یعنی در مسیر رشد به سوی فعال کردن استعدادهای انسانی ات در حد بضاعتت اینها را سرلوجه قرار می دهی و محتوای هدفت قرار می دهی .....
    هدف اصلی تر من همون رسیدن به تعالی یا همین فرهیختگی و درک هدف زندگیه .این هدفی نیست که الان انتخاب کرده باشم بلکه چندساله که فهمیدم توی زندگی باید دنبال بالاتری باشم که منشا همه ی خوبی هاست،دنبال درک خداوند و معنویت باشم. اما توی مسیر یکسری مسائلی پیش میاد که برای مدتی حرکت منو کند یا گاهی متوقف میکنه مثل همین مساله که براش تاپیک زدم.اما براش تاپیک زدم چون مطمئن بودم میتونم با کمک شماها خودمو به مسیر اصلیم برگردونم .

    ( اینجا لازم است خودت و تواناییها را هم از بعد انسانشناسی بشناسی هم فردیتت با توجه به شرایط و موقعیتت به عبارتی روانشناختی ..... در حوزه اخلاقیات و انصاف و وجدان هم آگاهی خودت را بالا می بری و معیار خودت قرار می دهی .... )
    این با تو هست که بگردی ببینی کدام جهان بینی هست که از این نظر غنی هست
    ... آیا جهان بینی ماتریالیستی ، توحیدی ، امانیستی .... کدامیک ؟ .......................
    من خداروشکر مسیرم رو پیدا کردم و تاحد زیادی از سرگردانی درمورد اصلی ترین مسیر زندگیم دراومدم.یه روزی نسبت به نماز خوندنم شک و تردید داشتم اما الان نسبت به خداوند،خودم و دیگران ومعنویت بینش خیلی بهتری پیدا کردم (به واسطه کتاب خوندن،مشاوره گرفتنو..)، اما اینکه این بینش کنونی رو بخوام ارتقاء بدم رو از اینجا به بعد کند پیش میرم .شاید علتش این باشه که الان مطالعاتم رو کم کردم چون حس کردم از یه جایی به بعد دانسته هام دیگه داره با عملم فاصله میگیره،پس تصمیم گرفتم برم توی فاز عمل جای مطالعه مکرر.نمیدونم کارم درست بوده یا نه؟؟

    مثلاً خودشناسی و خود پروری برایت پیوسته و مدام می شود لذا در هر واقعه و ماجرایی چه تلخ و چه شیرین واکنش های شما چه خودآگاه چه ناخودآگاه مورد توجه خود شما قرار می گیرد و .... ابعاد تازه تری از وجود خودت اثر پذیریهایش ، قوت و ضعفهایش و نیازهایش و ... را خواهی شناخت وبرایت جالب خواهد شد و در همین جریان می فهمی که باید با خودت چگونه باشی و خودت را چگونه در اینگونه ماجراها و وقایع مدیریت کنی و قوت ببخشی و ......


    همه اینها واقعاً لذت بخش است و ترا فراتر از روزمرگی هایی که ملال آور می شوند می برد ....
    ممنونم از ته قلب .

    Veis عزیز: ممنون که وقت گذاشتی و نظرتو گفتی . اینکه هرچی دختر باحیاتر باشه وخانوم تر کسی خریدار نیستو موافق نیستم .مهم اینه که در درجه اول خودت از حیای خودت لذت ببری و دردرجه بعد از پوشش و برخوردی که معرف شخصیتت هست به نحو احسن برای شناسوندن خودت به دیگران استفاده کنی. خدا توی قرآن میگه از حجاب استفاده کنید تا به پاکی شناخته بشید. به قول فرشته ی مهربان اگه هدف زندگیت رو چیز بزرگتری انتخاب کنی،رفتارها،برخورد،نگرش،م وفقیت وهمه چیتو با اون میسنجی .یعنی خط کشت خط کش درستیه.

    دختر سرگردان عزیز: خوشحالم که حست انقد مثبته و ممنون از اینکه نظر دادی. الحمدالله ،ذکر خدا، رسالت هستی ، خداوند،حقیقت ..


    خداوند به زندگی شما برکت دهد.

    این دعای آخر دعای مورد علاقه من هست که همیشه دکتر وین دایر توی مقدمه ی کتاباش مینوشت.الان مدتیه که این عزیز بسیار دوست داشتنی به دنیای معنویت مطلق پیوسته ، دریایی از عشق رو با خوندن کتاباش میشد حس کرد.تو بی نظیری
    روحت شاد



  12. 2 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    یه دختر سرگردان (شنبه ۲۴ بهمن ۹۴),باغبان (جمعه ۱۷ مهر ۹۴)

  13. #17
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,802
    امتیاز
    115,524
    سطح
    100
    Points: 115,524, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,323

    تشکرشده 34,984 در 7,150 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1009
    Array



    اصلاً نگران کند شدن و یا حتی گاهی متوقف شدن نشو ... مهم اینه که تا متوجه میشی کند شدی یا توقف داری با آرامش و بدون سرزنش خودت ، تحلیل و ریشه یابی کنی که چرا .... و با این چرایی وقتی توانستی پیدا کنی علت چیست راهکار هم میاد و می توانی باز حرکت کنی ....

    حالا که اهل معنا هستی و مشخصه جهان بینی توحیدی را برای خودت برگزیده ای ... پس
    بهترین منبع مطالعه ، آفاق و انفس هست یعنی تفکر کن ... حتی وقتی مطلبی می خونی در باره اش فکر کن و نقادی هم داشته باش .... مطالعه آفاق و انفسی ات هم با دید آیت بینی باشد ... عالم همه پر از آیات الهی است یعنی هرچه ببینی پیامی از خداوند دارد و هیچ چیز را بیهوده ننگریم ....
    این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
    هرکه فکرت نکند نقش بود بر دیوار


    یه زمانی در دوره نوجوانی به این باور رسیدم که من با هیچ چیز بیهوده مواجه نمی شوم و حتماً هرچه که با آن موجه میشوم چیزی برای من دارد ، درسی ، پیامی ، امتحانی ... که برایند همه اش می شود معرفت .... و اعتقادم این شد از کنار هرچیزی بی تفاوت گذشتن و در پی پیام و درس آن نبودن یعنی بیهوده نگری نسبت به خلقت و کار خدا .....

    نگاه خلقت گرا در این آیت بینی به آدم خیلی کمک می کند ... با این نگاه دید توحیدی به همه مسائل ایجاد می شود آنوقت گره خیلی از مسائل که با تحلیل های ساده به راحتی نمیشه حل کرد با این رویه باز می شود و به حکمت ها می رسی


    و چه لذتی دارد درک حکمتها .... مثلاً درک حکمت تا حالا مجرد ماندنت ......

    وقتی هدف والایت را مثلاً کم کم ارتقاء بدهی به اینکه هدفت شود رضای خدا ... یعنی اینکه دنبال این باشی که هرکاری می کنی مبتنی بر رضای خدا باشد بی چشمداشت پاداش بهشت و فرار از جهنم بلکه فقط و فقط رضا و خشنودی خدا برایت مطرح باشد ، آنوقت ابتلائات رشد دهنده و سطح بالا و ارتقاء بخشت به این سو پیش می آید و از مسائل روزمره معمول فراتر می رود ( حسنات الابرار سیئات المقربین ) .... آنوقت در امتحانها در معرض انتخابهایی قرار می گیری که بررسی ات می شود خدا به چه راضی و خشنود است نه اینکه خودت چه می خواهی و در این گیر و دار درگیریهایت می شود درگیری بین خواست خودت و آرزوهایت و نیازهایت و خواست خدا و خشنودیش ... حتی چه بسا در چکش کاریها ببینی آنچه خدا میخواد با آرزویی از تو همخوانی ندارد ... و این تو هستی که در معرض انتخابی .... انتخاب مسیری که خدا در آن است یا مسیری که خودت هستی .... هم خدا و هم خرما را هم نمیشه خواست ، یا خودت یا خدا ، یکی را باید انتخاب کنی و این واقعاً امتحانی هست که در عین سختی شیرین است وقتی موفق شدی از خودت بگذری و خشنودی خدا را برگزینی چه ها که نصیبت نمی شود ....

    ما صنم طلبیدیم و او صمد دارد

    پیشنهاد می کنم تاپیک ** برای رسیدن به همه چیز باید از همه چیز گذشت ** را بخوانی .....



    اگر بر این سیاق پیش روی زمزمه ات می شود :

    آنکس که ترا شناخت جان را چه کند
    فرزند و عیال و خان و مان را چه کند

    دیوانه اش کنی هردو جهانش بخشی
    دیوانه تو هردو جهان را چه کند


    و به رهایی می رسی رهایی از غیر او ، و وقتی به رهایی رسیدی خودش آن غیر را هم به تو می بخشد ....

    دقت داشته باش که گاهی ابلیس در این گیر و دار وارد می شود تا به تو بگوید ..... مگر خود خدا نگفته لا یکلف الله نفساً الا وسعها .... و عقلانی سازی می کند که تسلیمت کند که رضای خودت را برگزینی بجای رضای خدا ... و به تو می گوید که تو ظرفیتت همین است و نمی توانی این کار را بکنی .... ( مثلاً فردی خواستگارت می شود که در بررسی می فهمی که خشنودی خدا در ازدواج با اوست اما بعضی معیارهای مادی تو را ندارد مثلاً ظاهرش اونجور که خیلی دلت میخواسته نیست یا ..... )

    اینجا گردنه هست و خطر ناک ... چون اگر بتوانی عبور کنی در اون موضوع به اخلاص و توکل می رسی و شیطان اینرا نمی خواهد چون وقتی به خلوص رسیدی در اون زمینه دستش بهت نمیرسه ..... چون خودش گفته همه را گمراه می کنم الا مخلصین ..

    پاسخی که من برای این عقلانی سازیش پیدا کرده ام این است که ....

    لا یکلف الله نفساً الا وسعها به معنی این نیست که من وسعم قابل ارتقاء نیست و حد یقف دارد بلکه در هر برهه ای با انتخابی در جهت مطلق رضای خدا می توانم وسعت بیابم و ظرفیتم را افزون کنم و .... و اینکه ابلیس ما را قانع می کند به اینکه ظرفیتت همین است ، تو نمی توانی فلان کار را بکنی ، فلان را بپذیری ..... و وادارت کند بگویی خدایا تو که خودت می دونی من نمیتونم ، من ال ، من بل ، از من نخواه ... مرا اینگونه امتحان نکن ... من ظرفیتم محدوده و ..... اگر قبول کنیم ظرفیت محدودی داریم و قابل ارتقاء نیست پس خود به خود نبوت و امامت و اصلاً هدف آفرینشمان را خط بطلان کشیده ایم و قدرت خدا را نادیده گرفته ایم و به نص قرآن گویی دستش را به گردنش زنجیر شده می پنداریم .... و تسلیم خود خواهی شده ایم و از خدا خواهی باز می مانیم چون نبوت و امامت و هدف خلقت ما برای همین است که از صفر شروع کنیم و در مسیر به سوی صد برای قرب او پیش برویم و مطمئن باشیم که او یاری می کند این طی طریق را .....

    در یک کلام ... امنیت و آرامش و لذت و عاقبت به خیری در همین است که انتخابها و رفتارها و کارهایمان منطبق بر رضای خدا باشد و این آن به آن است .... و دنبال نتیجه اش هم نباشیم ..... مهم ادای وظیفه در این جهت است

    و العاقبة للمتقین





  14. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Eram (جمعه ۱۷ مهر ۹۴),گلاب (جمعه ۱۷ مهر ۹۴),یه دختر سرگردان (شنبه ۲۴ بهمن ۹۴),مصباح الهدی (شنبه ۱۸ مهر ۹۴),باغبان (جمعه ۱۷ مهر ۹۴),صبا_2009 (جمعه ۱۷ مهر ۹۴)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۰۶:۳۲ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.