به نظر میرسه که شما آمادگی ازدواج رو ندارید و علت این همه ترسی که عنوان کردید از عدم آمادگی و شناختی میاد که شما نسبت به خودتون دارید . شما که خرج خودتون نمیتونید تامین کنید و منبع درآمدی ندارید چطور جرات میکنید به خواستگاری یه دختر برید .در ضمن نه شنیدن یه هنره و نه فقط یه کلمه خنثی هست و شما به اون معنی میدید ..هرگز فکر نکنید که نه شنیدن به معنی اینه که شما بد و نخواستنی هستید و بعد از نه نباید احساس حقارت و خجالت کنید چون شما خواستگار هستید و فقط خواستتون بیان میکنید و اجبار در کار نیست که حتما بله بشنوید .





و همه حرفارو مامان و باباش زدن اما چون قبلا ما به هم آشنا شده بودیم و چند ماه آشناییمون طول کشید همه حرفامونم باهم زده بودیم من ناراحت نشدم که توو شب خواستگاری نتونست حرف بزنه اما اگه قبلا با هم حرف نزده بودیم وقتی خودش حرف نزد شب خواستگاری مطمئنم که نسبت بهش تریدیدم بیشتر میشد چون فکر میکردم که حتما از این بچه سوسولاست که همه کاراشو مامان و باباش واسش میکنن و خودش هیچی بلد نیست ،پس ترس و استرس تو هم کاملا طبیعیه و حق هم داری ،ولی تو شب خواستگاریت حتما حتما به نکاتی که کیان جان گفتن توجه کن و سعی کن خودتو اونجور که هستی نشون بدی ،موفق باشی ،واست دعا میکنم ،منتظر نتیجه کارت هم هستم.محکم باش.

علاقه مندی ها (Bookmarks)