به انجمن خوش آمدید
صفحه 3 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 72
Like Tree47Likes

موضوع: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>

  1. #21
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,797
    امتیاز
    114,971
    سطح
    100
    Points: 114,971, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,309

    تشکرشده 34,955 در 7,142 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1007
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>




    لزوم بستر زدایی برای کسانی که نمی خواهند یادگاری و وسائل و ... عشقشان را از بین ببرند



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    نقل قول نوشته اصلی توسط setareye khamoosh
    در مورد عكسش كه چرا تو كيفته چون دوسش داشتم.

    در مورد عروسكاش چون دوسشون دارم و نمي تونم از بين ببرم ......


    هر كي ميگه فراموش كن و ميشه فراموش كرد الكي ميگه .....
    سلام
    حكايت شما مثل اينه كه كسي بگويد من نمي خواهم دستم را از درون آتش در بياورم،‌خب دوست دارم دستم توي آتش باشه!!!بعد هم بگويد كه هر كه ميگه دست مي سوزه الكي مي گه....

    بله تا دست در آتش باشه، سوختن اجتناب ناپذيره...
    شما بايد تمركز زدايي كنيد، بستر زدايي كنيد، زمينه ها را تغيير دهيد....
    فراموشي اجتناب ناپذير هست.
    وقتي عزيزان ما مي ميرند خيلي سريع فراموشي حاصل مي شود يا حداقل رفتن عزيزمون قابل تحمل مي شود.
    اما اگر عزيزمان سالها بيمار و در كما باشد، هميشه غمش تازه تازه هست. چون بستر يادآوري او هست.

    گاهي بعضي افراد وقتي عزيزشان را از دست مي دهند ،‌يادگاري هاي او را هر روز جلوي چشمشون آپديت مي كنند.
    اينها هم نمي توانند فراموش كنند.
    چون نمي خواهند فراموش كنند. و با اين يادها حال مي كنند.



    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۱۱
    نیکیا likes this.

  2. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۹۱),نیکیا (شنبه ۰۵ مهر ۹۳)

  3. #22
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,797
    امتیاز
    114,971
    سطح
    100
    Points: 114,971, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,309

    تشکرشده 34,955 در 7,142 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1007
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>




    مدیریت نیازها



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    با سلام
    این 20 درصد که مثال زدید گاهی بیشترش را ما با پدر و مادر و خواهرانمان ممکن است اختلاف نظر یا اختلاف شخصیت داشته باشیم.
    اینجا همان جایی هست که مهارتهای ارتباطی، مهارتهای زندگی، مهارتهای زناشویی، مهارت حل مسئله ، مهارت تصمیم گیری، مهارت انعطاف پذیری، مهارت قاطعیت و صدها مهارت دیگر کاربرد پیدا می کند.
    یعنی همیشه در نوع انسان پاسخ به نیاز به معنی ارضاء نیاز نیست. بلکه مدیریت نیاز هست و مدیریت این نیاز بستگی به بلوغ فردی و روانی ما دارد.

    مثال:
    من یه آقا هستم ، همسر هم دارم. اما ممکن است نیاز تنوع طلبی هم داشته باشم آن هم در مسئله جنسی.
    آیا تنها راه برخورد با این نیاز ارضاء آنست. اگر این تصور را بکنم. پس باید یک تبصره به تعهد زناشویی بزنم و دنبال ارضاء آن باشم.
    بعضی نیازها (یا حتی بهتر بگویم همه نیازها) هرچه بیشتر روی آن سرمایه گذاری بشود و به دنبال جواب دادن فقط مثبت به آنها باشی مانند تومور بیشتر رشد می کند.

    لذا گاهی تمرکز زدایی از یک نیاز، گاهی تعویق انداختن یک نیاز، گاهی تعادل بخشی به یک نیاز، گاهی بده بستانهایی خاص با همسرمان در مورد یک نیاز، گاهی شکل بخشی به نوع دیگر به یک نیاز، گاهی جایگزین کردن یک نیاز ، و گاهی فراموش کردن یک نیاز (مثل نیاز به محبت والدین، وقتی آنها را از دست می دهیم.)راه حل هست.

    از خصوصیات نابالغانه کودکی ارضاء همه نیازها، آنهم فوری و بدون تاخیر هست. اما وقتی بزرگ می شویم مدیریت نیازها یا کنترل آنها (نه سرکوبی محض آنها)، حرف اول را می زند. لذا گاهی با اینکه تمایل به خواب و استراحت داری، برای کنکور بی خوابی می کشی، با اینکه نیاز به دستشویی کردن داری تا پایان جلسه صبر و تحمل می کنی، با اینکه تمایل به بوسیدن یک جنس مخالف داری، تمرکز زدایی می کنی و عبور می کنی، و با اینکه نیاز به درخانه ماندن داری ، اما برای امرار معاش و گذران زندگی در یک شرکت با یک کارفرما اخمو تا شب تحمل می کنی.
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۱۲

  4. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (جمعه ۱۵ اردیبهشت ۹۱),نیکیا (شنبه ۰۵ مهر ۹۳)

  5. #23
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,797
    امتیاز
    114,971
    سطح
    100
    Points: 114,971, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,309

    تشکرشده 34,955 در 7,142 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1007
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>




    معیارهای حق و حقیقت اگر بی ثبات باشد ...... نمونه ای در حق دانستن روابط پیش از ازدواج



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    با سلام
    دوستان نظراتی در مورد سئوال شما داده اند که هر کدام از زاویه ای به شما دید می دهد.
    در ذیل توجه شما را به چند نکته جلب می کنم:



    یکم:
    فهم صحیح مشکل در واقع دروازه ای به حل مشکل هست. پس اگر خوب ریشه مشکل را نفهمیم. جوابهای سطحی که به دست می آوریم نیز موقتی و غیر مفید هست.

    نقل قول نوشته اصلی توسط soha
    حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟

    در واقع این مشکل اصلی شما نیست. مشکل شما مبتنی بر دو پیش فرض است.

    الف: حقیقت یا واقعیت ؟!
    حقیقت و واقعیت چیست؟! آنچه برای شما اتفاق افتاده است. حق شما و حقیقت بوده است. یا واقعه ای هست که انجام گرفته است. اگر این مسئله را چنانکه در چند پست به آن اشاره کرده اید حق خود می دانید و حقیقت هست. پس حتما از آن دفاع می کنید. و این زمینه ساز مسائلی در امتداد خودش خواهد بود و آنها هم می تواند حق و حقیقت جلوه کند.

    ب) درست و غلط چیه و از نظر کی؟
    کار درست چیه؟
    معیار درست و غلط بودن چیست؟
    آیا معیاری ثابت برای سنجش درست و غلط بودن دارید؟
    آیا درست آنست که در آینده لذت بخش باشد؟
    آیا درست آنست که مردم تایید کنند؟
    آیا درست آنست که مذهب تایید کند؟
    خلاصه اینکه هنجار و ناهنجار و درست و غلط چیست؟

    آیا ما آزادی داریم هرچه دوست داریم انجام دهیم و آن درست هست؟ اگر چنین هست درست و غلط بودن شما و همسر آینده اتان ممکن است متفاوت باشد.
    پس درست یا غلط بودن از منظرچه کسی؟ شما؟ اعضاء تالار؟ یا همسر آینده اتان؟





    دوم:
    بر اساس پاسخهای شما به دوستان به نظر می رسد که شما مسائلی که داشتید جز حق خود و حقیقت می دانید و درست بودن را هم از نظر خودتان بررسی می کنید و «امر درست » هم آنست که شما در آینده با آن آسوده باشید.
    اگر چنین باشد. مشکل شما تعارضهای اساسی در خود آگاهی هست.
    توضیح بیشتر:
    معیار حق برای شماچیست؟ هنجارهای جامعه، معیارهای عقلی، معیارهای شرعی، معیارهای احساسی و شخصی یا ...
    اگر این معیار ها بی ثبات و شخصی باشد، پس حق شما بی ثبات است. و ثانیا همین مسئله در مورد همسر آینده شما هم بی ثباتی را دارد.
    یعئی دل شما امروز اینطور راحت بوده است، و همسر شما هم همین طور، اما فردا دل شما چیز دیگری را می خواهد و همسرتان هم چیز دیگری. پس بر این اساس آینده بی ثبات و غیر قابل پیش بینی و بر اساس دلهای شما دو نفر هست.
    به دیگر سخن:
    اگر شما خارج از معیارهای عرفی و هنجاری و شرعی این فرهنگ، باکره بودن را بر خود نیاز نمی بینید. و روش دیگری را می پسندید. در ادامه زندگی هم ممکن روشهای دیگری را بپسندید و از طرفی همسرتان هم ممکن است هر لحظه چیزی را بپسندد. پس در این بی معیاری یا صحیح تر بگوییم معیارهای بی ثبات شما همیشه باید در نگرانی اینکه چه خواهد شد بمانید؟!

    هر جامعه ای هنجارهای خاص خودش را دارد. گاهی فرهنگی، گاهی عقلی، گاهی شرعی، گاهی عرفی ویا ترکیبی از اینها.
    شما نمی توانیدقسمتی از هنجارها را از یک جامعه دیگر انتخاب کنید و بخش دیگری را رها کنید و از جای دیگر انتخاب کنید و این تعارض می آورد.
    شاید در یک کشور اروپایی آقایان روی باکره بودن همسرشان حساس نیستند. و شما می پسندید. پس باید ادامه روند را هم به شیوه مرسوم آن کشورها پیش بروید و نسبت به تبعات قطعی آن بی تفاوت باشید.
    مثلا آنها اینقدر هم نگران آینده این مسائل نیستند. اگر آقا بعدا نظرش عوض شد، آنها محترمانه از هم جدا می شوند. و ارتباطی دیگر را جایگزین می کنند.
    کلا حفظ یک خانواده به هر قیمت در آن فرهنگ دغدغه نیست. شما که فاز اول را آنطور رقم زدید، باید فاز بعدی را هم مثل آنها رها کنید و بی تفاوت باشید و اجازه دهید مسائل راحت پیش برود.









    سوم:
    حرفهای شما ذهنیت هایی هست که تاریخ مصرفش به اندازه زمان حال هست. لذتهایی که از زمان خود بیشتر طول نخواهند کشید.
    متاسفانه اخیرا مراجعانی داشتم که از مسیر شما گذشته بودند و پس از ازدواج، این بی معیاری یا بی ثباتی معیاری یا خود معیاری باعث تزاحم آن زوجین شده بود. و اصالت لذت در زوجین موجب هرج و مرج شده بود. اگرچه یکی از آنها متعقد به تعهد جنسی بود. اما دیگری این را یک دگم اندیشی و تعصب خام سنتی می دانست. و می گفت انسان باید قدرت انتخاب و گسترش خواهشهای دلخواهش را داشته باشد. و عملا باید گفت خانواده ای نداشتند. بلکه تجمیع دو نفر در زیر یک سقف بود.
    خلاصه اینکه در این بند می خواهم بگویم. اینگونه دیدگاه عوارض عملی دارد. و در واقعیت به نتایج ناخوشایندی ختم می شود.
    شما نیاز به بازنگری دارید هم در مورد معیارهایتان، هم در مورد هنجار و ناهنجار، و هم در مورد تبعات و نتایج آنچه به آن معتقدید.
    آنی خوب اشاره کرده است. که هزینه و تبعات و مسئولیت آنچه بر آن پافشاری می کنید باید بپذیرید.
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۱۲

  6. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۹۱),نیکیا (شنبه ۰۵ مهر ۹۳)

  7. #24
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,797
    امتیاز
    114,971
    سطح
    100
    Points: 114,971, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,309

    تشکرشده 34,955 در 7,142 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1007
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>



    نحوه ایجاد آرامش و ارتباط با درون



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی


    کمی درنگ لازم داری. کمی سکوت. نه اینکه به اتاقی خلوت بخزی و کنج عزلت. بلکه باید ذهن خودت را ساکت کنی. تا فرصت تآمل و تدبر داشته باشی.

    گاهی یک نفس عمیق و کشیدن هوای دلپذیر پائیزی به درون ریه ها و نگهداشتن آن برای لحظاتی و دوباره بیرون دادن آن به آهستگی الهامی از آرامش را برایت به ارمغان می آورد.
    یک استحمام، بدون خیالبافی و اشتغال ذهن. سعی کن غلتیدن آب را بر پوست خود احساس کنی. لمس یک گلبرگ ، یا شنیدن صدای شرشر آب. و ....
    شاید این ها را بخوانی و سریع بگذری و بگویی که چی؟ من مشکلم حادتر از اینست که به این چیزهای بی ارزش بپردازم؟! اما باید بدانی نحوه نگرش و دیدگاه خود را باید به زندگی تغییر دهی.
    اگر از نوشیدن یک لیوان آب خنک در وقت افطار غرق لذت و هیجان نمی شوی.!
    اگر از درون دادن اکسیژن بدرون ریه هایت لبریز شادمانی نمی شوی!
    اگر ازلمس وجودت، و حس وجود داشتن و سالم بودن لذت نمی بری!
    وقتی از صدای خنده بچه ها، و هیجانات نوجوانان به وجد نمی آیی!
    بدان که تو خود و افکار خود را قبله خود کرده ای و برروی آن متمرکز شده ای. در واقع تمرکزی بر نداشته ها و منفی ها داری. و همین ریشه بی انگیزگی و عدم ارتباط با درونت هست. لازم نیست دست به تغییرات سترگ بزنی. از همین لحظه های ناب و کوچک شروع کن.
    یاد بگیر برای تنفس راحتت شکر کنی و شادی.
    یاد بگیر وجود مادرت را بفهمی و قبل از اینکه بخواهی از نبودنش اشک بریزی و افسرده ، از بودنش غرق لذت بشو و اورا غرق بوسه کن
    چشمانت را احترام کن و صحنه های دلنواز غروب خورشید و ....، به او نشان بده
    گوشهایت را با صدای گرم پدر و زمزمه شعرهای انرژی بخش بنواز
    بوی عطر نان پدر ، بوی سیب سرخ را استشمام کن.
    چند لحظه شب از اتاقت بیرون بیا. به آسمان نگاه کن، ماه این شبهای قشنگ تر از همه روزها ، منتظر است که ببینی و قشنگی اش را تحسین کنی.
    باقی این غزل را ای مطرب ظریف
    زین سان شمار که زین سانم آرزوست
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۱۲

  8. 5 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۹۱),نیکیا (شنبه ۰۵ مهر ۹۳)

  9. #25
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,797
    امتیاز
    114,971
    سطح
    100
    Points: 114,971, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,309

    تشکرشده 34,955 در 7,142 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1007
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>



    همه چیز به درون بر میگردد



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    از موضوعات بسیار کلیدی و مهمی است که دوستمون ستاره به آن اشاره کرده است. ریشه لذت و شادی و آگاهی و رشد همه و همه در درون ما و ذهن و قلب ماست. ضرب المثل آب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم اشاره به همین مطلب دارد. یا غزل قشنگ حافظ:
    سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
    آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
    گوهری کزصدف کون و مکان بیرون بود
    طلب از گمشدگان لب دریا می کرد.
    همچنین مولانا در مثنوی معنوی با خطاب قرار دادن انسان و با استفهام انکاری این مطلب را که همه چیز در درون آدمی نهفته است با بیانی زیبا می آورد که :
    ای همه دریا چه خواهی کرد؟ نم!؟
    ای همه هستی چه می جویی؟عدم؟!
    ای مه تابان چه خواهی کرد؟ گرد!؟
    ای که مه در پیش رویت، روی زرد
    تو خوشی و خوبی و کان هر خوشی
    پس چرا خود منت از باده کشی
    ای غلامت عقل و تدبیرات و هوش
    چون چنینی خویش را ارزان فروش؟!
    امروز روانشناسان و روان درمانگران به خصوص آنها که در حوزه شناخت درمانی کار می کنند، با تحقیقات این مطلب را اثبات کرده اند که افراد دنیا را در ظرف ادارک و ذهن خود تفسیر و تعبیر می کنند و به آن پاسخ می گویند. یک اتفاق مشترک که در بیرون از فرد رخ می دهد، یکی را تا مرز جنون به افسردگی می کشاند و دیگری با کمترین تبعات در بستر زمان از کنار آن عبور می کند.
    و گذشته ما ، تربیت ما ، و اراده ما و ....، همه در شکل گرفتن ذهن و درون ما نقش دارد، بیاییم ذهن های خود را تمییز کنیم و بگذرایم که احساسمان هوایی بخورد و ...
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۱۳

  10. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (جمعه ۱۵ اردیبهشت ۹۱)

  11. #26
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,797
    امتیاز
    114,971
    سطح
    100
    Points: 114,971, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,309

    تشکرشده 34,955 در 7,142 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1007
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>



    حیطه وظائف زن و شوهر


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    با سلام
    باید مرزهای وظایف و حوزه مسئولیتهای زن و شوهر بسیار شفاف باشد تا در هر مورد موجب تردید و تعارض نشود.
    اگر خانمها خود را از مسئولیت مسائل مالی و اقتصادی و مشکلات مربوطه عقب بکشند، استرس و فشار کمتری تحمل کرده و همچنین فشار کمتری هم روی همسرشان داشته و ارتباطشان صمیمی تر باقی می ماند.
    البته ممکن ا ست اگر آقایی خود رای و بی تدبیر بود مشکلاتی هم از نظر اقتصادی برای خانواده پیش بیاید ، لیکن به شاکله منسجم و عاطفی خانواده فشار غیر قابل جبران وارد نمی شود.
    البته خانمها می توانند با ظرافت و غیر مستقیم نظرات مشاوره ای در خصوص اقتصادی را مطرح کنند ، اما از بکن و نکن های مستقیم و دستوری در این مورد بهتر است اجتناب شود.
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۱۳

  12. #27
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,797
    امتیاز
    114,971
    سطح
    100
    Points: 114,971, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,309

    تشکرشده 34,955 در 7,142 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1007
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>



    برخودآسان بگیرم یا سخت ؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    با سلام و عرض ادب
    مطالب مهمی جناب مهاجر بیشنان مطرح کردند که در مورد مشکل شما بسیار کارگشاء هست.
    3 نکته ذیل هم اگر به کار گرفته شود(نه صرفا یاد گرفته شود)، می تواند کمک کننده باشد.

    یکم:
    ابتدا باید مرز سخت گیری و سهل گیری تفکیک کنیم. برای شروع پیشهاد می دهم، سخت گیری را متوجه شخص خودتون بکنید و برای تغییرات خود انرژی بگذارید و در موردی که هدفتان تغییر یا مواجهه با دیگران هست، سهل گیری راسرلوحه کار خود قرار دهید.

    دوم:
    لطفا مقاله خطاهای شناختی که در واقع شاه کلید حل مشکلاتی این چنینی هست را مطالعه و به کار گیرید. این مقاله همچنین در مورد اصلاح رابطه و تعامل با دیگران می تواند به شما کمک کند.

    سوم:
    توجه فرمایید بعضی گاهی باید سخت، گاهی باید راحت گرفت و گاهی هم باید اصلا بی توجه بود. اما به مرور و تجربه هر کسی متوجه می شود که نسبت به دیگران سخت گیر هست؟(گیر می دهد)، یا راحت گیر؟(بی تفاوتی و بی مسئولیتی)
    معمولا افراد احساساتی بیشتر سخت گیر به نظر می آیند
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۱۳

  13. کاربر روبرو از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده است .

    فرشته مهربان (جمعه ۱۵ اردیبهشت ۹۱)

  14. #28
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,797
    امتیاز
    114,971
    سطح
    100
    Points: 114,971, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,309

    تشکرشده 34,955 در 7,142 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1007
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>



    اگر خواستگار اهل مشاهده فیلم و عکسهای غیر اخلاقی باشد چه باید کرد ؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    با سلام و احترام
    توجه کنید که وقتی در زمان شناخت (زمان قبل از عقد)، دختر و پسر اطلاعی در مورد خصوصیت و شخصیت یکدیگر متوجه می شوند باید فرض را بر این بگذارند که این خصوصیت بعد از ازدواج تغییر نکند.
    بر این اساس شما باید این مسئله را در خود بررسی کنید که:
    اگر شما خودتون این فیلم ها را می بیند، یا علاقه دارید یا احساسات شما را جریحه دار نمی کند و از این نظر آن آقا مشابه شما هستند، می توانید با خود بگویید که این مسئله مهم نیست و این آقا را بپذیرید.
    اگر به هر نحوی، کسی نیستید که این مسائل طبق میلتون باشه، یا حتی چنانچه گفته اید احساسات منفی را در شما بر می انگیزد، باید این رابدانید که بعد از ازدواج این مسائل شدت پیدا می کند و علتش اینست که انحصار خاصی در دوستی و عشق نسبت به او پیش می آید که سخت تر می توانید با این مسائل کنار بیایید.
    نکته مهم اینست که دیدن فیلم ها آن چنانی فقط در حد یک فیلم خلاصه نمی شود بلکه سرنخی هست نسبت به واکنش یک مرد نسبت به کشش های جنسی. یعنی او اینگونه فکر می کند که می تواند به لذتهای خودش به نحو دلخواهش بپردازد. و این می توان بعد از ازدواج هم به شکلهایی خودش را نشان دهد.

    خلاصه:
    اینکه آیا شما باید او را رد کنید یا خیر ، به نگاه شما و تحمل شما بستگی دارد. اگر برایتان این مسائل عادی هست و به عنوان مسئله مهم نمی بینید و سابقه آن را هم داشته اید، بعد از ازدواج هم اگر این مسئله و مشابه اینگونه مسائل رخ دهد برایتان قابل هضم هست. و اما اگر خود و محیطتون پاک از اینگونه مسائل باشد، مطمئنا بعد از ازدواج به هم می ریزید و همین جا خواهید آمد و مثل دهها خانم که پست زده اند و از دیدن رفتار های جنسی همسرشان یا دیدن فیلم توسط همسرانشان شاکی بوده اند، شما هم دچار مشکل خواهید شد.
    می توانید در تالار جستجو کنید و دهها تاپیک از این دست را مطالعه کنید تا بهتر تصمیم بگیرید.
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۱۴

  15. کاربر روبرو از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده است .

    فرشته مهربان (جمعه ۱۵ اردیبهشت ۹۱)

  16. #29
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,797
    امتیاز
    114,971
    سطح
    100
    Points: 114,971, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,309

    تشکرشده 34,955 در 7,142 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1007
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>



    سطح توقع و انتظار از شوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    با سلام
    برای مدیریت زندگیتون و بهبود ارتباط خود با همسرتان دانستن نکات ذیل برای شما ضروریست.

    یکم:
    به نظر می رسد نوع شخصیت شما و همسرتان متفاوت هست.
    شما شخصیتی جزئی بین و دقیق و با ظرافت هستید که احساسات ظریفی دارید. لیکن همسرتان علیرغم احساس محبتشان به شما، از نظر شخصیتی توجه به جزئیات ندارد.
    اینها موجب می شوند که شما از او آزرده شوید، در حالی که او واقعا شما را دوست دارد و طبق شخصیتش کاملا طبیعی رفتار می کند.
    در واقع: شما دو نفر تفاوت دارید و این تفاوت در رفتار و دوست داشتن هایتان خودش را نشان می دهد. کافیست او را از دریچه خودش ببینید.


    دوم:
    گاهی بعضی خانمها یا آقایان بیشتر از حد انتظار فداکاری و گذشت برای همسرشان نشان می دهد. این موضوع می تواند به آنها آسیب برساند چرا؟ چون به همان اندازه توقع آنها از همسرشان بالا می رود در حالیکه همسرشان طبیعی برخورد می کند.
    به دیگر سخن:
    شما تصمیم می گیرد و رفتار می کنید و این رفتار بخشش و کمک افراطی هست.
    همسرتان هم تصمیم می گیرد و رفتار می کند مثل همه مردها....
    اما شما توقع دارید که او بیشتر قدر شما را بداند و سپاسگزاری بیشتری داشته باشدو این آسیب رسان هست.
    بهتر هست نه زیادی محبت و کمک کنید، نه اینکه کمک و محبت خود را قطع کنید. بلکه در نقش یک زن میانه رو باشید. همراهی کنید، مهربانی کنید. لیکن کارهای سخت مردانه را کاهش دهید.


    سوم:
    از همین اول زندگی تمرین کنید که سعه صدرتون زیاد شود، پذیرش و تحمل شما زیاد شود.
    هر مرد یا هر زنی دچار خطا و مشکل و ضعف هست. همسر شما نیز همینطور.
    اگر توقع داشته باشید همیشه درست عمل کند، حتما احساس ناکامی خواهید کرد.


    چهارم:
    خیلی ایده آل گرا نباشید. نه به خودتان در ساختن زندگی سخت بگیرید و نه توقع داشته باشید که همسرتان عالی عمل کند.
    اگر ایده آل گرا باشید، همیشه سعی می کنید کسری های شوهرتان را شما تامین کنید. در حالیکه باید اجازه دهید خودش نقش اول را داشته باشد.(مهم هست)



    پنجم:
    سعی کنید به مرور با خواندن مقالات تالار همدردی در انجمن خانواده، همچنین مهارتهای ارتباطی و کنترل احساس ، توانمندیهای خود را در اداره زندگی بیشتر کنید.
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۱۴

  17. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (جمعه ۱۵ اردیبهشت ۹۱),نیکیا (سه شنبه ۰۸ مهر ۹۳)

  18. #30
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,797
    امتیاز
    114,971
    سطح
    100
    Points: 114,971, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,309

    تشکرشده 34,955 در 7,142 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1007
    Array

    RE: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>

    وقتی احساس تنهایی می کنیم و کمبود محبت از سوی والدین را محسوس می بینیم





    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    با سلام و احترام
    میشه فهمید که شما از اینکه تصور می کنید دیگران به خصوص پدر و مادرتان به شما ابراز محبت نمی کنند چقدر احساس تنهایی می کنید.
    در اینجا کنار صحبتهای ارزشمند و دقیق دوستان به چند نکته اشاره می کنم:

    یکم:
    اینکه شارژ عاطفی شما را شارژ کننده ای نیست. و از طرفی توقعات و انتظارات نانوشته دیگران و خودتان نسبت به خودتان فشارهای جسمی و روانی زیادی را به مرور بر شما تحمیل کرده است.
    پس از یک طرف انجام کار سنگین و ازطرف دیگر فقدان انرژی عاطفی این دو مورد شما را با یک خلاء از درون و یک فشار از بیرون مواجه کرده است.

    دوم:
    سبک تربیتی والدین شما شاید ظاهرا سخت گیرانه نبوده باشد. همچنین مسامحه گر هم نبوده اند. اما دمکرات منش هم نبوده اند. در واقع سبک تربیتی های سخت گیرانه فرزندانی توانا اما با فشار عاطفی به وجود می آورند و سبک های تربیتی مسامحه گرایانه، فرزندانی ضعیف اما با عاطفه بار می آورد.
    در حالیکه باید سبکی قانونمند توام با عاطفه باشد و با آزادی و مرزهای مشخص تربیت صورت گیرد.
    نه فشار مطلق و سخت گیری، نه رها شدگی، بلکه توانا کردن از طریق برنامه همراه با عاطفه و بروز احساسات.
    لینک جهت مطالعه بیشتر در مورد سبک های تربیتی والدین

    سوم: (مهم)
    اگر دقت فرمایید متوجه می شوید دو مورد اول اگرچه کاملا صحیح هست و خودتان هم در مورد آن کاملا و همه جانبه توضیح داده اید، اما مشکلش اینست که یا گذشته و فیکس شده اند. یا اینکه کنترلش کاملا در دست شما نبوده است.
    در مورد سوم به این نکته می پردازیم که :
    الف) اکنون شما دختر بچه دیروز نیستید که منفعلانه مورد تربیت والدینش قرار می گیرد. بلکه امروز خود می توانید حتی مدعی باشید که بهتر از والدین خودتان در مورد تربیت می دانید.(همانطور که هم که اشاره کرده اید حتی دغدغه تربیت فرزند خود را در این مورد دارید.) ، لذا اکنون بحث اینست که دیگر نه نیازمندید نه منفعل. نیازهای شما متبلور شده و شکل جدید و پخته تری به خود گرفته است.
    در واقع مشکل شما ، مشکل دیروز بوده است. اکنون صورت مسئله شما تغییر کرده است.
    شما امروز روز به روز نقش فاعلی بیشتری پیدا می کنید. دختر بچه محتاج محبت دیروز، امروز فرزند برومندی هست که باید حتی والدین خود را شارژ کند. همانهایی که نمی توانستند چگونه فرزند خود را شارژ محبت کنند.
    پس اکنون باید متمرکز روی این نقش شوید، که در نقشِ دهندگی و فاعلی به والدین، دوستان و دیگران چگونه می توانید اقدام کنید. گفتنی هست که نه افراط و نه تفریط. یعنی حالا شما نباید به والدین، اطرافیان یا حتی همسر و فرزندان خود در آینده نه افراطی محبت کنید و نه به شیوه والدین کوتاهی کنید.
    مسئله امروز شما محبت کلامی و غیر کلامی متناسب به دیگران هست.
    نکته ای را هم در این بند بگویم. انسان قدرت شگرفی در تغییر دارد. اینطور نیست ک اگر مادر شما در گذشته کوتاهی کرده باشد در شما مشکلی غیر قابل درمان ایجاد شده باشد و شما محکوم باشید که آنطور و تحت آن فشار زندگی کنید. بلکه پویایی شخصیت به شما اجازه می دهد که هادی شخصیت خود باشید و روشمند وهدفمند سیره خود را طراحی و اجرا کنید.
    ب ) بازنگری و تمرکز زدایی
    بعضی مشکلات آنچنان وخیم هستند که نمی توان برای لحظه ای کنار گذاشت و اگر کنار هم بگذاری وجود دارند و واقعی هستند.
    اما مشکل شما و روش والدین شما نسبت به شما و احساس نیاز شما، خوشبختانه از این نوع نیستند.
    یعنی شما می توانید زندگی خود را توسعه دهید و در بعدهایی که تمایل دارید و علاقمندید و دوست دارید ذهن و روان خود را مشغول سازید.
    مثلا موسیقی که دوست داری، مطالعه ، دوستان یا حتی بازسازی روابط خود با خانواده و ...
    یعنی دنیا بزرگتر از اینست که همه چیز محدود به نوع برخورد والدین شما با شما باشد.
    شما هم توانش را دارید، هم هوشش را و هم طرحش را که بتوانید زندگی خود را متحول کنید. در همه ابعاد.
    این کار بهتر از اینست که روز و شب به این فکر کنید که با محبت والدینم چه کنم!!!! و باز دوباره!!!!
    بهتر است مسائل بزرگتر و جدیدتری بر اساس سن و هوش و شرایطت تعریف کنی و به آنها بپردازی.


    چهارم: (مهم)
    بحث افسردگی معیارهای تشخیصی خاصی دارد و صرفا یک تست نمی تواند کفایت کند.
    به این منظور شما می توانید به یک روانشناس بالینی یا یک روانپزشک مراجعه حضوری داشته باشید تا همه جانبه شما را بررسی کند. اگر تشخیص قطعی بود با رفتار درمانی یا شناخت درمانی و در صورت نیاز دارو درمانی می توانید به درمان بپردازید.

    خلاصه و نتیجه گیری:
    1 – شما به اندازه ای که انرژی برای کارهایتان می گذارید برای شارژ روانی خود اقدام نمی کنید. لذا بهتر است به خودتان هم بها دهید.
    2 – سبک تربیتی والدین شما به سخت گیری بیشتر نزدیک بوده است که منجر به موفقیت اجتماعی و تحصیلی شما شده است و از عوارضش هم مشکل پیدا کردن با عاطفه بوده است. که البته این مسئله بعد از بلوغ به کمک خود فرد کاملا قابل تغییر است.
    3 – باید نقش فعالتری به خودتان بدهید و فاعلیت را از خانواده به خودتان برگردانید. همچنین باید از این مسئله عاطفی با خانواده تمرکز زدایی کرده و به سایر علاقمندی و توانایی های خود بپردازید و حتی بتوانید نقش کلیدی تری در خانواده در مورد ابراز محبت به دست بگیرید. ایمیلی که به خانواده اتان زدید در این راستا قابل ستایش و تحسین می باشد.
    4 – در مورد افسردگی نیاز به مراجعه حضوری به روانشناس بالینی یا روانپزشک جهت تشخیص قطعی و درمان می باشد

  19. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۹۱)


 
صفحه 3 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۸:۲۴ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.