به انجمن خوش آمدید
صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 72
Like Tree47Likes

موضوع: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>

  1. #11
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,812
    امتیاز
    116,603
    سطح
    100
    Points: 116,603, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,326

    تشکرشده 35,055 در 7,162 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1014
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>





    در پاسخ به موضوع متأهل ولی عاشق دیگری


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    سلام
    حکایتی هست که می گویند مجرمی را محکوم کردند که یا باید 10 کیلو پیاز بخورد، یا 50 ضربه شلاق بخورد یا اینکه یکسال زندانی شود.
    فرد با زرنگی خودش فکر کرد. شلاق که خیلی بد است، یکسال زندانی هم که خیلی زیاد هست بهتر هست که پیاز ها را بخوره بهترین راه هست.
    شروع به خوردن پیاز شد، هر چه بیشتر خورد حالش بد و زجرش بیشتر شد تا اینکه بعد از خوردن چند کیلو پیاز کوتاه آمد و با خود گفت شلاق ها را سریع می خورد و راحت میشود.
    50 ضربه شلاق خوردن را امتحان کرد. تحمل کرد و تحمل کرد اما نتوانست تا 50 ضربه طاقت بیاورد، کوتاه آمد و گفت همان یکسال زندان را تحمل می کنم.

    شما هم توجه داشته باشد دقیقا حالت مثل همین مثال ماست.
    بالاخره یا متعهد به زندگی با همسرت باش، یا طلاق بگیر یا....
    اگر اشتباه انتخاب کنی محکوم به همه زجر ها هستی.
    تصور کن وقتی مسئله دیر یا زود لو برود هم آبرویت می رود، هم طرد می شوی و هم طلاق می گیری و هم بچه ات را از دست می دهی و هم کسی حاضر به آن زندگی پر مشکل با تو نخواهد بود.

    شما تا یکدله نشوی با همسرت نمی توانی مشکلاتت را با او حل کنی. سعی کن راه باز سازی زندگی را پیدا کنی نه بهانه ای برای بودن با آن مرد


    کسی اگر بخواهد کاری بکند راهش را می یابد و اگر نخواهد انجام دهد بهانه اش را
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۰۷

  2. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (جمعه ۱۵ اردیبهشت ۹۱),نیکیا (سه شنبه ۰۱ مهر ۹۳)

  3. #12
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,812
    امتیاز
    116,603
    سطح
    100
    Points: 116,603, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,326

    تشکرشده 35,055 در 7,162 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1014
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>





    اعتماد به نفس


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی

    سلام ماهی
    سئوال شما دو بخش داشت که اتفاقا بخش اول آن مهمتر بود و آن اینکه چگونه با اینکه شما همدیگر را دوست داشتید ، خود را وادر کردید که تسلیم دیگران بشوید. و چرا تصمیم گرفتید که حق انتخاب خود را به خواست دیگران واگذار کنید. ( از این مسئله با همه اهمیت به خاطر قسمت اصلی سئوالتون می گذرم)
    اما اعتماد به نفس بحث بسیار مفصلی هست و فاکتورهای مختلفی روی آن اثر می گذراد. اما مهمترین آن سیستم ارزش گذاری شماست. یعنی اینکه چگونه روی خودتون قیمت می گذراید. و چگونه خود را ارزشمند می کنید مثلا:
    - آیا شما به خاطر قد و قوار ارزشمندید؟!
    - آیا به خاطر کشیدگی بینی و چشمان خمارتون ارزشمندید؟!
    - آیا به خاطر تحصیلاتتون ارزشمندید.؟!
    - آیا به خاطر مال و ثروتی که دارید ارزشمندید؟!
    - آیا به لحاظ موقعیت خانوادگی شما ارزشمندید؟!
    - آیا به خاطر نحوه تعامل و ارتباطات اجتماعی و موقعیت شخصی خود ارزشمندید؟!
    - آیا به خاطر رنگ پوست، لحن صدا، ارزشمندید؟!
    - آیا به خاطر متاهل بودن، یا مجرد بودن ، یا طلاق گرفتن ارزشمندید؟!
    - آیا به خاطر نداشتن بیماری ارزشمندید؟!
    - آیا به خاطر زیبایی و دلربایی ارزشمندید؟!
    اینها بعضی از سئوالاتی هست که من اینجا آورده ام ولی دائما صدها از این نوع سئوالها به طور اتوماتیک در ذهن من و تو تکرار می شود و متاسفانه به صورت خودکار و بدون تعمق کافی جوابهای سرسری می گیرد. و امان از وقتی این جوابها تحریف شده و اشتباه باشد. بر اساس پاسخگویی به این سئوالهاست که به مرور ما احساس بی ارزشی یا ارزشمندی می کنیم( بگذریم که این ارزشمندی یا بی ارزشی ممکن است کاذب باشد، و ارزشمندی وقتی صادق است که در بستر زمان ثابت بوده یا افزایش یابد و منجر به ارزشمندی دیگران نیز بشود)
    به نظر می رسد شما بسیاری از سئوالات بالا را به اشتباه جواب می دهید اما به طور خلاصه من فقط یکی از آنها را در اینجا باز می کنم و آن اینکه آیا متاهل بودن، مجرد بودن و طلاق گرفتن به هر نحوی برای هر کسی ارزش یا ضد ارزش است؟!
    آیا ما مانند عنصر بی فایده ای هستیم که فقط باید در کنار یک عنصر بافایده ارزشمند شویم. مانند صفری که هیچ است و فقط در کنار اعداد ارزش پیدا می کند. آیا تو به تنهایی ضعیف و مفلوکی؟! ( با دقت به این سئوالها فقط فکر کن و در صدد جواب فوری نباش)
    بسیاری از متاهل ها را که خود بهتر می شناسی و شاید دلت هم به حالشون و ذلت آنها سوخته باشد. و چه بسیار کسانی که خود می شناسم که علیرغم طلاق تازه شروع به رشد و بالندگی و فرزانگی کرده اند، به طوری که الان بسیاری از آقایان برای ارزشمند شدن دوست دارند که اسم وی را به شناسنامه خود اضافه کنند.
    تو عزیز، بزرگ و منحصر به فردی، باید برگردی به درون خودت، و ارزشهایت را بیابی. احساسهای زیبایت، تفکرات قویت، و آرزوهای منطقی ات و تلاشهای مضاعفت همه و همه وجودت را تکامل می بخشند. اینکه از میان بی نهایت حادثه در جهان، شما صرفا روی یک نقطه منفی ( که البته جای خود باید بحث و علت یابی شود)، تمرکز کنید، کم کم این کرامتی را که خدا به خاطر آفریدنت خودش را تحسین کرده است که تبارک الله احسن الخالقین، فراموش می کنید.
    خلاصه اینکه اولین قدم در ترمیم اعتماد به نفس، افزایش تفکر به داشته ها و مثبت های خود است، و البته قدم بعد کم کردن توقعات و خواسته هایت از زندگی است. هرچه قد ما کوتاه تر و خرما بر نخل بلندتری باشد این کمبود اعتماد به نفس بیشتر می شود. پس هم باید کم کم در تدارک نردبانی باشیم و هم نخل کوتاهتری را بیابیم . این دو با هم منجر به دست یابی ما به خرما یعنی همان خواسته هایمان بشود و هر چه بیشتر تلاش کنیم ، با دیدن تلاشهایمان و ارزش گذاشتن روی این تلاشها( نه ارزش گذاری روی صراف اهداف)، اعتماد به نفس ما افزایش می یابد.
    یکی از کاربران عزیز در این تالار مطلبی را با «عنوان نامه مادر به فرزندش » نوشته اند و بنده نیز پاسخی داده ام که توصیه می کنم مطالعه فرمائید. همچنین مطالب زیر را نیز کلیک فرمائید و مطالعه فرمائید. پشیمان نمی شوید.
    «بازدید کننده عزیز تو منحصر به فردی»
    «من بدبختم، من بدشانسم»
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۰۷
    تقدیر likes this.

  4. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (جمعه ۱۵ اردیبهشت ۹۱),نیکیا (سه شنبه ۰۱ مهر ۹۳)

  5. #13
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,812
    امتیاز
    116,603
    سطح
    100
    Points: 116,603, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,326

    تشکرشده 35,055 در 7,162 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1014
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>






    درک انتظارات پوشیده همسر


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    نقل قول نوشته اصلی توسط m.m.a
    نمیدونم چی کم گذاشتم باید ازش بپرسم.تا به حال نگفته اما همیشه از هر چیزی ایراد میگیره.باور کنین سر چیزای الکی.چرا دیر آمده شدی؟چرا این غذا یک هفتست تو یخچاله؟چرا خونه فلان اقواممون نرفتی پس منم خونه فامیل تو نمیام.
    با سلام
    دقت كنيد. شما همانطور كه گفتيد زياد محبت مي كنيدو حواستون هم به زندگي زياد هست.
    اما آن چيزي كه خيلي مفيد هست ، فهم و درك علل رفتار، گفتار و احساسات همسرتون هست. همان چيزي كه مي فرماييد: «نمیدونم چی کم گذاشتم باید ازش بپرسم.تا به حال نگفته »، بحث سر اين نيست كه شما چيزي كم گذاشته ايد.
    مهم اينست:
    «ريشه انتظارات و توقعات همسرتون (ممكن است صحيح يا انتظارات اشتباه باشد)»، كاملا براي شما شفاف نيست تا با پاسخگويي مناسب او را براي اين زندگي شارژ كنيد.



    به اين مثال خوب توجه فرماييد:
    شما ممكن است براي فرزندتان انواع خوراكي هاي خوشمزه بخريد،
    براي او سفارش غذاهاي گران قيمت بدهيد، پوشاك شيك تهيه كنيد،
    بهترين اسباب بازيهاي را تهيه كنيد، انواع نوازشها را بدهيد، انواع بازيها را انجام دهيد.
    او را به پارك يا سينما ببريد، به او در ميان جمع احترام بگذاريد،
    نق زدنهايش را تحمل كني و همواره سعي در آرام كردنش داشته باشي و هزاران كار ديگر... اما او خرسند نباشد.
    چون ممكن است فرزند شما رشد آن را نداشته باشد كه اين نوازشهايتان را دريافت كند.
    او ممكن است نوزادي باشد كه نياز فقط به شير مادر دارد، يا پوشك خود را كثيف كرده يا دل او درد مي كند.
    حالا اگر شما يك عمر همه چيزهايي كه فكر مي كنيد به نفع اين فرزند هست انجام دهيد زحمت خود مي افزايي
    و درد او را تسكيني نمي دهيد. (البته اين مثال براي نزديك شدن مفهوم به ذهن هست.)
    در اين مثال مادر همه انرژي خود را در جهتي كه تصور مي كرده مي تواند به نوزاد كمك كند ، گذاشته است.
    تنها كاري كه نكرده است متوجه نياز كودك نشده است.


    خيلي وقتها در زندگي زن و شوهر ها انتظارات پوشيده دارند. و نيازهاي ناآشكار كه به صورتهاي تحريف شده اين انتظارات رخ نشان مي دهد.
    مثلا اينكه غذا در يخچال مانده، يا غذا شور هست يا .... ، انتظارات تحريف شده است. (چون اگر تحريف شده نبود، شما با تغيير اين مسائل زندگي را بهبود مي بخشيد.)

    خلاصه:
    منظور ما از محبت، فهم نياز و انتظارات واقعي و پوشيده همسرتان هست.
    مي گويند كجا خوش است؟
    آنجا كه دل خوش است.


    دل هم جايي خوش است كه نيازها پاسخ بگيرند و مطابق انتظارات آدم باشد.







    ==========================
    پاورقي:
    مراجع گرامي من شك ندارم كه شما حتي بيش از توان خود براي اين زندگي انرژي مي گذاريد. اما همانطور كه گفتم اكنون شما مراجع بنده هستيد، لذا من آن قسمتي را كه شما مي توانيد به نفع زندگي انجام دهيد گوشزد مي كنم تا با فاعليت كاري كه به دست مي گيري و فعال هستيد بتوانيد زندگي را گام به گام بهبود بخشيد. و البته سهم بسيار مهمي هم به عهده همسرتان هست كه ما در اينجا عمدا وارد آن فاز نشديم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی

    با سلام
    m.m.a گرامي
    فكر نكنم براي يك خانم سخت باشه، اگر دقتت رو معطوف به همسرت بكني خيلي زود بايد نيازهايش را كشف كني(متاسفانه اين از مشكلات همسرتون هست كه نمي تواند با شما راحت مطرح كند).
    از رفتارش مي تواني متوجه شوي.
    جايي كه با همه وجودش به مسئله اي گوش مي كند (حتي در قبال ديگران)، يا با حرارت چيزي را تعريف مي كند. يا با بررسي خصوصيات كساني كه شوهرت متمايل به آنهاست.








    ===========
    پاورقي مهم:

    نقل قول نوشته اصلی توسط m.m.a
    دیشب بعد از مدتها یک گفتگوی به نظر خودم سازنده داشتیم که میرم ومیام براتون مینویسم.
    لطفا مواظب تاپيكت باش.
    طبق تجربه تاپيك هايي كه با ذكر جزئيات، خاطرات و مسائل ريز به سرعت با پست هاي زياد پيش مي رود و پستهاي آن هم طولاني مي شود، اگرچه خاصيت همدردي آنها افزايش مي يابد، اما همه افراد فرصت پيگيري و خواندن همه آنها را ندارند. لذا اثربخشي اينگونه تاپيكها به شدت پايين مي آيد.
    سعي كن پستهايت خيلي كوتاه بوده و فقط مسائل اصلي آن بدون حاشيه در چند خط بيان شود. نياز به بسط و گسترش مطالب مختلف آن نيست و صرفا اشاره در يك جمله كفايت مي كند.

    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۰۸
    نیکیا and تقدیر like this.

  6. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (جمعه ۱۵ اردیبهشت ۹۱),نیکیا (سه شنبه ۰۱ مهر ۹۳)

  7. #14
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,812
    امتیاز
    116,603
    سطح
    100
    Points: 116,603, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,326

    تشکرشده 35,055 در 7,162 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1014
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>




    روابط دختر وپسرو نقش آن در ازدواج




    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    نقل قول نوشته اصلی توسط linda
    سنت يعني اين كه از هزاران سال پيش راه و روش, چشم و گوش بسته ....بوده و ماهم بايد با همين روش پيش بريم تا با دنيا گذشتمون هيچ فرقي نداشته باشيم اين موقع ميگيم بله ما به روش سنتي ازدواج كرديم و سنت قديمي مونو حفظ كرديم و لطمه اي به اون نزديم;قديما كه عروس خانوم قيافه خوشكل آقا دوماد رو سر سفره عقد ميديد و بله رو هم كه از قبل گفته بود, ازدواج سنتي يعني اين.
    خب اگر تعریف شما از ازدواج سنتی این است که فکر کنم مشکل حل شد. چون من خودم اولین کسی هستم که با چنین ازدواجی مخالفت می کنم. بهاره هم نظرش را بده، معشوق همینجاست هم که مخالف بود، گردآفرید هم که مخالف بود، خود شما هم که مخالفی، پس بهتر است از این مطلب بگذریم چون چنین ازدواج سنتی با چنین تعریفی را هیچکدام قبول نداریم.
    پس معلوم می شود تفاوت نظرگاهای ما در تعریف ها بوده است. چون آنها که حرف از ازدواج سنتی می زنند و قبول دارند، از جمله خودم تعریف متفاوتی از آن داریم. شاید بهتر باشد به جای ازدواج سنتی بگوئیم ، ازدواج عاقالانه+عاشفانه، نمی دونم شاید هم تعریف دیگری .
    تمام این انرژی که در این سایت شما شاهدش هستید بر اساس تغییر رویه ازدواج از حالت چشم و گوش بسته به حالت بینایی و آگاهی هست.
    چشم گوش بسته 2 نوع است. یک نوع آن ازدواج سنتی که شما تعریفش کردید و همگان قبول کردیم.
    دومین نوع ازدواج چشم و گوش بسته به این ترتیب است، دختر یا پسری تحت نیاز عاطفی، یا تحت نیاز جنسی، قبل از اینکه شناخت کاملی از طرف مقابل داشته باشد، صرفا از روی حس ورزی پیشقدم می شود، اما چشم و گوشش به لحاظ خامیش بسته است. لذا آخرش باید با ترانه های داریوش خودش را آرام کند(که از قضا بیشتر شعله ور می شود)، یه گشت در محتوای ترانه ها بزن تا متوجه بشی چند بار لفظ بی وفایی با مفاهیمی از این قبیل می شنوی. ( خودش می تونه یه تحقیق قشنگ برای طرفداران موسیقی باشه، که محتوای این ترانه بیشتر حالی از ارتباط دلخواه در این رابطه هاست، یا اشاره به یک رابطه شکننده، یک جانبه یا ....، دارد).
    بحث سر 1 سال 2 سال و 3 سال نیست.که دختر و پسر آزادنه با احساسات خود و روابط خود سرگرم باشند ( که میگذره). بحث سر عاطفه و احساس یک دختر یا یک پسر هست ، حرف سر یک انسان است که به بازی گرفته می شود.
    ......................

    اگر linda کمی با سعه صدر، با آرامش در این تالار به سئوالات عزیزانی که با چشم گریان و قلب شکسته و بی پناه به اینجا سرک می کشند و در نا امیدی سئوالات خود را مطرح می کنند دقت کنی، کم کم مرز واقعیات را با آرزوهای قشنگت را پر رنگ خواهی کرد.
    من به پاک بودن ذهن و روحت اعتماد دارم و شما از روی پاک نیتی خودت نسخه می پیچی. ای کاش واقعا اینگونه بود، که هدف از دوستی های دختر و پسر صرفا عشق و محبت و ازدواج و راستی بود. اما حداقل من چنین تجربه ای ندارم. در این تالار هم که شما مشاهده می کنید کمتر اثری از این خوش خیالی هست.
    تازه بگذریم از مسائل حادی که صدها مراجع از طریق ایمیل و پیام خصوصی مطرح می کنند و مشکل آنقدر حاد هست که واقعا حیای آنها مانع از این می شود در تالار مطرح کنند. فقط همین را بگویم که آنها حتی نمی توانند با خودشان کنار بیایند و یا با خانواده یا دوستشان مطرح کنند.

    شاید نتوانم که جهان را گلستان کنم، ولی مانعم نشوید که یک گلی را در باغچه وجودم بکارم ، آب دهم و در سرسبزی آن همیشه کوشش کنم. شاید که دیگری با عطر آن آرام گیرد.
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۰۸

  8. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۹۱),نیکیا (سه شنبه ۰۱ مهر ۹۳)

  9. #15
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,812
    امتیاز
    116,603
    سطح
    100
    Points: 116,603, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,326

    تشکرشده 35,055 در 7,162 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1014
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>




    روابط عروس و خانواده شوهر


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    سلام مهدیس
    یکم: ما برای اینکه در زندگی آرام و شاد باشیم ، بهتر اینست که این موهبت الهی را وابسته به یک چیزی در بیرون خود نکنیم. چرا که هزاران متغیر در بیرون از ما هست که لزوما همه آنها را نمی توانیم کنترل کنیم و در دست بگیریم. مثلا شما نمی توانید چنان خانواده همسرتان را تغییر دهید که رفتار و اعمالی انجام دهند که موجب شادی شما بشوند. بهتر است شاد بودن خود را به درون خود ببرید و نسبت به توانایی ها، اعتقادات، علائق ، استعدادها و رشدهای خود احساس شادمانی داشته باشی. اینطور هر وقت هم که ناشاد بشوی ، کلیدش دست خودت هست و می توانی با کمی تلاش شادی را بدست بیاوری. نیاز نیست که منتظر بمانی تا دیگران این شادی را به تو پیشکش کنند.
    دوم: بهتر است خانواده ها مرزهای خود را با اطرفیان برجسته کنند به این معنی که کمتر دخالت درکار یکدیگر داشته باشند. و این بهترین قاعده ارتباط عروس و مادر شوهر هست. این به معنی قطع رابطه نیست. این معنای کاهش توقعات ، انتظارات و مداخلات هستم.
    سوم: هیچ گاه همسرت را به عنوان قاضی بین خودت و خانواده اش قرار نده. چون همسرت باید تعارض احساس همسری ومادری را حل کند که سنگین تعارضی هست. و این به مرور حساسیتش را نسبت به شما کاهش داده و به قول عوام ، رویش به شما باز می شود.
    چهارم: شما نیاز نیست هر کاری برای خانواده همسرت بکنید. تا توقع تحویل گرفتن از سوی آنها داشته باشی. شما به وظایفی که فکر می کنی بر گردن داری عمل کن و بابت آنها به خودت پاسخگو باش.
    پنجم: به هر حال کاهش تنش بین این گونه ارتباط ها به 2 عامل مهم بستگی دارد.
    الف) به کارگیری مهارتهای ارتباطی ( که خود بحث گسترده و عمیقی هست که به مرور ما در سایت همدردی به آن می پردازیم.
    ب) گذشت زمان
    یعنی با استفاده از مهارتهای زندگی و مهارتهای ارتباطی در بستر زمان می توانید ارتباط خودتون وخانواده همسرتان را بهبود بخشید.
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۰۹
    نیکیا likes this.

  10. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (شنبه ۱۶ اردیبهشت ۹۱),نیکیا (سه شنبه ۰۱ مهر ۹۳)

  11. #16
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,812
    امتیاز
    116,603
    سطح
    100
    Points: 116,603, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,326

    تشکرشده 35,055 در 7,162 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1014
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>




    زودرنجی




    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    سلام سمیه
    زودرنجی شما می تواند به خیلی دلایل باشد. اما من به یک جنبه اشاره می کنم
    ما قبل از اینکه وارد ارتباط با فردی بشویم. پیش پیش در ذهن خود انتظارات و توقعاتی را برای این رابطه تعریف می کنیم( ناخوداگاه این کار را می کنیم نه اینکه بنشینیم و با خود این قرارها را بگذاریم). اگر این انتظارات و توقعات واقع بینانه و درست تنظیم شده باشد، وقتی درگیر رابطه می شویم برایمان خیلی مسائل قابل انتظار است و انتظارش را می کشیم ، لذا مشکل حادی برایمان ایجاد نمی شود. اما اگر این انتظارات و توقعات ذهنی ما بیش از اندازه ایده ال گرایانه ، دقیق و سخت گیرانه باشد و با واقعیات تطابق نداشته باشد، به هنگام برقراری ارتباط واقعیت ها با ذهنیات ما ناهمخوان شده و برای ما مشکل ایجاد می کند.
    اما اینکه چه انتظاراتی و توقعاتی واقع گرایانه هست و صحیح هست و چه انتظاراتی رویایی و ایده ال گرایانه و نشدنی هست، بحث مفصل است که در اینجا مجالش نیست. اما به عنوان مثال به یک نمونه از انتظارات غلط اشاره می کنم.
    انتظار ایده آل و غیر واقع بینانه: « همه باید به من احترام بگذارند»
    انتظار فوق به همان اندازه که عالی و دوست داشتنی هست به همان اندازه غیر واقع بینانه و دست نیافتنی میباشد. در واقعیت هیچکسی نیست که همه به او احترام بگذارند. حتی اگر آن شخص پیامبر خدا باشد باز هم کسانی هستند که دندان مبارکش را بشکنند یا از بالای پشت بام بر سرش زباله بریزند یا با او وارد جنگ شوند.
    پس در واقعیت باید انتظار اینکه همه به ما احترام بگذارند را که غلط است با انتظاری واقع بینانه جایگزین کنیم. مثلا این انتظار که:« بهتر است دیگران به من احترام بگذارند، اما اگر کسی به هزارو یک دلیل نخواست این کار را بکند، برای من قابل پذیرش است»
    حالا با این پیش فرض و این انتظار واقع بینانه ، هر گاه در ارتباط هایمان، فرد یا افردای آن طور که ما دوست داشتیم ، با ما برخورد نکرد، قابل فهم است و ما پیشاپیش پذیرفته ایم که بعضی ها بر خلاف میل ما رفتار می کنند.
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۰۹
    نیکیا and تقدیر like this.

  12. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (جمعه ۱۵ اردیبهشت ۹۱),نیکیا (سه شنبه ۰۱ مهر ۹۳)

  13. #17
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,812
    امتیاز
    116,603
    سطح
    100
    Points: 116,603, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,326

    تشکرشده 35,055 در 7,162 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1014
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>





    شادی در درون ماست


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    ریشه لذت و شادی و آگاهی و رشد همه و همه در درون ما و ذهن و قلب ماست. ضرب المثل آب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم اشاره به همین مطلب دارد. یا غزل قشنگ حافظ:
    سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
    آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
    گوهری کزصدف کون و مکان بیرون بود
    طلب از گمشدگان لب دریا می کرد.
    همچنین مولانا در مثنوی معنوی با خطاب قرار دادن انسان و با استفهام انکاری این مطلب را که همه چیز در درون آدمی نهفته است با بیانی زیبا می آورد که :
    ای همه دریا چه خواهی کرد؟ نم!؟
    ای همه هستی چه می جویی؟عدم؟!
    ای مه تابان چه خواهی کرد؟ گرد!؟
    ای که مه در پیش رویت، روی زرد
    تو خوشی و خوبی و کان هر خوشی
    پس چرا خود منت از باده کشی
    ای غلامت عقل و تدبیرات و هوش
    چون چنینی خویش را ارزان فروش؟!
    امروز روانشناسان و روان درمانگران به خصوص آنها که در حوزه شناخت درمانی کار می کنند، با تحقیقات این مطلب را اثبات کرده اند که افراد دنیا را در ظرف ادارک و ذهن خود تفسیر و تعبیر می کنند و به آن پاسخ می گویند. یک اتفاق مشترک که در بیرون از فرد رخ می دهد، یکی را تا مرز جنون به افسردگی می کشاند و دیگری با کمترین تبعات در بستر زمان از کنار آن عبور می کند.
    و گذشته ما ، تربیت ما ، و اراده ما و ....، همه در شکل گرفتن ذهن و درون ما نقش دارد، بیاییم ذهن های خود را تمییز کنیم و بگذرایم که احساسمان هوایی بخورد و ...
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۱۰
    نیکیا likes this.

  14. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (جمعه ۱۵ اردیبهشت ۹۱),نیکیا (سه شنبه ۰۱ مهر ۹۳)

  15. #18
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,812
    امتیاز
    116,603
    سطح
    100
    Points: 116,603, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,326

    تشکرشده 35,055 در 7,162 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1014
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>




    شیوه های انتقاد سازنده



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    سلام دوستان. با تشکر از ایجاد بحثی که ضرورتش مخصوصا بر ما صاحبان تالار بیشتر حس می شد.
    به نظر میرسد شاید بهتر باشد در بحثهایمان :
    یکم: محدوده مشکل یا مسئله خود را تعریف کنیم تا زیاد گسترش نیابد و نظرات و انتقادات با محتوا و عمیق باشد. ( مثلا طاهره این کار را می کند آنجا که مسئله واکنش به انتقاد را از نحوه انتقاد کردن جدا کرده و از دوستان می خواهد فعلا در مورد انتقاد بحث کنیم. همچنین هنگامی که از گرد آفرید می خواهد که نظر خود را عینی و عملیاتی کند. این یعنی محدود و عملیاتی کردن بحث که می تواند انتقادها را نیز روشن و آشکار سازد)
    دوم: بین احساس و موضوع عقلانی بحث باید مرز مشخصی باشد. غالبا وقتی ما به جای پرداختن عقلانی به مسئله ای، انتقاد خود را به صورت احساسی نشان می دهیم ، یا احساسات طرف مقابل را هدف قرار می دهیم. ارتباط دچار مشکل می شود.
    سوم: واکنش دفاعی نداشته باشیم. ( mashoogh Haminjast گفته گاهی افرادی چنان می کنند که ....) منظورم اینست که نباید در توری که طرف مقابل در بحث پهن می کند ، به سادگی بیفتیم. اگر او احساسی کرد، اگر او بحث را زیادی گسترده ، مبهم یا انتزاعی کرد، یا شخصیت ما را هدف قرار گرفت، نباید فریب بخوریم و منفعلانه در راهی قدم برداریم که او مدیریت می کند. البته این به معنای پذیرفتن توهین نیست. شما می توانید بگوئید به خاطر توهین یا خارج شدن بحث از مسیر درست، از ادامه بحث معذوری ، اما اگر ادامه دادید بهتر هست شما خلاقانه مدیریت کنید و بحث را به مسیر صحیح برگردانید نه دنباله رو روش غیر منطقی دیگران باشید.
    چهارم: همانطور که طاهره اشاره کرده است، بحث باید متوجه رفتار، گفتار یا ...، فرد باشد و به هیچ وجه به کلیت شخصیت فرد نپردازیم. مثلا تو آدم بی ادبی هستی. ( بهتر است بگوئیم، استفاده از کلمه ....، از نظر من بی ادبی محسوب می شود)
    پنجم: به طرف مقابل در هنگام انتقاد برچسب نزنیم. مثلا تو کینه ای هستی، تو مرد یا زن سالاری، تو دیکتاتوری، تو خشکه مذهب هستی، تو روشنفکرمآبی، تو عقده ای هستی و ...) این برچسب ها مانند ماسکی می شوند که ما دیگر نمی توانیم با واقعیات ارتباط بر قرار کنیم و در واقع با ماسکی که در ذهن خود ایجاد کرده ایم ارتباط برقرار می کنیم نه با شخصیت واقعی طرف.
    ششم: حتی المقدور از انتقاد در موضوعاتی که به خودمان نیز انتقاد مشابه وارد هست ، پرهیز کنیم. مثلا اگر ما هم هنگام بحث گاهی با عصبانیت کار را پیش می بریم، بهتر است که در مورد عصبانیت فرد مقابل با احتیاط انتقاد کنیم ( یا اصلا شاید بهتر باشد که صرفنظر کنیم)
    هفتم: در کنار انتقاد که در صدد هستیم یک معضل یا مشکل یا ....، را حل کنیم به صورت مکمل پیشنهاد جایگزین را ارائه دهیم.
    اگر فرد مقابل کسی هست که زمان زیادی ، یا مطالب زیادی را با هم داریم و زمان زیادی را با هم هستیم، بهتر است به جای انتقاد مستقیم، در خلال بحث به طور تلویحی، انتقاد خود را مطرح کنیم مانند انتقاد لطیف طاهره که به نحوه گفتمان بعضی موضوع ها و تالارها که به صورت موضوعی جدا در اینجا مطرح شد و زمینه بهبود گفتمان ها را به همراه خواهد داشت( انشاء الله)
    هشتم: یک نکته ظریف اما بسیار مهم در اینجا می تواند به ما کمک کند. که غالبا وقتی فردی به یک انتقاد پاسخ افراطی می دهد، که بارها خودش این انتقاد را به خودش کرده است و با خود در گیر است، لذا در این زمان اگر فرد دیگری این انتقاد را بکند، فرد واکنش به شدت احساسی نشان می دهد. در واقع این واکنشی هست که قبلا بارها به خودش نشان داده است. پس همیشه مواظب باشید به کسی که اعتماد به نفس پائینی دارد انتقادی غلیظ نداشته باشید. و کمیت و کیفیت انتقاد خود را بسیار رقیق و کم کنید. و بیشتر از روشهای جایگزین استفاده نمائید.
    نهم: همچنین ظرفیت سنجی افراد، نخستین گام ارتباط با آنها مخصوصا وقتی نیاز به انتقاد وجود دارد، می باشد. شما با کودک، نوجوان، میانسال، پیرمرد، تحصیل کرده، مذهبی، روشنفکر، متعصب، دختر ، پسر، منطقی ، احساسی و ...، نمی توانید با یک شیوه وارد تعامل و انتقاد و ... شوید، پس ارزیابی دقیق منجر می شود که تیرهای آگاهی خود را به خطا پرتاب نکنید و آب در هاون نکوبید. اگر تصور می کنید فردی قبل از بحث موضع خود را تثبیت کرده است. پس بدانید انتقادهای شما جز اتلاف وقت برای شما به همراه ندارد.
    دهم: پیش زمینه هر بحث اینست که گمان ببریم همواره مقداری از حقیقت را نمی دانیم و احتمالا نزد طرف مقابل هست و به امید افزایش آن، وارد بحث می شویم. اگر به عکس تصور کنیم که آمده ایم دیگران را هدایت کنیم ، پس از اول واکنش های دفاعی مانع انتقاد پذیری ما می شود و از طرف دیگر موضوعی جز بحث انتقادی هم در صحبت ها ما نیست. یعنی دهندگی صد درصد ما و گیرندگی صددر صد طرف مقابل. اینگونه آدمها فقط قسمتی از حرفهای طرف مقابل را تائید می کنند که حرفهای خودشان هست. و بعید است در جمله ای بگویند که من این دیدگاهم را اصلاح کردم یا این آگاهی را از شما آموختم. لذا چون بازخوردهای مثبت به طرف مقابل در بحث نمی دهند و صرفا انتقاد می کنند، انتقاد این افراد ره به جایی نمی برد.
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۱۰

  16. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۹۱),نیکیا (سه شنبه ۰۱ مهر ۹۳)

  17. #19
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,812
    امتیاز
    116,603
    سطح
    100
    Points: 116,603, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,326

    تشکرشده 35,055 در 7,162 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1014
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>




    علت اصلی وابستگی مرد متأهل به خانواده و بخصوص مادر


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    با سلام
    غالبا خانواده والديني نسبت به همسر كمتر مي توانند همه وجودشان را وقف همسر شما كنند.
    يعني شما به عنوان يك خانم ابزار بيشتري براي جذب همسرتون داريد تا والدين او.
    ساده تر بگويم:
    احساساتي بودن و طلب احساس كردن در شما به صورت افراطي (از نظر ايشون)، موجب مي شود كه در كنار شما احساس كند در قفس هست. چون افراد احساساتي همه چيز را مو به مو زير نظر دارند و مرتب همه رفتار و افكار واحساس همسرشون را اسكن و آناليز مي كنند. اين مطلوب شوهران نيست.
    لذا كم كم احساس امنيت رواني اشان در كنار همسر كم مي شود و به خانواده والديني كه يادآور دوست داشتن هاي بدون قيد و شرط هست ،‌پناه مي برند.

    اتفاقا اينكه او خانواده والديني را مثل پارك مي بيند و هميشه دوست دارد خودش را بندازد آنجا، يعني اينكه شوهر شما يكسري نيازهاي ارضاء شده دارد كه آنجا برايش جواب مي گيرد.
    در واقع شما ناخواسته توقعات و انتظارات احساسي و غير احساسي از همسرتون داريد،‌كه او ترجيح مي دهد از شما دور باشد.
    او احساس طلبكار بودن در شما مي كند. و آدمها معمولا از دست طلب كار فراري هستند.اما خانواده والديني او از نظر رواني دهنده هستند. و او احساس امنيت مي كند.

    توصيه كاربردي در اين مواقع كاري هست كه غالبا انجام نمي شود:
    يعني اينكه بدون توقع و انتظار تحويلش بگير، توقع احساس را ازش كم كن،‌ليكن احساسات خودت را شفاف و ساده نشان بده.
    وقتي دوستش داري بهش بگو (نترس از اينكه غرورت شكسته شود)
    بگو آنقدر دوستش داري ،‌كه نمي خواهي در قفسش بكني. و اگر تمايل دارد به خانواده والديني اش سر بزند، مطلوب شما هم هست.
    اين مراحل بايد ماهها تكرار شود تا بازسازي رواني انجام گيرد.
    دفترچه اي بردار و هر انتظار و توقعي از او در ذهنت مي آيد را يادداشت كن. اگر انتظاري را هم عنوان كردي يادداشت كن و جلوي آن علامت بزن.
    اگر دقيق اينها را يادداشت كني خودت هم از اين همه انتظارات ريز و درشت خود تعجب خواهي كرد.

    اينها كه گفتم سهم شماهست. او سهم هاي مهمي در زندگي دارد كه بايد انجام دهد. ليكن اكنون ما به او دسترسي نداريم كه سهمش را بگوييم. اما اين اميد به شدت وجود دارد كه اگر شما سهم خود را خوب اجرا كنيد. او ناچار به تغيير هست.
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    نقل قول نوشته اصلی توسط m.m.a
    نمیدونم چی کم گذاشتم باید ازش بپرسم.تا به حال نگفته اما همیشه از هر چیزی ایراد میگیره.باور کنین سر چیزای الکی.چرا دیر آمده شدی؟چرا این غذا یک هفتست تو یخچاله؟چرا خونه فلان اقواممون نرفتی پس منم خونه فامیل تو نمیام.
    با سلام
    دقت كنيد. شما همانطور كه گفتيد زياد محبت مي كنيدو حواستون هم به زندگي زياد هست.
    اما آن چيزي كه خيلي مفيد هست ، فهم و درك علل رفتار، گفتار و احساسات همسرتون هست. همان چيزي كه مي فرماييد: «نمیدونم چی کم گذاشتم باید ازش بپرسم.تا به حال نگفته »، بحث سر اين نيست كه شما چيزي كم گذاشته ايد.
    مهم اينست:
    «ريشه انتظارات و توقعات همسرتون (ممكن است صحيح يا انتظارات اشتباه باشد)»، كاملا براي شما شفاف نيست تا با پاسخگويي مناسب او را براي اين زندگي شارژ كنيد.



    به اين مثال خوب توجه فرماييد:
    شما ممكن است براي فرزندتان انواع خوراكي هاي خوشمزه بخريد،
    براي او سفارش غذاهاي گران قيمت بدهيد، پوشاك شيك تهيه كنيد،
    بهترين اسباب بازيهاي را تهيه كنيد، انواع نوازشها را بدهيد، انواع بازيها را انجام دهيد.
    او را به پارك يا سينما ببريد، به او در ميان جمع احترام بگذاريد،
    نق زدنهايش را تحمل كني و همواره سعي در آرام كردنش داشته باشي و هزاران كار ديگر... اما او خرسند نباشد.
    چون ممكن است فرزند شما رشد آن را نداشته باشد كه اين نوازشهايتان را دريافت كند.
    او ممكن است نوزادي باشد كه نياز فقط به شير مادر دارد، يا پوشك خود را كثيف كرده يا دل او درد مي كند.
    حالا اگر شما يك عمر همه چيزهايي كه فكر مي كنيد به نفع اين فرزند هست انجام دهيد زحمت خود مي افزايي
    و درد او را تسكيني نمي دهيد. (البته اين مثال براي نزديك شدن مفهوم به ذهن هست.)
    در اين مثال مادر همه انرژي خود را در جهتي كه تصور مي كرده مي تواند به نوزاد كمك كند ، گذاشته است.
    تنها كاري كه نكرده است متوجه نياز كودك نشده است.


    خيلي وقتها در زندگي زن و شوهر ها انتظارات پوشيده دارند. و نيازهاي ناآشكار كه به صورتهاي تحريف شده اين انتظارات رخ نشان مي دهد.
    مثلا اينكه غذا در يخچال مانده، يا غذا شور هست يا .... ، انتظارات تحريف شده است. (چون اگر تحريف شده نبود، شما با تغيير اين مسائل زندگي را بهبود مي بخشيد.)

    خلاصه:
    منظور ما از محبت، فهم نياز و انتظارات واقعي و پوشيده همسرتان هست.
    مي گويند كجا خوش است؟
    آنجا كه دل خوش است.


    دل هم جايي خوش است كه نيازها پاسخ بگيرند و مطابق انتظارات آدم باشد.







    ==========================
    پاورقي:
    مراجع گرامي من شك ندارم كه شما حتي بيش از توان خود براي اين زندگي انرژي مي گذاريد. اما همانطور كه گفتم اكنون شما مراجع بنده هستيد، لذا من آن قسمتي را كه شما مي توانيد به نفع زندگي انجام دهيد گوشزد مي كنم تا با فاعليت كاري كه به دست مي گيري و فعال هستيد بتوانيد زندگي را گام به گام بهبود بخشيد. و البته سهم بسيار مهمي هم به عهده همسرتان هست كه ما در اينجا عمدا وارد آن فاز نشديم.
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۱۱

  18. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (جمعه ۱۵ اردیبهشت ۹۱)

  19. #20
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,812
    امتیاز
    116,603
    سطح
    100
    Points: 116,603, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,326

    تشکرشده 35,055 در 7,162 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1014
    Array

    Re: همیاری در تجمیع پستهای تخصصی مدیر همدردی >>>




    علل عدم اعتماد به نفس


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    سلام vatovato
    سئوالی درمورد اعتماد به نفس توسط ماهی مطرح شده که من و دوست عزیزمون ستاره به آن جواب دادیم، شما هم اگر توضیحات بیشتر نیاز دارید لطفا مسئله ای که با آن روبرو هستید مطرح کن تا اعتماد به نفس در زمینه آن مشکل بیشتر باز شود.
    به طور کلی وقتی ما اهدافی ایده آل و بلند پروازنه در نظر می گیریم ولی توجهی به واقعیت ها و توانهای خود نداریم و همه را یکجا می خواهیم ، فاصله ای به وجود می آید که نمی توانیم طی کنیم و به مرور زمان به خاطر شکست در پر کردن این فاصله به خود بی اعتماد می شویم. البته تاثیر القائات دیگران، زمینه های شکست و تعمیم دادن های آن ، خطاهای شناختی و بسیاری مسائل دیگر نیز می تواند چنین زمینه هایی را در ما به وجود آورد که کتابهای در این مورد نوشته اند. اما شما با مشخص کردن مصداق سئوالتون و مثالی در این مورد می توانید جوابهای را به سوی دلخواه خود هدایت کنید.
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه ۰۹ خرداد ۹۲ در ساعت ۲۲:۱۱

  20. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۹۱),نیکیا (سه شنبه ۰۱ مهر ۹۳)


 
صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۳:۵۱ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.