به انجمن خوش آمدید
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه ۰۴ آذر ۹۰ [ ۰۱:۳۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۳-۲۵
    نوشته ها
    354
    امتیاز
    5,029
    سطح
    45
    Points: 5,029, Level: 45
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    325

    تشکرشده 334 در 122 پست

    Rep Power
    45
    Array

    RE: مشکل من با یک دختر در دانشکاه!(برادر ها و خواهران عزیز کمک کنید)

    سلام دوست خوبم. شايد من يك مقدار صريح تر از ساير اعضا محترم نظر بدم. پيشاپيش معذرت مي خوام.
    به نظر من موردي رو كه شما اينجا مطرح كرديد اصلاً لغت "مشكل" رو نمي شه بهش اطلاق كرد. يك خانمي كه در اتفاقاً در زيبايي شهره ي شهره و خيل عظيم عشاق در پي اش دوان دوانند، روي مرحمت به سوي شما كرده و نظر لطف بر شما انداخته... مسئله اينه ديگه.. نه؟ و شما هم حالا بر خلاف خيلي از افراد به دلايلي دلتون نمي خواد هيچ ارتباطي با اين خانم پيدا كنيد... اين مشكل شما نيست اگر هم باشه مشكل اون خانمه.

    شما در لابلاي حرفهاتون خيلي جا ها از چشم و دل سيري، هجوم سيل محبت و نظر خانمها به خودتون صحبت كرديد. من احساس مي كنم اين مسئله اي كه مطرح كرديد در واقع مشكلتون نيست و ازاين كه مطرح كنيد چقدر مورد توجه قرار مي گيريد و از اين توجه هات نا خواسته آزرده خاطريد، در درون يك لذت پنهان مي بريد و مطرح كردنش رو لذت بخش مي دونيد.
    اين تجربيات رو خيلي ها داشتند.. از جمله خود من.. وقتي كه طرف رو نمي خواستم به هر دليل رحمانه بي محلي مطلق مي كردم... به من چه كه احساساتش چيه؟ وقتي من سرسوزني نگاه و توجه خاص در برانگيختن احساسش به خودم نداشتم چرا بايد احساس بدي داشته باشم كه اون رو از خودم دور كنم. من كه كاري نكردم كه جذب من بشه... وقتي مي بينه من توجهي نشون نمي دم خودش بايد درك كنه كنه تمايلي ندارم... حالا كه دركش پايينه به من چه مربوطه... من نوعي زندگيم رو مي كنم... حالا تا يه سال ديگه هم بهم زل بزنه... خب بزنه... چي از من كم ميشه؟ من مسئول نگاه كسي نيستم..
    به قول دوستمون rroogg اگر هم نگران برانگيخته شدن احساسات اون خانم نسبت به خودتون هستيد تا وقتي كه عمل و حرف و نگاه و رفتار شما در اين برانگيختگي احساسي او نقش نداشته نگراني شما بي مورده و شما شرعاً و عرفاً و وجداناً هيچ مسؤليتي در اين قبال نداريد.

    البته گفتم كه خود شما بيش از هر كس از مورد توجه بودن لذت مي بريد و اين از فحواي كلامتون مشخصه... شما گقتي چند سال پیش تو دوره دبیرستان که عاشق میشدم چقدر داغونم میکرد ...براي من به كار بردن قعل مي شدم و رسوندن استمرار يا تكرار اون هم در مورد عشق يكم عجيبه و شايد ديد عميقي رو نسبت به مسئله ي عشق تداعي نمي كنه.
    من باز هم معتقدم مسئله اي رو كه مطرح كرديد مشكل نيست... شما با توجه به ظاهر دختر پسندي كه احتمالاً‌ داريد (با توجه به توصيفات خودتون از شرايطي كه در اون بوديد) احتمالاً از بعد از بلوغ تا الان موارد زيادي از جذب شدن ديگران براتون پيش اومده و بهتر از هر كسي مي دونيد كه چطور بايد اين موضوع رو كنترل كرد...
    آيا واقعاً لازمه كه عكس العملي داشت در مورد فكر و توجه ديگران به ما تا زماني كه ما نقشي در اون نداريم؟
    يك خانم جذاب و خوشگل كه كلي نگاه و به به و چه چه در روز دريافت مي كنه اگر قصد واكنش و تفكر در اين مورد رو داشته بشه مي تونه زندگي عادي خودش رو ادامه بده؟

    خودتون هم مي دونيد كه از اينكه جنس مخالف بهتون توجه داشته باشه، نسبت به اينكه مورد بي توجهي مطلق باشيد لذت بيشتري مي بريد و بهتون اعتماد به نفس ميده... خيلي هم خوبه... چرا كه نه... خدا رو شكر كه خدا جذاب آفريدتون و همه ي انسانها هم از زيبايي لذت مي برند.

    شما يكم خودتونو لوس كردين اما اشكالي نداره اول جواني و هزار ميل و راه تجربه نكرده.

    فردي كه جذابه زندگي خودش رو مي كنه.. بايد نلاش كنه با احساس كسي بازي نكنه... توجه ديگران رو دريافت مي كنه ولي واكنشي نشون نمي ده و در موارد افراطي(وقتي كه طرف شورشو در مياره) با كمي بي رحمي به طرفش مي گه كه بيخيالش بشه... و وقتي هم اوني كه دوست داره بهش توجه نشون مي ده استقبال مي كنه و به مسير صحيح هدايتش مي كنه.
    به همين سادگي به همين خوشمزگي
    شاد و سلامت باشي

  2. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۱۸ اسفند ۸۹ [ ۱۹:۲۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۴-۱۵
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    2,217
    سطح
    28
    Points: 2,217, Level: 28
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 14 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکل من با یک دختر در دانشکاه!(برادر ها و خواهران عزیز کمک کنید)

    بله!...خوب دوستان ناگهان برجک های ما رو زدند!!!
    به قول یک ضرب المثل که یادم نیست چی بود ولی معنیش این بود که اگر مشکلات بزرگ نداشته باشی ،به مشکلات کوچیکت خیلی بزرگ نگاه میکنی و.....
    من خودم هم میدونم این صجبتی که من میکنم شاید به قول شما اصلا نشه اسمشو بزرای "مشکل"!...ولی بحث سر اینه که شما نه از من خبر دارید و نه من از شما!...من خودم چند بار مشاوره حضوری رفتم (برای خودم و دیگران)،وقتی مقابل مشاور و به صورت فیزیکی قرار میگیری خیلی جاها درست حرفاتون معنیش مشخص نمیشه! چه برسه به اینکه توی عالم مجازی اونم توی نوشتار!
    از اقا یا خانم wintersun77 تشکر میکنم.من هم منتظر نطرت مختلف هستم و بودم و مشکلی از بعد انتقاد ندارم.پس اگر دوستان دیگری نظر و حس جز نظرات داده شده دارند لطف کنند بنویسند
    من تمام سعی رو کردم وضعیت خودم رو شرج بدم و انگار از دید دوستان زیاده روی بوده(شاید اسمشو نذاشت زیاده روی ).خوب من به این دلیل این اطلاعات رو دادم چون فکر میکنم اطاعات صحیح و صریح جز وجوبات مشاورست!..بگذریم...

    در مورد اینکه من دارم لذت میبرم از اینکه دیکران نگاهم کنم،بله تایید میشه!اصلا این مورد در تمام انسان هست!حس متفاوت بودن رو میشه امروز توی تمام انشان ها دید ،هر کسی هم به نوعی داره این حس رو ارضاع میکنه.داشتن لباس متفاوت و تحصیلات متفاوت و ماشین و....
    در مورد مورد خاص من به نظرم توی پسر های جوان حتی اون افراد مذهبی هم این حس هست!من به چشم این مورد رو توی بچه های هیئت مذهبی دانشگه دیدم..خوب همه ما دل داریم و این طبیعیه!اما مشکل من اینه که من در هر بازه از زمان زندگی در دانشگاه دارم یک کار علمی انجام میدم (مقاله ای و پروژه و...)که احتیاج به تمرکز داره ،بعضی اوقات به خانوادم زنگ نمی زنم برای چند روز تا این تمرکز از بین نره اما ناگهان از این اتفاق ها برام میفته،..شما گفتید رد شو برو و.. من همیشه اینکار رو میکنم ولی خوب 1بار 2 بار نه 10 بار رد بشم برم که!..
    به قول شما طرف نمیفهمه ،به من چه..قبول دارم.اما مثلا میام خوابکاه میبینم بحث سر اینه که امروز فلانی چیکار میکرد برای من!...میدونم کاملا بچه گانست اما اگه تمام توجه هم رو بزرام روی اینکه این مطالب به من چه ربطی داره،بزار خوش باشن اما نمیشه...خودتون باید توی موقعیت من قرار بگیرید.


    در مورد استفاده فعل " عاسق میشدیم "،منظور من اون حس های فوق سریعی که مثلا در خیابان راه میرفتم و از یکی خوشم میومد(دوره اول دبیرستان) بدون اینکه ارتباطی برقرار کنیم(که اسمشو میزارن شهوت!) یا چند سال بعد که با دوستانم میرفتیم بیرون یا مسافرت و من خیلی زود فکر میکردم فلانی کیس منه و چون اخلاثش به من میخوره و.... . منظور من از "میشدیم" این بود،:کلمه عاشق شدن اصلا مناسب نبود.درست میقرمایید.اما هدفم از بیان این مطلب این بود که بگم من اون دوره رو گذروندم.دیگه اصلا چنین حس ها برام ایجاد نمیشه .در ضمن عشق رو که مطمئتم هنوز درک نکردم.امامطمئنا مثل چند سال پیش بهش بچگانه فکر نمیکنم.امیدوارم منظورم رو فهمیده باشید.


    در اخر هم من از حرف های wintersun77 فکر کردم شاید خواننده گان محترم این تاپیک مثل ایشون فکر کنند ..منظورم اینه که فکر کنند من بیکار خونه نشستم و کلا دارم با خودم حال میکنم که به به!عجب پسری!(خودمو میگم)...همه بهش نگاه میکنند...بریم توی همدردی یه تاپیک بزنیم به کل ایرانی بفهمند! بدونند که من دارم با خودم حال می کنم!....اگه شما هم همچینف فکری میکنید باید بگم بگم:نخیر!من نه بیکارم و نه همچین حسی دارم.من 2 سال از دانشگام رو اینجوری سر کردم و چون مشکل که داشتم نتونستم حل کنم و خیلی بزرگ هم نبود که برم پیش مشاور،گقتم از نظرات دوستان بهره ببریم.
    من در حال حاضر دارم روی یک مقاله دارم کار میکنم که اگر خدا بخواد با 2 تا از دوستان ارشدی میخوایم اول مهر بفرستیم.شاید بیکار بشم بشینم فکر کنم و به قول دوستان قضیه رو لوس کنم اما فلان فرصت نکردم!..چون همزمان دارم خودم رو برای tofel و GRE اماده میکنم تا به بهترین نجو پذیرش بگیرم...بگذریم..

    wintersun77 عزیز من بعضی وقت ها حس خوب بودن برای من دردسر ساز میشه ،به نظر باید همیشه گرگ بود!..با افراد بازی کرد و... .شما میگید با اجساس کسی بازی نکنم و به اره راست خدایت کنم احساسات و.... .خوب به نظر شما هدف من از زدن این تاپیک چیه؟من دارمسعی می کنم به بهترین نحو احساسات کاذب رو بلوکه کنم...اگر یک بار دیگه تاپیک من رو بخونید فکر کنم واضج باشه....
    باز هم ممنون از wintersun77 عزیز که وقت گذاشتند و تایپ کردند و نظرات متفاوت و مشاوره کونه رو ارائه کردند..
    tesoke عزیز از شما هم ممنون نظرتون رو گفتید

  3. #13
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,800
    امتیاز
    115,119
    سطح
    100
    Points: 115,119, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,319

    تشکرشده 34,960 در 7,144 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1008
    Array

    RE: مشکل من با یک دختر در دانشکاه!(برادر ها و خواهران عزیز کمک کنید)

    به نظر من اونچه مهمه اینه که شما یک اصول و قاعده برای رفتار و روابط اجتماعی خود داشته باشید و مطابق اون قاطع عمل کنید ، چیزی که شما بهش نیاز دارید همین قاطعیته . محکم باشید و نگران اذیت شدن یا نشدن دیگری نباشید ، چون اصولاً اینجا شما مسئول رفتار و آنچه ایشون برای خودش در درون یا بیرون پیش میاره نیستید ، شما تنها مسئول رفتار خودتون هستید و در رابطه با دیگران هم آنجا مسئول هستید که مراقب باشید رفتاری که به دیگری آسیب می زند نداشته باشید ، مثلاً اگه شما نوعی رفتار کنید که این دختر تصور کنه که جذبش شده اید و به اون میل دارید و این باعث خیال پروری ایشون بشه اینجا شما مسئول هستید و نباید چنین کنید ، که شما چنین نبوده اید ، و این که ایشون در پی شمایند ( البته به تصور شما چون نمیتونید یقین داشته باشید معنای این نگاه ها چیه ) شما هیچ مسئولیتی ندارید و نگرانیتون برای این خانم کاملاً بی جاست .

    بهرتین کار این که که قاطعانه راه خودتونو برید ، زندگی و تحصیل کنید و هیچ توجهی به ایشان و حرفهای دیگران نداشته و سکوت تحویل دهید .


    در مورد خلاء عاطفی این کاملاً طبیعیه و یکی از انگیزه های انسان برای ازدواج همینه ، و ارتباط با جنس متفاوت برای پر کردن این خلاء تا زمان ازدواج ، راه و روش غلطیه و نه تنها رافع خلاء نیست چه بسا آسیب بزند و خلاء را هم بیشتر کند . یه چرخ تو سایت و تاپیکهای مربوط به روابط دختر و پسر بزنید تا ببیند که چه تعداد آسیب دیده اومدن و مشکلاتشون رو مطرح کردند .

    قطعاً آسیب زاست .

    شناختی هم که نیاز دارید از جنس متفاوت به دست آرید فعلاً از راه های تئوریک می توانید به دست بیارید که عموماً هم تفاوتهاست که نیازه بفهمید . و آنچه به شخصیت انسانی بر میگرده رو هم که وقتی وارد فاز ازدواج شدید لازمه وقت و زمان بدهید و دو طرف ( شما و فرد مورد نظرتون برای ازدواج ) همدیگر را بشناسید و میزان سنخیتها با معیارهاتونو در یابید .

    همه اینها یعنی راه و تصمیمی که مبنی بر عدم برقراری ارتباط با جنس متفاوت در پیش گرفته اید کاملاً درسته و همینو ادامه بدید .


    نقل قول نوشته اصلی توسط rroogg

    یه چیزی هم کلی اضافه کنم:
    روابطه دختر و پسر حتی اگر وارد فاز جنسی بشه در صورتی که همون اصول اخلاقی رعایت شه... به خودی خود بد نیست ... این شرایط جامعه ماست که این روابط رو توی گنداب پرورش میده....


    با این بخش از سخنان شما آقای رگ قویاً مخالفم و رابطه جنسی بدون تعهد و پیش از ازدواج کاملاً آسیب زاست و با معیارهای فرهنگی ما ( دینی و ملی ) هم سازگاری نداره . در جوامع غربی هم که می بینید ، آنها هم تعهدات خاص خود را مطابق فرهنگشون دارند ، گذشته از این تبعات آسیب زای این روابط حتی مطابق فرهنگشون هم کاملاً آشکاره و در سریالهای اخیرشون مثل ALIS از روابط آزاد و لجام گسیخته پرهیز میدهند و رابطه منجر به ازدواج و تشکیل خانواده با ثبات را دارند ترویج می کنند ، که البته اینجا جای بحث آن نیست .



 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۸:۴۸ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.