هدیه به میهمان: دانلود اولین محصول نرم افزاری تالار همدردی : نرم افزار مشاور همراه ویژه همه بازدیدکنندگان عزیز تالار
توجه توجه : دسترسی ارسال مطالب در انجمنهای مشاوره ازدواج و مشاوره خانواده به همه كاربران ( كسانی كه حق عضویت پرداخته یا نپرداخته اند) ایجاد گردید اما صرفا اعضایی كه حق عضویت پرداخته اند می توانند از همه امكانات تالار استفاده نمایند .
ارسالها: 191 تاریخ عضویت: پنج شنبه ۰۹ مهر ۱۳۸۸ رتبه: 6
تشکرها : 172 ( 383 تشکر در 147 ارسال )
خواب
دیشب ،خواب تو آمد پرپر زنان کنار گوشم نشست ، نوجوان بیدار شدم و از پله های مرمر باغ بچکی هایم آمدم . دوچرخه شبنم آلوده ای ، زنگ زد، پیش پایم ایستاد،( درست مانند همان دوچرخه ای که در کودکی داشتم ) دست بر پشت زین سوار شدم و رکاب زنان بر آسمان بر آمدم و بام های شهر زیر پایم بود. در کنار پنجره ای گشوده، مکث کردم ، از پشت پنجره رو به ماه ، ترا دیدم ، نشته در گوشه ای از اتاق ،درپیراهن دریا ، من ترا در پیراهن دریا دوست می داشتم . بر دیوار اتاق ، عکس ها بند نبودند و هر از چند گاه به شکل خنده داری به من نگاه می کردند و دوباره مسخ می شدند. عکس ها را بیاد نمی آورم اما بیادم هست که ترا دوست می داشتم . در خیابان های پر ازدحام می راندم و دلم عطر تو داشت که می رفتم ، گروه گروه آدم در دو سویم جاری بودند ، و من به تو آغشته ، سرشار از تو، اما کسی نمی دید ، کسی ترا در کنار من ، دست در دست من ، پشت پیشانی من نمی دید ، کسی ترا در وجود من باور نداشت ، که من از ازل ترا دوست می داشتم و عاقبت ، در برف بام تو ، سفید خواهم شد. ترا دوست می داشتم ، این صلای هستی من بود، و در خواب التماس کردم که دربیداری هم بیاد من بیایی ، درست به همان شگل که ترا من دوست می داشتم .