هدیه به میهمان: دانلود اولین محصول نرم افزاری تالار همدردی : نرم افزار مشاور همراه ویژه همه بازدیدکنندگان عزیز تالار
توجه توجه : دسترسی ارسال مطالب در انجمنهای مشاوره ازدواج و مشاوره خانواده به همه كاربران ( كسانی كه حق عضویت پرداخته یا نپرداخته اند) ایجاد گردید اما صرفا اعضایی كه حق عضویت پرداخته اند می توانند از همه امكانات تالار استفاده نمایند .
نقاب عزیز ،اصولا همه فرهنگها در جامعه منشا خودشان را داشته اند و ما برای نفی یا ادامه یک سنت باید به منشا ان رجوع کنیم ،شاید دلیل گرفتن مراسم عروسی همون دلایلی باشه که در ابتدای تایپیک نقاب گفتن ،ولی من خودم شخصا اصلا دلیل منطقی برای گرفتن عروسی پیدا نمی کنم اونم با اون تشریفاتی که الان مد هست مثلا چه دلیلی داره چند صد تومن واسه ماشین عروس خرج کنیم ،بعد اخر شب بکنیم بندازیم دور ،یا کلی پول بدیم عین عروسک خیمه شب بازی عروس رو ارایش کنن(که چی؟همه بیان نظر بدن که چقد خوشگل شدی)بعد اخر شب همشو با شیر پاک کن پاک کنیم که چی بشه مثلا؟ به نظر من پیشنهاد نقاب عالی بود (عروسی ساده در پرورشگاه)
در اتاقي كه به اندازه ي يك تنهاييست دل من كه به اندازه ي يك عشقست به بهانه هاي ساده ي خوشبختي خود مي نگرد به زوال زيباي گل ها در گلدان به نهالي كه تو در باغچه ي خانه مان كاشته اي و به آواز قناري ها كه به اندازه ي يك پنجره مي خوانند
ارسالها: 2,219 تاریخ عضویت: دو شنبه ۰۱ مهر ۱۳۸۷ رتبه: 63
تشکرها : 3280 ( 3912 تشکر در 1096 ارسال )
RE: جشن (مراسم عروسی) آری یا خیر؟؟؟
سلامی دیگر...و تشکر از دوستان بخاطر نظرات مفید و سازنده.
فرشته مهربان عزیز شما زیبا سخن می گویید ولی زیباتر هنگامی خواهد شد که یک اصل را رعایت کنیم...اصولا در هر بحثی شروعی وجود دارد و در شروع بحث ابتدا فرد سخن گو نظر خود را مطرح می فرمایید. و سپس منتظر نظرات دیگران می ماند تا بداند ایا دیگران نیز همسو با او هستند و اینکه یک سررشته ای برای ادامه بحث در دست داشته باشد.
در بحثی هم که بنده مطرح نمودم بیاد ندارم از دوستان خواسته باشم تا با دید کارشناسانه نظری دهند زیرا نظر کارشناسانه فرد کارشناس را می طلبد.. هدف از ایجاد تاپیک یک همه پرسی بود و هست و در نهایت تحت تاثیر قرار دادن نظرات. و گرنه در این بابت (جشن عروسی) مقالات و....زیادی وجود دارد.
پس مسیر این تاپیک یک مسیر عادی است. هنوز ما در مرحله اول هستیم یعنی شنیدن نظرات دیگران و یک همه پرسی... دلیل اینکه بنده تاپیک را دنبال نکرده بودم هم همین بود یعنی به هدف خود در راستای این تاپیک رسیده بودم. ولی قطعا با بحث های سازنده این مسیر را ادامه خواهم داد...البته با کمک و هم یاری شما و دیگر دوستان عزیز.
بنده چندین دلیل اولیه و کوتاه را برای اثبات سخن خود یعنی مبنی بر عدم برگزاری جشن عروسی ذکر می کنم.:::
1>>>مشکلات جسمی ناشی از برگزاری جشن عروسی::::بسیاری از زوج ها و افرادی که در انتظار برگزاری چنین جشنی هستند چند روز و حتی چند ماه قبل از برگزاری مراسم دچار حالت های استرس اور و اظطرابی می شوند و در نتیجه با نزدیک شدن به مراسم ترشح آدرنالین انان بالا می رود .....حال انان با چنین وضعیتی مراسم را برگزار می کنند ولی بعد از اتمام مراسم طبیعی است بدن و جسمشان بسیار خسته و فرسوده است در نتیجه عواقب این خستگی ها نوعی ویروس در بدن شروع به فعالیت می کند که برای بدن بسیار مضر است.
2>>>افسردیگی بعد از مراسم عروسی:::از 10 زوج..یکی بعد از مراسم عروسی به افسردگی مبتلا می شود...زیرا از یک محیط کاملا پرجنب جوش (که ماها قبل از عروسی وجود دارد) به یک زندگی مشترک واقعی دو نفره که اتفاقا مسئولیت بسیاری هم دارد وارد می شود.بخصوص وقتی برای این مراسم تلاش و خرج بیش از حدی شود. این افسردگی می تواند تا حدی شدید باشد که فرد از ازدواجش پشیمان شود.
3>>>عاطفی(که ز نظر من بسیار مهم است):::در مراسم عروسی ما در حالی به عنوان یک زوج در مراسم قرار داریم که در زیر فشارهای مداخله گر بسیاری قرار داریم از جمله:: انتظارات و ارزوهای رویایی و بی جا...تردید های ازارنده خاص....لذت و متقابلا استرس و اظطراب از جمع شدن و گردهم آمدن دوستان و اشنایان....و تبلیغ های جامعه و رسانه ها...
4>>>مالی::::با توجه به گزارش سال 2004 توسط موسسه بین المللی مینتل، میانگین هزینۀ یک جشن عروسی در حال حاضر 16000 پوند است که نسبت به سال 1998 تا به حال 50 درصد افزایش داشته است. به این معنی که بسیاری از زوج ها وام های کلانی در سالهای اول ازدواج می گیرند و لذت آرزوی خریدن اشیایی برای خانه ، بیرون رفتن هنگام عصر یا آخر هفته از نظر مالی ممکن نیست.(bbc)
5>>>آرامش پس از جشن>>>>معمولا بعد از اتمام مراسم عروسی بسیاری از افراد خسته هستند وو این در حالی است که عواقب ناشی از گرفتن چنین مراسمی مانند ::تلاش ها ی بسیار...خرج ها....و.... انان را بیش از حد خسته تر می سازد و با این اوصاف حال باید بعد از اتمام مراسم در حال سازماندهی اوضاع باشند. که این خود عاملی است برای سلب ارامش.
6>>>فروکش بیکباره احساسات و هیجانات:::اگر دقت کرده باشید زوج ها با شور و اشتیاق خاصی(بخصوص خانوم ها) اماده برگزاری مراسم عروسی هستند به طوری که این هیجان ماها قبل از مراسم وجود دارد و به نوعی محرکی است برای شور و احساس. اما درست بعد از اتمام چنین مراسمی افراد دیگر ان شور و هیجان اولیه را ندارند و در نتیجه دورانی را با حسرت گذشته سپری می کنند. و بسیاری از دلایل دگر......
بنده بنابه توصیه دوستان دلایل منطقی دیگر خود(علاوه دلیل اصلی که در اوایل تاپیک گفتم) اشاره نمودم.....حال منتظر دیدگاه و نظرات شما عزیزان هستم...
ارسالها: 1,156 تاریخ عضویت: دو شنبه ۰۳ فرو ۱۳۸۸ رتبه: 34
تشکرها : 7019 ( 3631 تشکر در 947 ارسال )
RE: جشن (مراسم عروسی) آری یا خیر؟؟؟
(شنبه ۰۳ مرد ۱۳۸۸ ۰۹:۵۰ صبح)نقاب نوشته است: ما وقتی می توانیم فرهنگ سازی کنیم که یک موضوع و هدف را قبول داشته باشیم....در صورتی که بنده مخالف سرسخت "جشن عروسی" هستم.
فرشته مهربان می گویند بهتر نام تاپیک را""، مراسم عروسی چگونه باشد ؟"" می گذاشتیم ...ولی فرشته مهربان عزیز بهتر است "واقعیات" جامعه را پذیرفت.... امروزه و در کشور مراسمی که با عنوان جشن عروسی برگزار می شود حتی در کم هزینه ترین و اصولی ترین آنان .....یک اصل رعایت نمی شود و آنهم اصل "تغییر" است.
کمی دیدمان را تازه کنیم تا کی در مراسم کهنه قدیمی در حا خواهیم زد.... چه کسی گفته است گرفتن مراسم عروسی....موجب مستحکم شدن پایه های زندگیست.
اری متاسفانه اغلب ما "خودخواهیم".....حاضریم تنها بخاطر یک روز شادی و فخر... ارزشمندترین اصول را زیر پا گذاریم. مگر تنها با گرفتن مراسم عروسی می توان دیگران در "شادی" زندگی سهیم کرد.... مگر نمی شود تنها با یک سوم مخارج و تلاش های بیهوده این چنین مراسمی .... دل چند کودک پروشگاهی را شاد کرد.
اری می شود.....در یک پرورشگاه یا خانه سالمندان ...مراسم ساده ای برگزار کرد و زندگی را با دعای خیر کسانی اغاز نمود که هیچ پشت و پناه و فردی را در زندگی ندارند.
مگر این "شادی" نیست؟ یا حتما باید مراسم جشنی گرفت و اطرافیان را که هیچ نیازی(عاطفی..روحی) ندارند در شادی خود سهیم کرد.
.
(شنبه ۰۳ مرد ۱۳۸۸ ۱۱:۱۹ صبح)فرشته مهربان نوشته است:
لازم به یادآوری است که وجوبی بر آن نیست و آنچه هست سلیقه است ، و آنچه وجوب نیافته و سلیقه
و عرف رایج کرده را هم نمی توان نظر به نفی وجوبی کرد و بایسته و شایسته اینه که ترویج شکل مقابل
آن را داشت ، با برجسته کردن نمونه های تحقق یافته و آثار و برکات آن و تحلیل بی محتوا بودن و اثرات
مخرب و ضد آرامش و نشاط ، برنامه و مراسم های عرف آفرین غیر ضرور (در تمام مراحل ازدواج ، نه
فقط مراسم عروسی ) ، می توان فرهنگ سازی نمود .
وقتی این گونه بخواهیم در جهت نفی چیزی که وجوبی بر آن مترتب نیست قدم بر داریم ، ممکن است
نهایتاً بشود این سخن از سوی بعضی که :
" جناب نقاب کسی شما را مجبور نمی کند ، مراسم عروسی نگیر "
یعنی ، به ما کاری نداشته باش ( منظورم احاد جامعه است ) )
***
سلام:
عجب بحث زیبایی شده است و من خوشحالم که دوباره فعال شد و گویا دارد به جاهای زیبایی می رسد..... دقیقا به همان نقطه ای که اینجانب از ابتدای بحث منتظر ان بودم و به وقوع نپیوسته بود تا الان.....
درست به نقطه ای از تفاوت دیدگاه ها که در هر جامعه ای وجود دارد و به قولی هیچ گاه با چند سخن کوتاه در تالار نمی توان نظر احاد مردم را تغییر داد.. در این مقوله چیزی که بسیار اهمیت داد این است که هیچ کدام از ما از بحث خود نباید در جهت راضی کردن طرف مقابل استفاده کنیم..منظورم را شاید نتوانم درست بگویم ولی دقیقا همین نقطه نقطه این است که آیا مراسم عروسی بگیریم یا خیر؟ اگر بگیریمن سنتی بگیریم یا خیر؟ چه مقدار تجملات کافی است؟ خب اینها به همراه هزاران سوال دیگر همیشه وجود داشته است ولی من تصورم در این بحث یک چیز است.... به نظر من نباید حواشی یک مراسم همان طور که همه دوستان هم این نظر را داشتند انقدر مهم و پر رنگ باشد که اصل قضیه فراموش شود .... بسیاری از دختران هستند که حتما در این تالار هم هستند که نظری کاملا مخالف نظر فرشته مهربان عزیز دارند یعنی انان زیبایی یک جشن را در لباس آنچنانی و سفره های عقد چند متری ..ماشین های لوکس ..کیک 10 طبقه می دانند و نقاب گرامی حتی با طیب خاطر تمام ان توضیحات علمی شما هم تالاری محترم را در رابطه با خستگی ها و افسردگی ها نمی پذیرند..چون حقیقتا بسیاری از دختران در مقایسه با پسران این مراسم را می پسندند... نمی دانم توانستم منظور خود را بگویم:؟ شما تصور کن فردی را برای ادامه زندگی خود در نظر گرفته ای همه چیز زیبا و قشنگ است و ناگاه شمادر مقابل خواست ان خانم که دوستش هم دارید برای برپایی جشن عروسی با فلان لباس و فلان ماشین مواجه می شوی..یا حتی با مراسمی سنتی که دوستمان گفتند و شما در مقابل ان همه ارزوی ایشان و تصور زیبای او در قرار گرفتن در لباس عروسی در کنار شما با پیشنهاد شما برای برپایی جشن در مثلا پرورشگاه مواجه می شود.... هستند کسانی با این دیدگاه و من هم دیدم ولی باید بپذیریم انگشت شمارند دوست من.... حالا شما چه می کنید ...با این دید راسخ خود که جشن نمی گیرم راسخ می مانید؟پس ارزوهای ان دختر خانم که به خاطر شما همه چیز را می خواهد کوتاه می ایید یا مصرانه بر دید خود می مانید؟ آیا تصور نمی کنید برای برپایی یک مراسم از همان ابتدا در حقیقت باید هر دو طرف به یک نقطه با تفاهم برسید..یعنی عدم اصرار به کاری خلاف میل هردو شما..... هر خانواده با فرهنگ خود مراسمی می گیرد...من روزی مصاحبه ای خواندم دختر خانمی می گفت وقتی پدر شوهر من با یک تلفن 100 ملیون پول وارد حسابش می شود چرا من لباس 10 ملیونی با جواهر نپوشم؟؟؟؟؟؟ اینان هم حقایقی از جامعه اند..هم صحبت های فرشته مهربان ..هم شما ..هم امثال من که می گوییم باشد و حتی تا حدودی شلوغ هم باشد ولی زیبا و خاطره انگیز.... به نظر من این گونه مراسم را نمی شود با نظرات کارشناسانه یا مثلا توضیحات افسردگی در حقیقت جلو برد دوست من..چون اولین جواب شما این خواهد بود که من لباس عروس نپوشم با دوستانم نرقصم چون چند مدت بعد افسرده می شوم؟ پس چرا دیگران نشدند؟ پس چرا دوستم هنوز با دیدن عکس هایش لذت می برد؟ چرا پشیمان نیست؟
............ دوست من و سایر دوستان..من از این بیانات در حقیقت می خواهم شما تصور کنید مثلا من که نه X مقابل شماست و این سوالات را از شما دارد آن هم نه خشک و رسمی با عشق و علاقه محبت.... تصور کنید ایا ان روز هم می شود این پاسخ ها را بیان کرد... در هیچ کاری افراط و تفریط صلاح نیست به نظر من..نه انقدر سنتی که اگر سنت خوب بود امروز هم تا حدی زیاد بود..نه نبود چیزی که منشا شادی ها هم هست...... همه چیز بر پایه فرهنگ ان جامعه است..شما جواب ان خانم با لباس 10 ملیونی را هیچ گاه با توجیه سیره اهل بیت و یا بیان افسردگی و.... نمی توانید بدهید.... البته اینان نظر من است و اینکه صریح نوشتم حمل بر رد یا قبول نظر کسی نیست خواستم تا حقایق را ملموس بنویسم..همین......
ارسالها: 2,219 تاریخ عضویت: دو شنبه ۰۱ مهر ۱۳۸۷ رتبه: 63
تشکرها : 3280 ( 3912 تشکر در 1096 ارسال )
RE: جشن (مراسم عروسی) آری یا خیر؟؟؟
سلامی دیگر....
فرشته مهربان گرامی بنده هیچ گاه بدون دلیل و مدرک سخن نمی گوییم تمام مواردی که بنده ذکر کردم در حال حاضر چه امروز و گذشته بوده و خواهد بود...
مواردی که بنده در رد جشن عروسی رایج در جامعه ذکر کرده ام به این ترتیب هست که از 10 زوج برگزار کننده مراسم عروسی 1" زوج به موارد بالا مبتلا می شوند....و این رقم کمی نیست یعنی از هر 100 زوج 10 زوج.(bbc).
[/b]اما نکته ای را باید دوباره مطرح کنم:: دوستان و اعضای محترم تالار بنده همان گونه که در ابتدای تاپیک مطرح نمودم هرگز قصد ندارم نظر خود را بر دیگران تحمیل نمایم....فقط قصد داشتم یک همه پرسی صورت گیرد.. که همین طور هم شد و عده ای از دوستان با بنده موافق و عده ای دیگر مخالف بودند .. دلیل اینکه تاپیک را دنبال نکرده بودم هم همین بود که به هدف خود رسیده بودم ولی با درخواست دوست گرامی rsrs" دوباره تاپیک به راه افتاد.
من از نظر خود یک جمع بندی می کنم:: 1>>>بشدت با مراسم عروسی رایج در جامعه مخالفم و دلایل خود را چه علمی و چه شخصی مطرح نمودم..
2>>>بنده خود با موافقت همسر آینده یک مراسم بسیار ساده در مکان های مانند:: خانه سالمندان و یا پروشگاه را جایگزین جشن عروسی بدون هدف خواهم ساخت.. البته ترجیحا زوجی را بر می گزینم که با نظرم موافق باشند.
3>>>بر روی نظر خود پافشاری خواهم کرد و جشن عروسی رایج در جامعه را برخاسته از فرهنگ نابخا و غلط گذشته می دانم که در ابتدای تاپیک توضیح دادم چرا این مراسم رواج داشت......و در جامعه کنونی هیچ توجیهی را برای برگزاری چنین جشنی نمی بینم.
4>>>اگر هدف از برگزاری چنین مراسمی سهیم کردن دیگران در شادی خود است و به یادگار گذاشتن لحظه های نیک.......می شود با یک مراسم بسیار ساده و در حد یک نامزدی افراد بی شماری را از طریق یاری دادن "شاد" نمود...چگونه؟؟ >می توان تمام مخارج مراسم عروسی را هدیه کرد به کودکانی که حتی پشتوانه ای ندارند چه برسد که مراسمی بگیرند. یا می توان هزینه ازدواج یک زوج را تامین کرد.
دوستان عزیز بنده بازهم می گوییم در صدد این نیستم نظرم را بر دیگری تحمیل کنم ... هدف آگاهی دادن بود و انجام وظیفه. با تشکر از تمامی دوستانی که در این بحث مرا را یاری نمودند.
نکته دیگری که یادم رفت بگوییم اینکه.....بسیاری از شما عزیزان می گویید خب آنانی که از نظر مالی تامین هستند و هیچ مشکلی ندارند چه اشکالی دارد جشن عروسی را بگیرند؟؟
بازهم یک عامل بحث ما را منحرف می سازد.....اصولا در تمام بحث ها اکثریت جامعه مورد توجه قرار می گیرد.....افرادی که شما می گویید با توجه به وضع اقتصادی و فرهنگی جامعه ما از ""اقلیت"" محسوب می شوند و بحثی درباره آنان ندارم....
گرچه خود بنده از نظر مالی چه از طرف خانواده و چه اینده کاری تامین هستم....ولی هرگز هزینه ای را برای برگزاری مراسم عروسی رایج در جامعه صرف نخواهم کرد. با تشکر
ارسالها: 1,648 تاریخ عضویت: دو شنبه ۰۳ فرو ۱۳۸۸ رتبه: 47
تشکرها : 4755 ( 6143 تشکر در 1467 ارسال )
RE: جشن (مراسم عروسی) آری یا خیر؟؟؟
با سلام
برادر بزرگوارم جناب نقاب
بنده پیشا پیش تبریک خود را به شما اعلام می کنم و مطمئنم لحظاتی به یاد ماندنی و شیرین خواهد بود برایتان .
ضمنناً قید رایج قید بسیار خوبی است که منظور شما را واضح تر ساخت . بنده هم روند رایج را عامل خیلی از مشکلات پس و پیش عروسیها می دانم از جمله مواردی که از نظر علمی ذکر کردید
برایتان در این ایام مبارک از درگاه ایزد منان خالصانه و صادقانه ، می خواهم که همسری لایق و شایسته نصیبتان کند .
البته بقیه دوستان هم بی نصیب از این دعا نیستند اما برای جناب نقاب با توجه به تاپیکی که ایجاد کردند طبیعی است که رنگ این دعای خیر ، پررنگ تر خواهد بود .
آرزو دارم هر چه زودتر شاهد تحقق آن باشم ان شاء الله
ارسالها: 1,156 تاریخ عضویت: دو شنبه ۰۳ فرو ۱۳۸۸ رتبه: 34
تشکرها : 7019 ( 3631 تشکر در 947 ارسال )
RE: جشن (مراسم عروسی) آری یا خیر؟؟؟
سلام:
خوب گویا ما هر کار بکنیم برادر خوب نقاب گرامی حاضر به برگزاری مراسم عروسی نیستند...........
ما تسلیمممممممممممممممممممممممم....
خب شوخی بود تا کمی حال و هوای تاپیک عوض شود...به هر حال در این بحث به خوبی به نتیجه رسیده و من نیز برداشت خوبی از صحبت های دوستان کردم هرچند تفاوت سلیقه همچنان هست و من اخر نفهمیدم برادر خوبم جواب سوال ان خانمی که تمایل به برگزاری دارد و از وی مصرانه درخواست مراسم عروسی متعادل می کند چیست و چگونه با توضیحات بالا وی را متقاعد می کند....ولی امیدوارم در این راه پیروز باشند...... ولی خوب زمان مشخص خواهد کرد....
این مطلب هم از روی شوخی بیان کردم..جسارتی نباشد....که نظرات هم تالاری ها همه در خور توجه و تفکر است و مرا نیز کمی به تفکر انداخت....
به هر حال منم امیدوارم همه در این مسیر پر فراز و نشیب موفق باشند و به همانی برسند که روزی همه ارزویشان بود...........
ارسالها: 1,563 تاریخ عضویت: سه شنبه ۱۲ شهر ۱۳۸۷ رتبه: 35
تشکرها : 1738 ( 3364 تشکر در 1061 ارسال )
RE: جشن (مراسم عروسی) آری یا خیر؟؟؟
نقاب عزیز گرفتن جشن عروسی وکل مراسمات مختلف آن (خرید وحلقه و شاباش وشیربها و.....) همه با توافق وتفاهم طرفین (عروس وداماد وخانواده) آنهاست از قدیم هم این مرسوم بوده که برخی زوجها در حد یک مسافرت مثلا به مشهد ، سرو ته قضیه رو هم میاوردند. این بحث مطرح شده بنظر من ضرورتی نداره ونمیشه به یه اجماع رسید وگیرم دراین جامعه محدود(تالارهمدردی) هم به اجماع برسید ، این موردیه که براساس توافقات وکاملا موردی حل میشه. الانه عروسیهائی در همین مملکت انجام میشه با هزینه های چند میلیاردی و همینطور عروسیهائی با چندین ده هزار تومان. مطلب بعدی در مورد خودتونه که قبل از اینکه وارد گود بشین ، تکلیف تعیین می کنین (اینکه من جشن عروسی نمی گیرم) خب آخه داماد محترم چرا برا یه موضوع ساده لگد به بختت می زنی؟؟ یه هو دیدی یه مورد مناسب و عالی پیدا شد (مثلا یه فرشته از آسمون افتاد پائین چون تو زمین از اونها وجود نداره!!! - خانمهای محترمه شوخی کردم شماهمتون فرشته اید!!) که همه ملاکهای مد نظرتونو داشت اما شرطش این بود که حتما جشن عروسی داشته باشه حالا شما چیکار می کنی ؟ می گی نه ، مرده وحرفش ! یا بسته به شرایط تصمیم گیری می کنی؟ از ملاکهای اصلیتون کوتاه نیاین اما رو فرعیات (مراسمات ، جشن ، خرید ، حلقه و....) پافشاری نکنید. خب حالا راستشو بگو کی باید شیرینی بخوریم؟
ارسالها: 152 تاریخ عضویت: سه شنبه ۲۰ مرد ۱۳۸۸ رتبه: 0
تشکرها : 0 ( 143 تشکر در 90 ارسال )
RE: جشن (مراسم عروسی) آری یا خیر؟؟؟
سلام بچه ها وای چقدر خوشحالم که دوباره سایت همدردی قشنگمون را افتاده و من شادزی هستم که متاسفانه با راه اندازی دوباره سایت نتونستم با نام خودم وارد بشم و بانام جدید وارد شدم. از نقاب عزیز هم ممنونم به خاطر این تاپیک جالبش ولی نقاب جان چیزی که الان گفتی شاید عملی نباشه یا اگر باشه به این زودیها نیست چون جشن عروسی بیشتر از اونی که فکرش بکنی برای 95 درصد جوانهای ما رکن اصلی یک زندگی مشترک است. و هر دختری که جشن عروسی براش گرفته نشده میگن"مثل دخترای بیوه رفت خونه بخت" "مگه این دختر صاحب نداشت که اینجوری رفت خونه بخت" تمام این حرفهایی که می زنم خودم با گوشهای خودم شنید از خودم نمی گم. بنابراین فک نکنم به این زودیها عملی باشه باید فرهنگسازی بشه تا جوانهایی که میلیونها تومان را یک شبه اتیش می زنن به این باور برسن که با یک مهمونی کوچک هم بهشون بیشتر خوش می گذره و هم می تونن خوشبخت باشن.من خودم مخالف سرسخت تجملات و ریخت و پاش مخالفم حتی با مهره بالا ولی متاسفانه خانواده میگن تو دیونه شدی و نمی فهمن چی میگم. کاش می شد تنهایی برای خودت زندگی کنی.کاش می شد