به انجمن خوش آمدید
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25
  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۱۳ خرداد ۸۷ [ ۱۲:۲۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۱-۲۱
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    4,160
    سطح
    41
    Points: 4,160, Level: 41
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 190
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    * حساسيت و علاقه شوهرم به مادرش

    32 سال دارم غريب 10ماه هست ازدواج كردم .شوهرم علاقه زيادي به مادرش دارد و هميشه در پي تدارك خواسته ها ي مادرش ميباشد. شوهرم حساسيت زيادي به مادرش دارد و اگر كوچكترين محبت و توجهي به مادرش داشته باشم از شدت خوشحالي در پوست خود نميگنجد.حدود 2ماه از مرگ پدرش ميگذرد و با اينكه مادر شوهرم ارتباط خوبي با شوهرش نداشته اغلب دوري او را بهانه كرده و با گريه و زاري جلب توجه شوهرم را ميكند .گاها نيز به من حرف هاي نيش دار ميزند ولي شوهرم تنها با لفظ "مادرم شوخي ميكنه" همه چيز را حل و فصل ميكند.
    البته هم شوهرم و هم برادرش قبلا ازدواج كردند و به دليل اختلاف عروس ها با مادرشان هردو جدا شده اند .شوهرم بسيار لجباز است و در صورت كوچكترين عكس العمل با خانوتده من بد رفتاري ميكند.حالا به نظر شما من بايد چكار كنم ؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید seda تشکرکرده است .

    seda (جمعه ۳۱ تیر ۹۰)

  3. #2
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۰۹:۳۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,283
    امتیاز
    202,210
    سطح
    100
    Points: 202,210, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,432

    تشکرشده 34,764 در 6,120 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: حساسيت و علاقه شوهرم به مادرش

    سلام seda
    به تالار همدردی خوش آمدید.
    پاسخ شما در سئوالات مشابه مکرر در موضوعات مختلفی که در اینجا مطرح شده آمده است. لطفا اینجا را کلیک کن و موضوعات را مطالعه فرمائید. اگر سئوال دیگری و مسئله خاصی هنوز برایتان مطرح بود با ذکر جزئیات و مثال بفرمائید تا در خدمت باشم.

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۱۳ خرداد ۸۷ [ ۱۲:۲۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۱-۲۱
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    4,160
    سطح
    41
    Points: 4,160, Level: 41
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 190
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: حساسيت و علاقه شوهرم به مادرش

    سكوت دردي را دوا نمي كنه بارها امتحان كردم .نميگم كاري انجام نده من خودم علاقه زيادي به مادر و پدرم دارم و به اندازه به آنها توجه ميكنم . اما مادر شوهرم هر روز خواسته اي دارد .با وجود 2پسر ديگر در خانه تمام خريد ها و مايحتاج زندگيشان توسط شوهر من خريداري ميشود .هر كاري رو فقط از شوهر من ميخواهد و شوهر من در زندگي تنها دنبال رضايت مادرش هست گويي با آن دنيا را دارد .درست هم نمي شود .تمام كارهاي منزل را خودم انجام ميدهك و جالبه كه شوهرم در امور خانه خودمان كمكي به من نميكند!

  5. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۱۲ خرداد ۸۷ [ ۰۹:۱۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۹-۱۰
    نوشته ها
    133
    امتیاز
    5,417
    سطح
    47
    Points: 5,417, Level: 47
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    100

    تشکرشده 108 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حساسيت و علاقه شوهرم به مادرش

    سلام
    حرف های دل شما ، حرف های دل من هم بود .
    مادرشوهر من هم با وجود اینکه از ما دور است ولی همیشه وقتی به هم می رسیم و کل دوران نامزدی از شوهر من انتظار داشت ، کارهایش را انجام دهد ، خرید خانه کند ، تعمیرات لازم خانه را انجام دهد .
    الان هم که خط و نشون کرده که از حقوق پسرم ماهی 100 هزار تومان مال من است . دائم هم غر می زند . همیشه توقعات زیادی از من و شوهرم دارد ، دوست دارد که من عین یک کلفت برایش کار کنم . با وجود شوهر و پسرهای دیگر و درآمد خوب شوهرش هنوز چشم به ما دوخته است ، چون مظلوم تر و ساکتر از ما کسی نیست و همه کارهایش را با داد و فریاد و غر پیش می برد .
    من چقدر باید تحمل کنم ؟
    چقدر سکوت کنم ؟
    می دونید ما نمی توانیم مادرشوهرمان را عوض کنیم ،بلکه باید به همسرمان محبت کنیم تا شیفته ما شود ولی من حتی بلد نیستم چطور همسرم را شیفته خود سازم .

    واقعاً درمانده شده ام .
    خدایا من چه کنم .

  6. 2 کاربر از پست مفید کیمیا تشکرکرده اند .

    kamr (پنجشنبه ۰۷ شهریور ۹۲),کیمیا (دوشنبه ۰۶ اسفند ۸۶)

  7. #5
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۰۹:۳۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,283
    امتیاز
    202,210
    سطح
    100
    Points: 202,210, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,432

    تشکرشده 34,764 در 6,120 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: حساسيت و علاقه شوهرم به مادرش

    سلام seda
    به پاسخ کیمیا توجه ویژه کن.... ، او خیلی تحلیل قشنگی کرد و دقیقا گلوگاه مشکل را یافته، اما کسب مهارتهایی لازم است.
    بنده مجموعه لینکهایی که نحوه ارتباط با همسر را برای یک خانم توضیح می دهد جمع آوری کردم و در پاسخ سئوال قبلی کیمیا گذاشته ام. لطفا اگر مراجعه کردید آدرسش را در همین موضوع نیز بگذارید.
    شاید ثنا تعجب کنی، که مشکل شما جای دیگریست ما شما را به جای دیگر راهنمایی می کنیم. در واقع راهها اساسی و باثبات حل مشکل شما ارتباط غنی با همسرانتون هست...
    در غیر اینصورت این دعوای عروس و مادرشوهری تمامی نخواهد داشت.

  8. کاربر روبرو از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده است .

    مدیرهمدردی (یکشنبه ۲۶ اسفند ۸۶)

  9. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۱۲ خرداد ۸۷ [ ۰۹:۱۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۹-۱۰
    نوشته ها
    133
    امتیاز
    5,417
    سطح
    47
    Points: 5,417, Level: 47
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    100

    تشکرشده 108 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حساسيت و علاقه شوهرم به مادرش

    با سلام .
    خسته نباشید
    صدا خانم ، آقای سنگ تراشان آب پاکی را روی دست ما ریخت ، این دعوا عروس با مادرشوهر تمامی ندارد پس انرژی ات را روی شوهرت بگذار و به مادرشوهرت هم احترام بگذار و به خاطر خدا فعلا تحمل کن و به مرور زمان با شیفته کردن شوهرت ، مشکلات حل میشه ، در ضمن اگه شوهرت مرد خوبی باشه ، ارزش این همه صبوری ثابت می شود .
    بهرحال موضوع : چگونه به زندگی ام روح تازه ای بدهم ؟" را مطالعه کنید ، صفحه دوم آن در پاسخ آقای سنگ تراشان ، لینک های بسیار جالبی هست . خیلی دقیق و کامل باید خوانده شود .

  10. کاربر روبرو از پست مفید کیمیا تشکرکرده است .

    kamr (پنجشنبه ۰۷ شهریور ۹۲)

  11. #7
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۳۱ خرداد ۹۱ [ ۱۱:۲۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۲-۱۰
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,143 در 958 پست

    Rep Power
    179
    Array

    RE: حساسيت و علاقه شوهرم به مادرش

    سلام

    میتونم بگم که من پیشگیری این واقعه رو کردم. قبل از عقد رسمی رفتار خوبی از مادرشوهر و پدر شوهرم نمیدیدم و همینطور همسرم روی مادرش تعصب خاصی داشت و داره، و خودش هم با تعریفهایی که از اون می کرد برای من از اونها یک قول ساخته بود. اما خوشبختانه من زیادی خوشبین هستم و سعی میکردم به جای عروس دخترشون بشم هر چند که توی حرف آسونه و الان دیگه تبدیل به یه شعار شده، اما چندین بار بدون همسرم رفتم خونشون و با مادر همسرم صحبت کردم از همه چه از خاطراتم و طرز فکرم و .... کم کم اون هم شروع به تعریف کرد از مشکلاتش، خاطراتش و شاید باورتون نشه که الان سنگ صبور هم شدیم.
    بعضی مواقع همسرم رو تشویق می کنم به اینکه رابطه صمیمانه تری با پدر و مادرش داشته باشه به اونها زیاد سر بزنه، گاهی پیش همسرم برای مادرش اظهار دلتنگی می کنم (که گاهی واقعا دلتنگ میشم).
    باید اینو در نظر داشته باشیم که پدر و مادر همسرمون کسانی بودند که عزیزترین فرد زندگیمون رو بزرگ کردن و اگه همسرمون خصوصیت خوبی هم داره باید از اونها تشکر کنیم...
    نباید زیاد ذهنمون رو درگیر این روابط کنیم. شاید ما زنها اشتباه می کنیم که مثل همسرانمون به خونواده مون بها نمی دیم.
    به نظر من کسی که از مادرش به راحتی بگذره از همسرش هم به راحتی می گذره. البته در مواردی که این توجه زیاد از حد باشه و یا مادر همسرمون، همسرما رو زیاد احضار کنه باید این اطمینان رو به اون بدیم که پسرشون رو از اونها ندزدیدیم و عشق و محبتی که فرزندشون به ما داره هیچ خللی در عشق و محبتش به اون وارد نمیکنه.

    همه آدمها یه قلق دارن ، باید به جای اذیت کردن خودمون اونو پیدا کنیم.

  12. 6 کاربر از پست مفید shad تشکرکرده اند .

    shad (پنجشنبه ۰۱ فروردین ۸۷)

  13. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۱۲ خرداد ۸۷ [ ۰۹:۱۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۹-۱۰
    نوشته ها
    133
    امتیاز
    5,417
    سطح
    47
    Points: 5,417, Level: 47
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    100

    تشکرشده 108 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حساسيت و علاقه شوهرم به مادرش

    صحبت های shad جالب بود ولی باور کنید همه مثل هم نیستند ، کاری که شما با مادرهمسرتان انجام دادید من هم در اولیل ازدواج انجام دادم ولی افکار مادر شوهر من و یا یک فردی مثل seda پیچیده تر از این حرفاست که بشه باهاشون دوست شد ، وگرنه احترام آنها بجاست .
    نمی توان به همه مادرشوهر ها رفتاری یکسان داشت .
    دوستی مادرشوهر من دوست خاله خرسه است ، اصلاً نباید خیلی بهش نزدیک شد ، چون واقعا متوقع، با دید سطحی و بی تجربه ، احساسی و... است و زندگی ات را به باد می دهد .
    محبت هم اندازه داره .
    اگه از همون روز اول عقد می دونستم که چطور باید در عین احترام به مادرشوهرم به خودم هم احترام بگذارم و از حق خودم دفاع کنم الان اینطور پشیمان نبودم .
    البته دیر نشده از حالا به بعد سعی می کنم از حق خودم دفاع می کنم .

  14. 3 کاربر از پست مفید کیمیا تشکرکرده اند .

    asal_honey (جمعه ۱۹ اردیبهشت ۹۳),کیمیا (سه شنبه ۲۵ خرداد ۸۹)

  15. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۱۳ خرداد ۸۷ [ ۱۲:۲۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۱-۲۱
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    4,160
    سطح
    41
    Points: 4,160, Level: 41
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 190
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: حساسيت و علاقه شوهرم به مادرش

    سلام به همه دوستان
    من اخيرا در اين مورد 2روش را تجربه كردم:
    يك روز با تندي با شوهرم راجع به اين مسئله صحبت كردم اما موضع او بسيار بي منطق بود به من ميگفت كه همش من اشتباه ميكنم و همه چيز به بدبيني و ديدگاه خودم بر ميگرده و مادرش از بابت هيچ كارو هيچ صحبتي منظوري ندارد من بد برداشت كردم .خلاصه 45 روزي هم خونه مادرش نرفتيم .من كلي سر درد داشتم از بس عصبي بودم و استرس داشتم اما شوهرم كما في السابق به خونشون ميرفت خريد هاي مادرش رو انجام ميداد به بيرون ميبردش و....
    بعد مدتي با پيشنهاد خودم رفتم خونه مادرش چون شوهرم علي رغم تمام كارهايي كه ميكرد بسيار حساس بود و شديدا در اين خصوص آسيب پذير بود و احساس ميكردم مادرش بيشتر تحريكش ميكنه به هر تقدير رفتم اما چون گذشته صميميتي با آنها احساس نميكردم و نيكنم .جالب اينكه د رابتدا به ساكن مادر شوهرم متذكر شد كه شوهرم او را به فلان مغازه براي خريد برده و .... اين نشان ميده كه او برخلاف ظاهرش باطن پليدي داره و زندگي بچه هايش براش مهم نيست .اميدوارم كه خدا به راه راست هدايتش كنه چون انسانهاي بيمار درمان ناپذيرند.

  16. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۱۲ خرداد ۸۷ [ ۰۹:۱۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۹-۱۰
    نوشته ها
    133
    امتیاز
    5,417
    سطح
    47
    Points: 5,417, Level: 47
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    100

    تشکرشده 108 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حساسيت و علاقه شوهرم به مادرش

    صدا جان ببین از روزی که من مشکلاتم با مادرشوهرم را در این سایت بیان کردم و به راه حل های مدیر عمل کردم 3 ماه می گذرد باور کن به نتیجه ای رسیده ام که در موضوع اختلاف با خانواده شوهر هم نوشتم :
    بنده از جمله عروسانی هستم که واقعا مادر شوهر با من مشکل دارد ،یعنی اگر برایتان بنویسم که چه روزهایی گذراندم ، به حالم تاسف می خورید . همه حرف هایی که دوستان در این موضوع نوشته اند به سر من آمده است و بدتر از آن .
    اما مهم نیست .چرا؟
    بعد از مدت ها که بارها از شوهرم سوال کردم که چرا زورت به من می رسه ؟گفت :خانواده من حرف خودشان را می زنند و کار خودشان را می کنند و من نمی تونم اونها را عوض کنم تا انشاء الله یکروزی پشیمان بشند و مطمئن باش خدا جای حق نشسته است ، من فقط به تو دسترسی دارم ، تو مونس من هستی ، من با تو زیر یک سقف هستم ، پس بدان که من دوستت دارم و پشتیبانت هستم ولی نمی تونم به خانواده ام احترام نکنم ، خودت را خراب نکن .

    من حرف های مدیر سایت که به من گفتند را به طور خلاصه می نویسم :

    1- زندگی را سخت نگیرید و حساس به موضوع نشوید . هر چه حساس تر شوید مشکل بزرگ تر می شود .
    2- به جنبه های مثبت زندگی تان بیشتر فکر کنید .
    3- انرژی را روی شوهرتان بگذارید ، نه روی خانواده شوهر(یعنی اینکه ساعت هایی که به آزارهای مادرشوهر فکر میکنید و غصه می خورید و در این سایت درددل می کنید به فکر ایجاد صمیمیت و کسب مهارت زندگی باشید )(من خودم دنبال این کسب مهارت هستم و هنوز هزاران سوال دارم کاش دوستان در این مورد باز هم کمک می کردند )[b]
    4-به هیچ وجه کنترل زندگی خود را به دست دیگران ندهید اما با سیاست صحیح نه با مظلومیت .
    5- به هیچ وجه به گناه نکرده غذرخواهی نکنید ولی به بزرگتر احترام کنید .
    6- دیدتان را به زندگی گسترده تر کنید ، اصلا زمان آنقدر ارزش دارد که نباید برای این مسائل خراب شود به موفقیت های بزرگتر خود و شوهر فکر کنید و زمان و انرژی را سرمایه گذاری کنید .
    7- برای لذت بردن از زندگی باید کمی خود را به نادانی بزنید ، بی خیال باشید .
    8- زمان به همراه یک روش درست مشکلات را حل می کند
    9- استمرار در یک روش صحیح بیشتر از خود روش مشکلات را حل می کند

    به نظر من باید با شوهر دوست شوید و خیلی قشنگ و با جملاتی درست ، با او درددل کنید ، مطمئن باشید اگر گلایه های خود را از خانواده شوهر به زبانی درست و منطقی به شوهر بگویید تاثیر پذیری او بیشتر می شود ، حتی ممکن است با شنیدن حرف هایتان غمگین تر از شما بشود .
    ولی اگر باز زبان زخم ، نیش ، لحن بد اخم بگویید دیگر هیچ وقت به حرف تان گوش نمی دهد و بی منطق تمام گناه ها را به گردن شما می اندازد .
    اعتماد شوهرتان را از بین نبرید .
    سعی کنید با روش های مختلف او را به سمت خود و خانه و خلوت خودتان جذب کنید ، تا آنجائیکه می توانید از خانواده شوهر بد نگویید بگذارید خانواده شوهر از شما بد بگویند ، باور کنید محبوب شوهر می شوید .
    اگر در یک روش صحیح استمرار کنید روزی می رسد که شوهرتان از دست خانواده اش خسته می شود به شرطی که شما او را خسته نکرده باشید .

    من تجربه کرده ام که وقتی مادرشوهرم رفتار بدی نشان میدهد و من در غیاب او ،با شوهرم به صورت منطقی در مورد مادرش حرف می زنم و جنبه های مثبت مادرش را می گویم ، شوهرم سرتاپا شاد می شود و عاشقانه نگاه می کند و احساس علاقه زیاد را در نگاهش احساس می کنم .
    با شوهرتان دوست شوید و از او بخواهید که کمکتان کند .
    در برابر شوهر موضع گیری نکنید .

  17. 9 کاربر از پست مفید کیمیا تشکرکرده اند .

    کیمیا (چهارشنبه ۲۷ دی ۹۱)


 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۲۲:۲۴ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.