به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 01:13]
    تاریخ عضویت
    1398-12-07
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    109
    سطح
    2
    Points: 109, Level: 2
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    برای جدایی همسرم از معشوقش چه کنم؟

    سلام
    وقت بخیر
    من یک خانم 30 ساله هستم و شاغل که حدود 4 سال هست با همسرم ازدواج کردم و خیلی مذهبی هستم و همسرم هم ادم مذهبی هستن و ما سنتی ازدواج کردیم. توی این چهار سال با هم مشکلاتی داشتیم ولی اغلب اوقات با هم خوب بودیم و همسر من عنوان میکنند که خوشبخت هستند و از داشتن همسری مثل من راضی هستند.موقع ازدواج من 26 سال و همسرم 28 ساله بودند و خانواده هامون با هم اختلاف فرهنگی داشتن که این اختلافات گاهی باعث سوتفاهم و دعوا بین ما میشد که هیچ گاه جدی نبود و ما مسئل رو حل میکردیم و هر روز به هم نزدیک تر می شدیم. من به ایشان بسیار اعتماد داشتم و از اول زندگ حتی یکبار هم گوشی ایشان رو چک نکردم و رفتارم با همسرم از سر احترام و علاقه بود . تا چندی پیش به طور اتفاقی در هارد ایشان دنبال فایلی میگشتم که با فیلم های نا متعارف ایشان با زنی شدم و حالم بسیار بد شد ...
    با در میان گذاشتن این مضوع ایشان عنوان کردند که زنی را قبل از ازدواج به مدت سه روز صیغه کرده اند در صورتی که از شروط قبل از ازدواج من خط قرمز صیغه برای ایشان و صداقت بود .چون من ای تی خوندم متوجه دروغ ایشان شدم و با کنجکاوی متوجه شدن ان زن در فیلم ، منشی همسرم هست که سه سال قبل از ازواج عقد موقت همسر من بوده و ارتباط کامل همراه با عشق و علاقه زیاد به هم داشته اند . باز همسر من عنوان کردند که من ببه محض نامزدی ارتباطم را با ایشان قطع کرده ام و باز من ایشان را بخشیدم و به کسی هم چیزی نگفتم . اما با دلم راضی نمیشد و با جستجوی بیشتر متوجه شدم همسرم بعد از ادواج هم پیام های عاشقانه و عاطفی به ایشان میداده که با برملا شدن این قضیه همسر من به شدت ابراز ندامت کردند و گفتند که ارتباطشون فقط در حد عاطفی بوده و ارتباط خاص زناشویی نداشتند در بعد از تاهل ایشان و علت رو هم دلسوزی و عدم ضربه روحی به آن زن عنوان کردند و قول دادند که ارتباطشون رو به طور کامل قطع کنند و اون زن رو اخراج کنند و همین کار رو کردند
    اما من دچار وسواس شدم و دوباره گوشی همسرم رو چک کردم و متوجه شدم دیروز به مدت 20 دقیقه با ایشان صحبت تلفنی داشته اند
    واقعا بی قرار هستم و نمیدانم باید چه کار کنم
    من از همه لحاظ برای ایشان کم نزاشتم و همسر خوبی بودم
    اما حالا با یک همسر درغگو خائن و بی وفا مواجه هستم که از طرفی به شدت به من ابراز علاقه میکنه و طرفی بهم دروغ میگه و خیانت میکنه
    از عوارض طلاق میترسم به توجه به شرایطم طلاق برایم مناسب نیست اما ادامه زندگی نیز برای من بسیار دشوار هست چون هیچ کس رو هم خبردار نکردم و مجبورم همیشه درد هام رو تو دلم بززارم و ادای ادم های خوشبخت رو دربیارم.
    نمی دونم باید چکار کنم
    پیشنهاد مشاور و زوج درمانی به همسرم دادم که ایشون به شدت مخالف هستند و میگن من تا ابد بو تو وفادار خواهم موند و همین برای تو کافیه
    حق طلاق برای تضمین خواستم که موافقت نکردند
    من نمیدونم چطور باید شر این زن رو از زندگیم کم کنم؟
    و خودم رو از لحاظ روحی تقویت کنم و شادابی و خوشبختی رو به زندگیم برگردونم
    الان مثل همیشه بهش میرسم و به زندگیم دارم ادامه میدم بهش محبت میکنم اما به کلی از چشمم افتاده و نمیدونم باید چکار کنم
    خواهش میکنم راه حلی به من ارائه بدهید
    ممنون

  2. کاربر روبرو از پست مفید nazanin1368 تشکرکرده است .

    Pooh (چهارشنبه 07 اسفند 98)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 10 اسفند 98 [ 17:51]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    841
    امتیاز
    12,348
    سطح
    72
    Points: 12,348, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    168

    تشکرشده 892 در 469 پست

    Rep Power
    133
    Array
    سلام
    من همیشه افرادی که مثل شما رو میبینم فکر میکنم آخه تو زندگی چه چیزی کم داشتن که ازدواج کردن اونم فردی که با کمی تحقیقات متوجه می‌شدید که عقبه خوبی ندارن
    شما حق داشتید تو ذهنتون به هر کسی دلتون میخواد که خواستگار تون بود فکر کنید ولی ازدواج نه و جواب مثبت دادن نه چه بسا آدمها حتی بعد از ازدواج هم ممکن همسرشون رو در مقام مقایسه به دیگران فکر کنند
    ولی تا حالا هیچ کس بخاطره فکر تنبیه نکردن چون فکر یک پایش توهمه و خیاله
    ولی وقتی به یک نفر جواب مثبت میدید زبانی این دیگه به واقعیت می‌پیونده و از طرف دیگران و حتی خودتون ماخذه میشید که چرا جواب مثبت دادید و چرا تحقیق بیشتر نکردید اونم آدمی مثل منشی که انقدر در ارتباطه
    الانم دو تا راه دارید یا همه مهریه نفقه رو ببخشید که حکومت طلاقتو ن میده یا بمونید ولی این موندن شاید موجب بشه که سلامتیتو ن از بین بره چه روانی چه جسمی
    امیدوارم تصمیم درست بگیرید و پای یکی دو تا بچه رو به این زندگی باز نکنید چون اونا میفهمن و ذره ذره آب میشن

  4. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 فروردین 99 [ 20:55]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,392
    امتیاز
    26,643
    سطح
    97
    Points: 26,643, Level: 97
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 707
    Overall activity: 60.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,734

    تشکرشده 2,063 در 883 پست

    Rep Power
    207
    Array
    سلام.

    درک میکنم شرایط خوبی ندارید. ولی تا حالا عاقلانه برخورد کرده اید که به کسی نگفته اید. از این به بعد هم ندید.

    یک سوال برام پیش اومد. آیا اون خانم خبر دارند که شوهر شما ازدواج کرده؟

    آیا خانم خبر دارن که شما متوجه ارتباطشون هستید؟

    میتونید عضو بشید و به صورت خصوصی از مشاوران سایت کمک بگیرید. ضمن اینکه سرچ کنید تاپیک های مشابه وجود داره.

  5. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    امروز [ 10:28]
    تاریخ عضویت
    1398-1-10
    نوشته ها
    237
    امتیاز
    4,954
    سطح
    45
    Points: 4,954, Level: 45
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکرها
    609

    تشکرشده 394 در 197 پست

    Rep Power
    44
    Array
    سلام

    وقت بخیر،

    شرایط شما بسیار به مدیریت شخص شما وابسته است. هر نوع رفتار، کنش، واکنش و غیره شما از این به بعد تاثیر گذار هست در روابططتون و به نظرم حتما با یک مشاوره مجرب تو این زمینه مشورت کنید.

    یادتون باشه طلاق گزینه آخره و سهل الوصول ترین راه که بیشتر به پاک کردن مسئله شبیه هست ، چیزی که کمی سخته هست، یافتن حل مسئله است.

    کوتاه آمدن نیز خود یک جواب مسئله محسوب میشه ولی جواب خوبی نیست، پس باید به دنبال جواب درست باشید.

    یکسری از رفتار های شما جای تحسین داره، مثل همین موضوع که میفرمایید با خانواده ها مطرح نکردین، ولی جستجو بیشتر و گفتن آن به همسرتون فکر نمیکنم راهگشا باشه چرا که از همسرتون یک فرد با شخصیت جدید میسازه، همانگونه که میفرمایید دروغگو و پنهان کار تر شده، لذا شیوه و مهارت مواجه با این مشکل بسیار حائز اهمیت هست.

    از طرفی مردان به صورت ناخودآگاه بعضا در ذهنشون که ممکنه بر گرفته از محیط کار و یا دوستان باشه، اینه که جایگاه همسر متفاوت هست، ولی میتونه لذت های متفاوتی مثل زمان مجردی داشته باشه و این موضوع رو ناهنجاری نمیدونه. مثلا میدونه ارتباط با نامحرم گناه هست و برای حلش میره صیغه میکنه، نشون میده به یک سری اصول و هنجار ها پایبنده، شاید بهترین راه اینه که هنجار ها و نا هنجاری های ذهنش رو براش ترمیم کنید.

    حالا باید دید این ترمیم کردن از چه راهی بیشترین اثر گذاری رو بر همسرتون داره.

  6. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 01:13]
    تاریخ عضویت
    1398-12-07
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    109
    سطح
    2
    Points: 109, Level: 2
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    سلام ، بله ، از همون روز اول خواستگاری در جریان بوده ، و حتی همسر من عکس های نامزدی رو بهشون نشون داده ، حتی به همراه بقیه همکاران در جشن عروسی من حضور داشته ، من با ایشان تلفنی صحبت کردم و این خانم اطمینان داده که دیگه تو زندگی همسر من نیست ،اما من هنوز رد پاهایی از ایشون رو تو زندگیم میبینم.

    - - - Updated - - -

    باور کنید من خیلی تحقیق کردم
    به قدری این دو نفر در ارتباط با هم محتاط عمل کرده بودند که هیچ کس توی اون کلینیک لعنتی از این ارتباط خبر نداشت ، ضمن اینکه در معرفی همکاران ، همسر من این خانم رو شوهردار معرفی کرده بود و همین هم باعث شک من نشد چون به خیال خودم اون زن متاهل بود . همسر من از لحاظ وجه اجتماعی و مذهبی بسیار مورد تایید بود در تحقیقاتی که من کردم ، ولی متاسفانه این ارتباط رو خیلی حرفه ای و پنهانی با هم داشتند

    - - - Updated - - -

    چطور باید این هنجار ها رو ترمیم کنم ؟
    همسر من حاضر به زوج درمانی پیش مشاور نیست
    برا همین هست که مشکلم رو اینجا تو اینترنت مطرح کردم .
    حتی من گفتم میخوام برای بازیابی روحیه خودم بدم پیش روانشناس ، حتی با اون هم مخالفه
    میگه رابطه ما خوبه و من بهت قول وفاداری دادم و تو باید به من اعتماد کنی و اگر منو بخشیدی باید مثل قبل باشیم با هم
    من سعی می کنم مثل قبل باشم و ظاهرا هم هستم اما با روحیه داغونم چه کنم ؟

  7. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 10 اسفند 98 [ 17:51]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    841
    امتیاز
    12,348
    سطح
    72
    Points: 12,348, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    168

    تشکرشده 892 در 469 پست

    Rep Power
    133
    Array
    سلام
    حالا که میخوان بمونید پس کفش آهنی بپوشید
    راستش من هر مردی رو که دیدم اینجوریه تحقیق که شد فهمیدیم خانومشون از لحاظ هایی به اصطلاح مردشون سیر نمیتونه بکنه
    یه مدت باید بی منت فقط رسیدگی کنید
    اول از همه خودتون و آرایش تون و روابطتون طوری که هر روز یه جور باشید
    بعدش خونه داریتون هست غذاهای مختلف و خوشمزه رو بپزید
    و بعدش به خانواده ایشون برسید
    همه اینها در کمال آرامش و مهربانی و عطوفت باید باشه
    بلخره مرد باید دلبسته بشه و به شدت از اینکه شما رو از دست بده بترسه
    ولی بچه راه حل نیست
    اول ببینید با اینجور برخورد چه اتفاقی می افته و آیا ایشون دلبستگی براشون پیش میاد
    من فکر میکنم در اینجا خانوم و آقا متفاوت نیستند و شاید فقط بخاطره قانون جمهوری اسلامیه و الان ممکن بود یک آقا این سوالات بپرسه از ما
    دلبستگی برای هم ایجاد کنید حالا آقا جدا خانوم جدا
    و هیچی مانند یک اخلاق خوب نیست مثلا آقا به محض اومدن در منزل خانوم بره پیشبازشون و در آغوشش بگیره
    وقتی که کاملا مطمان شدید 100 درصد این شریک زندگی شماست و شما با هم آرامش دارید حالا پای یک بچه هم به زندگی قشنگتون باز کنید

  8. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 فروردین 99 [ 15:02]
    تاریخ عضویت
    1393-2-30
    نوشته ها
    144
    امتیاز
    6,582
    سطح
    53
    Points: 6,582, Level: 53
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 168
    Overall activity: 52.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 316 در 113 پست

    Rep Power
    35
    Array
    سلام. از اتفاقی که افتاده است متاسفم. اگر مذهبی هستید ذکر و دعا و نماز هایرمسحبی و اعمال هر ماه را برای نزدیک شدن به خدا و رشد ایمان خود داشته باشید. تاکید می کنم برای نزدیکی به خدا و حفظ تعادل و آرامش روح و قلبتان. ختم قرآن و تفسیر قرآن را در برنامه خود قرار دهید. عزیزم هر کس رابطه خود را با پروروگار دو عالم اصلاح کند خدا رابطه او و خلق را اصلاح می کند.
    من رای به پنهانکاری از والدین و خانواده تان نمی دهم. اما لازم نیست این موضوع را بلافاصله به همسرتان بگویید. در جامعه شناسی به آن می گویند کنترل اجتماعی . یعنی افراد می دانند که اگر کاری برخلاف هنجارهای جامعه یا گروه خود انجام دهند با واکنش اعضا مواجه می شوند و متاشفانه در جامعه لجام گسیخته امروز کم شده است. در خانواده های سنتی و مذهبی مثل شما این مفاهیم بیشتر قابل درک است. من فکر نمی کنم مشکل با زیبایی و آرایش شما باشد چون ایشان قبل از ازدواج با شما با این خانم ارتباط داشته است و دلبستگی به ایشان دارد نه اینکه از شما دلخور است. خوب به قول خودتان عشق است. حتما از مدیر همدردی مشاوره تخصصی بگیرید و مشاوره حقوقی هم داشته باشید. مراقبت بیشتری از سلامت خود داشته باشید.حتما این کار را بکنید و مراقب علائم شوک روحی روانی باشید.

  9. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 01 فروردین 99 [ 15:44]
    تاریخ عضویت
    1396-9-29
    نوشته ها
    122
    امتیاز
    2,919
    سطح
    33
    Points: 2,919, Level: 33
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 109 در 62 پست

    Rep Power
    20
    Array
    سلام
    در مورد چیزهایی که باهاشون روبرو شدید متاسفم.
    راستش من نظر متفاوتی دارم. شما باید در یک شرایط آرام و دوستانه به همسرتون بگید که من توانایی هضم چیزهایی که فهمیدم رو ندارم و آرامشم از بین رفته و نیاز به کمک دارم. راهی هم که به ذهنم می رسه کمک گرفتن از یک مشاور با تجربست. اما اگر شما با این کار موافق نیستی بار خوب کردن حال من روی دوش خودت میفته. بعد بهش یک مهلت چند ماهه مثلا شش ماهه بده تا بتونه دوباره اعتمادت رو جلب کنه و در این مدت تمام رفتارش رو زیر نظر بگیر. کسی که باید برای از بین نرفتن این رابطه تلاش کنه ایشونه. به همسرت بگو به نظر من اگه توی یک زندگی اعتماد نباشه فاتحه اون زندگی خوندست و اگر شما فکر می کنی این زندگی ارزش حفظ کردن داره باید به ترمیم اعتماد من کمک کنی.

    من فکر می کنم همسر شما باید " نه با جنگ و از بین رفتن حرمت ها" اما خطر رو احساس کنه و بفهمه که برای به دست آوردن یک چیز باید چیز دیگری رو از دست داد. حالا مهم این جاست که کدوم یک بهای بیشتری داشته باشه.

  10. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 13 اسفند 98 [ 13:44]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    168
    امتیاز
    9,098
    سطح
    64
    Points: 9,098, Level: 64
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 252
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    802

    تشکرشده 843 در 160 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به نام خدا

    سلام

    میدونم که در شرایط سختی قرار دارید. ...... حالتی بین زمین و هواست که تا به حال تجربه نکرده بودید!!

    اولین و مهمترین هدف شما ، قوی کردن خودتون و رسیدن به درک درست از مسئله باید باشد.

    اگر بر روی خودتون مسلط باشید، مطمئنا مشکل هر چی که باشه، بهتر و زودتر برطرف میشه.

    .

    شما تلاش کنید که وظایف شرعی و عرفی خودتون رو در مقابل همسر به نحوه صحیح انجام دهید(والبته غیر افراطی) ..... و هرگز اجازه ندهید این فکر بیاد در ذهنتون که مشکل از اون بوده نه شما ....... این شما هستید که دارید مشکلی رو به نفع خودتون درست میکنید ، پس باید با جراتمندی ، زنانگی خودتون رو اول برای خودتون و بعد برای دیگری اثبات کنید. ...... و مهمترین نفع اینکار کسب توانمندی و ایجاد آرامش برای خودتون هست.
    .
    به موازات و البته با کمی تاخیر از مرحله قبل ، باید در مواقع مناسب و با روش جذب حداکثری، با همسرتان صحبت کنید ..... به ایشان بگید که شما به توانایی و مردانگی او ایمان دارید و دوست دارید که تکیه گاه منحصر به فرد شما باشند ..... و از او بخواهید برنامه ریزی برای این کار را خودشان انجام دهند ..... شما فقط باید حس مردانگی همسر را تحریک و تقویت کنید. ..... بقیه اش با خود ایشان هست
    .
    این کار ظرافت های زیادی دارد و نیاز به صبر فراوان و عدم تلاطم روحی و رفتاری شما دارد ...... گر صبر کنی ز غوره حلوا سازد
    .
    در پذیرش پشیمانی ایشان سختگیر نباشید، و از طرفی در دام توجیحات زیرکانه ایشان قرار نگیرید و بدون بیان مستقیم، ایشان را متوجه نمایید که حقیقت را میدانید ....... این را از این جمله همسر شما برداشت کردم که ایشان آن زن را با زیرکی متاهل معرفی کرده بودند به شما ...... این یعنی ایشان توانایی بالایی در دروغ نگفتن و البته همه راستی را هم نگفتن دارند!!
    .
    نکات گفتنی زیاد است ، اما بیشتر آنها برپایه توانمندی زنانگی شما استوار است ...... تلاش و توکل نمایید ... خدا راههای پنهان را برایتان آشکار خواهد کرد و رافع مشکلات خواهد بود.

    .
    در پناه حق.
    گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
    این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
    مولانا

  11. کاربر روبرو از پست مفید Aram_577 تشکرکرده است .

    Mvaz (چهارشنبه 14 اسفند 98)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1399 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2020 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 11:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.