به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 دی 98 [ 15:53]
    تاریخ عضویت
    1398-10-22
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    26
    سطح
    1
    Points: 26, Level: 1
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 38.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    شوهرم سنش ازمن کمتره،مشگل زیاد داریم.

    سلام دوستان ب کمکتون احتیاج دارم
    منو همسرم سنتی ازدواج کردیم،من۲۲سالمه شوهرم ۹ماه ازمن کوچیک تره بااینکه اطرافیان گفتن مشگل سازمیشه بچه بدی بنظرنیومد تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم.من مجرد بودم دختره ازادی بودم بخاطر ازدواج یسری چیزارو قبول کنم:چادری شدم،لاک نزدم،ناخن بلندنکردم،سرکارنرفتم،دوست امو گذاشتم کنار.اونم قبول کرد ک من سمت خودم چادرنپوشم .ولی بعد ازدواج زد زیر کل حرفاش ولی با پافشاریه من یخورده اونم کوتاه اومد.خط قرمزمن سیگاربود نگفته بود ک سیگارمیشه دوساعت قبل عقد گف میخام یچیزی بهت بگم من سیگارمیکشم من گفتم من سره سفره عقد نمیام افتاد ب التماس ک ای ببخشید میزارم کنار و ازاین حرفا.منم گفتم خب بچس میتونه بزاره کنار باورکردم ک گف میزارم کنار.من بچه اسلامشهربودم بخاطر شرایط کاری همسر اومدم افسریه.من گفته بودم ک ادم شادیم وقتمو باید بیرون خونه بگذرونم گفتن باشه نمیزاریم اذیت شی کلاس برو باشگاه برو ولی ازسال پیش ۳اذر۹۷تادوماهه پیش من کلا توخونه بودم ن کسی میومد ن میومدجایی بریم خونه خانوادهام ک میرفتیم پیش خانواده من کاری میکرد بگن پاشو جمع کن برو خونت شوهرت دوست نداره نیا .درحالی ک پیش خانواده خودش همش میگف میخندید.
    حس میکنم پنهون کاری میکنه دروغ میگه؛مثلا صب میرف اسنپساعت ۹شب میومد خونخ میگف ۵۰تومن کارکردم.ن زنگ میزد ن میومد خونه ولی میرف خونه مادرش زنگ میزد.
    من ی دختره ازاد بای طرزفکر کاملا متفاوت وارد خانواده همسرم شدم.وقتی پاگشامون میکردن همسرم باخانوادش منو دس مینداختن تیکه مینداختن مسخرم میکردن،بعد وقتی ناراحت میشدم ساکت میشدم یا همشو توخودم میریختم میگف مااینجوریم .یروز نشستم بهش گفتم من کاری باکسی ندارم توباعث میشی ک بقیه بمن احترام بزارن یان توبمن احترام بزاری بخودت احترام گذاشتی دردرجه اول پس اینکارونکن چون باعث میشی بقیه بخودشون اجازه بدن بمن بی احترامی کنن.همون رفتارا باعث خیلی بی احترامیا شد خیلیاشون دلمو شکوندن ولی من ن ب اوناچیزی گفتم ن ب خانوادم.من بعدعروسی طلاهاموفروختم براش ماشین خریدم واس راحتی خودمون بدون اینکه کسی بگه پول دادم بش از پس اندازای مجردیم رف گواهینامشو گرف.همسرمن بعد عروسی کلن بیکارشد.هی راه افتاد ازاین قرض کن ازاون قرض کن ولی اصلا بمن نمیگف ن بمن خرجی میدادو میده ن واس خونه انچنان خرید میکنه .دعواهامون شروع شد ب خانوادش گفتم اومدن فقط ازپسرشون طرفداری میکردن دفه اخر برگشتن گفتن ک بما ربطی نداره ب خانواده خودت بگو بازمن ب عنوان دوست خواهر داداش زنش ب عنوان همه اینا نشستم باهاش حرف زدم همون شب میومد میگف ببخشید استفادشو میکرد باز فرداش میشد همون ادم.تاجایی ک زدم ب سیم اخر ب خانوادم گفتم ک همسر من من الان یساله ازدواج کردم کلا ۳ماه رفته سره کار.اومدن حرف زدن یمدت خوب شد .ولی هنوزم حس میکنه مجرده میره بادوستاش بیشتر وقت میگذرونه بعد جون منو قسم میخوره ک نمیره گقتم بازسیگارمیکشه دروغ میگه منو شب خونه تنها میزاره دودفه ساعت یک شب منو ازخونه بیرون کرده دوهفته پیش گفتم میریم جدامیشیم جفتمون داریم اذیت میشیم گف فرصت بده گفتم دریصورت ک بریم مشاوره گف باش ی جلسه رفتیم بعد گف من مشاوررو قبول ندارم الانم لج کرده شبا ریر میاد گوشیشو جواب نمیده.واینکه مادرش خیلی دخالت میکنه توزندگیمون خیلی تاثیرگذاره روش.

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    امروز [ 17:37]
    تاریخ عضویت
    1398-1-10
    نوشته ها
    204
    امتیاز
    4,148
    سطح
    40
    Points: 4,148, Level: 40
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 64.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    495

    تشکرشده 326 در 168 پست

    Rep Power
    37
    Array
    سلام

    وقت بخیر

    به نظر میاد ریشه مشکلات زندگی شما بر گرده به نداشتن بلوغ و مهارت زندگی متاهلی.

    برای بهبود زندگی متاهلی سه تا مولفه اصلی لازم هست و باقی متغییر ها مثل تاثیر خانواده و غیره جز فرعیات هستند.

    اولین مولفه افزایش مهارت های زن خانواده هست.

    دومین افزایش مهارت مرد خانواده است.

    و در انتها تبدیل مرد و زن بالغ به یک زوج ماهر و بالغ.



    بررسی و سوگواری گذشته زندگی شما دردی دوا نمی کند و تنها برای تجربه اندوزی و شناخت بیشتر کمک میکند.

    اگر ایشان مشاوره نمی آید در قدم اول مهم نیست، مهم این است که شما خواسته اید زندگی تان بهبود پیدا کند و در همین راستا قدم بر میدارید. در میان راه که مهارت های لازم را پیدا کردید، امکان مشاوره بردن ایشان نیز برایتان سهل تر خواهد شد.

    از طرفی باید قبول کنیم در جامعه کنونی سن 22 سال سن پایینی است و انتظار برخورد متعهدانه، مسئولانه و بالغانه سخت است. بهترین راه برای بلوغ سریع و پخته شدن مطالعه، تحقیق و افزایش مهارت است.

    برای شروع میتوانید فایل صوتی کلید مرد دکتر حبشی را گوش کنید.


    پ ن : یادتان باشد خوشبخت شدن شما می تواند فردی باشد، یعنی تحت هر شرایطی چه با زندگی فعلی و چه با طلاق و چه زندگی با فرد دیگر، شما باید مهارت های لازم را داشته باشید. حتی اگر روزی به بهبود همسرتان امید نداشتید، سعی کنید شما تمام تلاشتان را برای بهبود خودتان بکنید، چرا که در این زندگی که کلی براش سرمایه شده، می توانید تجربه کسب کنید که برایتان مفید خواهد بود و در آینده به کارتان می آید چه بسار در این بین همسرتان نیز همراه شد.

  3. 2 کاربر از پست مفید Mvaz تشکرکرده اند .

    Asal_ind (سه شنبه 24 دی 98), Pooh (دوشنبه 23 دی 98)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1398 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2020 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 19:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3 می باشد.