به انجمن خوش آمدید
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12
  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 آبان 98 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1398-7-30
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    61
    سطح
    1
    Points: 61, Level: 1
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 66.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    5
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    مشکل با همسر وخانواده همسر

    سلام وعرض ادب خدمت همه دوستان واساتید
    من حدود دوساله که عقد کردم به پیشنهاد مادر زنم جفتمون یه جا کار میکردیم اون یروز منودید رفتم کامپیوترشو تعمیر کنم اونم گفت چرا ازدواج نمیکنی منم گفتم به خاطر اینکه اکثر دخترا بساز نیستن وتوقع بالایی دارن وگفت من کسی و میشناسم تو فامیلامون که خیلی بسازه دختره خوبیه و یه خونه هم داره
    من هم با مادرم وداداشم همانگ کردم خواهرم زنگ زد بهشون و موضوع رو گفت مادرش گفت باید بیان همدیگرو ببینن و اگر از همدیگه خوششون اومد بریم برای مراحل بعد
    من به همراه مادرم وخواهرم رفتیم تو پارک همدیگرو دیدیم و اونا مشکلی نداشتن ومن هم در ظاهر چیزی ندیدم ماه قراره نامزدی و عقد رو گذاشتیم ولی مادر من باعقد زود مدت مخالف بود ولی اونا همه نقشه ها وبرنامه ریزی ها رو کرده بودن از 6ماه اومدن 3 ماه از 3 ماه اومدن 1 ماه رسیدن به دوهفته وماعقد کردیم با اسرار مادرش بعد از عقد مشکلات ماپیش اومد وناراحتی ها ودعواها اکثرا از بابت موضوع های مالی به مشکل میخوردیم مثلا میگفت فلانی اینو داره مثلا ماشین شاسی بلند داره ما نداریم ماکی میخریم >؟
    چند ماهی گذشت خانمم به هم گفت بیا جدابشیم ما به درد هم نمیخوریم
    قانعش کردیم نمیشه ما عقد کردیم
    بزرگترین مشکلات ما مثایل مالی ومسایل خصیص بودن بسیار زیاد خانمم بود مثلا به این صورت که حتی زنگ نمیزد به من که من بهش زنگ بزنم حتی اکثر موقع ها من بسته میخریدم که بتونم بیشتر با خانمم صحبت کنم ولی از اونور حتی یک پیامک هم نمیدیدم که زده به من
    همون اول زندگش همه چی زندگیشو به مادرش میگفت وچون مادرش تو خونشون همه کاره وتصمیم گیرنده بود اون میگفت اینکارو کن اونکارو نکن توزندگی اونا همه کاره مادرش بود وبس -ماخیلی مشکلات داشتیم حتی یکبار سر اینکه من ماشینو داده بودم به داداشم و خانمم توگوش من زد
    دوبار به اسرار من رفتیم مشاوره حتی یبار نگفت پولش چقدر شده -مشاوره هم برگشت گفت مادرشون وخانوادشون حتی درست تکردن بلکه مشکلات رو بیشتر کردن
    از برج 12 پارسال گفتم بریم مشاوره میگه پول ندارم من هم دیگه به نقطه صفر رسیدیم

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 آبان 98 [ 11:47]
    تاریخ عضویت
    1395-7-04
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    5,512
    سطح
    47
    Points: 5,512, Level: 47
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 88.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    424

    تشکرشده 279 در 114 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سلام. منطورتون از مشکلات مالی چی هست؟ انتظار شما از خانمتون در این زمینه چیه؟ انتظار ایشون از شما چیه؟ چرا ایشون پیشنهاد کردن جدا بشید؟

  3. کاربر روبرو از پست مفید خانم مهندس تشکرکرده است .

    stuxnet (سه شنبه 30 مهر 98)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 آبان 98 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1398-7-30
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    61
    سطح
    1
    Points: 61, Level: 1
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 66.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    5
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط خانم مهندس نمایش پست ها
    سلام. منطورتون از مشکلات مالی چی هست؟ انتظار شما از خانمتون در این زمینه چیه؟ انتظار ایشون از شما چیه؟ چرا ایشون پیشنهاد کردن جدا بشید؟
    اولا که خصیصه -شدیدا 9ماهه من گفتم بریم مشاور نیومد برگشت گفت چرا باید پول مفت بدیم -الان جهیزیه ای که مادرش باید بخره خودش داره قسطاشو میده -مثلا یبار گفتم پول داری گفت ن ولی چند روز پیش رفته بود ابروهاش رو برداشته بود 250تومن داده بود می گفت پولشو بابام دادره
    مادرش یادش داده بود کارت حقوق شوهرتو بگیر دست تو باشه -ومیگفت من اگر برم سرکار تو باید خرچ خونه و همه چیو بدی ومن پول خودمو خرج خودم میکنم-سوال 2 -دوست داره مثل پدرش باشم هرجور که توخونواده خودشون هست بامن هم همینجوری برخورد بشه-ایشون نخاست ما به این نتیجه رسیدیم که ایشون بدرد زندگی نمیخورن با دلایل متعدد

  5. کاربر روبرو از پست مفید stuxnet تشکرکرده است .

    خانم مهندس (سه شنبه 30 مهر 98)

  6. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 آبان 98 [ 11:47]
    تاریخ عضویت
    1395-7-04
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    5,512
    سطح
    47
    Points: 5,512, Level: 47
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 88.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    424

    تشکرشده 279 در 114 پست

    Rep Power
    32
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط stuxnet نمایش پست ها
    اولا که خصیصه -شدیدا 9ماهه من گفتم بریم مشاور نیومد برگشت گفت چرا باید پول مفت بدیم -الان جهیزیه ای که مادرش باید بخره خودش داره قسطاشو میده -مثلا یبار گفتم پول داری گفت ن ولی چند روز پیش رفته بود ابروهاش رو برداشته بود 250تومن داده بود می گفت پولشو بابام دادره
    مادرش یادش داده بود کارت حقوق شوهرتو بگیر دست تو باشه -ومیگفت من اگر برم سرکار تو باید خرچ خونه و همه چیو بدی ومن پول خودمو خرج خودم میکنم-سوال 2 -دوست داره مثل پدرش باشم هرجور که توخونواده خودشون هست بامن هم همینجوری برخورد بشه-ایشون نخاست ما به این نتیجه رسیدیم که ایشون بدرد زندگی نمیخورن با دلایل متعدد
    ۱- خب چه اشکالی داره شما پول مشاور رو پرداخت کنید؟ زندگی مشترک من و تویی نداره که. شما ازدواج کردید دوست دختر و دوست پسر نیستید که اینجوری حساب و کتاب میکنید! شما نباید بین هزینه های خودتون و خانومتون تمایز قایل باشید. منظورم این نیست که خارج از حد توانتون براشون هزینه کنید اما این دو دو تا چهار تا کردن ها و چرتکه انداختن ها در زندگی مشترک خطاست.
    ۲- چرا باید مادرش جهیزیه بخره؟؟؟؟ این باید از کجا اومده؟ پدر و مادرهایی که به دخترشون جهاز میدن، در حق داماد و دخترشون بسیار لطف میکنن. اما اگرم ندن، وظیفه ای ندارن. متقابلا خونواده شما هم وظیفه ای در قبال تامین مخارج جشن و زندگی شما ندارن، اگر کمک کنن لطفشون رو نشون میده! پس این توقع بی جایی هست که شما دارید. حتی اگر یه طرف کمک کنن نمیتونن توقع داشته باشن طرف مقابل هم باید کمک کنه! چون این یک موضوع سلیقه ای هست. یکی دوست داره به بچش کمک کنه یکی در توانش نیست یا نمیخواد. به علاوه، از نظر من اینکه خانمتون خودش داره قسط جهیزیه اش رو میده، از نظر من اتفاقا خیییلی حرکت قشنگیه. چون نشون میده ایشون مسئولیت زندگی خودشون رو پذیرفته اند و انتظار بیجا از دیگران حتی پدر و مادرشون ندارند. به علاوه، این وسایلی که ایشون داره قسط میده قراره کجا برن؟ خونه شما! قراره شما ازشون استفاده کنید و اسباب راحتی شما بشن. پس شما نباید ناراحت باشید که هیچ، باید کلی تشویقشون کنید و حتی کمکشون هم بکنید.
    ۳- اینکه ایشون چقدر پول هزینه چه کاری کردن، کاملا شخصیه. شاید دوست داره از یه خرجاییش بزنه یه جای دیگه بیشتر هزینه کنه. اینجوری نمیشه کسی رو قضاوت کرد. مثلا من خودم بارها برام پیش اومده به جای تاکسی گرفتن پیاده رفتم پولم رو یه جایی که برام مهمتر بوده هزینه کردم.
    ۴- آیا قبل عقد در مورد مسائل مالی توافق کرده بودید؟ بعید میدونم با این سرعتی که عقد کردید. اما خب شما هم یه طرف قضیه هستید و میتونید درخواست های نامعقول رو نپذیرید. مثلا در مثرد کارت حقوق، وقتی مطرح کرد بهش میگفتید «عزیزم هر موقع به پول احتیاج داشتی میتونی رو کمک من حساب کنی اما با این ایده که همه کارت ها دست تو باشه راحت نیستم»
    در مورد هزینه های زندگی هم، میتونید بهش بگید « اگر تو اینطور میخوای حرفی ندارم اما در اون صورت من مجبورم بیشتر کار کنم که بتونم هزینه زندگی مشترکمون رو بدم پس وقت آزاد کمتری دارم که با تو و فرزندمون در آینده بگذرونم. در نتیجه زحمت مسئولیت های داخل خونه و تربیت بچه ها گردن خودت میفته، و یه جاهایی شاید حتی لازم بشه از کارت بزنی. اما اگر هر دو در تامین هزینه های زندگی شرکت کنیم، از فشار کاری من کم تر میشه و من هم زمان کافی خواهم داشت که با تو و فرزندان آیندمون بگذرونم و در اون صورت قطعا پا به پای تو در مسئولیت های داخل خونه و تربیت بچه ها شرکت میکنم.»
    ۵- تا حالا با خانمتون گفتگوی منطقی در این مورد داشتید؟ شما میتونید درخواست های ایشون مبنی بر اینکه مثل پدرشون رفتار کنید رو نپذیرید و خیلی منطقی بهشون بفهمونید روش خودتون رو دارید.
    ۶- اینکه ایشون به مادرشون وابستگی دارند خب اصلا جالب نیست... اما این موضوع در ازدواج های سنتی به خصوص زمانی که دوران عقد طولانی میشه خیلی اتفاق میفته و در بعضی موارد بعد از عروسی حل میشه. این به مهارت شما بر میگرده که چقدر بتونید با خانمتون ارتباط عاطفی برقرار کنید و چقدر بتونید ایشون رو جذب خودتون کنید. به نظر من حتما پیگیر جلسات مشاوره تخصصی باشید و حتما یک مشاور خوب و باتجربه انتخاب کنید.
    امیدوارم خوشبخت باشید

  7. کاربر روبرو از پست مفید خانم مهندس تشکرکرده است .

    stuxnet (سه شنبه 30 مهر 98)

  8. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 آبان 98 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1398-7-30
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    61
    سطح
    1
    Points: 61, Level: 1
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 66.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    5
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    همه حرفاتونو دیدم وخوندم واستفاده کردم ولی ایشون مشاوره برو نیست 9ماهه خودمو به درو دیوار زدم -
    نرفت که نرفت
    -درخصوص اینکه هزینه مشاوره رو من بدم من میدم مشکلی نیست ولی تا الان حدود یه میلیون من هزینه کردم -میگه من اعتقادی ندارم مشاو.ره چون مشاوره اگر مشاوره بود خودش مشکل خودشو حل میکرد
    بعد اینکه ما مشاوره رفتیم اونا گفتن شما بدون مشاوره برید سرخونه زندگیتون مینویسم امضا میگنم طلاق میگیرید.
    حتی یک جلسه رفتیم پارسال مهر قزار شد بریم بازم اون نیومد به خاطر هزینه هاش ودر اخر برگه داد بهمون گفت تو حال High riskهستید

  9. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 آبان 98 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1398-7-30
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    61
    سطح
    1
    Points: 61, Level: 1
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 66.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    5
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    من الان تو وضعیت بدی قرار گرفتم باید چیکار کنم؟

  10. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 آبان 98 [ 11:47]
    تاریخ عضویت
    1395-7-04
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    5,512
    سطح
    47
    Points: 5,512, Level: 47
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 88.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    424

    تشکرشده 279 در 114 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سلام.
    ۱-اول از همه اینکه عروسی و زیر یک سقف رفتن را تا زمانی که رابطه بینتون به ثبات و آرامش برسه به تعویق بندازید.
    ۲- سعی کنید با صبوری و آرامش، خانمتون رو با خودتون همراه کنید. بهش این حس رو بدید که دوسش دارید و پشتش هستید و حمایتش میکنید. کاری کنید از نظر عاطفی به جای مادرش به شما پناه بیاره.
    ۳- من از ادبیات نوشته هاتون اینجور برداشت کردم خیلی بینتون من و تویی و رقابت هست. سعی کنید این ها رو حذفشون کنید. وقتی با خانمتون صحبت میکنید از ضمیر های «من» و «تو» استفاده نکنید به جاش از «ما» استفاده کنید. مثلا بگید «ما نیاز داریم برای آینده مون برنامه ریزی داشته باشیم و پس انداز کنیم» یا «به نظرم نیاز داریم برای حل تنش هامون بریم پیش یه مشاور خوب»
    ۴- سعی کنید متقاعدشون کنید به ادامه جلسات مشاوره. اگر ایشون مشاور قبلی رو قبول ندارند، مشاورتون رو عوض کنید و برید پیش کسی که ایشون قبولش داشته باشن.
    ۵- همه تلاشتون رو برای تحکیم ارتباط عاطفیتون بکنید و تا تنش هاتون برطرف نشده مطلقا زیر یک سقف نرید. چون اگر خدایی نکرده تنش ها رفع نشن یا شدت بگیرن، جدایی در دوران عقد آسیب و هزینه بسیار کمتری برای طرفین داره به نسبت بعد عروسی که خب ان شاالله کار به اونجا نخواهد کشید.

  11. کاربر روبرو از پست مفید خانم مهندس تشکرکرده است .

    سحر بهاری (چهارشنبه 01 آبان 98)

  12. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 11 آبان 98 [ 09:09]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    2,454
    سطح
    30
    Points: 2,454, Level: 30
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 99.1%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    108

    تشکرشده 256 در 130 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    چند سؤال میپرسم لطفا پاسخ بدید؛

    ۱. شما و همسرتون چند ساله هستید ؟
    ۲. تحصیلات شما و همسرتون چی هست؟
    ۳. در حال حاضر شغل شما و خانم چی هست؟ از نظر درآمد در چه سطحی هستید؟
    ۴. وضعیت مالی خانواده همسرتون نسبت بشما چطور هست؟

    تا انشالله توضیحات بیشتر رو خدمتتون عرض کنم.





  13. کاربر روبرو از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده است .

    stuxnet (چهارشنبه 01 آبان 98)

  14. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 آبان 98 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1398-7-30
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    61
    سطح
    1
    Points: 61, Level: 1
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 66.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    5
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها
    سلام
    چند سؤال میپرسم لطفا پاسخ بدید؛

    ۱. شما و همسرتون چند ساله هستید ؟
    ۲. تحصیلات شما و همسرتون چی هست؟
    ۳. در حال حاضر شغل شما و خانم چی هست؟ از نظر درآمد در چه سطحی هستید؟
    ۴. وضعیت مالی خانواده همسرتون نسبت بشما چطور هست؟

    تا انشالله توضیحات بیشتر رو خدمتتون عرض کنم.




    سلام وعرض ادب
    من 33ساله هستم
    همسرم 28
    شغل من مهندس کامپیوتر
    خانمم کارشناس بیمه
    وضعیتشون والا نسبتا بهتره -ما مستاجریم اونا دوتا خونه دارن ماشین دارن وویلا دارن شمال

  15. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 11 آبان 98 [ 09:09]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    2,454
    سطح
    30
    Points: 2,454, Level: 30
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 99.1%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    108

    تشکرشده 256 در 130 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم

    همانطور که اذعان دارین
    تناسب اقتصادی یا مالی در ازدواج بسیار مهم هست .
    افراد قبل از ازدواج باید حدود توقعات، میزان درآمد، توان مالی در جهت تأمین مسکن، ماشین و ... رو برای طرف مقابل روشن کنن و لازم هست که برای این امر مهم حتما تبادل نظر کنن و به نتیجه برسن.

    نقل قول نوشته اصلی توسط stuxnet نمایش پست ها
    وگفت من کسی و میشناسم تو فامیلامون که خیلی بسازه دختره خوبیه و یه خونه هم داره .
    نقل قول نوشته اصلی توسط stuxnet نمایش پست ها
    وضعیتشون والا نسبتا بهتره -ما مستاجریم اونا دوتا خونه دارن ماشین دارن وویلا دارن شمال .
    اینجا باید کمی مکث میکردین و شرایط رو میسنجیدین.

    آیا کسی که خانه دارد، درآمد دارد، خانواده اش تمکن مالی بالایی دارند مناسب ازدواج با من هست یا خیر؟
    آیا میتوانم خواسته ها و توقعات وی را مطابق با زندگی او در خانه ی پدری برآورده کنم ؟
    و ...

    پس اینجا بپذیرین که به نوبه ی خودتون عجله کردین و برخی زنگ خطرها رو یا نشنیدین یا جدی نگرفتین.

    نقل قول نوشته اصلی توسط stuxnet نمایش پست ها
    مادر من باعقد زود مدت مخالف بود ولی اونا همه نقشه ها وبرنامه ریزی ها رو کرده بودن از 6ماه اومدن 3 ماه از 3 ماه اومدن 1 ماه رسیدن به دوهفته وماعقد کردیم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط stuxnet نمایش پست ها
    همون اول زندگش همه چی زندگیشو به مادرش میگفت وچون مادرش تو خونشون همه کاره وتصمیم گیرنده بود.
    نقل قول نوشته اصلی توسط stuxnet نمایش پست ها
    میگفت فلانی اینو داره مثلا ماشین شاسی بلند داره ما نداریم ماکی میخریم >؟.
    نقل قول نوشته اصلی توسط stuxnet نمایش پست ها
    یکبار سر اینکه من ماشینو داده بودم به داداشم و خانمم توگوش من زد .
    در مشکلات شما دو مسئله مهم بچشم میاد؛

    ۱.
    انفعال شما در تصمیم گیری و کمرنگ بودن جرأت ورزی
    ۲.
    دخالت مادر همسرتون و تأثیرات ایشان بر روابط شما با خانمتون

    اول

    فرض کنین مقداری پول دارین و برای اون برنامه ریزی مهمی کردین. در همین زمان دوستی به شما مراجعه میکنه و درخواست همین مقدار پول رو برای قرض داره...

    پاسخ انفعالی:
    راستش چی بگم... باشه بحسابت واریز میکنم

    پاسخ همراه با پرخاش:
    نه ندارم، مگه من خودپردازم... هر چی میشه میان سراغ من

    پاسخ همراه با جرأت ورزی؛
    ببخشید خیلی دوست داشتم بهت کمک کنم اما متأسفانه خودم گره مالی دارم و قادر به کمک نیستم.

    در جرأت ورزی شما افکار و احساسات خودتون رو با حفظ احترام و آرامش بیان میکنین و در واقع از حقوق خودتون دفاع میکنین.جرأت ورزی حد وسط رفتار منفعلانه و پرخاشگری هست.
    مثلا شما زمان آشنایی ( برای مراسم ) تسلیم خواسته های طرف مقابل بودین و این خوب نیست. اینجا جرأت ورزی مهم بود یعنی رد جرأتمندانه خواسته ی نابجای خانواده همسر و درخواست گفتگو برای تعیین زمانی مشخصی که هر دو طرف رضایت کامل داشته باشن.
    افراد جرأتمند این شانس رو خواهند داشت که در زندگی و برخورد با دیگران آسیب های کمتری ببین و با توجه به شرایط حاضر تصمیم های خوب بگیرن.
    ( درباره جرأت ورزی دعوت میکنم مقالات رو مطالعه بفرمایین )

    دوم

    اما درباره مادر همسرتون چند توصیه دارم؛

    *
    سعی کنید رابطه شما با ایشان (مادر زن ) حسنه و بر پایه احترام و مهر باشه تا محبت ایشان رو جلب کنین.
    *
    با همسرتون مهربان و صمیمی باشین و زمان هایی رو برای گفتگو اختصاص بدین و شنونده خوبی برای حرف هاش باشین. در اینصورت اعتماد شکل میگیره و حرفها کم تر و کم تر به بیرون از رابطه ی شما رخنه خواهد کرد. پس لازم هست فضای نقد و انتقاد رو بوجود بیارین و با صبوری و آرامش به سؤالات همسرتون پاسخ های منطقی بدین.
    * سعی کنین همسرتون به استقلال و توانی هایی خودش در حل مشکلات زندگی مستقلش پی ببره و
    در مسیر اعتماد بنفس و استقلال فکری همراهیش کنید.

    _____________

    درباره مسائل مالی هم در فضای صمیمی با همسرتون صحبت کنین و به او اطمینان بدید تلاش میکنین که زندگی خوبی بسازین، اما
    نه بیشتر از توانتون بلکه در حد توان، شغل و درآمدی که دارین.

    نقل قول نوشته اصلی توسط stuxnet نمایش پست ها
    میگه من اعتقادی ندارم مشاو.ره چون مشاوره اگر مشاوره بود خودش مشکل خودشو حل میکرد.
    به ایشان بگین که نیاز هست برای داشتن یکسری مهارت ها و اطلاعات به مشاوره مراجعه کنیم تا زندگی موفق تری رو تجربه کنیم. پزشکی که به رفع بیماری و سلامت افراد کمک میکنه و برای بیمار دارو مینوسه.. ممکن هست خودش هم روزی بیمار بشه. شما که کارشناس بیمه هستی ممکن هست در برهه ای از زندگی نیازمند نظر یک کارشناس دیگر و همکارت باشی... پس مراجعه ما به مشاوره هرگز غلط و اتلاف وقت نیست. لطفا با من همراه باش









 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1398 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2019 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 11:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3 می باشد.