به انجمن خوش آمدید
صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 47
  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 13:37]
    تاریخ عضویت
    1398-7-08
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    375
    سطح
    7
    Points: 375, Level: 7
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 23 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    تعداد خاستگارهام صفر شده

    سلام به همه
    من قبلا اینجا یه اسم کاربری دیگه داشتم. رمزش یادم رفت و پیام به پشتیبانی دادم ولی خبری نشد، منم کاربری جدید زدم.
    اینا رو گفتم که بگم قبلاً اینجا از راهنمایی‌های دوستان خیلی استفاده کردم.
    حالا اومدم با یه مشکل جدید.
    شاید طولانی بشه ولی یه جوری مینویسم که خوانایی داشته باشه.

    من 29 سالمه و تعداد خواستگارهام کاملاً به سمت صفر میل کرده.
    اون موقعی که دنبال ازدواج نبودم خاستگار داشتم ولی الان که همه جوره آمادگی ازدواج دارم، مطلقاً خبری نیست.
    راستش من حتی با هیچ پسری برخورد هم ندارم دیگه.
    شغلم کاملاً مرتبط با بانوان هست.

    من با شرایطم کنار اومدم و مجرد بودن رو پذیرفتم، البته به زور خودمو راضی کردم چون از هر چیزِ ازدواج بگذرم، اصلا نمیتونم از نیاز جنسیش چشم پوشی کنم (ببخشید که انقدر واضح گفتم)

    حالا اینا هم به کنار.

    اطرافیانم حالمو خراب میکنن.
    خستم کردن.

    من اعتقاد دارم همه چیز در زمان خودش توسط خدا اتفاق میفته و من باید در لحظه حال زندگیمو ادامه بدم.
    ولی اونا مدام بهم استرس وارد میکنن با حرفاشون.
    انگار خاستگارا پشت در صف کشیدن و من میگم نه، یا توقع دارم پسر پادشاه اسپانیا بیاد خاستگاریم، وقتی هیچ موجودی به اسم خاستگار وجود نداره، واقعا تکلیف من چیه؟

    تو خونمون به شدت احساس اضافی بودن میکنم، هرچیزی که میخورم یا از هر امکاناتی استفاده میکنم، حس بدی دارم، با کاراشون این حس بد رو بهم منتقل کردن.

    یه حس بی‌قراری و دلتنگی عجیبی ته دلم دارم، همش دوست دارم برم بیرون و روز و شبمو بگذرونم.
    کارم پاره وقت هست، مثلا قراره ساعت 4 شروع بشه و مسیرش 15 دقیقه هست، من از ساعت 2/5 دیگه شروع میکنم آماده شدن، ساعت 3 میرم بیرون و فقط تو خیابونا میچرخم که زمان بگذره.
    این تاپیکو نزدم که بپرسم چیکار کنم که خاستگار دار بشم! یا چیکار کنم که ازدواج کنم!
    در واقع از بدبختی و بی‌پناهی و .... اومدم یکم حرف بزنم.
    شاید باورتون نشه من از لحاظ عاطفی و احساسی و مالی کاملاااااا پشتم خالی خالییی هست، من واقعا نمیدونم چه جوری انقدر طاقت میارم و دارم زندگی میکنم و زندگیمو دوست دارم.
    به شدت استعداد دارم که به راه بد کشیده بشم و فقط و فقط به خاطر علاقه‌ای که به بابام دارم و حفظ آبروش برام خیلی مهمه، این استعداد رو تو نطفه، خفه میکنم ولی تو ذهنم خیلی کلنجار دارم.

  2. 4 کاربر از پست مفید دختر شاد 69 تشکرکرده اند .

    m.varna (سه شنبه 09 مهر 98), نیکیا (دوشنبه 08 مهر 98), اثر راشومون (پنجشنبه 18 مهر 98), رنگین (دوشنبه 08 مهر 98)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 98 [ 13:31]
    تاریخ عضویت
    1395-7-04
    نوشته ها
    129
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 96.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    385

    تشکرشده 220 در 95 پست

    Rep Power
    27
    Array
    سلام عزیزم. چرا اینقدر پریشون؟؟؟ تازه ۲۹ سالته! هنوز کلییی فرصت هست! درسته ۲۹ سالگی با ۲۴ سالگی فرق داره ولی نه اونقدر که بخوای ناامید بشی از همه چی! بیشتر دختر خانومایی که من میشناسم حوالی ۳۰ سالگی و یا بعد از ۳۰ سالگی ازدواج کردن و اتفاقا خبر خوب اینه که ازدواج توی این بازه سنی معمولا پایدارتره چون بلوغ عقلی و شخصیتی و اجتماعی در زمان انتخاب کامل بوده.
    خب پس مساله سن حل شد! میمونه خواست خود آدم. یه سریا کلا آدم ازدواج نیستن و خودشونم میدونن و کلا نمیخوان ازدواج کنن که اونا بحثشون جداست. اما شما که میخوای ازدواج کنی، تا حالا چه کاری برای آماده شدن واسه ازدواج انجام دادی؟ چه قدم مثبتی برداشتی؟ بالاخره هرکس هر هدفی داره یه کاری برای رسیدن به هدفش انجام میده! یکی میخواد خوشتیپ بشه میره باشگاه، تو تغذیه دقت میکنه، مداومت به خرج میده توی تمرینا و رژیماش، یه سری هزینه ها میکنه و تجهیزات مناسب میخره و هزار کار دیگه، یکی میخواد یه شغل خاصی داشته باشه، سالها براش درس میخونه یا آموزش میبینه، وقت میذاره، تلاش میکنه، مشاوره میگیره از کاردان های اون شغل و کلی کار دیگه. ازدواج که اهمیتش از اینا کمتر که نیست، شاید بیشترم باشه! شما برای داشتن یه ازدواج درست و معقول چیکار کردی؟
    الان دیگه مثل قدیما نیست دخترا تو سن کم کاملا منفعلانه بشینن خونه چشمشون به در باشه که خواستگار بیاد! تازه اگر بخت باهاشون یار بود با یه آدم نرمال ازدواج میکردن و بدبخت نمیشدن... الان دخترا فرصت دارن کاملا بالغ و پخته بشن و با خواست و اراده خودشون شرایط یه ازدواج درست رو برای خودشون فراهم کنن.
    در مورد خونوادتم من بهشون حق میدم هر چند شاید نحوه ابرازشون درست نباشه. اونا احتمالا بیشتر از انفعالتون در مورد آینده ناراحتن و اگر یه حرکتی و جنب و جوشی از شما ببینن رفتارشون تغییر میکنه.
    عزیزم شما که وقت آزاد داری چرا وقتتو صرف یه هدف ارزشمند نمیکنی؟ همه آدما با بی هدفی و وقت تلف کردن حالشون بد میشه! این کاملا طبیعیه. برای خودت هدف بذار و کار بتراش. از نشستن و غصه خوردن و وقت تلف کردن خیلی لذت بخش تره!
    اینم بدون که همه آدما تو زندگیاشون چالشای سخت و مشکلات نفس گیر دارن ، همه آدما هم کلی موهبت و نعمت دارن تو زندگی اما فقط مشکلاتو میبینن و چشماشون رو روی موهبت ها میبندن. سعی کن روزی یه ربع هم که شده به چیزای خوبی که تو زندگیت داری فکر کنی و شاکر باشی به خاطرشون، اینجوری هم کلی انرژی مثبت میگیری هم روز به روز نعمتای بیشتری به زندگیت جاری میشه

  4. 5 کاربر از پست مفید خانم مهندس تشکرکرده اند .

    Eram (سه شنبه 09 مهر 98), اثر راشومون (پنجشنبه 18 مهر 98), دختر شاد 69 (چهارشنبه 10 مهر 98), رنگین (سه شنبه 09 مهر 98), سحر بهاری (چهارشنبه 10 مهر 98)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 13:37]
    تاریخ عضویت
    1398-7-08
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    375
    سطح
    7
    Points: 375, Level: 7
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 23 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون خانوم مهندس...
    آره میدونم 29 سالگی دیر نیست، اتفاقاً خودم برای اطرافیانم، همیشه چند نفرو مثال دارم که بزنم که تو سن 30 و بالاتر ازدواج کردن و الان زندگی خوبی دارن و ....
    منظورم اینه من با این قضیه اوکی هستم، این بقیه هستن که اذیتم میکنن، انگار مسابقه هست و من باختم!

    والا کارایی که من کردم تو این سال‌ها اولش این بود که خودمو به ثبات شخصیتی رسوندم، یه علت ازدواج نکردنم تو سن پایین‌تر همین بود که هنوز خودم نمیدونستم چی میخوام و چی به چیه.
    در مورد روابط و ازدواج و .... مطالعه کردم.
    معیارهای خودمو مشخص کردم.
    خلاصه سعی کردم از لحاظ شخصیتی رشد و پیشرفت داشته باشم، بعضی وقتا جا زدم ولی الان خیلی خیلی از خودم راضی هستم.

    هدف هم دارم و خیلی دنبالش هستم و براش تلاش میکنم ولی بازم کلی وقت اضافه میارم تو روز و بیشترین چیزی که کلافم کرده این ساعت‌های اضافی هست، میگم حداقل اگه ازدواج کرده بودم، چهار تا کار خونه بر عهدم بود و با انجام دادنش از بیکاری در میومدم و احساس بهتری داشتم.

    راستش من اصلاااا به خانوادم حق نمیدم که یه آدمی رو به دنیا بیارن و در نهایت سر مجرد بودنش همچین برخوردهایی داشته باشن.

  6. کاربر روبرو از پست مفید دختر شاد 69 تشکرکرده است .

    نیکیا (سه شنبه 09 مهر 98)

  7. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 13:18]
    تاریخ عضویت
    1393-2-30
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    6,120
    سطح
    50
    Points: 6,120, Level: 50
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 48.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 291 در 101 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سلام دختر شاد. امیدوارم حالت بهتر شده باشد.
    به شدت استعداد دارم که به راه بد کشیده بشم و فقط و فقط به خاطر علاقه‌ای که به بابام دارم و حفظ آبروش برام خیلی مهمه، این استعداد رو تو نطفه، خفه میکنم ولی تو ذهنم خیلی کلنجار دارم

    اینکه منظور شما از راه بد چیست را نمی دام اما چرا بهش علاقه داری و فکر می کنی که منفعتی برایت دارد ؟
    ببین دوست داشتن والدین بسیار خوب و نشان انسانیت است. اما اینکه به خاطر پدرت از راه بد دوری کنی محل اشکال است.

  8. کاربر روبرو از پست مفید پرنیان یاسی تشکرکرده است .

    دختر شاد 69 (چهارشنبه 10 مهر 98)

  9. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 13:37]
    تاریخ عضویت
    1398-7-08
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    375
    سطح
    7
    Points: 375, Level: 7
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 23 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست عزیز
    راه بد از نظر من یعنی: سیگار، مشروب، دوستی با پسرای بد (با عرض معذرت منظورم لاشی هست)
    کلا هر کاری که خلاف عرف اجتماعی هست و زیاد مناسب یه دختر نباشه از نظر عموم جامعه.
    البته اینو مطمئنم وقتی تا الان به این سمت کشیده نشدم از این به بعدش هم نمیرم.
    واقعا دنبال زندگی هستم.
    بعضی وقتها که تحت فشار روانی شدید قرار میگیرم خیلی تمایل به کارای منفی دارم.

  10. کاربر روبرو از پست مفید دختر شاد 69 تشکرکرده است .

    نیکیا (سه شنبه 09 مهر 98)

  11. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 13 مهر 98 [ 20:21]
    تاریخ عضویت
    1397-2-08
    نوشته ها
    133
    امتیاز
    2,441
    سطح
    29
    Points: 2,441, Level: 29
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 48.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 125 در 75 پست

    Rep Power
    21
    Array
    من پسرم 30 سالمه شاغلم اما دیگه حتی به ازدواج فکر نمی کنم
    میدونی چرا؟
    پس از قبل بگم که اتفاقا پسر سالمی هستم و فکر ازدواج بودم از دانشجویی تا همین پارسال...
    ازدواج قسمت اصلیش تو این کشور تمکن مالی می خواد
    اگه دیدی خواستگاری اومد سراغت تمکن مالی درست حسابی نداشت
    اصلا فکرش از سرت بیرون کن چون با ازدواج مشکلاتت چند برابر میشه...
    الان من حداقل دلخوشیم این هست شاغلم دستم تو جیب خودمه
    دختری رو بدبخت نمی کنم و بچه ایی به این دنیا اضافه نمی کنم... این ها رو گفتم تا از طرف یه پسر 30 ساله بگم یه علت نداشتن خواستگارت شرایط بد جامعه امروز ماست

    اما پیشنهاد من این هست:
    1- حتما باشگاه یا ورزش بری
    2- نیاز جنسی رو نگاهت بهش روشن تر کنی
    3- سعی کنی به این فکر کنی اگه خواستگاری بیاد و جواب مثبت بدی ایا وضعیتت بدتر از الان میشه یا نه؟

    4- نیاز جنسی طبیعی هست خب تو مقصر نیستی و نشونه سلامتی جسمی و روحیت هست

  12. 2 کاربر از پست مفید Telegramid_TrueMotion تشکرکرده اند .

    اثر راشومون (پنجشنبه 18 مهر 98), دختر شاد 69 (چهارشنبه 10 مهر 98)

  13. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 11:09]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    1,966
    سطح
    26
    Points: 1,966, Level: 26
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 99.1%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    83

    تشکرشده 195 در 103 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    ازدواج یک مرحله ی مهم در مسیر زندگی هر فردی هست اما تمرکز بیش از حد روی این مسئله یا فرار از اون و تحمیلش به دلیل شرایط و نظرات افراد مختلف هر سه به یک میزان ضربه زننده هست.
    با توجه به توضیحاتتون و مسائلی که بیان کردید بهتر هست بصورت خصوصی با مشاور محترم در ارتباط باشید تا بعد از بررسی کامل راهنمایی های لازم رو داشته باشن. شرایط عضویت در
    انجمن آزاد رو مطالعه بفرمایید.



  14. کاربر روبرو از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده است .

    دختر شاد 69 (چهارشنبه 10 مهر 98)

  15. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 13:37]
    تاریخ عضویت
    1398-7-08
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    375
    سطح
    7
    Points: 375, Level: 7
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 23 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اقای Telegramid
    ممنون از جواب.
    ولی من خیلی از پسرهای 30 و بالاتر اطرافمو میبینم که ازدواج میکنن و یکی از ناراحتی‌هام هم همینه چرا باید همیشه همه چی قسمت بقیه بشه ولی یکی از این 30 ساله‌ها مال من نباید باشه.

    منظورتون از تمکن مالی نمیدونم دقیقاً چی هست.
    من زیاد دنبال بُعد مالی قضیه نیستم، چون به نظرم میتونم خرج خودمو در بیارم.
    اصلا انتظار ندارم اول زندگی خونه داشته باشه ولی بدون ماشین هم نمیتونم زندگی کنم.
    اصلا تو تصورم هم نمیگنجه که تو این سن برم و از صفر با کسی شروع کنم.
    من هر جور بالا و پایین میکنم میبینم من واقعا توقع خیلی خاصی از ازدواج ندارم، فقط و فقط دنبال همراه هستم برای ادامه مسیر.
    اصلا هم دنبال بچه دار شدن و این چیزا نیستم.

    ورزش ده ساله جزو برنامه‌های زندگیمه.
    در مورد پیشنهاد سوم هم دقیقا مشکل منم همینه که من میگم تا الان مجرد موندم خیلی خوشحال‌تر هستم. ا‌گه با گزینه‌های قبلی ازدواج میکردم مطمئنم بدبخت میشدم، من نمیخوام فقط یه ازدواجی کرده باشم و یه سندی رو امضاء زده باشم.
    ولی متاسفانه ساعت‌های زیادی از عمرمو هدر دادم که به دیگران این موضوع رو بفهمونم ولی نمیفهمن، دوباره سرکوفت‌ها شروع میشه.

    __________________________________
    خانوم سحر بهاری ممنون
    راستش اصلا دوست ندارم حرف‌های مشاوره‌ای بشنوم، گوشم از خیلی چیزا و حرفا پُر هست، راستش اصلا حوصلم دیگه نمیکشه.
    فکر کنم همون بشینم به درگاه خدا فقط دعا کن که سرنوشتمو زودتر معلوم کنه خیلی بهتر باشه.
    کاش یه راه حلی وجود داشت که میفهمیدم قراره یه روزی جزو متأهلین بشم یا نه، اونوقت باری از دوشم برداشته میشد.

    - - - Updated - - -

    اقای Telegramid
    ممنون از جواب.
    ولی من خیلی از پسرهای 30 و بالاتر اطرافمو میبینم که ازدواج میکنن و یکی از ناراحتی‌هام هم همینه چرا باید همیشه همه چی قسمت بقیه بشه ولی یکی از این 30 ساله‌ها مال من نباید باشه.

    منظورتون از تمکن مالی نمیدونم دقیقاً چی هست.
    من زیاد دنبال بُعد مالی قضیه نیستم، چون به نظرم میتونم خرج خودمو در بیارم.
    اصلا انتظار ندارم اول زندگی خونه داشته باشه ولی بدون ماشین هم نمیتونم زندگی کنم.
    اصلا تو تصورم هم نمیگنجه که تو این سن برم و از صفر با کسی شروع کنم.
    من هر جور بالا و پایین میکنم میبینم من واقعا توقع خیلی خاصی از ازدواج ندارم، فقط و فقط دنبال همراه هستم برای ادامه مسیر.
    اصلا هم دنبال بچه دار شدن و این چیزا نیستم.

    ورزش ده ساله جزو برنامه‌های زندگیمه.
    در مورد پیشنهاد سوم هم دقیقا مشکل منم همینه که من میگم تا الان مجرد موندم خیلی خوشحال‌تر هستم. ا‌گه با گزینه‌های قبلی ازدواج میکردم مطمئنم بدبخت میشدم، من نمیخوام فقط یه ازدواجی کرده باشم و یه سندی رو امضاء زده باشم.
    ولی متاسفانه ساعت‌های زیادی از عمرمو هدر دادم که به دیگران این موضوع رو بفهمونم ولی نمیفهمن، دوباره سرکوفت‌ها شروع میشه.

    __________________________________
    خانوم سحر بهاری ممنون
    راستش اصلا دوست ندارم حرف‌های مشاوره‌ای بشنوم، گوشم از خیلی چیزا و حرفا پُر هست، راستش اصلا حوصلم دیگه نمیکشه.
    فکر کنم همون بشینم به درگاه خدا فقط دعا کن که سرنوشتمو زودتر معلوم کنه خیلی بهتر باشه.
    کاش یه راه حلی وجود داشت که میفهمیدم قراره یه روزی جزو متأهلین بشم یا نه، اونوقت باری از دوشم برداشته میشد.

  16. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 13:37]
    تاریخ عضویت
    1398-7-08
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    375
    سطح
    7
    Points: 375, Level: 7
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 23 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اقای Telegramid
    ممنون از جواب.
    ولی من خیلی از پسرهای 30 و بالاتر اطرافمو میبینم که ازدواج میکنن و یکی از ناراحتی‌هام هم همینه چرا باید همیشه همه چی قسمت بقیه بشه ولی یکی از این 30 ساله‌ها مال من نباید باشه.

    منظورتون از تمکن مالی نمیدونم دقیقاً چی هست.
    من زیاد دنبال بُعد مالی قضیه نیستم، چون به نظرم میتونم خرج خودمو در بیارم.
    اصلا انتظار ندارم اول زندگی خونه داشته باشه ولی بدون ماشین هم نمیتونم زندگی کنم.
    اصلا تو تصورم هم نمیگنجه که تو این سن برم و از صفر با کسی شروع کنم.
    من هر جور بالا و پایین میکنم میبینم من واقعا توقع خیلی خاصی از ازدواج ندارم، فقط و فقط دنبال همراه هستم برای ادامه مسیر.
    اصلا هم دنبال بچه دار شدن و این چیزا نیستم.

    ورزش ده ساله جزو برنامه‌های زندگیمه.
    در مورد پیشنهاد سوم هم دقیقا مشکل منم همینه که من میگم تا الان مجرد موندم خیلی خوشحال‌تر هستم. ا‌گه با گزینه‌های قبلی ازدواج میکردم مطمئنم بدبخت میشدم، من نمیخوام فقط یه ازدواجی کرده باشم و یه سندی رو امضاء زده باشم.
    ولی متاسفانه ساعت‌های زیادی از عمرمو هدر دادم که به دیگران این موضوع رو بفهمونم ولی نمیفهمن، دوباره سرکوفت‌ها شروع میشه.

    __________________________________
    خانوم سحر بهاری ممنون
    راستش اصلا دوست ندارم حرف‌های مشاوره‌ای بشنوم، گوشم از خیلی چیزا و حرفا پُر هست، راستش اصلا حوصلم دیگه نمیکشه.
    فکر کنم همون بشینم به درگاه خدا فقط دعا کن که سرنوشتمو زودتر معلوم کنه خیلی بهتر باشه.
    کاش یه راه حلی وجود داشت که میفهمیدم قراره یه روزی جزو متأهلین بشم یا نه، اونوقت باری از دوشم برداشته میشد.

  17. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 11:09]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    1,966
    سطح
    26
    Points: 1,966, Level: 26
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 99.1%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    83

    تشکرشده 195 در 103 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر شاد 69 نمایش پست ها
    اقای Telegramid

    خانوم سحر بهاری ممنون
    راستش اصلا دوست ندارم حرف‌های مشاوره‌ای بشنوم، گوشم از خیلی چیزا و حرفا پُر هست، راستش اصلا حوصلم دیگه نمیکشه.
    فکر کنم همون بشینم به درگاه خدا فقط دعا کن که سرنوشتمو زودتر معلوم کنه خیلی بهتر باشه.
    کاش یه راه حلی وجود داشت که میفهمیدم قراره یه روزی جزو متأهلین بشم یا نه، اونوقت باری از دوشم برداشته میشد.
    خواهش میکنم
    برخی مسائلی که بیان کردید سوای ازدواج باید بررسی و برطرف بشن و آگاهی های شما بیش از پیش افزایش پیدا کنن.
    دعا کردن بسیار خوبه، ولی
    کافی نیست .
    درباره مشورت بخاطر داشته باشین که در همین لحظات هم مشغول گرفتن مشورت هستید با این تفاوت که در مشاوره خصوصی لازم هست برای برخی مسائل مهم دقیق و آگاهانه راهنمایی بشین، چون ازدواج بهیچ عنوان پایانی یا آغازی بر مشکلات و مسائل نیست و باید با آمادگی های مختلف و آرامش ذهنی وارد این مرحله ی مهم بشین.
    تصمیم با شماست




  18. 2 کاربر از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده اند .

    خانم مهندس (چهارشنبه 10 مهر 98), دختر شاد 69 (جمعه 12 مهر 98)


 
صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1398 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2019 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 14:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3 می باشد.