به انجمن خوش آمدید
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13
  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 04 مرداد 98 [ 03:40]
    تاریخ عضویت
    1394-2-27
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    4,091
    سطح
    40
    Points: 4,091, Level: 40
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 59
    Overall activity: 76.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 48 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array

    افسوس خوردن برای گذشته ونرسیدن به اهداف

    سلام خدمت دوستان.خیلی خستم.قبلا فقط مشکلاتم با

    همسرم مهم بود الان که خیلی خوبیم وراحت میتونم

    خودم رو کنترل کنم احساس میکنم همه چیز برام

    عادی شده.
    الان فقط افسوس گذشته رو میخورم من باهوش و

    نه اینکه خودم بگم همه میگن سالهایی که باید میجنبیدم

    و به جایی میرسیدم تو فکر ازدواج رسیدن به عشقم

    بودم.دوران عقدم یعنی از 23 سالگیم کلا هدر رفت

    فقط با دعوا وتنهایی وگریه کردن گذشت حتی جوری

    که نفهمیدم چه جور گذشت.من ففط یه فوق دیپلم

    گرفتم ودیگه هیچی هیچکار مفیدی انجام ندادم جوانیم

    هدر رفت الان که 33 ساله شدم غصم بیشتر شده.

    منی که با یه دور کتاب خوندن نمره هام 20 میشد

    هیچکاری نکردم.احساس پوچی میکنم.

    الان فقط کتاب میخونم ولی این چیزی نبود که من تو

    رویاهام میدیدم.

    من این منه افسرده خونه نشین و که از اجتماع گریزان

    شده رو هیجای خیالم نمیگنجید.شوهرم با درس خوندن

    مخالف بود اوایل فکر میکرم رسیدن بهش کافیه ولی

    الان افسردم.خیلی دیر شده.من همیشه خودمو تو

    اجتماع میدیدم.چه قد دوست داشتم پرستار یا معلم

    بشم ولی دیر جنبیدم هیچکس نبود بهم بگه ازدواج همه

    چیز نیست فکر میکنم تقصیر جامعمون باشه.که نهایت

    ارزوی خیلی ما به ازدواج ختم میشه.

    حس میکنم همه چی دیر شده.من حتی تو 33 سالگی

    بچه هم ندارم.خیلی احساس پوچی میکنم.چیکار کنم

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    امروز [ 17:54]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    733
    امتیاز
    10,934
    سطح
    69
    Points: 10,934, Level: 69
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 316
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    142

    تشکرشده 803 در 415 پست

    Rep Power
    118
    Array
    سلام دوست عزیزم
    مثل اینکه از بیرون خبر نداری که الان کسب کار مهم تر از حتی مدرک تحصیلی شده
    برای کسب کار هیچ وقت دیر نیست
    هر چقدر عمر رفته عوضش تجربه زیاد شده
    تبریک میگم که با همسرت تونستید آرامش داشته باشید
    افرین
    همین یه نقطه مثبت در تجربیات شماست

    از گذشته پند بگیرید
    از حال لذت ببرید
    آینده رو بسازید


  3. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 98 [ 23:30]
    تاریخ عضویت
    1396-6-04
    نوشته ها
    200
    امتیاز
    4,103
    سطح
    40
    Points: 4,103, Level: 40
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger Second Class
    تشکرها
    244

    تشکرشده 257 در 138 پست

    Rep Power
    34
    Array
    شاید باورت نشه که جذابیتِ انجام دادن یه سری کارها تو سنین بالا خیلی بیشتره.
    امتحان کن، ضرر نداره.

  4. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 04 مرداد 98 [ 03:40]
    تاریخ عضویت
    1394-2-27
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    4,091
    سطح
    40
    Points: 4,091, Level: 40
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 59
    Overall activity: 76.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 48 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    منون از دوستان خوبم.بله میدونم کسب وکار مهمتر از تحصیلات اما من منظورم اینکه کار مثبتی انجام ندادم حتی تحصیلات.

    بله لذت خیلی کارا تو سن بالاتر بیشتر اما من حتی

    لباس پوشیدنم دست خودم نیست.چه قد لباس

    دارم که دوست دارم بپوشمش ولی شوهرم مخالفه

    منظورم اینه که تا این سن هیچکاری که باب میلم

    باشه انجام ندادم.یه زمانی عاشق این بودم رانندگی

    یاد بگیرم شوهر نذاشت برم اموزشگاه الان که دیگه

    عادی شده برام موافقه.حتی درس خوندم دیگه

    الان بخوام درس بخونم به چه امیدی به جز یه

    هزینه اضافه میشه بدون اینکه ثمری داشته باشه

    اگه 24 سالم بوداینده د داشتم بعد درس کار گیرم بیاد

    الان چی.خلاصه من هیچکاری رو تو موقعی که

    دوست داشتم انجام ندادم به خاطر دیگران.

    الان حتی واسه لباس پوشیدن غصه میخورم که

    تا جوان هستم اون چیزایی که دوست دارم رو

    نمیپوشم.خیلی سخته زندگی بدون رسیدن به

    اهداف وانجام دادن کارایی که دوست داری

    تو یه فیلم دیدم که میگفت هر چی سن بگذره

    ادم حسرت کارایی که انجام نداد رو بیشتر میخوره

    تا کارایی رو که انجام داده.الان کاملا منظورشون رو

    درک میکنم

  5. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 98 [ 23:30]
    تاریخ عضویت
    1396-6-04
    نوشته ها
    200
    امتیاز
    4,103
    سطح
    40
    Points: 4,103, Level: 40
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger Second Class
    تشکرها
    244

    تشکرشده 257 در 138 پست

    Rep Power
    34
    Array
    اصلا فکر نکن که کار مفید یعنی فقط یا تحصیلات داشتن یا شغل داشتن.
    منم تا چند وقت پیش همین فکرو داشتم.
    مفید بودن و کار مفید انجام دادن رو میشه جور دیگه ای هم انجام داد...
    همون رانندگی رو حتما برو.
    نمیدونم اهل ورزش و باشگاه هستی یا نه، ولی برو رشته های مختلف رو امتحان کن و یکیشون رو یاد بگیر و پیشرفت کن، هم واسه سلامتیت خوبه، هم یه چیزی یاد میگیری، هم تو محیط باشگاه بودن حال آدمو بهتر میکنه.
    میتونی بری کلاس موسیقی، خیاطی یا هر چی که دوست داری، البته در صورتی که هزینشو داشته باشی.
    اگه یه چیزی یاد بگیری، کم کم حس و حالت نسبت به خودت عوض میشه.

    باید فکر سن و سال رو از سرت بندازی.
    عدد سن به هیچ دردی نمیخوره به جز موقع ازدواج که الان ملت با اختلاف سن معکوس هم حتی خوشبختن.

    برو چیزا و کارایی که دلت میخواد رو بنویس اول، یکم ذهنت آزاد میشه.

    با عزا گرفتن و غصه خوردن نسبت به گذشته، هیچی درست نمیشه، همه چی بدتر میشه.
    گذشته و آه و افسوس به هیچ دردی نمیخوره جز خودآزاری و درجا زدن.

    من اینا رو همه رو از دوستان همدردی یاد گرفتم و رفته رفته وضعیتم بهتر میشه.
    نباید یهو از خودت انتظار پیشرفت یهویی داشته باشی، خیلی آروم آروم ولی سعی کن هر روز یه حرکت مفید در راستای مفید شدن انجام بدی.

    ناراحت نباش، همه چیز میشه اونجوری که میخوای.
    منم به خاطر مامانم نمیتونم لباسای مورد علاقمو بپوشم، سعی میکنم حد وسط رو رعایت کنم که هر دومون راضی باشیم.

    از همین الان شروع کن و برو بنویس.

  6. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 25 مرداد 98 [ 17:52]
    تاریخ عضویت
    1397-10-27
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    828
    سطح
    15
    Points: 828, Level: 15
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 63 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام. من با این تفکر شما که اینقدر به فکر درس و دانشگاه هستید و یک نشانه پیشرفت میدونید، مخالفم. منی که خودم فوق لیسانس دارم و همه اطرافیانم فوق لیسانس یا دکتری هستند، این حرف شما اصلا قبول ندارم. تحصیلات خوب هست اما همه چیز نیست. تحصیلات صرفا یکی از راه های موفقیت هست تازه اگر خوب و درست انجام بشه که این هیچ ربطی به نمره 20 هم نداره!!

    بجای تحصیلات به دنبال کسب دانش باشید. اگر هدفتون کسب درامد هست، دانش های کاربردی یادبگیرید که از جنس مهارت هست (هر چیز تئوری صرف رو بزارید کنار). اگر هدف رشد شخصیتی و فردی هست دانش عمومی خودتون در حوزه های ادبیات، روانشناسی، تاریخ و ... گسترش بدید. شاید جتی هر دو رو باهم بخواین گسترش بدید!!

    اگه الان شوهرتون بیشتر اجازه میده که بیرون برید و روابط ازادانه تری داشته باشید، پیشنهاد میکنم عضو باشگاه های مختلفی بشید ( مثلا باشگاه یا گروهی که هدفشون کمک به نیازمندان هست و یا به بحث های دینی میپردازند یا ...) اینطوری روابط اجتماعی تون هم بالا میره و هم حس میکنید که دارید کار مفیدی میکنید

    مفید بودن اصلا چیز عجیبی نیست، همینکه شوهرتون و اقوام تون از بودن با شما لذت ببرند خودش مفید بودن هست. در سطح وسیع تر با عضویت در گروه های خیریه، کسب مهارت های فنی و سپس آموزش آن و ... میتونید مفید باشید.

    اینکه میگید دیر شده از نظر من بیشتر شبیه یک بهانه هست تا دلیل موجه . پس از الان برنامه بریز و شروع کن. ...

  7. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 04 مرداد 98 [ 03:40]
    تاریخ عضویت
    1394-2-27
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    4,091
    سطح
    40
    Points: 4,091, Level: 40
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 59
    Overall activity: 76.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 48 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    [QUOTE=Hamid22;452698]سلام. من با این تفکر شما که اینقدر به فکر درس و دانشگاه هستید و یک نشانه پیشرفت میدونید، مخالفم. منی که خودم فوق لیسانس دارم و همه اطرافیانم فوق لیسانس یا دکتری هستند، این حرف شما اصلا قبول ندارم. تحصیلات خوب هست اما همه چیز نیست. تحصیلات صرفا یکی از راه های موفقیت هست تازه اگر خوب و درست انجام بشه که این هیچ ربطی به نمره 20 هم نداره!!

    بجای تحصیلات به دنبال کسب دانش باشید. اگر هدفتون کسب درامد هست، دانش های کاربردی یادبگیرید که از جنس مهارت هست (هر چیز تئوری صرف رو بزارید کنار). اگر هدف رشد شخصیتی و فردی هست دانش عمومی خودتون در حوزه های ادبیات، روانشناسی، تاریخ و ... گسترش بدید. شاید جتی هر دو رو باهم بخواین گسترش بدید!!

    اگه الان شوهرتون بیشتر اجازه میده که بیرون برید و روابط ازادانه تری داشته باشید، پیشنهاد میکنم عضو باشگاه های مختلفی بشید ( مثلا باشگاه یا گروهی که هدفشون کمک به نیازمندان هست و یا به بحث های دینی میپردازند یا ...) اینطوری روابط اجتماعی تون هم بالا میره و هم حس میکنید که دارید کار مفیدی میکنید

    مفید بودن اصلا چیز عجیبی نیست، همینکه شوهرتون و اقوام تون از بودن با شما لذت ببرند خودش مفید بودن هست. در سطح وسیع تر با عضویت در گروه های خیریه، کسب مهارت های فنی و سپس آموزش آن و ... میتونید مفید باشید.

    اینکه میگید دیر شده از نظر من بیشتر شبیه یک بهانه هست تا دلیل موجه . پس از الان برنامه بریز و شروع کن. .
    سلام.کاملا میدونم که درس خوندن صرفا سبب موفقیت

    نمیشه ومن گفتم حتی درس نخوندم وفقط جز کارهایی

    بود که بهش علاق داشتم.وتو موقع خودش انجام ندادم

    من الان خیلی زیاد کتاب میخونم واطلاعات عمومیم

    هم در حد خیلی خوبه ولی من میگم بازم این چیزی نبود

    که من رویاش رو داشتم یه خانومی که روزمرگیهاش

    زیاد شده وفقط به فکر درست کردن وعده بعدی غذاباشه

    و نکته دیگه من الان بچه میخوام وشوهرم نمیخواد این

    هم یکی دیگه از کارایی هست که همیشه به موقعی که

    دوست دارم بهش نمیرسم

    وچند وقته که خانوادم با این اوضاع اقتصادی دچار

    مشکل هستن وپدر ومادرم مریض هستن وهر ماه با

    حقوق بازنشستگی مجبور کلی پول دکتر ودارو بدن

    افسوس میخورم چرا یه کاری نداشتم که بتونم به اونها

    کمک کنم.خیلی از حسرتها هست که شاید هیچکس

    درکش نکنه ولی به دل ادم چنگ میزنه وباعث

    سرخوردگی ادم میشه.خیلی سخته.

  8. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 16:36]
    تاریخ عضویت
    1398-1-10
    نوشته ها
    107
    امتیاز
    1,807
    سطح
    25
    Points: 1,807, Level: 25
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 93
    Overall activity: 66.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    150

    تشکرشده 161 در 82 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    تو تاپیکتون یه مطلبی برام جالب بود و بعد دیدم دقیقا شما که خودتون فرمودین از اون ناحیه آسیب خوردین، باز هم دارین آسیب می خورید.

    شما فرمودین "این جامعه ای که آخرین کار رو برای زن ها ازدواج قرار داده خوب نیست" و به خاطر این تفکر آسیب دیدین.

    ولی هنوز این تفکر جامعه رو همراه دارین،

    " یه آدم مفید تو جامعه باید درس خونده باشه یا کار داشته باشه"

    " یه آدم دیگه یعد از سن 30 سالگی نمی تونه پیشرفت کنه"

    و .....

    خوب شما برای خودتون یه چهار چوبی تعریف کردین، تو اون چهار چوب دارین اذیت میشید. از طرفی همسرتون هم اون چهار چوب رو براتون تنگ ترش کرده. ولی الان که مثلا اجازه رانندگی دارین، تفکراتی مثل اینکه الان وقتش نیس، من یک افسردم و غیره بر شما مسلط شده.

    شما باید خودتون رو آزاد کنید، هیچ شخصی نمیتونه به شما کمک کنه جز خودتون. گذشته رو فراموش کنید، سن تون رو فراموش کنید، خود فعلی تون رو بپذیرید، یقین داشته باشید درست میشه.

    یه لیستی از داشته هاتون تهیه کنید، شما لیست نداشته ها و نتوانستن هاتون رو فقط پر کردین.

    شما میتونید برای همه مفید باشید، این مفید بودن در گرو معلم یا دکتر شدن نیست فقط، مثلا همین توانایی خوندن کتاب و حفظ شدن که کم توانایی نیست. این توانایی رو میتونید به باقی هم یاد بدین.
    یا اصلا کتاب هایی رو که زندگی تون رو در آینده روشن میکنه رو بخونید.

    و هزار تا کار دیگه.

    پس بی زحمت اول خودتون رو پیدا کنید، و یاد بگیرید شما در حال زندگی میکنید،

  9. کاربر روبرو از پست مفید Mvaz تشکرکرده است .

    نادیا-7777 (شنبه 21 اردیبهشت 98)

  10. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 04 مرداد 98 [ 03:40]
    تاریخ عضویت
    1394-2-27
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    4,091
    سطح
    40
    Points: 4,091, Level: 40
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 59
    Overall activity: 76.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 48 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شاید برای خیلیا سخته که درک کنن چی میگم ولی

    من یه ادم مفید رو یه ادم تحصیل کرده یا ادمی که

    کار داره نمیبینم.چون هر کسی جای خودش مفیده

    من برای زندگی خودم میگم که اونقدر که باید مفید

    نبودم.هیچکاری رو وقتی دوست داشتم انجام

    ندادم.من میگم اگه کاری داشتم مفید بودم که

    از نظر مالی به خانوادم کمک کنم.یا درس خوندن

    رو شخصا دوست داشتم ودلم میخواست لیسانس

    باشم وچون برای رشتم کار به راحتی گیر میومد

    ولی خودم با ازدواج احساسیم جلوی همه اینکارا

    رو گرفتم.شوهرم مقصر نیست اون هم به من گفت

    درس وکار رو بذار کنار ومن فکر کردم همسرم برام

    کافیه ولی الان پی بردم که همه چیز به ازدواج

    وعشق خلاصه نمیشه.من از این ناراحتم که درست

    تصمیم نگرفتم.

    الان هم میگم من عاشق کتاب هستم وکتاب

    میخونم و حتی تو فامیل یه کتابخونه فامیلی راه

    انداختم ولی اون حس درونی من برای کسی سخته

    که درکش کنه.

  11. کاربر روبرو از پست مفید mlika2 تشکرکرده است .

    زن ایرانی (شنبه 21 اردیبهشت 98)

  12. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دیروز [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1395-4-04
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    5,727
    سطح
    48
    Points: 5,727, Level: 48
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 36.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    369

    تشکرشده 350 در 150 پست

    Rep Power
    40
    Array
    سلام
    درک احساس درونی شما کار سختی نیست چون همه دوست دارن مفید باشن. آدم از عضله و مغز تشکیل شده عضله باید کار فیزیکی انجام بده تا ورزیده بشه و مغز هم کار فکری وگرنه احساس مفید بودن حاصل نمیشه.
    مفید بودن یا ورزیدگی برای هر کس یه تعریفی داره و هر کس به نوعی دنبالشه.
    مهم اینه که بفهمیم چی میخوایم و مفید بودن برای من نوعی یعنی چی؟
    در هر صورت هر کس باید پای انتخاب هایی که می کنه وایسه.
    نمیشه هم خدا رو بخوای هم خرما رو.
    موفق باشی.


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1398 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2019 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 18:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3 می باشد.