به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 اردیبهشت 98 [ 19:32]
    تاریخ عضویت
    1398-1-26
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    244
    سطح
    4
    Points: 244, Level: 4
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 17 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    رقابت ، نوسان قیمت و جیب مشتری... چطور میتونم در شغلم موفق باشم؟

    سلام


    من در نظر دارم در زمینه شغلی فرد موفقی باشم، اما رسیدن به موفقیت نیازمند مشورت هست و امروز اومدم مشورت بگیرم تا در کسب و کارم موفق باشم.
    سه ساله دو فروشگاه دارم که اجناسی رو داخل اونها برای فروش قرار دادم.
    مشکلاتی که فعلا برای من مطرح هست؛ یکی بازار رقابتی تنگاتنگ و دیگری نوسان قیمت هاست.
    چطور میتونم هم از نظر رقابتی با سایر همکاران همیشه در جایگاه خوبی قرار بگیرم و هم نوسان بازار و بودجه مشتری رو لحاظ کنم؟
    این نوسان قیمت ها و از طرفی جذب و جلب اعتماد مشتری فعلا برای من دو نقطه ی مقابل هم هستن، چون هر چه کیفیت اجناس بالاتر بره قیمت ها هم افزایش پیدا میکنن.


    ممنونم

  2. کاربر روبرو از پست مفید سحر فروردینی تشکرکرده است .

    cry (دوشنبه 16 اردیبهشت 98)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 اردیبهشت 98 [ 19:40]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    441
    امتیاز
    10,912
    سطح
    69
    Points: 10,912, Level: 69
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 338
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,320 در 395 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    63
    Array
    سلام

    در صحبت هاتون اشاره نکردید که در کدام حوزه فعالیت دارید. البته منطقی هم نیست جزییات کار را در محیط مجازی شفاف توضیح داد. قصد من از بیان این موضوع این است که ایا ان اجناس به نوعی با نیازهای اولیه در ارتباط هستند یا خیر؟ و اگر نه ایا این امکان وجود دارد که به این سمت شیفت کنید؟
    نظر استاد درس مدیریت استراتژیک در هفته گذشته در مورد سوال شما این بود که در سال جاری بیشتر کسب و کارهایی رونق دارند که به نوعی با نیازهای اولیه در ارتباط باشند. به نظرم ان اجناس را تا جایی که ممکن به ان سمت ببرید.

    موفق باشید


    «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.

    « من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »

    « مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »

    http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg


  4. 3 کاربر از پست مفید salehe92 تشکرکرده اند .

    cry (چهارشنبه 18 اردیبهشت 98), m.reza91 (دوشنبه 23 اردیبهشت 98), سحر فروردینی (سه شنبه 17 اردیبهشت 98)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 اردیبهشت 98 [ 19:32]
    تاریخ عضویت
    1398-1-26
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    244
    سطح
    4
    Points: 244, Level: 4
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 17 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط salehe92 نمایش پست ها
    سلام

    در صحبت هاتون اشاره نکردید که در کدام حوزه فعالیت دارید. البته منطقی هم نیست جزییات کار را در محیط مجازی شفاف توضیح داد. قصد من از بیان این موضوع این است که ایا ان اجناس به نوعی با نیازهای اولیه در ارتباط هستند یا خیر؟ و اگر نه ایا این امکان وجود دارد که به این سمت شیفت کنید؟
    نظر استاد درس مدیریت استراتژیک در هفته گذشته در مورد سوال شما این بود که در سال جاری بیشتر کسب و کارهایی رونق دارند که به نوعی با نیازهای اولیه در ارتباط باشند. به نظرم ان اجناس را تا جایی که ممکن به ان سمت ببرید.

    موفق باشید
    سلام، ممنونم از توضیحتون. تا حدودی با نیازهای اولیه مردم در ارتباطه اما نیاز اصلی و اولیه مردمم نیست.
    بله درست میگین و موافقم
    هنوز نمیدونم امکان این تغییر رو دارم یا نه! این تصمیم خیلی سخته چون در جامعه ی ما مدام نیازها در حال تغییر هستن و اصلا مشخص نیست که سرمایه گذاری روی اون نیازها ارزش داره یا نه.
    اما سؤال اصلی من جذب و جلب نظر مشتری هست... اگر قیمتم رو پایین بیارم خب مسلما سود چندانی نمیکنم و اگر کیفیت رو پایین بیارم اعتماد مشتری از دست میره.

  6. کاربر روبرو از پست مفید سحر فروردینی تشکرکرده است .

    cry (چهارشنبه 18 اردیبهشت 98)

  7. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 17:33]
    تاریخ عضویت
    1396-7-30
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    5,150
    سطح
    45
    Points: 5,150, Level: 45
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 99.1%
    دستاوردها:
    Overdrive1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    605

    تشکرشده 396 در 160 پست

    Rep Power
    38
    Array
    سلام خدمت شما


    به نظرم اول باید 3 تا " ش " یادمان باشه :
    شناخت از ظرفیت ها + بازار + مردم
    شناخت از خودمون
    شناخت از محصول
    هر کدوم از این را اگه رعایت نکنیم کارمون سخت میشه ،،،

    به نظرم استارتاپ ها و کارهایی موفق هستند که همیشه این سه " ش " را رعایت کنند و د راین مسیر باشند :

    -یعنی اول ببنیم ظرفیت کشورمون چیه، آیا این ظرفیت وجود داره ،آیا می تونیم این ظرفا ( منظورم ظرفیت ها ) را اصلا ایجاد کنیم ، اون هم با شناخت مردم...
    -رقیبا را بشناسیم و ببینم می تونیم ایده ای پیدا کنیم برا ی رقابت ،،آیا چیزی جدیدی داریم برا گفتن ،آیا نیاز بهتری را می تونیم ارائه بدیم یا خیر.
    -بعدش ببینم خودمون چه کاره هستیم د راین مسیر ، توانایی و برنامه و هدف منظمی داریم و آیا این هدف به درستی می تونه بره جلو،،،



    یادمه مهران مدیری می خواست قهوه تلخ را بسازه ، قدم به قدم از مردم نظرسنجی می کرد ( با پخش شبکه های خانگی )
    و نیاز اونها را می پرسید و سعی میکرد در مسیر اون توسعه و بهینه کنه....

    قبلا ها یه سریال از قبل می ساختند وووقتی تموم میشد ، به مردم نشون می دادند ،،خب اینجوری دیگه نمیشه اون را بهینه کرد
    البته هم اینجوری هست خیلی کارها .

    ..................................

    اینجا فرمودید :

    """ توی شغل من از آسیای شرقی تولید کننده های زیادی داریم ولی متأسفانه تو کشور خودمون مواد پایه یا اولیه کار نیست و یا خیلی کمه.‌ما باید از دست تاجرایی که واسطه هستن خرید کنیم یا از برخی کشورا مثل کره، چین و ... این خرید انجام بشه. وقتی قیمت خریدامون بالا میره مجبوریم با قیمت بیشتر عرضه کنیم و من خیلی دوست دارم این مشکل رو برطرف کنم ""


    به نظرم باید دنیال راهی باشید که این واسط را رفع کنید
    و بگید آیا امکانش هست این مواد در داخل کشور تولید بشه و اون هم با کمک شرکت های دانش بنیان در دانشگاه ها و مراکز خصوصی...
    الان بودجه خوبی میدن بابت این کارها ،، که می تونید از متخصصین کمک بگیرید
    از طرفی به هر دلیلی اگه نشد مواد اولیه در داخل کشور تولید بشه و یا مثلا به صرفه نیود سعی کنید واسط ها را حذف کنید و خودتون از کشور مبدا خرید کنید به صورت عمده که بتونید تخفیف هم بگیرید .




    یه چیز کلی د رمورد کسب و کار بازار بگم ،،،به هر بازاری که میگم از دست من فرار میکنه :
    :)


    اگه یه فردی محصولی داشته باشه که آن محصول را خریده باشه مثلا 100تومان
    و قانون و شرع هم مثلا میگه20 تومان سود بگیره ..... محصول را نهایتا باید بده 120 :)
    حالا فرض کنیم طرف 100 تا از این محصولا داره تو انبار ، از خرید ماه قبل،، با قیمت همین 100 تومان ، و می بینه قیمت رفت بالا چند روز بعد ،
    اون نباید قیمت خودش را بالا ببره! چون تو اتبار 100 تا از این محصولا با قیمت که خرید کرده داره و باید با همون سود به مردم بده
    حالا اگه خواست دوباره جنس بخره و اون محصول گرون شده مثلا شد 150 تومان ، طرف سود عادی خودش را اضافه میکنه میشه 170

    ولی الان دداریم چی کار می کنیم با خودمان و مردم ،،


    اگه هدف ما خدمت به مردم باشه ، نباید دیگه زیاد به جیب خودمون فکر کنیم
    سود اصلی یه جا دیگه ست ،اینکه داریم با مردم خوب را ه می یام و به فکر مردمم
    حاا یه خورده کم تر باشه
    که صد البته شما این گونه اید



    .................



    ولی د رکل نیاز مردم مهمه
    اگه هدف ما با نیاز مردم فاصله
    داشته باشه ، باید مسیر را عوض کنیم


    ببخشید این چیزها به ذهنم رسید
    می تونید از بنگاه های اقتصادی هم سئوال بپرسید

  8. 2 کاربر از پست مفید cry تشکرکرده اند .

    Mvaz (پنجشنبه 19 اردیبهشت 98), سحر فروردینی (چهارشنبه 18 اردیبهشت 98)

  9. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 اردیبهشت 98 [ 19:32]
    تاریخ عضویت
    1398-1-26
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    244
    سطح
    4
    Points: 244, Level: 4
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 17 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط cry نمایش پست ها
    سلام خدمت شما
    به نظرم اول باید 3 تا " ش " یادمان باشه :
    شناخت از ظرفیت ها + بازار + مردم
    شناخت از خودمون
    شناخت از محصول
    هر کدوم از این را اگه رعایت نکنیم کارمون سخت میشه ،،،
    به نظرم استارتاپ ها و کارهایی موفق هستند که همیشه این سه " ش " را رعایت کنند و د راین مسیر باشند-یعنی اول ببنیم ظرفیت کشورمون چیه، آیا این ظرفیت وجود داره ،آیا می تونیم این ظرفا ( منظورم ظرفیت ها ) را اصلا ایجاد کنیم ، اون هم با شناخت مردم...
    -رقیبا را بشناسیم و ببینم می تونیم ایده ای پیدا کنیم برا ی رقابت ،،آیا چیزی جدیدی داریم برا گفتن ،آیا نیاز بهتری را می تونیم ارائه بدیم یا خیر.
    -بعدش ببینم خودمون چه کاره هستیم د راین مسیر ، توانایی و برنامه و هدف منظمی داریم و آیا این هدف به درستی می تونه بره جلو،،،
    یادمه مهران مدیری می خواست قهوه تلخ را بسازه ، قدم به قدم از مردم نظرسنجی می کرد ( با پخش شبکه های خانگی )
    و نیاز اونها را می پرسید و سعی میکرد در مسیر اون توسعه و بهینه کنه....
    قبلا ها یه سریال از قبل می ساختند وووقتی تموم میشد ، به مردم نشون می دادند ،،خب اینجوری دیگه نمیشه اون را بهینه کرد
    البته هم اینجوری هست خیلی کارها .
    ..................................
    اینجا فرمودید :

    """ توی شغل من از آسیای شرقی تولید کننده های زیادی داریم ولی متأسفانه تو کشور خودمون مواد پایه یا اولیه کار نیست و یا خیلی کمه.‌ما باید از دست تاجرایی که واسطه هستن خرید کنیم یا از برخی کشورا مثل کره، چین و ... این خرید انجام بشه. وقتی قیمت خریدامون بالا میره مجبوریم با قیمت بیشتر عرضه کنیم و من خیلی دوست دارم این مشکل رو برطرف کنم ""
    به نظرم باید دنیال راهی باشید که این واسط را رفع کنید
    و بگید آیا امکانش هست این مواد در داخل کشور تولید بشه و اون هم با کمک شرکت های دانش بنیان در دانشگاه ها و مراکز خصوصی...
    الان بودجه خوبی میدن بابت این کارها ،، که می تونید از متخصصین کمک بگیرید
    از طرفی به هر دلیلی اگه نشد مواد اولیه در داخل کشور تولید بشه و یا مثلا به صرفه نیود سعی کنید واسط ها را حذف کنید و خودتون از کشور مبدا خرید کنید به صورت عمده که بتونید تخفیف هم بگیرید .
    یه چیز کلی د رمورد کسب و کار بازار بگم ،،،به هر بازاری که میگم از دست من فرار میکنه :
    :)
    اگه یه فردی محصولی داشته باشه که آن محصول را خریده باشه مثلا 100تومان
    و قانون و شرع هم مثلا میگه20 تومان سود بگیره ..... محصول را نهایتا باید بده 120 :)
    حالا فرض کنیم طرف 100 تا از این محصولا داره تو انبار ، از خرید ماه قبل،، با قیمت همین 100 تومان ، و می بینه قیمت رفت بالا چند روز بعد ،
    اون نباید قیمت خودش را بالا ببره! چون تو اتبار 100 تا از این محصولا با قیمت که خرید کرده داره و باید با همون سود به مردم بده
    حالا اگه خواست دوباره جنس بخره و اون محصول گرون شده مثلا شد 150 تومان ، طرف سود عادی خودش را اضافه میکنه میشه 170
    ولی الان دداریم چی کار می کنیم با خودمان و مردم ،،
    اگه هدف ما خدمت به مردم باشه ، نباید دیگه زیاد به جیب خودمون فکر کنیم
    سود اصلی یه جا دیگه ست ،اینکه داریم با مردم خوب را ه می یام و به فکر مردمم
    حاا یه خورده کم تر باشه
    که صد البته شما این گونه اید
    .................ولی د رکل نیاز مردم مهمه
    اگه هدف ما با نیاز مردم فاصله
    داشته باشه ، باید مسیر را عوض کنیم
    ببخشید این چیزها به ذهنم رسید
    می تونید از بنگاه های اقتصادی هم سئوال بپرسید
    سلام، ممنونم از توضیحتون
    بنظرم رعایت اون سه تا «ش» خیلی سخته!
    نه اینکه این مسیر رو نشه رعایت کرد یا مسیر اشتباهی باشه، بنظرم این یک مسیر استاندارده ولی رعایت استاندارد نیازمند اینه مردم یک جامعه هم همراه باشند و درک و شناسایی درستی از احتیاجات خودشون پیدا کنن.
    من تا جایی که میدونم بعنوان مثال ؛
    شما کشوری رو پیدا نمیکنین که نیاز بازار یک ماهش رب گوجه باشه و یک ماه دیگرش خودرو و بترتیب پیاز و دلار و پوشک و ... الی آخر.
    مردم مناطق دیگر دنیا طبق برنامه و احتیاجاتشون خرید دارن و اینطوری همه ی مشاغل از امنیت شغلی برخوردارن.
    خیلی از اهداف و تلاش ها علی رغم مسیر درستی که دارند به نتیجه نمیرسن.
    مثلا آقای مدیری فرد شناخته شده ای هستن و مردم همیشه منتظر اینن بدونن جدیدترین کار ایشون چی هست... حتی اگر ذائقه ی مخاطب هم نباشه باز ترغیب میشن اینکار رو ببینن مثل پخش خانگی یا سینمایی اخیر....‌به هر شکلی که بنمایش در بیاد مردم خواهان دبدن هستن حتی کسانی که این شخص هنرمند مورد علاقشون نیست و بتشویق سایرین میبینن.
    الان بنظرم فقط کسانی خیلی ترقی میکنن که از امکانات بیشتری برای دیده شدن بهره میبرن.. تبلیغات گسترده در فضای مجازی، فضای بیرونی، تلویزیون به انواع روش ها.‌بخش قابل توجهی از سرمایشون صرف اینکار میشه و البته چند برابرش رو بدست میارن اما برای مشاغل کوچکتری که در دل جامعه هستن یا حتی مشاغل خانگی نتها تبلیغات مؤثر نیست بلکه افاقه ای هم نمیکنه!

    .....
    برای مورد پایانی هم خرید های گذشته به قیمت گذشته عرضه میشن مگر خریدای جدید که قیمت گذاری جدید بشن. من اینطور عمل میکنم و موافقم با نظر شما
    اما......
    یکی از دلایلی که باعث میشه گاهی یک فروشنده قیمت های جدید رو ، روی خرید های قدیمی بزنه متأسفانه نوسان قیمت و گرانی در بخش های دیگر هست. در بخش های کوچکی که باعث صدمات اقتصادی بمردم میشن .مثلا یک لباس زنانه با قیمت قبلی شصت هزار تومن آماده ی فروش هست و فروشنده میبینه از چند ماه پیش تا الان قیمت ها نوسان زیادی داشته و با لباس شصت هزار تومنی دیگه سودی براش باقی نمیمونه و مجبوره قیمت جنس رو تغییر بده. فرض کنین وقتی لباس رو شصت تومن قیمت زده پیاز کیلویی چهار تومن بوده و چند ماه بعد پیاز کیلویی پانزده هزار تومن شده!! و خیلی از اجناس دیگر که مرغ و گوشت از پرچمدارانش هست! درسته در هر صورت فروشنده سود میکنه اما متأسفانه وقتی قیمت برخی نیازمندیهای رورانه مردم که اغلب خوراک هست تغییر میکنه این گرانی ها به لایه های بالتر هم میرسه و زمانی که آرامش به بازار برمیگرده قیمت ها در همون اوج باقی و فیکس میشه.
    و مردم به قیمت های جدید عادت میکنن....

  10. کاربر روبرو از پست مفید سحر فروردینی تشکرکرده است .

    cry (چهارشنبه 18 اردیبهشت 98)

  11. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 17:33]
    تاریخ عضویت
    1396-7-30
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    5,150
    سطح
    45
    Points: 5,150, Level: 45
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 99.1%
    دستاوردها:
    Overdrive1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    605

    تشکرشده 396 در 160 پست

    Rep Power
    38
    Array
    مرسی از پاسختون .


    بله سخت ترین و مهم ترین کار همین شناخت این سه " ش " هست :)
    بالاخره نیازهای مردم در طیف گسترده ای هست ،،، اول باید این طیف ها شناخته بشه ،،
    هر طیفی بازار و رقابت خودش را داره ،،
    مثلا بعضی از کالا همیشه تو سفره مردم هست و مردم مجبورنند بخرنند ...خب بعضی ها از کالا ها اینجوری نیست،،
    از طرفی کالا هایی که باز زیاد تو سفره مردم نیست ، باز بازار خودشون را داره ،،
    مثلا فردی که cpu ، 30 هسته ای می فروشه ، بازار عمومی نداره ....ولی مشتریان خودش را داره .
    مهم اینکه بدانیم کجا می خوایم باشیم ....


    مسئله بعدی اعتمادی سازی هست ،که حرف شما درسته ...
    مردم وقتی به یه محصولی اعتماد کنند می خرنند
    مثلا دیجی کالا شاید چند سال اول فقط داشت اعتماد سازی می کرد و الان شده برا خودش برند!
    لذا مسیر اعتماد سازی مهمه و باید براش تلاش بشه .... خب این زمان می بره .


    بله تبلیغات هم مهمه ...ولی اگه محصول خوبی داشته باشیم می تونیم خودمون را خوب تزریق کنیم از سرمایه دارها ...
    بعضی موقع ها هزیه هایی می کنیم که در دراز مدت لازمه ( اعتماد سازی و تبلیغات و .. ....)


    لذا شناخت محصول و توسعه اون خیلی مهمه .....علاوه بر شناحت خودمون و بازار



    دغدغه هایی هست در این زمینه ، حرفتون درسته ،،
    لذا مردم ، جامعه و صاحبان قدرت هم باید در این مسیر کمک کنند و مسیر را هموارکنند .


    .......................


    در این مورد این فرمایشتون :

    """یکی از دلایلی که باعث میشه گاهی یک فروشنده قیمت های جدید رو ، روی خرید های قدیمی بزنه متأسفانه نوسان قیمت و گرانی در بخش های دیگر هست. در بخش های کوچکی که باعث صدمات اقتصادی بمردم میشن .مثلا یک لباس زنانه با قیمت قبلی شصت هزار تومن آماده ی فروش هست و فروشنده میبینه از چند ماه پیش تا الان قیمت ها نوسان زیادی داشته و با لباس شصت هزار تومنی دیگه سودی براش باقی نمیمونه و مجبوره قیمت جنس رو تغییر بده. فرض کنین وقتی لباس رو شصت تومن قیمت زده پیاز کیلویی چهار تومن بوده و چند ماه بعد پیاز کیلویی پانزده هزار تومن شده!! و خیلی از اجناس دیگر که مرغ و گوشت از پرچمدارانش هست! درسته در هر صورت فروشنده سود میکنه اما متأسفانه وقتی قیمت برخی نیازمندیهای رورانه مردم که اغلب خوراک هست تغییر میکنه این گرانی ها به لایه های بالتر هم میرسه و زمانی که آرامش به بازار برمیگرده قیمت ها در همون اوج باقی و فیکس میشه.
    و مردم به قیمت های جدید عادت میکنن """


    نه دیگه سحر خانم فروردینی :)
    الان یه چیزی بگم شاخ در بیارید :)
    اون فروشنده مثلا مانتو عمده خریده گذاشته تو انبار و قیمتش را با سود داره میده 60 تومان،،
    فردا اگه الحمد الله جنس ها رفت بالا و اون شخص اگه تو انبار ، همون مانتو ها را داشته باشه از قبل و با قیمت قیلی که خریده ...نباید گرون کنه :)
    مگر اینکه جنس تموم کنه و مجبور بشه خود ش گرون بخره که باید متناسب قیمت را افزایش بده

    فرق نمیکنه پیاز گرون شده باشه یا نه ...ما با آقای پیاز و خانم گوجه فرنگی کا ر نداریم که :) .............او شخص نباید گرون کنه چون به نظرم درست نیست :)
    ولی اگر جنس بخره بذاره تو انبار بذاره گرون بشه بعد بفروشه ....پولش سالم نیست!
    کل بازاری ها تشنه خون منن :)


    اگه همه رعایت کنند اینجوری نمیشه و کم تر فساد ایجاد میشه
    ولی خب...
    دوستم به من میگه اصلا بدرد بازار نمی خوری ،، آیتمت نیست :)
    راست میگه...

  12. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 اردیبهشت 98 [ 19:32]
    تاریخ عضویت
    1398-1-26
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    244
    سطح
    4
    Points: 244, Level: 4
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 17 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط cry نمایش پست ها
    نه دیگه سحر خانم فروردینی :)
    الان یه چیزی بگم شاخ در بیارید :)
    اون فروشنده مثلا مانتو عمده خریده گذاشته تو انبار و قیمتش را با سود داره میده 60 تومان،،
    فردا اگه الحمد الله جنس ها رفت بالا و اون شخص اگه تو انبار ، همون مانتو ها را داشته باشه از قبل و با قیمت قیلی که خریده ...نباید گرون کنه :)
    مگر اینکه جنس تموم کنه و مجبور بشه خود ش گرون بخره که باید متناسب قیمت را افزایش بده

    فرق نمیکنه پیاز گرون شده باشه یا نه ...ما با آقای پیاز و خانم گوجه فرنگی کا ر نداریم که :) .............او شخص نباید گرون کنه چون به نظرم درست نیست :)
    ولی اگر جنس بخره بذاره تو انبار بذاره گرون بشه بعد بفروشه ....پولش سالم نیست!
    کل بازاری ها تشنه خون منن :)


    اگه همه رعایت کنند اینجوری نمیشه و کم تر فساد ایجاد میشه
    ولی خب...
    دوستم به من میگه اصلا بدرد بازار نمی خوری ،، آیتمت نیست :)
    راست میگه...
    نه اشتباه نکنین.
    من وقتی یک شال رو بیست هزار تومن میفروشم و یک رب گوجه رو بیست هزار تومن میخرم ، مجبورم دفعه ی بعد قیمت رو تغییر بدم چرا؟
    چون خرید شال نیاز روزمره مردم نیست ولی خرید رب گوجه و پوشک نوزاد نیاز هفتگی و ماهانه هست و باید حتما تهیه بشه.
    پیاز و سیب زمینی و گوشت، مواد بهداشتی و ... این ها وقتی دچار نوسان قیمت میشن به بخش های بالاتر هم آسبب میزنن..
    کسی که جنس بیست تومنی میخره و رب گوجه بیست هزار تومنی تحویل میگیره دیگه سودی برلش باقی نمیمونه که بخواد مجددا جنس بخره!

    این یعنی حذف بخشی از مشاغل در جامعه ! و مغازه دار برای جلوگیری از ورشکستگی راهی نداره.

  13. کاربر روبرو از پست مفید سحر فروردینی تشکرکرده است .

    cry (چهارشنبه 18 اردیبهشت 98)

  14. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 17:33]
    تاریخ عضویت
    1396-7-30
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    5,150
    سطح
    45
    Points: 5,150, Level: 45
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 99.1%
    دستاوردها:
    Overdrive1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    605

    تشکرشده 396 در 160 پست

    Rep Power
    38
    Array
    ممنون از پاسختون
    استفاده کردیم
    متشکرم
    فکر کنم شما بچه کفه بازارید ، خوب می دونید :)
    چیزی که فرمودید درست هست ...بله

    ..................


    هم راستا با فرمایش شما یه بار دیگه این مثال زیر را توسعه میدم با اجازه تون :

    اگه یه فردی محصولی داشته باشه که آن محصول را خریده باشه مثلا 100تومان
    و قانون و شرع هم مثلا میگه20 تومان سود بگیره ..... محصول را نهایتا باید بده 120 :)
    حالا فرض کنیم طرف 100 تا از این محصولا داره تو انبار ، از خرید ماه قبل،، با قیمت همین 100 تومان ،
    طرف می بینه الحمد الله قیمت رفت بالا چند روز بعد ،

    اون شخصی یا قیمت خودش را می کشه بالا و یا نه :)


    اگه قیمت را نکشه بالا ،
    بقول شما امکان داره نتونه دفعه بعد کالای جدیدی بتونه جایگزین کنه و لذا دفعه بعد سود کم تری داره و بجای 100 کالا شاید 70 کالا بتونه بخره ....
    این روند ادامه پیدا می کنه تا به صفر برسه و خدایی نکرده ورشکست بشه
    لذا طرف شاید این کار را درست ندونه و ترجیح بده شغلش را عوض کنه یا به فکر راهی دیگه باشه :)
    به نظرم اگه این شخص این جوری کار کنه ..خدا راه بهتری بهش نشون میده


    اگه قیمت را بکشه بالا طبق بازار وقانون ،،می تونه زنده بمونه ( که شاید برا ی مردم عادت بشه و همه اصلا راضی هم باشند بعد یه مدت)
    و شاید ایرادی هم نداشته باشه .



    می دونی خانم فروردینی ،،،
    اگه تمام آحاد جامعه هدفشون یکی باشه و اون هدف، هدفی نباشه جزء توسعه جامعه و کشورشون ،،،
    اگه همه برای هم و همه فدای هم باشند ...
    اگه همه رعایت کنند و سعی کنند در مسیر اتحاد و همبستگی ها باشند ....
    اگه راضی باشیم به سود کم تر ،( نه برای همیشه...برای چند وقت )!!
    اگه یه شخص نره 500 کیلو مرغ بخره و نره تو یه روز 10000 تا مانتو و لباس بخره بذاره تو انبار،،
    اگه تمام راس های جامعه ( از بالاترین تا پایین ترین اختیار ...) در مسیر درست مدیریتی و بحران باشند،،
    هیچ وقت این جوری نمیشه و چیزی که الان داریم می بینیم نخواهد بود ...


    مشکل اینجاست که هر کی دوست داره خودش نجات پیدا کنه ،،
    اگه نظر منو بخواید این روند الان ایراد داره و سالم نیست و برکت را از جامعه میگیره ( شاید نظرم اشتباه باشه )
    شاید پولش از نظر قانون درسته باشه .....ولی ...


    ولی حرف شما را می فهمم ،،خیلی تو این زمینه، مخصوصا بازاری های عزیز دغدغه دارند



    ............................




    -در مورد نیاز مردم خیلی دقت کننید ،،
    اگه می بینید محصول شما قابل رقابت نیست و یا از نیاز مردم و بازار دور هست ،سعی کنید محصول خودتون را توسعه بدید و باگ ها را برطرف کنید ...
    لذا حتما از استاتید داننشگاه اقتصادی و بازاریابی و صاحبان این حوزه مشورت بگیرید
    کتاب های زیادی در مورد استراتژیک بازار وجود داره می تونید تهیه کنید و دانش خودتون را بروز کنید


    -لازم نیست خودمون حتما یه بنگاه اقتصادی بشیم ...
    می تونیم خودمون را به بنگاه های اقتصادی دیگه وصل کنیم و زیر مجموعه آنها بشیم برا یه مدتی،، تا بتونیم رشد کنیم و اعتبار سازی کنیم


    -می تونید تو بازار بین الملی را هم فکر کنید و اونجا تجارت کنید . ( زمین خدا بزرگ هست و وسیع )



    موفق باشید
    رمضانتان خوش :)

  15. کاربر روبرو از پست مفید cry تشکرکرده است .

    سحر فروردینی (پنجشنبه 19 اردیبهشت 98)

  16. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 16:42]
    تاریخ عضویت
    1398-1-10
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    891
    سطح
    15
    Points: 891, Level: 15
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 45.0%
    دستاوردها:
    31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    71

    تشکرشده 75 در 43 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    اول اعتماد دوم اعتماد و سوم اعتماد

    خلاقیت، صداقت، تلاش، صبر و قناعت در کاسبی به نظرم باعث افزایش اعتبار و هویت کسب و کار میشه بین افکار مردم میشه.


    ولی کلا من نمیتونیم تو این بازار کاسب خوبی بشم، چون اگر با 10 هزار تومان برم تو بازار 10 عدد جنس تهیه کنم، میفروشم 12 هزار تومن. این وسط اگر تورم بشه و برای خرید جنس جدید مجبور شم 12 تومن هزینه کنم، و دوباره بفروشم 14 تومن، علنا سودی نکردم و فقط خدمت کردم. مگر اینکه قیمت های انبارم رو ثابت نگه ندارم و با افزایش قیمت اونها رو هم گرون کنم. که استغفرالله داره.
    برای همین ترجیح میدم تو شغل های خدماتی ورود کنم که این حالت رو نداشته باشه.

    شما هم اگر میخواید کاسب خوبی باشین، به حرف های بند اخرم زیاد توجه نکنید.

  17. 2 کاربر از پست مفید Mvaz تشکرکرده اند .

    cry (جمعه 20 اردیبهشت 98), سحر فروردینی (جمعه 20 اردیبهشت 98)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1398 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2019 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 21:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3 می باشد.