به انجمن خوش آمدید
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27

موضوع: باید ببخشم؟

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 22:13]
    تاریخ عضویت
    1396-9-29
    نوشته ها
    104
    امتیاز
    2,103
    سطح
    27
    Points: 2,103, Level: 27
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 95 در 55 پست

    Rep Power
    16
    Array

    باید ببخشم؟

    تو دوران عقد گوشیش تو دستم بود که یه پیام اومد که از حضور همسرم تو مهمونی شب قبل تشکر می کرد اون هم بسیار عاشقانه. یکی از اقوامش بود که متاهل بود و بچه داشت. گفت من جوابش رو نمی دم و اون با شوهرش مشکل داره و دوستت دارم و اگه دنبال کس دیگه بودم سراغ تو نمی اومدم و هزار تا حرف که تو همچین موقعیتی هر مردی به زنش می زنه! بخشیدم اما حالم بد بود. مدت ها طول کشید تا بهش اعتماد کنم.
    دو سال بعد از عروسی متوجه شدم با یه خانم متاهل از یه شهر دیگه چت می کنه. رابطه مون داغون شد. بدجوری شکستم. بیست و چهار سال بیشتر نداشتم. فقط از غصه لاغر و مریض شدم. عذرخواهی کرد و قول داد هیچ وقت تکرار نشه. بخشیدم و خودم به این نتیجه رسیدم عشق افراطی من به جای جاذب بودن دافع واقع شده.
    سعی کردم بیشتر مطالعه کنم و پخته تر عمل کنم. اوضاع درست شد کم کم. یک سال بعد تو یه مقطع زیادی سرش تو گوشی بود. فهمیدم دوباره سر و کله همون زن پیدا شده و جالب اینجاست که خانم اسکرین شات چت های یاهوشون رو برای من ایمیل کرد! همسر من تو تهران دنبال کارای اداری اون زن می رفت! باز گذشته تکرار شد و من باز بخشیدم! اما دیگه احساس می کردم توانایی دارم این زندگی رو از دست بدم.

    دو سال سعی کرد اعتمادم رو جلب کنه و ما اقدام به بچه دار شدن کردیم. هرچند من همون موقع هم دلم قرص نبود.
    اما چیزی که باعث می شد من نتونم محکم برای ترکش تصمیم بگیرم این بود که ما واقعا خوب بودیم و مشکل خاصی تو زندگی نداشتیم. اون قدر خوب بودیم که خود همسرم اعتراف کرده بود اگه من نتونم زندگیم رو حفظ کنم دیگه هیچ کدوم از اطرافیانم نباید ازدواج کنن.

    پنج سال گذشت و ما دوباره بچه دار شدیم. درست تو دوران بارداری من شرایط شغلی همسرم بسیار پر تنش شد و من در حد توانم سعی کردم همراهی کنم اما از اونجایی که دوران بارداری زن رو حساس می کنه گاهی، از این که ما در طول هفته به اندازه نیم ساعت صحبت نمی کنیم گلایه می کردم و ناراحت بودم و همسرم فقط با مهربانی من رو به آینده امیدوار می کرد.
    تا این که یه روز برحسب اتفاق درست وقتی گوشیش دست من بود تو واتساپ یه پیام از طرف یه خانم اومد که نوشته بود اوکی عزیزم چشم گلم. و تمام مکالمات قبلی پاک شده بودن. چند شب تا صبح گریه کردم. نمی دونستم چی کار کنم. یه شب بیدار شد و متوجه شد دارم گریه می کنم. نگران شد و خیلی مصرانه پرسید چی شده تا بالاخره گفتم. فقط به من گفت چیزی نیست و اشتباه می کنم و این روزا همه راحت با هم صحبت می کنن. اما من دلیلی برای حذف مکالمات کاری پیدا نمی کردم و اگرچه چیزی نگفتم اما آروم نشدم و حتی تو اتاق زایمان هم نگرانی و فکر و خیال همراهم بود. دیگه متاسفانه دچار چک کردم شده بودم و تو هر فرصتی سراغ گوشیش می رفتم تا بالاخره یه بار دیدم که همسرم یه ویدیو برای اون خانم فرستاده. پنهان نکردم و باز حرفای قبلی رو زد که گفتم من بچه نیستم و قبول نکردم که گفت فقط یه شیطنت مسخره بوده و هیچ هدفی پشتش نبوده و من بحث رو کش ندادم فقط چون واقعا نمی دونستم در نهایت می خوام به چی برسم. اما این فکر که من اون همه به همسرم احتیاج داشتم و اون درگیر به قول خودش شیطنت بوده سوهان روحم شده بود و دامن زده بود به افسردگی پس از زایمانم. نتونستم ببخشمش و فقط دیگه مشاجره نکردم. احساس می کنم دیگه مطمئن نیستم عاشقشم. فکر می کنم چاره ای جز زندگی ندارم. و بالاخره دیشب تو بحثی که سر یه موضوع بی اهمیت پیش اومد بهش گفتم همه ی احساسمو و متلک انداختم چت کردنش رو. اون هم عصبی شد و برخورد بدی کرد و گفت من اصلا برای تو ارزشی قائل نیستم. هرچند بعدش سعی کرد دوباره رویه ی قبل رو پیش بگیره و مهربان باشه و بهم توجه کنه. اما من سردم و نمی دونم باید چه رفتاری داشته باشم.
    امروز ازم عذرخواهی کرد و من گفتم که حق طلاق می خوام که البته هیچ جوابی نداد.

    همسر من ادم تحصیل کرده ایه و جایگاه اجتماعی خوبی داره و بین تمام اطرافیان موقعیت شغلیش هم عالی محسوب می شه. آدم مهربان و با ادبیه و مردم داریش به حدیه که خیلی وقتا ازار دهنده می شه. مهارت نه گفتن نداره و مهرطلبه. اجتماعیه و پشتکار و هوش خوبی داره. پدر خوبی هم هست و تو رابطه‌ی پدر و فرزندی انرژی می ذاره. و در نظر همه آدم های اطراف ما اون قدر خوبه که هیچ کس فکر نمی کنه همچین کارایی بکنه.

  2. کاربر روبرو از پست مفید Parastou تشکرکرده است .

    wisdom (شنبه 14 اردیبهشت 98)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1397-11-25
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    508
    سطح
    10
    Points: 508, Level: 10
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 30 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست عزیز
    خیلی متاسفم ومیدونم چه‌عذاب گرانی هستش اینکه به کسی که‌مبنای رابطه باهاش فقط اعتماده‌اعتماد‌نداشته باشی...
    چیزی به ذهنم‌نمیرسه برای کمک به شما فقط فکر میکنم این مشکل خیلی از زوجهایی امروزی هستش و دلیلش کم‌کاری و ناتوانی شما در این رابطه نبوده.

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1398-2-09
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    366
    سطح
    7
    Points: 366, Level: 7
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 71.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 28 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عزیزم
    یه سوال ازت دارم
    شما میگی همسرت مرد خوبیه مهربونه اخلاق اجتماعیش تحصیلاتش عالیه
    پرانرژیه گرمه
    درست؟
    اما خب تو این سالها به دفعات بتون خیانت کرده

    حالا سوال من اینه ایا شما برا شوهرت اونجور که یه مرد ازت انتظار داره بودی؟
    ببخش رک و بی تعارف میپرسم چون جای تعارف کردن نیس
    ایا تو خونه پیش شوهرت لباسهای زیبا میپوشی؟
    عطر میزنی؟
    زیور الات بخودت اویزون میکنی؟
    حرفای عاشقانه که هوش از سرش بپرونه بش میزنی؟

    رفتارت جذاب و ملیح هس جلو همسرت؟
    صورت اصلاح شده ابروهای تمیز ورداشته شده
    ظاهر اراسته رفتار جذاب
    ایا واسه این شوهر خونگرم مهربون باشخصیت شما تونستی یه زن جذاب گرم دلربا باشی؟

    اگه اینطور بودیو هستی که خب پس ایراد کار از شوهرته
    اون باید پیش مشاور بره و مشکلشو رفع کنه
    علاقه به بااین و اون پریدن و خیانت به همسر یجور اختلال روانیه

    اما اگه شما اونیکه باید باشی واسش نبودی پس یه مقدار تا یه حدودی به شوهرت حق بده همچی رفتارایی داشته باشه
    البته بهرحال خیانت کار درستی نیس
    اینکه قول بده تکرار نشه و باز تکرار کنه دیگه بدتر

    اما میخوام بگم لااقل ۵۰ درصدش بما خانمها مربوط میشه که چطوری جلو همسرمون ظاهر شیم
    با چه ریخت و لباسی با چه ارایشی با چه رفتاری

    اگه لطف کنین جواب سوالمو بدین ممنون میشم

    واستون پیشنهادهای خوب دارم که بتونین زندگیتونو حفظ کنین و این مسایل دیگه اتفاق نیفتن

  5. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 22:13]
    تاریخ عضویت
    1396-9-29
    نوشته ها
    104
    امتیاز
    2,103
    سطح
    27
    Points: 2,103, Level: 27
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 95 در 55 پست

    Rep Power
    16
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط wisdom نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز
    خیلی متاسفم ومیدونم چه‌عذاب گرانی هستش اینکه به کسی که‌مبنای رابطه باهاش فقط اعتماده‌اعتماد‌نداشته باشی...
    چیزی به ذهنم‌نمیرسه برای کمک به شما فقط فکر میکنم این مشکل خیلی از زوجهایی امروزی هستش و دلیلش کم‌کاری و ناتوانی شما در این رابطه نبوده.
    سلام
    ممنونم
    بله متاسفانه اونقدر تکراریه که حتی قبحش ریخته شده و دیگه خیانت دونسته نمی شه

  6. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 22:13]
    تاریخ عضویت
    1396-9-29
    نوشته ها
    104
    امتیاز
    2,103
    سطح
    27
    Points: 2,103, Level: 27
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 95 در 55 پست

    Rep Power
    16
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط starface نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    یه سوال ازت دارم
    شما میگی همسرت مرد خوبیه مهربونه اخلاق اجتماعیش تحصیلاتش عالیه
    پرانرژیه گرمه
    درست؟
    اما خب تو این سالها به دفعات بتون خیانت کرده

    حالا سوال من اینه ایا شما برا شوهرت اونجور که یه مرد ازت انتظار داره بودی؟
    ببخش رک و بی تعارف میپرسم چون جای تعارف کردن نیس
    ایا تو خونه پیش شوهرت لباسهای زیبا میپوشی؟
    عطر میزنی؟
    زیور الات بخودت اویزون میکنی؟
    حرفای عاشقانه که هوش از سرش بپرونه بش میزنی؟

    رفتارت جذاب و ملیح هس جلو همسرت؟
    صورت اصلاح شده ابروهای تمیز ورداشته شده
    ظاهر اراسته رفتار جذاب
    ایا واسه این شوهر خونگرم مهربون باشخصیت شما تونستی یه زن جذاب گرم دلربا باشی؟

    اگه اینطور بودیو هستی که خب پس ایراد کار از شوهرته
    اون باید پیش مشاور بره و مشکلشو رفع کنه
    علاقه به بااین و اون پریدن و خیانت به همسر یجور اختلال روانیه

    اما اگه شما اونیکه باید باشی واسش نبودی پس یه مقدار تا یه حدودی به شوهرت حق بده همچی رفتارایی داشته باشه
    البته بهرحال خیانت کار درستی نیس
    اینکه قول بده تکرار نشه و باز تکرار کنه دیگه بدتر

    اما میخوام بگم لااقل ۵۰ درصدش بما خانمها مربوط میشه که چطوری جلو همسرمون ظاهر شیم
    با چه ریخت و لباسی با چه ارایشی با چه رفتاری

    اگه لطف کنین جواب سوالمو بدین ممنون میشم

    واستون پیشنهادهای خوب دارم که بتونین زندگیتونو حفظ کنین و این مسایل دیگه اتفاق نیفتن
    سلام
    ممنونم که برام وقت گذاشتید
    خوب اگه منظورتون همیشه و تو هر حالتیه باید بگم که نه. ببینید عزیزم چیزی که من باهاش مواجه شدم تو شرایط مختلفی بوده. هم دورانی که کاملا فرصت مرتب بودن و به خودم رسیدن رو داشتم و هم دوران بارداری اونم ماه های آخر و اونم با وجود یه بچه دیگه
    به هر حال دفعه پیش خودش می گفت تو عالی هستی و من اشتباه کردم.
    همسرم باز هم از من عذرخواهی می کنه و انتظار داره که من ببخشمش.
    ما تو زندگی مون تو هیچ زمینه ای مشکل آنچنانی نداریم. مثلا نه خسیسه و نه بد دل. البته منم هیچ وقت خرج نامعقول نداشتم شاید بشه گفت نسبت به ایشون اقتصادی تر هم هستم. بخش زیادی از تعطیلات ما صرف رفتن به شهرستان و سر زدن به خانواده ایشون می شه. همسرم هم هر زمانی که من بخوام آماده سر زدن به خانواده من هست. تو امور مالی همیشه مشورت می کنیم و من به تصمیماتش اعتماد دارم. پس اندازمون رو تو حساب من می ریزیم و اصلا بینمون حساب من و تو معنی ندازه. تو کار خونه و بچه داری تا جایی که باشه همراهمه. یه دونه تیشرت ساده رو بدون این که نظر من رو بپرسه نمی خره و البته منم همین طورم. روابط زناشویی مون همیشه خوب بوده. و کلی رفتار خوب دیگه. اصلا همین الان اون قدر متواضع عذرخواهی می کنه و ازم دلجویی می کنه که هرکسی باشه می گه باید بهش اعتماد کرد. اما مسئله اینجاست که همسرم اصلا قبول نداره به من خیانت کرده و همش می گه آخه چیزی نشده.
    ویرایش توسط Parastou : شنبه 14 اردیبهشت 98 در ساعت 21:40

  7. کاربر روبرو از پست مفید Parastou تشکرکرده است .

    starface (شنبه 14 اردیبهشت 98)

  8. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1398-2-09
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    366
    سطح
    7
    Points: 366, Level: 7
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 71.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 28 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Parastou نمایش پست ها
    سلام
    ممنونم که برام وقت گذاشتید
    خوب اگه منظورتون همیشه و تو هر حالتیه باید بگم که نه. ببینید عزیزم چیزی که من باهاش مواجه شدم تو شرایط مختلفی بوده. هم دورانی که کاملا فرصت مرتب بودن و به خودم رسیدن رو داشتم و هم دوران بارداری اونم ماه های آخر و اونم با وجود یه بچه دیگه
    به هر حال دفعه پیش خودش می گفت تو عالی هستی و من اشتباه کردم.
    همسرم باز هم از من عذرخواهی می کنه و انتظار داره که من ببخشمش.
    ما تو زندگی مون تو هیچ زمینه ای مشکل آنچنانی نداریم. مثلا نه خسیسه و نه بد دل. البته منم هیچ وقت خرج نامعقول نداشتم شاید بشه گفت نسبت به ایشون اقتصادی تر هم هستم. بخش زیادی از تعطیلات ما صرف رفتن به شهرستان و سر زدن به خانواده ایشون می شه. همسرم هم هر زمانی که من بخوام آماده سر زدن به خانواده من هست. تو امور مالی همیشه مشورت می کنیم و من به تصمیماتش اعتماد دارم. پس اندازمون رو تو حساب من می ریزیم و اصلا بینمون حساب من و تو معنی ندازه. تو کار خونه و بچه داری تا جایی که باشه همراهمه. یه دونه تیشرت ساده رو بدون این که نظر من رو بپرسه نمی خره و البته منم همین طورم. روابط زناشویی مون همیشه خوب بوده. و کلی رفتار خوب دیگه. اصلا همین الان اون قدر متواضع عذرخواهی می کنه و ازم دلجویی می کنه که هرکسی باشه می گه باید بهش اعتماد کرد. اما مسئله اینجاست که همسرم اصلا قبول نداره به من خیانت کرده و همش می گه آخه چیزی نشده.
    پرستو جون
    مرسی دقیقا جواب سوالمو دادین با بقیه چیزاییم که نوشتین بیشتر فهمیدم چقد رابطتون صمیمی و گرمه
    چقد به نظرات هم احترام میزارین

    اما شما واستون خیلی عجیبه چرا این مرد خوب و عالی و همسردوست چنددفعه خیانت کرده و هربارم میگه نه همچی چیزی نبوده

    بنظرم میاد شوهرتون راست میگه
    اون خیانت نکرده
    درواقع نه شما مقصری نه ایشون
    فقط مشکل اینجاس که شما دونفر راجع به نوع برخورد با جنس مخالف دوجور دیدگاه مختلف دارین
    اینم تقصیر هیشکدوم شماها نیس
    فقط تفاوت دیدگاهه

    شما بنظرتون خیلی بد و زشت و زنندس یه مرد متاهل با یه زن غریبه صمیمی و خودمونی حرف بزنه
    یا واسش کلیپ بفرسته
    یا باش شوخی کنه

    اما همسرتون بنظرش میاد که درین حد صمیمیت با جنس مخالف هیچ اشکالی نداره

    شما یجور تعریف از خیانت دارین
    ایشون یجور تعریف دیگه

    این تفاوت دیدگاهتونم دوتا دلیل میتونه داشته باشه

    یکیش به نوع تربیت خانوادگی ربط داره

    یکی دیگه به دیدگاههای دینی اسلامی

    حالا نمیدونم واسه شماها کدوم ایناس
    اما بهرحال این تفاوت دیدگاهتون باعث دعوا و تنش و ناراحتی هردوتاتون شده

    چیزیکه باعث تنش میشه باید یه فکری براش کرد

    بهترین کمک بشماها اینه حضوری برین پیش مشاور

    مشاور که قرار نیس تربیت و شخصیت و عقاید شماها رو عوض کنه
    اون فقط کمکتون میکنه یه مقدار دیدگاهاتون بهم نزدیک شه
    یه مقدارم تحملتون نسبت به تفاوتای بین همدیگه بالاتر بره

    شما و همسرتون هردو بیگناهین
    مشکلتون فقط همین تفاوت دیدگاهه
    اونم تو چندجلسه مشاوره حضوری حل میشه
    خیالتون راحت

  9. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    امروز [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    10,469
    سطح
    68
    Points: 10,469, Level: 68
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 381
    Overall activity: 45.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    138

    تشکرشده 774 در 403 پست

    Rep Power
    113
    Array
    سلام
    حدیث داریم از معصوم که دخترانتان را به افراد با دین خدا ترس بدید
    چرا که اگر دوستشان داشته باشند اونارو تکریم میکنند
    اگر دوستشون نداشته باشند اذیت و ازارشون نمیدن و از خدا حیا میکنند

    ما کجاییم واقعا
    دین کاملا از دست رفته فقط یه وجه پوشالی ازش مونده
    اونم بخاطر اینکه دور اطرافشون ادم های مذهبی هستند
    برای کسب اعتبار بیشتر
    یعنی این افراد اگر یکمی دور اطرافشون ادم بی دین باشه و تاییدشون کنه کاملا دین کنار میزارن
    ویرایش توسط خادم رضا : یکشنبه 15 اردیبهشت 98 در ساعت 07:54

  10. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 22:13]
    تاریخ عضویت
    1396-9-29
    نوشته ها
    104
    امتیاز
    2,103
    سطح
    27
    Points: 2,103, Level: 27
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 95 در 55 پست

    Rep Power
    16
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط starface نمایش پست ها
    پرستو جون
    مرسی دقیقا جواب سوالمو دادین با بقیه چیزاییم که نوشتین بیشتر فهمیدم چقد رابطتون صمیمی و گرمه
    چقد به نظرات هم احترام میزارین

    اما شما واستون خیلی عجیبه چرا این مرد خوب و عالی و همسردوست چنددفعه خیانت کرده و هربارم میگه نه همچی چیزی نبوده

    بنظرم میاد شوهرتون راست میگه
    اون خیانت نکرده
    درواقع نه شما مقصری نه ایشون
    فقط مشکل اینجاس که شما دونفر راجع به نوع برخورد با جنس مخالف دوجور دیدگاه مختلف دارین
    اینم تقصیر هیشکدوم شماها نیس
    فقط تفاوت دیدگاهه

    شما بنظرتون خیلی بد و زشت و زنندس یه مرد متاهل با یه زن غریبه صمیمی و خودمونی حرف بزنه
    یا واسش کلیپ بفرسته
    یا باش شوخی کنه

    اما همسرتون بنظرش میاد که درین حد صمیمیت با جنس مخالف هیچ اشکالی نداره

    شما یجور تعریف از خیانت دارین
    ایشون یجور تعریف دیگه

    این تفاوت دیدگاهتونم دوتا دلیل میتونه داشته باشه

    یکیش به نوع تربیت خانوادگی ربط داره

    یکی دیگه به دیدگاههای دینی اسلامی

    حالا نمیدونم واسه شماها کدوم ایناس
    اما بهرحال این تفاوت دیدگاهتون باعث دعوا و تنش و ناراحتی هردوتاتون شده

    چیزیکه باعث تنش میشه باید یه فکری براش کرد

    بهترین کمک بشماها اینه حضوری برین پیش مشاور

    مشاور که قرار نیس تربیت و شخصیت و عقاید شماها رو عوض کنه
    اون فقط کمکتون میکنه یه مقدار دیدگاهاتون بهم نزدیک شه
    یه مقدارم تحملتون نسبت به تفاوتای بین همدیگه بالاتر بره

    شما و همسرتون هردو بیگناهین
    مشکلتون فقط همین تفاوت دیدگاهه
    اونم تو چندجلسه مشاوره حضوری حل میشه
    خیالتون راحت
    استارفیس عزیزم ما ده ساله با هم زندگی می کنیم و حساسیت های همدیگه رو شناختیم. هیچ وقت با هم در مورد تعریفمون از خیانت صحبت نکردیم و به نظر من هر رابطه ای یکی از دو نفر بدونه شریکش اون رو نمی پذیره و لازمه مخفیش کنه خیانت محسوب می شه. همسر من ارتباطش با تعدادی از همکلاسی های خانم دوران دانشجوییش حفظ کرده که افراد موجهی هم هستند. همکاران خانمی هم داره که بارها شاهد تماسش با اون ها بودم. ما هیچ وقت سر این ارتباطات به اختلاف بر نخوردیم. پس اگر هم به زعم همسر من چیزی نشده و خیانتی رخ نداده اما ممکن بود اگه اتفاقات این طور پیش نرن و من نسبت به تغییر حالت همسرم حساس نبودم و رو نمی شد به خیانت هم کشیده بشه.
    من حتی اگه بپذیرم که خیانت نکرده نمی تونم بپذیرم که تمایل به خیانت نداشته و نمی دونم بخشیدم این خطا به صلاح هست یا نه.
    متاسفانه اون قدر در بین اطرافیان ادم عاقلی دونسته می شه که هیچ وقت در مورد قانع کردنش برای مشاوره گرفتن موفق نبودم. البته این دلیل نمی شه دست از تلاش بردارم⁦☺️⁩






    خادم رضای عزیز به خاطر محدودیت ارسال جواب شما رو همین جا می دم. ایشون تو متظاهر نیستن منتها از نظر اعتقادی دچار دوگانگی هستند متاسفانه. یه تربیت خانواده به ایشون داده و یه تربیت اقوام غیرمتعصبی که بعد از مهاجرت تحصیلی باهاشون زندگی کرده.
    ویرایش توسط Parastou : یکشنبه 15 اردیبهشت 98 در ساعت 08:20

  11. کاربر روبرو از پست مفید Parastou تشکرکرده است .

    starface (یکشنبه 15 اردیبهشت 98)

  12. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1398-2-09
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    366
    سطح
    7
    Points: 366, Level: 7
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 71.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 28 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Parastou نمایش پست ها
    استارفیس عزیزم ما ده ساله با هم زندگی می کنیم و حساسیت های همدیگه رو شناختیم. هیچ وقت با هم در مورد تعریفمون از خیانت صحبت نکردیم و به نظر من هر رابطه ای یکی از دو نفر بدونه شریکش اون رو نمی پذیره و لازمه مخفیش کنه خیانت محسوب می شه. همسر من ارتباطش با تعدادی از همکلاسی های خانم دوران دانشجوییش حفظ کرده که افراد موجهی هم هستند. همکاران خانمی هم داره که بارها شاهد تماسش با اون ها بودم. ما هیچ وقت سر این ارتباطات به اختلاف بر نخوردیم. پس اگر هم به زعم همسر من چیزی نشده و خیانتی رخ نداده اما ممکن بود اگه اتفاقات این طور پیش نرن و من نسبت به تغییر حالت همسرم حساس نبودم و رو نمی شد به خیانت هم کشیده بشه.
    من حتی اگه بپذیرم که خیانت نکرده نمی تونم بپذیرم که تمایل به خیانت نداشته و نمی دونم بخشیدم این خطا به صلاح هست یا نه.
    متاسفانه اون قدر در بین اطرافیان ادم عاقلی دونسته می شه که هیچ وقت در مورد قانع کردنش برای مشاوره گرفتن موفق نبودم. البته این دلیل نمی شه دست از تلاش بردارم⁦☺️⁩






    خادم رضای عزیز به خاطر محدودیت ارسال جواب شما رو همین جا می دم. ایشون تو متظاهر نیستن منتها از نظر اعتقادی دچار دوگانگی هستند متاسفانه. یه تربیت خانواده به ایشون داده و یه تربیت اقوام غیرمتعصبی که بعد از مهاجرت تحصیلی باهاشون زندگی کرده.
    پرستو جون
    پس من اینطور متوجه شدم معیارهای شما و همسرتون تو ارتباط با جنس مخالف هیچ فرق باهم نداره
    درین مورد همیشه مث هم فکر کردینو اختلاف دیدگاه نداشتین

    اون موارد هم که همسرتون انجام دادن میشه بگیم جرقه های خیانت بودن
    یعنی اگه به همونجا ختم نمیشدن ممکن بود وارد فاز خیانت هم بشن

    من از حرفای خودتون اینطور برداشت کردم
    درسته؟

    این مساله نهایتش با کمک مشاور خانواده حل میشه
    البته حضوری
    همسرتون انسان خوبیه
    شما رم‌ خیلی دوس داره
    پس باید با کمک مشاورخانواده معلوم شه انگیزه ایشون از اونکارا چی بوده

    نگران‌ نباشین اما واسه مراجعه خودتونو شوهرتون پیش مشاور خانواده حتما پیگیر باشین

    پرسیدین ایا ببخشم
    جواب اینه که بله ببخشین اما مشروط
    شرطتونم همین باشه که ایشون موافقت کنه همراه شما پیش مشاورخانواده بیاد تا این مساله کاملا حل شه

    پرستو جون همسر منم یه انسان فوق العادس
    بینهایت عالی و بی عیب
    هیچ بدی تو ذاتش نیس
    اما ایشون توان راه رفتن نداره
    توان غذا خوردن نداره
    دایم باید ضربان قلبشو چک کنیم
    حموم و دستشویی ایشونم رو تخت واسش انجام میدیم
    انقد نحیف و لاغره راحت رو دستم میگیرمش میبرمش پشت پنجره بیرون رو تماشا کنه

    قدر زندگی خودتو همسرتو بدون
    دور ازجون همسرت باشه اما هیشکی نمیتونه هیچ اتفاقی رو پیش بینی کنه
    شوهر منم از اولش اینجور نبود
    یه اتفاق غیرقابل پیش بینی باعث شد که به این حال دربیاد

    پس قدربدون و خوبیای همسرتو پررنگتر نگا کن
    البته شما معلومه خیلی قدرشناس هستی
    تو تاپیکت چندبار از خوبیای شوهرت تعریف کردی
    حتی بااینکه ازش گله مندی بااینحال انصاف رعایت کردی

    موفق و پیروز باشی
    مراقب خودت باش
    تو عاشق نبودی که درد دل عاشقا رو بفهمی
    تو بارون نموندی که دلگیریه این هوا رو بفهمی

    تو گریه نکردی برای کسی تا بدونی چی میگم
    دلت تنگ نبوده میخندی تا از حس دلتنگی میگم

    تو تنها نموندی که حال دل بیقرارو بفهمی
    عزیزت نرفته که تشویش سوت قطارو بفهمی

    تو از دست ندادی بفهمی چیه ترس از دست دادن
    جای من نبودی بدونی چیه فرق بین تو و من

  13. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 22:13]
    تاریخ عضویت
    1396-9-29
    نوشته ها
    104
    امتیاز
    2,103
    سطح
    27
    Points: 2,103, Level: 27
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 95 در 55 پست

    Rep Power
    16
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط starface نمایش پست ها
    همسرتون انسان خوبیه
    شما رم‌ خیلی دوس داره
    پس باید با کمک مشاورخانواده معلوم شه انگیزه ایشون از اونکارا چی بوده
    به نظرم کاملا درسته.
    من هرگز به تنهایی نتونستم علت این لغزش های ایشون رو بفهمم. چون اصلا و ابدا با بقیه ی رفتاری که ازش می بینم همخونی نداره. و تا نفهمیم چرا تضمینی نداره دوباره اتفاق نیفته و این چیزیه که نگرانم می کنه.
    یه دغدغه ی من اینه که من همین الان هم می تونم همسرم رو ببخشم و با خودم می گم نکنه دیگه برای خودم ارزشی قائل نیستم؟ نکنه نسبت به همسرم بی غیرت شدم و قبح این کارش برام ریخته؟
    اما نمی تونم غمگین نباشم . همین الان زندگی عادی خودم رو دارم اما یه غم همیشه و هر لحظه همراه منه و احساس پوچی و بی ارزشی می کنم متاسفانه.



    عزیز دلم وقتی پستت رو خوندم بی نهایت متاثر شدم. از صمیم قلبم برای وجود نازنین خودت و همسر محترمت بهترین ها رو آرزو میکنم و امیدوارم یه روز که دیر نباشه خبرهای خوبی ازت بخونم.

  14. کاربر روبرو از پست مفید Parastou تشکرکرده است .

    starface (دوشنبه 16 اردیبهشت 98)


 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1398 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2019 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 21:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3 می باشد.