به انجمن خوش آمدید
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14
  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 17:01]
    تاریخ عضویت
    1397-10-13
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    76
    سطح
    1
    Points: 76, Level: 1
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    بی میلی به جنس مخالف

    سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه.
    من عضو جدید این انجمن هستم اما آشنایی قبلی باهاش دارم و به همین دلیل تصمیم گرفتم داخلش ثبت نام کنم و مشکلمو مطرح کنم تا شاید کسی بتونه منو راهنمایی کنه.

    سوال: چه راهی وجود داره تا میل آدم به جنس مخالف به طور کامل از بین بره؟ یعنی دیگه نه جنس مخالف برای آدم جذابیتی داشته باشه و نه امکانش وجود داشته باشه که بهش علاقه مند بشی یا بهتر بگم کاملا بهش بی تفاوت باشی.

    اگه سعی کنم میل جنسی رو با دارو و پزشک از بین ببرم ممکنه جواب بده؟

    خواهشا فقط جواب سوالو بدید و سعی نکنید بخواید نصیحت یا پشیمون کنید چون کار از این حرفا گذشته.

    اگه کسی از دوستان بتونه راهنمایی کنه تا آخر عمر ممنونش میشم.

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 15 دی 97 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1397-1-08
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    1,340
    سطح
    20
    Points: 1,340, Level: 20
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 31.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    60

    تشکرشده 84 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز میل جنسی یه چیزی هستش که تو ذات آدم نهادینه شده. شاید با مصرف بعضی داروها (که مطلقا توصیه نمیکنم) بشه از شدتش کم کرد ولی هیچ وقت از بین نمیره.
    شما از الان تا آخر عمرت بری تو یه غار تنها زندگی کنی و با همه ی دنیا هم قطع رابطه کنی، باز نیاز جنسیت مثل نیاز به تغذیه و تنفس همراهته.

  3. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 17:01]
    تاریخ عضویت
    1397-10-13
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    76
    سطح
    1
    Points: 76, Level: 1
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط scarface نمایش پست ها
    دوست عزیز میل جنسی یه چیزی هستش که تو ذات آدم نهادینه شده. شاید با مصرف بعضی داروها (که مطلقا توصیه نمیکنم) بشه از شدتش کم کرد ولی هیچ وقت از بین نمیره.
    شما از الان تا آخر عمرت بری تو یه غار تنها زندگی کنی و با همه ی دنیا هم قطع رابطه کنی، باز نیاز جنسیت مثل نیاز به تغذیه و تنفس همراهته.
    میبخشید من درست متوجه شدم؟ یعنی اینکه آدم به جنس مخالف علاقه مند میشه یا به اصطلاح عاشقش میشه دلیلش میل جنسی هست؟

  4. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 15 دی 97 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1397-1-08
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    1,340
    سطح
    20
    Points: 1,340, Level: 20
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 31.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    60

    تشکرشده 84 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط omid_kh نمایش پست ها
    میبخشید من درست متوجه شدم؟ یعنی اینکه آدم به جنس مخالف علاقه مند میشه یا به اصطلاح عاشقش میشه دلیلش میل جنسی هست؟
    ببین پرسیدی چیکار کنم میل جنسیم از بین بره منم راهنماییت کردم که نمیشه این کارو کرد. حالا اینکه دلیل علاقه به جنس مخالف و عشق و عاشقی چیه یه بحث جداس. تو گوگل سرچ کن شونصدهزار مدل جواب از دیدگاه های مختلف علمی و مذهبی و عرفانی و ... برات لیست میکنه هرکدوم به دلت نشست همونو قبول کن. حالا بقیه دوستان هم اگه فرصت کنن میان راهنماییت میکنن، البته بیشتر درگیر طلاق و طلاق کشی و مشاوره ازدواجن به مشکلات ما عزب اوقلی ها کسی کاری نداره :)

  5. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 17:01]
    تاریخ عضویت
    1397-10-13
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    76
    سطح
    1
    Points: 76, Level: 1
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط scarface نمایش پست ها
    ببین پرسیدی چیکار کنم میل جنسیم از بین بره منم راهنماییت کردم که نمیشه این کارو کرد. حالا اینکه دلیل علاقه به جنس مخالف و عشق و عاشقی چیه یه بحث جداس. تو گوگل سرچ کن شونصدهزار مدل جواب از دیدگاه های مختلف علمی و مذهبی و عرفانی و ... برات لیست میکنه هرکدوم به دلت نشست همونو قبول کن. حالا بقیه دوستان هم اگه فرصت کنن میان راهنماییت میکنن، البته بیشتر درگیر طلاق و طلاق کشی و مشاوره ازدواجن به مشکلات ما عزب اوقلی ها کسی کاری نداره :)
    شما سواله منو کامل نخوندی:
    "نه جنس مخالف برای آدم جذابیتی داشته باشه و نه امکانش وجود داشته باشه که بهش علاقه مند بشی یا بهتر بگم کاملا بهش بی تفاوت باشی."
    من با میل جنسی مشکل ندارم، مشکل من اینه که نمیخوام به جنس مخالف علاقه مند بشم و هیچ جذابیتی برام نداشته باشه.

  6. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    امروز [ 19:16]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    648
    امتیاز
    9,558
    سطح
    65
    Points: 9,558, Level: 65
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteranOverdrive
    تشکرها
    123

    تشکرشده 706 در 375 پست

    Rep Power
    103
    Array
    سلام
    منم با این هورمون همیشه مشکل داشتم چون ادمی رو پیدا نکردم که باعث بشه این هورمون به صورت کامل پخش بشه
    این هورمون عشقی و نه الزاما جنسی طوری که اگر نصفه پخش بشه و بهش پاسخی داده نشه باعث میشه هورمون دیگه ای ترشح بشه که باعث بیماری میشه یعنی حال شما چندین برابر بد تر میشه اگر بهش توجه نشه
    الان قرص میتونید استفاده کنید ولی تا ابد باید استفاده کنید تا میلتون کم کم باشه
    جالب هورمون عشقی خیلی قوی تر از جنسی هست

  7. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    امروز [ 18:24]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,255
    امتیاز
    22,981
    سطح
    93
    Points: 22,981, Level: 93
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 369
    Overall activity: 99.3%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,526

    تشکرشده 1,833 در 782 پست

    Rep Power
    181
    Array
    سلام.

    متاسفانه خواهشتون قابل جرا نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط omid_kh نمایش پست ها

    سوال: چه راهی وجود داره تا میل آدم به جنس مخالف به طور کامل از بین بره؟ یعنی دیگه نه جنس مخالف برای آدم جذابیتی داشته باشه و نه امکانش وجود داشته باشه که بهش علاقه مند بشی یا بهتر بگم کاملا بهش بی تفاوت باشی.

    اگه سعی کنم میل جنسی رو با دارو و پزشک از بین ببرم ممکنه جواب بده؟

    .
    لطفا اول بگید چرا میخواید چنین کاری کنید؟

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط omid_kh نمایش پست ها

    خواهشا فقط جواب سوالو بدید و سعی نکنید بخواید نصیحت یا پشیمون کنید چون کار از این حرفا گذشته.
    متاسفانه خواهشتون قابل اجرا نیست. باید جواب سولی که پرسیدم رو بدید.

    - - - Updated - - -

    ضمنا... خانم هستید یا اقا؟ سن؟ تحصیلات؟ شرایط شغلی؟ خلاصه ای از شرایط زندگی و روحیات رو بفرمایید.


  8. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 17:01]
    تاریخ عضویت
    1397-10-13
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    76
    سطح
    1
    Points: 76, Level: 1
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    سلام.

    متاسفانه خواهشتون قابل جرا نیست.





    لطفا اول بگید چرا میخواید چنین کاری کنید؟

    - - - Updated - - -



    متاسفانه خواهشتون قابل اجرا نیست. باید جواب سولی که پرسیدم رو بدید.

    - - - Updated - - -

    ضمنا... خانم هستید یا اقا؟ سن؟ تحصیلات؟ شرایط شغلی؟ خلاصه ای از شرایط زندگی و روحیات رو بفرمایید.

    حتما، من آقا (البته پسر) هستم و سه روز دیگه هم میشم 19 ساله و درحال حاضر هم دانشجوی مقطع کارشناسی رشته کامپیوتر هستم. اگه دانشجو بودن رو شغل حساب کنید، این شغلم حساب میشه.


    زندگی من هم از نظر اقتصادی هم از نظر فرهنگی سطح متوسط قرار داره و تونسته بودم با خودم و زندگیم به مدت دوسال به یکجور تعادل نسبی برسم که متاسفانه با راهنمایی اشتباه یه از خدا بی خبری من این آرامشو با دست خودم از بین بردم. ببینید من تا سن 16 سالگی درگیر مسائل مربوط به خودارضایی و جنس مخالف بودم اما توی اواسط همون سن بودم که خودمو جمع و جور کردم و تونستم این کارو ترک کنم و دیگه با جنس مخالف کاری نداشته باشم، تا قبل از اینکه این اتفاقی که برام افتاده، بیفته; تمام زندگیم روی چندتا محور میچرخید: (درس، کدنویسی، ورزش و آهنگ) که همون چیزی بود که میخواستم، تا قبل از کنکور هم درگیر درس و این موارد بودم و تمام اون دوران رو فراموش کرده بودم تا زمانی که دانشگاه قبول شدم. شما خودتون تصور کنید کسی که به مدت دوسال با جنس مخالف هیچ رابطه ای نداشته، رفته داخل یه کلاس مختلط و یجور آنتروپی داخلش ایجاد شده، من تونسته بودم با آهنگای سنگین (متال) چون پیش زمینه قبلی داشتن و اون قسمت از مغزو که اینجور افکار داخلش بود رو میگوبیدن و میتونستن افکار مزاحمم رو ازم دور کنن، این مشکل رو رفع کنم طوری که وقتی اینجور آهنگا رو گوش میکردم ذهنم از این بی نظمی دور میشد و میتونم به جرئت بگم اگه این کارو ادامه میدادم میتونستم به اون بی نظمی عادت کنم همونطور که با مشکلاتم کنار میومدم. اما الان دیگه اون آهنگا هم جواب نمیدن.
    من این مشکلو که حس یجور بی نظمی دارم رو برای یکی از اعضای خانواده گفتم و اونم گفت که باید با یکی از جنس مخالف رابطه (نه جنسی) برقرار کنی.
    منم این کار رو انجام دادم و با یکی از دخترای کلاس رابطه ای رو شروع کردم، توی شروع رابطه کارمو خوب انجام دادم اما توی حفظ رابطه تقریبا میشه گفت به معنی واقعی کلمه گند زدم به طوری که رابطه به طور کامل به هم خورد.
    وقتی رابطه به هم خورد من تازه فهمیدم به این طرف علاقه دارم و میشه گفت روزی نیست که بهش فکر نکنم و ذهنمو مشغول نکنه البته الان علاقم خیلی کمتر شده اما به طور کامل از بین نرفته.
    این اولین رابطه من توی زندگیم بود و چنان سرش ضربه خوردم که به این نتیجه رسیدم من آدمی نیستم که بخوام با آدمی از جنس مخالف رابطه برقرار کنم و بخوام باهاش زندگیم رو بگذرونم، البته سوء تفاهم نشه من هیچ مشکلی توی برقراری رابطه کلامی و رفتاری با جنس مخالف ندارم و میشه گفت کاملا باهاشون خوب رفتار میکنم.
    من نشستم با خودم یکم فکر کردم و دیدم واقعا به درد برقراری رابطه عاطفی با جنس مخالف نمیخورم چون من آدمی هستم که تمام زندگیم سه چیز شمال میشه: آهنگ، ورزش و درس. توی این بین هیچ جایی برای یه دختر وجود نداره. از یه طرف علاقم به اون شخص از ذهنم نمیره بیرون و بشدت داره آزارم میده از طرف دیگه هم نمیخوام دیگه درگیر اینجور ماجراها بشم و چون همونطور که گفتم آدم این کارا نیستم.

    آخرش به این نتیجه رسیدم باید این میل به جنس مخالف یا چیزی که باعث میشه من بهش علاقه مند بشم از بین بره چون داره به زندگیم صدمه میزنه.

    این تمام اتفاقی بود که برای من افتاده و فکر نکنم چیزی رو از قلم انداخته باشم، حالا با این وضعیت راهی هست که بتونم این حس علاقه به جنس مقابل رو از بین ببرم؟ هرجور عارضه جانبی هم داشته باشه برام مهم نیست چون آینده ای که برای خودم در نظر گرفتم مهمتر از این موارده.

    ببخشید سرتونو درد آوردم.

    ممنون میشم راهنمایی کنید.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط omid_kh نمایش پست ها
    حتما، من آقا (البته پسر) هستم و سه روز دیگه هم میشم 19 ساله و درحال حاضر هم دانشجوی مقطع کارشناسی رشته کامپیوتر هستم. اگه دانشجو بودن رو شغل حساب کنید، این شغلم حساب میشه.


    زندگی من هم از نظر اقتصادی هم از نظر فرهنگی سطح متوسط قرار داره و تونسته بودم با خودم و زندگیم به مدت دوسال به یکجور تعادل نسبی برسم که متاسفانه با راهنمایی اشتباه یه از خدا بی خبری من این آرامشو با دست خودم از بین بردم. ببینید من تا سن 16 سالگی درگیر مسائل مربوط به خودارضایی و جنس مخالف بودم اما توی اواسط همون سن بودم که خودمو جمع و جور کردم و تونستم این کارو ترک کنم و دیگه با جنس مخالف کاری نداشته باشم، تا قبل از اینکه این اتفاقی که برام افتاده، بیفته; تمام زندگیم روی چندتا محور میچرخید: (درس، کدنویسی، ورزش و آهنگ) که همون چیزی بود که میخواستم، تا قبل از کنکور هم درگیر درس و این موارد بودم و تمام اون دوران رو فراموش کرده بودم تا زمانی که دانشگاه قبول شدم. شما خودتون تصور کنید کسی که به مدت دوسال با جنس مخالف هیچ رابطه ای نداشته، رفته داخل یه کلاس مختلط و یجور آنتروپی داخلش ایجاد شده، من تونسته بودم با آهنگای سنگین (متال) چون پیش زمینه قبلی داشتن و اون قسمت از مغزو که اینجور افکار داخلش بود رو میگوبیدن و میتونستن افکار مزاحمم رو ازم دور کنن، این مشکل رو رفع کنم طوری که وقتی اینجور آهنگا رو گوش میکردم ذهنم از این بی نظمی دور میشد و میتونم به جرئت بگم اگه این کارو ادامه میدادم میتونستم به اون بی نظمی عادت کنم همونطور که با مشکلاتم کنار میومدم. اما الان دیگه اون آهنگا هم جواب نمیدن.
    من این مشکلو که حس یجور بی نظمی دارم رو برای یکی از اعضای خانواده گفتم و اونم گفت که باید با یکی از جنس مخالف رابطه (نه جنسی) برقرار کنی.
    منم این کار رو انجام دادم و با یکی از دخترای کلاس رابطه ای رو شروع کردم، توی شروع رابطه کارمو خوب انجام دادم اما توی حفظ رابطه تقریبا میشه گفت به معنی واقعی کلمه گند زدم به طوری که رابطه به طور کامل به هم خورد.
    وقتی رابطه به هم خورد من تازه فهمیدم به این طرف علاقه دارم و میشه گفت روزی نیست که بهش فکر نکنم و ذهنمو مشغول نکنه البته الان علاقم خیلی کمتر شده اما به طور کامل از بین نرفته.
    این اولین رابطه من توی زندگیم بود و چنان سرش ضربه خوردم که به این نتیجه رسیدم من آدمی نیستم که بخوام با آدمی از جنس مخالف رابطه برقرار کنم و بخوام باهاش زندگیم رو بگذرونم، البته سوء تفاهم نشه من هیچ مشکلی توی برقراری رابطه کلامی و رفتاری با جنس مخالف ندارم و میشه گفت کاملا باهاشون خوب رفتار میکنم.
    من نشستم با خودم یکم فکر کردم و دیدم واقعا به درد برقراری رابطه عاطفی با جنس مخالف نمیخورم چون من آدمی هستم که تمام زندگیم سه چیز شمال میشه: آهنگ، ورزش و درس. توی این بین هیچ جایی برای یه دختر وجود نداره. از یه طرف علاقم به اون شخص از ذهنم نمیره بیرون و بشدت داره آزارم میده از طرف دیگه هم نمیخوام دیگه درگیر اینجور ماجراها بشم و چون همونطور که گفتم آدم این کارا نیستم.

    آخرش به این نتیجه رسیدم باید این میل به جنس مخالف یا چیزی که باعث میشه من بهش علاقه مند بشم از بین بره چون داره به زندگیم صدمه میزنه.

    این تمام اتفاقی بود که برای من افتاده و فکر نکنم چیزی رو از قلم انداخته باشم، حالا با این وضعیت راهی هست که بتونم این حس علاقه به جنس مقابل رو از بین ببرم؟ هرجور عارضه جانبی هم داشته باشه برام مهم نیست چون آینده ای که برای خودم در نظر گرفتم مهمتر از این موارده.

    ببخشید سرتونو درد آوردم.

    ممنون میشم راهنمایی کنید.
    یادم رفت بپرسم، امکانش هست بگید چرا شدنی نیست؟

  9. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 دی 97 [ 18:21]
    تاریخ عضویت
    1397-4-10
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    619
    سطح
    12
    Points: 619, Level: 12
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 17 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط omid_kh نمایش پست ها
    حتما، من آقا (البته پسر) هستم و سه روز دیگه هم میشم 19 ساله و درحال حاضر هم دانشجوی مقطع کارشناسی رشته کامپیوتر هستم. اگه دانشجو بودن رو شغل حساب کنید، این شغلم حساب میشه.


    زندگی من هم از نظر اقتصادی هم از نظر فرهنگی سطح متوسط قرار داره و تونسته بودم با خودم و زندگیم به مدت دوسال به یکجور تعادل نسبی برسم که متاسفانه با راهنمایی اشتباه یه از خدا بی خبری من این آرامشو با دست خودم از بین بردم. ببینید من تا سن 16 سالگی درگیر مسائل مربوط به خودارضایی و جنس مخالف بودم اما توی اواسط همون سن بودم که خودمو جمع و جور کردم و تونستم این کارو ترک کنم و دیگه با جنس مخالف کاری نداشته باشم، تا قبل از اینکه این اتفاقی که برام افتاده، بیفته; تمام زندگیم روی چندتا محور میچرخید: (درس، کدنویسی، ورزش و آهنگ) که همون چیزی بود که میخواستم، تا قبل از کنکور هم درگیر درس و این موارد بودم و تمام اون دوران رو فراموش کرده بودم تا زمانی که دانشگاه قبول شدم. شما خودتون تصور کنید کسی که به مدت دوسال با جنس مخالف هیچ رابطه ای نداشته، رفته داخل یه کلاس مختلط و یجور آنتروپی داخلش ایجاد شده، من تونسته بودم با آهنگای سنگین (متال) چون پیش زمینه قبلی داشتن و اون قسمت از مغزو که اینجور افکار داخلش بود رو میگوبیدن و میتونستن افکار مزاحمم رو ازم دور کنن، این مشکل رو رفع کنم طوری که وقتی اینجور آهنگا رو گوش میکردم ذهنم از این بی نظمی دور میشد و میتونم به جرئت بگم اگه این کارو ادامه میدادم میتونستم به اون بی نظمی عادت کنم همونطور که با مشکلاتم کنار میومدم. اما الان دیگه اون آهنگا هم جواب نمیدن.
    من این مشکلو که حس یجور بی نظمی دارم رو برای یکی از اعضای خانواده گفتم و اونم گفت که باید با یکی از جنس مخالف رابطه (نه جنسی) برقرار کنی.
    منم این کار رو انجام دادم و با یکی از دخترای کلاس رابطه ای رو شروع کردم، توی شروع رابطه کارمو خوب انجام دادم اما توی حفظ رابطه تقریبا میشه گفت به معنی واقعی کلمه گند زدم به طوری که رابطه به طور کامل به هم خورد.
    وقتی رابطه به هم خورد من تازه فهمیدم به این طرف علاقه دارم و میشه گفت روزی نیست که بهش فکر نکنم و ذهنمو مشغول نکنه البته الان علاقم خیلی کمتر شده اما به طور کامل از بین نرفته.
    این اولین رابطه من توی زندگیم بود و چنان سرش ضربه خوردم که به این نتیجه رسیدم من آدمی نیستم که بخوام با آدمی از جنس مخالف رابطه برقرار کنم و بخوام باهاش زندگیم رو بگذرونم، البته سوء تفاهم نشه من هیچ مشکلی توی برقراری رابطه کلامی و رفتاری با جنس مخالف ندارم و میشه گفت کاملا باهاشون خوب رفتار میکنم.
    من نشستم با خودم یکم فکر کردم و دیدم واقعا به درد برقراری رابطه عاطفی با جنس مخالف نمیخورم چون من آدمی هستم که تمام زندگیم سه چیز شمال میشه: آهنگ، ورزش و درس. توی این بین هیچ جایی برای یه دختر وجود نداره. از یه طرف علاقم به اون شخص از ذهنم نمیره بیرون و بشدت داره آزارم میده از طرف دیگه هم نمیخوام دیگه درگیر اینجور ماجراها بشم و چون همونطور که گفتم آدم این کارا نیستم.

    آخرش به این نتیجه رسیدم باید این میل به جنس مخالف یا چیزی که باعث میشه من بهش علاقه مند بشم از بین بره چون داره به زندگیم صدمه میزنه.

    این تمام اتفاقی بود که برای من افتاده و فکر نکنم چیزی رو از قلم انداخته باشم، حالا با این وضعیت راهی هست که بتونم این حس علاقه به جنس مقابل رو از بین ببرم؟ هرجور عارضه جانبی هم داشته باشه برام مهم نیست چون آینده ای که برای خودم در نظر گرفتم مهمتر از این موارده.

    ببخشید سرتونو درد آوردم.

    ممنون میشم راهنمایی کنید.

    - - - Updated - - -



    یادم رفت بپرسم، امکانش هست بگید چرا شدنی نیست؟
    سلام آقا امید عزیز

    پسر خوب طبیعیه که توی اولین رابطه موفق نبودی چون خام و بی تجربه بودی
    هر انسانی توی اولین رابطه اش ممکنه شکست بخوره ولی کوله باری از تجربه براش باقی میمونه که با اون روابط جدید رو آگاهانه تر آغاز میکنه. و حربم و حدود روابط را بهتر درک میکنه و سعی میکنه به صورت افراطی به طرف مقابل وابسته نشه
    وابستگی در رابطه چیزی دوطرفه هست و اگر یک نفر بیش از حد به دیگری وابسته بشه رابطه برای هر۲نفر آزار دهنده خواهد بود
    به علاوه ؛ این شکست در رابطه به نظرم باعث شد که برای خودت احترام بیشتری قائل بشی. به قول شاعر (گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی ؛ صبر کن گوهرشناس قابلی پیدا شود)
    این‌ حرف شما مثل اینه که توی مدرسه اولین آزمون ات را خراب کنی و بگی:"من دیگه ادامه ی تحصیل نمیدم!" خنده دار نیست؟
    من اگر جای شما بودم تجربیات زیادی از این رابطه استخراج میکردم و روابط بعدیم رو با دقت و ریزبینی شکل میدادم.

    در کل کناره گیری اصلا شیوه ی مناسبی نیست. زندگی میدان اینجور امتحانات و آزمونهاست. قرار نیست با یک نتیجه ی بد ؛ ناامید شیم (:

  10. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 17:01]
    تاریخ عضویت
    1397-10-13
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    76
    سطح
    1
    Points: 76, Level: 1
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بنفشه59 نمایش پست ها
    سلام آقا امید عزیز

    پسر خوب طبیعیه که توی اولین رابطه موفق نبودی چون خام و بی تجربه بودی
    هر انسانی توی اولین رابطه اش ممکنه شکست بخوره ولی کوله باری از تجربه براش باقی میمونه که با اون روابط جدید رو آگاهانه تر آغاز میکنه. و حربم و حدود روابط را بهتر درک میکنه و سعی میکنه به صورت افراطی به طرف مقابل وابسته نشه
    وابستگی در رابطه چیزی دوطرفه هست و اگر یک نفر بیش از حد به دیگری وابسته بشه رابطه برای هر۲نفر آزار دهنده خواهد بود
    به علاوه ؛ این شکست در رابطه به نظرم باعث شد که برای خودت احترام بیشتری قائل بشی. به قول شاعر (گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی ؛ صبر کن گوهرشناس قابلی پیدا شود)
    این‌ حرف شما مثل اینه که توی مدرسه اولین آزمون ات را خراب کنی و بگی:"من دیگه ادامه ی تحصیل نمیدم!" خنده دار نیست؟
    من اگر جای شما بودم تجربیات زیادی از این رابطه استخراج میکردم و روابط بعدیم رو با دقت و ریزبینی شکل میدادم.

    در کل کناره گیری اصلا شیوه ی مناسبی نیست. زندگی میدان اینجور امتحانات و آزمونهاست. قرار نیست با یک نتیجه ی بد ؛ ناامید شیم (:

    این حرف شما رو کاملا قبول دارم که زندگی میدان تجربه و آزمونه، منم بعد از دوماه بررسی تمام اتفاقات و کارهایی که توی رابطه انجام شده بود به این نتیجه رسیدم.
    درسته آدم بعد از هر آزمون و امتحان یه سری تجربیات بدست میاره تجربه منم از این رابطه این بود که تا جایی که میتونم از این مسائل کناره گیری کنم چون همونطور که گفتم بدرد من نمیخورن، از یه طرفم این روابط ممکنه چه سودی برای آدم داشته باشه؟ آدم به آرامش برسه؟ والا برای من که غیر از استرس و ناراحتی هیچ چیز دیگه ای نداشته.
    از طرفی هم من بعد از رابطه واقعا خودمو سرزنش میکنم که من چرا باید به همچین موجود بی منطقی وابسته بشم. البته قصد جسارت به شما(که ظاهرا خانوم هستید) رو ندارم.


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1397 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2019 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 22:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.