به انجمن خوش آمدید
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11
  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 آبان 97 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1397-3-27
    نوشته ها
    89
    امتیاز
    1,737
    سطح
    24
    Points: 1,737, Level: 24
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 70.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    152

    تشکرشده 146 در 76 پست

    Rep Power
    0
    Array

    چرا یه مدت کوتاه میتونم در اوج بمونم!

    سلام به اهالی همدردی
    بعض از تاپیکها منو ترغیب میکنه که این موضوع رو به اشتراک بگذارم

    آنچه که بارها تجربه کردم این هست که میتونم برای یک مدت موقتی یک فرد در اوج باشم.

    -میتونم در خانه برای همسرم یک شوهر خوب و ایده آل باشم به معنای نرم خویی،خوش رویی،همکاری در کارهای منزل،تفریحات آخر هفته،خوش صحبتی،همدلی با گفتگوهای درونی همسرم،بهترین رابطه زناشویی رو رقم بزنم و خرید بریم و به بستگانش سر بزنیم و از کم کاریهای همسرم به ستوه نیام.
    -میتونم در محیط کارم بدون توجه به اینکه حقوق من با دستمزدم تطابق ندارد بیشترین تلاش رو با بهترین کیفیت بکار بگیرم.
    بدون توجه به اینکه این افرادی که براشون خدمت انجام میدم لیاقت دارند یا قدردان تلاش من هستم بهترین باشم.
    بدون توجه به رفتار ناسازگار همکاران ،ایشان را در موفقیت کاری خودشون راهنمایی کنم و حتی با انرژی بخشیدن بهشون بخوام که یک روز قشنگ رو داشته باشند.

    -میتونم نسبت به افرادی که باهاشون اختلاف دارم فراموش کار باشم،و به خونشون برم و با روی گشاده و مهربون شبی در حد یکساعت خوشحال باشم.بدون اینکه به سردی نگاه و رفتارشون توجه کنم.بدون اینکه به زخم زبانها و کنایه هاشون اهمیت بدم و بخوام پاسخی گزنده بدم.بدون توجه به اینکه از وقاحتی که در رفتارشون به نمایش میگذارن و ازهم دیگه سبقت میگیرند تا من رو در جمع تنهاتر و شرمنده تر کنند.بدون اینکه دلم بگیره از عدم توجه شون بمن و کناره گیری شون از من
    -میتونم نسبت به زندگی ساده خودم ببالم و دوستان و اشنایان رو به سفره ساده خودمون به شام دعوت کنم و نگاه متعجب ایشان و پر از ترحم ایشان نسبت به سادگی زندگی مون رو ندید بگیرم و مدام لبخند بزنم.بدون آزرده خاطر شدن از تلاشهاشون برای به سخره گرفتن و کوچک جلوه دادن دستاوردهای زندگیم.همونطور که سعی در آزردن دارند دلم براشون میسوزه که نمیتونند برای خوبی بخشیدن پیشقدم باشند چون تو زندگیشون از کمبودها رنج میبرند و ارزو میکنم کمبودهاشون برطرف بشه.
    -میتونم با دوستانم صحبت کنم و از اینکه برای بهره مند شدن از من با من معاشرت دارند ناراحت نشم.ازینکه با من رفت و امد میکنه که چون کارمند هستم ضامن وامش بشم .ازینکه با تکیه به دانشی که من دارم مشکلاتش رو برطرف بکنه ولی دوست نداره به پیشرفت من کمک بکنه و مانع میشه بر سر راهم. از اینکه باهات از زندگی خصوصی خودش درددل میکنه تا زیر زبونت رو بکشه و از زندگی خصوصی ات سر در بیاره و بره با بقیه به اشتراک بگذاره.ازینکه در جمع دوستانت نتونی باشی چون اهل سیگار و قلیون و مشروب نیستی،وتو جمع اینوریها هم نتونی باشی چون تو فاز سیاسی چشم بسته از کسی طرفداری نمیکنی.
    -میتونم لبخند بزنم و اونو در اغوش بگیرم وقتی دارم درس میخونم و همسرم درک نمیکنه و مدام سعی در جلب توجه داره تا از درس خوندن جدام کن .وقتی راه به راه مهمون میاد در مواقع حساس تحصیلی که تو تابستون اصلا پیداشون نمیشه.وقتی همکلاسی ها در جبران جلساتی که نبودی و یا تمریناتی که ناتوان هستی راهنمایی نمیکنند و جواب گمراه کننده میدن و دروغ میگن و من همچنان با هاشون صادق هستم و از اطلاعات و تمرینات مضایقه نمیکنم.از استادها که مطالعه کردن و راهنمایی دادن کوتاهی میکنند و با مسیرهای انحرافی معرفی کردن دانشجو رو از سر راهشون برمیدارند تا سرشون خلوت بشه.خب بگو نمیدونم و یا نمیتونم یا برو سراغ فلانی بپرس.چرا ادم رو میذارن سرکار.میگه تو این دانشگاه نمیرسم جوابت رو بدم فلان روز میای تو فلان دانشگاه ده دقیقه بین دو کلاس جوابت رو میدم!

    -من میتونم ازین نظام با این همه اشتباه دفاع کنم، از وضعیت اسفناک مدیریت کشوری که باهم گاوبندی میکنند و دلار رو گرون میکنند و میگن چندتا دلال باعث شدند و نمیگن کار خودمون هست.آخه چطوری؟ آخه تا کی؟ به ادم میخندن.خوب معلومه دیگه نمیشه دروغ گفت.شخصیت ادم میره زیر سوال.
    -میتونم از دین و مسلکم دفاع کنم درحالیکه اقای مرجع نمیاد یه رساله عملیه راجع به رفتار صحیح زندگی زناشویی،تربیت فرزند،کسب و کار،رفتار اجتماعی،معاشرت با بستگان بده.فقط میگه مدارا کنید.نمیشه که جواب نداشته باشی و مدام تحمل کنی فقط.اگه دین کاملی دارم باید جواب همه چی رو با راهکار داشته باشه.موندم اگه یه نظر یقین نداشتم که این امورات دنیا جز با وجود افریدگار ممکن هست، و دست پروردگار رو در امورات روزمرگی خودم نمیدیدم به کدوم دستارد دینم باید مباهات میکردم.افراد هم مسلک دور و بر من به یه چیزایی اعتقاد دارند ولی جاه طلبی و دروغ و دزدی و غیبت و رونق دنیوی زندگی رو جزو لاینفک اصول مهارتهای اجتماعی میدونند و میگن اگه اینطور نباشی نمیتونی زندگی کنی؟! بعد هی میگیم ما فلان دین رو داریم و دین کاملی هست.این چطور دین کاملی هست که بجز این راهها نمیشه زندگی موفق داشت؟! حالا باید در برابر اجتماع ازین وضعیت دفاع هم بکنم.

    -و خیلی میتونمهای دیگه که وقتی پاسخ متقابل دریافت نمیشه و حتی معکوس هم میشه ادم انگیزه ادامه دادن نداره.
    چی به ادم امید میده تا بتونه در موارد بالا و بعضی مواردی که ننوشتم، دایما خوب باشه و در اوج بمونه؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید هادی60 تشکرکرده است .

    گیسو کمند (دوشنبه 28 آبان 97)

  3. #2
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ 19:38]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    8,618
    امتیاز
    223,121
    سطح
    100
    Points: 223,121, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    22,668

    تشکرشده 35,605 در 6,384 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    اول که عنوان را خواندم مفهوم دیگری برای محتویات این تاپیک به ذهنم رسید. دقیقا وقتی بعضی عناوین روزنامه ها را می خوانم چنین اتفاقی می افتد. یعنی عنوان چیزی می گوید و محتویات به چیز دیگری اشاره دارد.

    تصور می کردم فردی اوج را می شناسد و زحمت کشیده و به آنجا می رود اما ثبات ندارد. خب این جواب خاصی هم دارد.

    اما وقتی محتوای تاپیک را خواندم متوجه شدم مطالبی که چینش شده در بعضی موارد اصلا نقطه اوج در آن محور مشخص نیست. یا آگاهی کمی در رابطه با مسیر نقطه اوج وجود دارد. یا اساسا نقطه اوج و مسیر رسیدن و ثبات در آن با تحریف روبرو شده است.
    بیشتر یک بحث ژورنالیستی و قشنگ و تحریف شده است. که متاسفانه تالار همدردی وقت بحث آزاد در اینگونه موارد کلی ندارد. یعنی ما صرفا اگر فردی خودش در موردی مشکل داشته باشد آن را باز می کند.
    اما به لحاظ اینکه اینگونه تاپیک ها و اساسا اینگونه نوشتن و بحث ها در فضاهای مجازی به خصوص شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها برای تحریف و گمراه کردن ذهن ها با توسل به سفسطه ها زیاد شده است. ناگزیرم اشاراتی به آن بکنم. البته تمایل ندارم این تاپیک شامل انجمن آزاد شود. لذا اگر دوستانی تمایل به بحث و گفتگو در این خصوص دارند استقبال می کنم لیکن باید در انجمن آزاد پیگیر ادامه آن باشند.


  4. 5 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    cry (جمعه 25 آبان 97), Quality (شنبه 26 آبان 97), گیسو کمند (دوشنبه 28 آبان 97), هادی60 (دوشنبه 28 آبان 97), بی نهایت (جمعه 25 آبان 97)

  5. #3
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ 19:38]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    8,618
    امتیاز
    223,121
    سطح
    100
    Points: 223,121, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    22,668

    تشکرشده 35,605 در 6,384 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی60 نمایش پست ها

    -میتونم در خانه برای همسرم یک شوهر خوب و ایده آل باشم به معنای نرم خویی،خوش رویی،همکاری در کارهای منزل،تفریحات آخر هفته،خوش صحبتی،همدلی با گفتگوهای درونی همسرم،بهترین رابطه زناشویی رو رقم بزنم و خرید بریم و به بستگانش سر بزنیم و از کم کاریهای همسرم به ستوه نیام.
    در این موضوع نمی توان دقیقا این را نقطه اوج دانست. اگر چه معیارهای خوبی لحاظ شده است.
    در ارتباط زوجین توصیه این نیست که یکی از زوجین بیش از توان روی یکسری معیارهای عالی پافشاری کند و به مرور سرخورده شود. نیاز هست که زن و شوهر هم افزایی کنند.
    یعنی چه؟!
    یعنی دو نفر ضمن گذشت و انجام اینجور کارها به همدیگر کمک کنند. مثلا همین شوهر خیلی خوب با همسرش صحبت کند. بگوید من تصور می کنم شما اینجور کارها را دوست دارید؟! آیا چنین هست؟! آیا کاری دیگری هست غیر از این کارها که شما را خوشحال کند؟!
    آنگاه به همسرش بگوید من می خواهم در کارهای که دوست دارید ثابت قدم باشم آیا کمکم می کنید که همیشه بتوانم خواسته های شما را انجام دهم؟
    قطعا آن خانم خیلی خوشش می آید که شما چنین کنید پس مثبت جواب خواهد داد.
    آنگاه بگو برای اینکه انرژی من باقی بماند گاهی نیاز دارم به من ابراز علاقه کنید. گاهی نیاز دارم بعضی نیازهایم را به تو بگویم و اگر توانستی در آن زمینه کمکم کنید.
    در واقع بگو من به شما کمک می کنم که نیازهایت پاسخ بگیرند و نیاز دارم شما هم به من کمک کنید که نیازهایم ارضاء شود و در اوج بیشتر بمانم.

    پس اینکه یکی از زوجین خود محور حتی تصمیم های قشنگ را یک طرفه پیش برود و جدا از بازخوردهای همسرش یا خواسته های او یا مسئولیت ها و وظایف همسرش اقدام کند بیشتر به استبداد خوب شناخته می شود تا مهارت ارتباطی صحیح ، لذا اساسا اوجی یا وجود ندارد یا اگر هم باشد فرد نمی توانم مستمر آنجا بماند.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com


  6. 5 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    cry (جمعه 25 آبان 97), Quality (شنبه 26 آبان 97), گیسو کمند (دوشنبه 28 آبان 97), هادی60 (دوشنبه 28 آبان 97), بی نهایت (جمعه 25 آبان 97)

  7. #4
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ 19:38]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    8,618
    امتیاز
    223,121
    سطح
    100
    Points: 223,121, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    22,668

    تشکرشده 35,605 در 6,384 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی60 نمایش پست ها
    -میتونم در محیط کارم بدون توجه به اینکه حقوق من با دستمزدم تطابق ندارد بیشترین تلاش رو با بهترین کیفیت بکار بگیرم.
    بدون توجه به اینکه این افرادی که براشون خدمت انجام میدم لیاقت دارند یا قدردان تلاش من هستم بهترین باشم.
    بدون توجه به رفتار ناسازگار همکاران ،ایشان را در موفقیت کاری خودشون راهنمایی کنم و حتی با انرژی بخشیدن بهشون بخوام که یک روز قشنگ رو داشته باشند.
    اگرچه اشتباه این بخش خیلی ساده به نظر می رسد و بیشتر افراد که می خوانند خواهند گفت این اشتباه هست اما نوع اشتباه خیلی مهم هست.
    اکثرا وقتی این متن را می خوانند به شما می گویند اشتباه هست که شما استثمار مافوق شوی. بلکه این اوج نیست و باید از حق خود دفاع کنید و نباید این سستی و انفعال را اوج بدانی و ادامه دهی.

    اما این ظاهر کار هست....
    قالبا اشتباه بزرگتری در این متن نهفته است که صرفا با تیز هوشی و دقت و همه جانبه و شخصیت شناسی می توان آن اشتباه را شناخت و حل کرد.
    آن اشتباه چیست؟
    تجربه نشان داده است اینگونه ادبیات معمولا برای افراد کم مسئولیت ، ناسازگار و بلند پرواز و خود بزرگ بین پیش می آید.
    یعنی معمولا چنین شخصیت هایی زحمات دیگران را کم، و دیگران را کوچک و بی ارزش می دانند. و برای خود و کار خود ارزش زیاد قائل هستند و توقعات بالای در محیط کاری از همکاران و مسئولین خود دارند. به نوعی خودشیفته که خود را صاحب ایده، فعال و موفق دانسته که حقوق متناسب به آنها نمی دهند.
    لذا مافوقان خود را اهل پارتی، رشوه و .... معرفی می کنند و همکاران خود را چاپلوس و ... .معرفی می کنند. بعد نتیجه می گیرند این مافوقان نالایق این همردیفان ناتوان را در موقعیت های بالا قرار داده اما به من حقوق زیاد نمی دهند.

    تبصره: این امکان حتما وجود دارد که چنین نقص هایی در سازمان یا اداره ای وجود داشته باشد. همانطور که امکانش وجود دارد در خودروهایی نقصی وجود داشته باشد
    اما اینکه ما زندگی خود را بر مبنای صرفا این نقص ها مدیریت کنیم بر می گردد به نقص در خود ما.

    در بسیاری موارد ، بسیاری از افراد با توانمندی و سازگاری موفق هم می شوند و به رشد هم می رسند.

    نتیجه اینکه تمرکز صرفا روی نقص ها و منفی ها در یک جایی یا در یک سازمانی و همه یا هیچ کردن می تواند ما را به تحریف شناختی برساند.
    این نیست که در یک اداره همه صفر و منفی هستند هم مدیران نالایق و هم همکاران ناسازگار و صرفا ما توانمندی هستیم و حقوق نمی گیریم.

    اگر این صحبت این بند شما درست باشد پس بایدنتیجه بگیریم که همه دیگران بگویند وضع ما خوب هست (چون به گفته شما دیگران ناسازگار بوده اند اما موقعیت خوب گرفته اند ) در حالیکه اینگونه مسائل به خاطر منفی بافی عمومی تقریبا همه گیر شده است.
    مثلا اینکه فردی می گوید همه به فکر خودشان هستند و سر دیگران کلاه می گذارند (یعنی من اینطور نیستم.)
    اینکه همه با پارتی به جایی می رسند و نالایق هستند (یعنی من نیستم)
    خب اگر همه اینها درست می گویند و خودشان مشکل ندارند پس چرا در جامعه همه خود را خوب می دانند.

    پس نتیجه می گیریم این اشتباه هست که کسی خودش را اولا از بقیه جدا کند و بعد هم بقیه را بد توصیف کند. بلکه درست این هست که بقیه ضعفهایی دارند من هم همین طور.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com


  8. 5 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    cry (جمعه 25 آبان 97), tavalode arezoo (سه شنبه 29 آبان 97), گیسو کمند (دوشنبه 28 آبان 97), هادی60 (دوشنبه 28 آبان 97), بی نهایت (جمعه 25 آبان 97)

  9. #5
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ 19:38]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    8,618
    امتیاز
    223,121
    سطح
    100
    Points: 223,121, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    22,668

    تشکرشده 35,605 در 6,384 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی60 نمایش پست ها

    -میتونم نسبت به افرادی که باهاشون اختلاف دارم فراموش کار باشم،و به خونشون برم و با روی گشاده و مهربون شبی در حد یکساعت خوشحال باشم.بدون اینکه به سردی نگاه و رفتارشون توجه کنم.بدون اینکه به زخم زبانها و کنایه هاشون اهمیت بدم و بخوام پاسخی گزنده بدم.بدون توجه به اینکه از وقاحتی که در رفتارشون به نمایش میگذارن و ازهم دیگه سبقت میگیرند تا من رو در جمع تنهاتر و شرمنده تر کنند.بدون اینکه دلم بگیره از عدم توجه شون بمن و کناره گیری شون از من
    -میتونم نسبت به زندگی ساده خودم ببالم و دوستان و اشنایان رو به سفره ساده خودمون به شام دعوت کنم و نگاه متعجب ایشان و پر از ترحم ایشان نسبت به سادگی زندگی مون رو ندید بگیرم و مدام لبخند بزنم.بدون آزرده خاطر شدن از تلاشهاشون برای به سخره گرفتن و کوچک جلوه دادن دستاوردهای زندگیم.همونطور که سعی در آزردن دارند دلم براشون میسوزه که نمیتونند برای خوبی بخشیدن پیشقدم باشند چون تو زندگیشون از کمبودها رنج میبرند و ارزو میکنم کمبودهاشون برطرف بشه.
    -میتونم با دوستانم صحبت کنم و از اینکه برای بهره مند شدن از من با من معاشرت دارند ناراحت نشم.ازینکه با من رفت و امد میکنه که چون کارمند هستم ضامن وامش بشم .ازینکه با تکیه به دانشی که من دارم مشکلاتش رو برطرف بکنه ولی دوست نداره به پیشرفت من کمک بکنه و مانع میشه بر سر راهم. از اینکه باهات از زندگی خصوصی خودش درددل میکنه تا زیر زبونت رو بکشه و از زندگی خصوصی ات سر در بیاره و بره با بقیه به اشتراک بگذاره.
    در موارد بالا هم این مشکل کماکان وجود داره؟
    من خیلی معیارهای خوب و رفتارهای خوب و یکدست دارم و بقیه خیلی بدند . بد بد بد
    حالا چطوری بتوانم روی خوبی ها بمانم.
    اساسا برای ماندن در خوبی ها باید این را بدانیم که بزرگترین خوبی اینست که دیگران را هم به میزانی خوب بدانیم و قبول کنیم دیگران هم اگر اشتباهاتی دارند آنقدر که ما فکر می کنیم بد نیستند.
    اگر عقیده درونی ما این باشد که دیگران کاملا بد هستند و ما می می خواهیم کاملا خوب باشیم اولا همشه امکان ندارد. ثانیا چون اشتباه موقعیت را فهمیده ایم طرد میشویم.
    چون ما خودبزرگ بین بوده ایم و در درون و نگاهمان دیگران بد بوده اند. لذا اگر تحملشان هم کنیم در نگاهمان و قلبمان تحقیر آنها وجود دارد و آنها قطعا به مرور ما را ترک می کنند.





    البته اگر وقت باشد سایر بندها هم پاسخ مشابهی دارد که خواهم گفت. انشاء الله
    باقی این غزل را ای مطرب ظریف
    زین سان شمار که زین سانم آرزوست

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com


  10. 6 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    cry (جمعه 25 آبان 97), tavalode arezoo (سه شنبه 29 آبان 97), گیسو کمند (دوشنبه 28 آبان 97), نیکیا (شنبه 26 آبان 97), هادی60 (دوشنبه 28 آبان 97), بی نهایت (جمعه 25 آبان 97)

  11. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 آبان 97 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1397-3-27
    نوشته ها
    89
    امتیاز
    1,737
    سطح
    24
    Points: 1,737, Level: 24
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 70.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    152

    تشکرشده 146 در 76 پست

    Rep Power
    0
    Array

    چرا یه مدت کوتاه میتونم در اوج بمونم! (2)

    ضمن تشکر از جناب مدیر همدردی،


    برای جلوگیری از انتقال تاپیکم به انجمن ازاد از بحث راجع به پستها میگذریم و نکاتی راجع به تاپیک اضافه کنم:

    اول : چندماه هست که تو همدردی هستم و پستهای زیادی هم دارم که به اونها استناد کرد ،من ژورنالیست نیستم ولی ژورنالیستها رو دوست دارم و تو این تاپیک فهمیدم استعدادش رو دارم.اساسا نه روزنامه میخونم نه معتاد به اخبار هستم و نه تو پایگاههای اجتماعی مجازی عضو هستم و نه پیگیری برای خواندن .تنها سایتی که مراجعه کردم این همدردی بوده که تو مقطعی بطور تصادفی اشنا شدم.
    خواستم بگم که نوشته های بنده برایند و فرایند پستهای اجتماعی رایج نیست و شخصی است کاملا.

    دوم هدفم از نوشتن تاپیک بروز تلاطمهای درونی خودم بودم که بیان کننده
    -هیجانات و احساسات
    -رفتار و تمایلات
    -ذهن و اندیشه
    در بدترین و منفی ترین لحظات هستند
    و برای کنترل اون "میتونمها" میشه به روشهای مختلفی:

    • جملات بیدار کننده و اگاه کننده ای که موقعیت موجود رو طور دیگه ای تصویر کنه
    • خودشناسی و یافتن نقص در شخصیت و ذهنیت و اصلاح و تعدیل اون
    • شناخت ریشه نقص طرفهای مقابل و درک اونها و تخقیف دادن رنجی که از اونها میبریم با علم به علت و جلوگیری از شخصی سازی مسائل پیش اومده
    • و.....

    عمل کرد و به دنبال این بودم که علاوه براینکه روشهایی رو خودم اتخاذ میکنم، از نظرات و تجربیات اعضا و خوانندگان تالار در هر موقعیت مشابهی که ممکن است در زمینه های متعدد و مختلف باشد(اشاره به "میتونم" های مختلف و چینش شده) بهره ای ببرم.

    سوم اینکه :گرچه مدیر همدردی عزیز طبق پست اول خودشون اشاره کردند و فرمودند که برای تنویر افکار عمومی و خوانندگان پاسخ میدن،نه برای کمک به استارتر



    نقل قول از مدیر همدردی
    با سلام
    اول که عنوان را خواندم مفهوم دیگری برای محتویات این تاپیک به ذهنم رسید. دقیقا وقتی بعضی عناوین روزنامه ها را می خوانم چنین اتفاقی می افتد. یعنی عنوان چیزی می گوید و محتویات به چیز دیگری اشاره دارد.
    ....

    اما وقتی محتوای تاپیک را خواندم متوجه شدم مطالبی که چینش شده در بعضی موارد اصلا نقطه اوج در آن محور مشخص نیست. یا آگاهی کمی در رابطه با مسیر نقطه اوج وجود دارد. یا اساسا نقطه اوج و مسیر رسیدن و ثبات در آن با تحریف روبرو شده است
    .
    بیشتر یک بحث ژورنالیستی و قشنگ و تحریف شده است.

    که متاسفانه تالار همدردی وقت بحث آزاد در اینگونه موارد کلی ندارد
    .
    یعنی ما صرفا اگر فردی خودش در موردی مشکل داشته باشد آن را باز می کند
    .
    اما به لحاظ اینکه اینگونه تاپیک ها و اساسا اینگونه نوشتن و بحث ها در فضاهای مجازی به خصوص شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها برای تحریف و گمراه کردن ذهن ها با توسل به سفسطه ها زیاد شده است. ناگزیرم اشاراتی به آن بکنم

    . البته تمایل ندارم این تاپیک شامل انجمن آزاد شود. لذا اگر دوستانی تمایل به بحث و گفتگو در این خصوص دارند استقبال می کنم لیکن باید در انجمن آزاد پیگیر ادامه آن باشند.
    اما با اینحال در پستهای بعدی پاسخهایی رو مطرح کردند و بنده از اونها جملاتی رو اخذ کردم و مشغول سبک و سنگین کردن اونها هستم و به چکش کاری خودم خواهم پرداخت،کما اینکه سالهاست مشغولم و به امید خدا ادامه میدم.و بابت پاسخها تشکر میکنم.

    چهارم :فلسفه حضور من در تالار بیان مشکلم بود ولی ادامه حضورم بخاطر ابن بود که دیدم میتونم راجع به مسائل اظهارنظر کنم و نسبت به نوع بیان و و زبان و لحن و گفتار خودم آگاهی پیدا کنم و سعی در اصلاح خودم بکنم.چرا که شغلم شبیه مددکار اجتماعی هست و به کیفیت گفتار ارتباط صد در صدی داره. البته از تجربیات و جملات و بینشهای و تلنگرهای دوستان هم بهره مند شدم.

    پنجم اینکه : در نظریه پست مدرنیسم ،یک متن به ازای هربار خواندن معنای جدیدی به دست میدهد،اینکه شخصی عنوانی رو بخواند و انتظاری دیگری از متن داشته باشد چیز جدیدی در تاپیکهای همدردی نیست. و درست است معنای در اوج بودن با سوپراستار بودن همخوانی دارد،ولی نظر بنده هرکسی "در اوج بودن" رو باید نسبت به توانایی خود در اون مقطع بسنجد.

    امیدوارم توضیحاتم بتونه بسته نشدن تاپیک رو توجیه کنه اگر شد شد، اگر هم نشد نشد

    وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
    که در طریقت ما کافریست رنجیدن
    به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات
    بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن

    تشکر از همه و مدیر همدردی

  12. کاربر روبرو از پست مفید هادی60 تشکرکرده است .

    گیسو کمند (دوشنبه 28 آبان 97)

  13. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 آذر 97 [ 19:40]
    تاریخ عضویت
    1396-8-01
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    2,494
    سطح
    30
    Points: 2,494, Level: 30
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 106
    Overall activity: 84.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsOverdrive1 year registered
    تشکرها
    282

    تشکرشده 169 در 74 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی60 نمایش پست ها

    افراد هم مسلک دور و بر من به یه چیزایی اعتقاد دارند ولی جاه طلبی و دروغ و دزدی و غیبت و رونق دنیوی زندگی رو جزو لاینفک اصول مهارتهای اجتماعی میدونند و میگن اگه اینطور نباشی نمیتونی زندگی کنی؟! بعد هی میگیم ما فلان دین رو داریم و دین کاملی هست.این چطور دین کاملی هست که بجز این راهها نمیشه زندگی موفق داشت؟! حالا باید در برابر اجتماع ازین وضعیت دفاع هم بکنم.


    ********



    سلام

    در مورد نقل قول بالا یه مطالبی هست که خدمتتون میگم :

    چند تا چیز را برا ی خودتون مشخص کنید ....
    اینکه دین و دینداری چه فرقی داره!
    آیا دین مشکل داره یا دینداری ماها ایراد داره ...
    دین به انسانها نمیگه برو دروغ بگو - غیبت بکن - دزدی بکن و .... اگه فردی این کارها را می کنه و در ظاهر دین خودنمایی میکنه ..نشانه ی عدم دینداری ست....نه اینکه خود دین ایراد داره.
    ادیان الهی آمده برای راحتی و پیشرفت انسانها - برای سعادت ....
    اینکه ما انسانها دچار مشکلات هستیم ،مشکل دین نیست .... ، مشکل بی درایتی ما انسانها ست!...ناآگاهی ها !
    بعضی چیزها به خود فرد ارتباط داره ..بعضی چیزها به جامعه ! ( مردم )
    همه ی اینها در مسیر مردمان جامعه تاثیر می ذاره ( پیشرفت فردی - پیشرفت جامعه ای )
    یعنی ما یه وظیفه فردی داریم یه وظیفه جامعه ای !
    اگه این وظایف درست انجام بشه زندگی ها راحت تره ...
    ولی متاسفانه ماها دچار و گرفتار نفسیم !
    شاید حتی نمار هم برای نفس بخونیم نه خدا !





    باید زندگی موفق را برا ی خودتون تعریف کنید:
    اصلا زندگی موفق یعنی چی؟
    یعنی پول داشته باشیم ؟
    ماشین و خونه و....داشته باشیم؟
    درآمد آنچنانی داشته باشیم؟
    ازدواج کرده باشیم ؟


    همه ی اینها خوبه ...ولی مسیر رسیدنش مهمه !



    چقدر سعی کردیم سالم زندگی کرده باشیم ؟
    چقدر مراقب حلال و حرام بوده ایم؟
    چند درصد ما انسانها سمت خدا هستیم ؟
    چقدر حرف خدا را گوش کردیم که انتظار داریم اون حرف ما ر ا گوش بده ؟
    بنده خدا هستیم یا بنده شیطان ؟
    چقدر مسیر خدا را رفتیم؟
    و....
    هر آدمی با توجه به پاسخی که به این سئوال ها میده ، مشخص میکنه در کجای آسمانه!
    بعضی آدم ها تو زمین اند و غرق در دنیای دنیوی ها !


    می خوام بگم اون هدفه مهمه ...
    اگه هدف این باشه مسیر زندگیمون مسیر خدا باشه ....موفقیت ها را زیباتر برای خودمون ترجمه می کنیم .



    ویرایش توسط cry : دوشنبه 28 آبان 97 در ساعت 03:14

  14. 4 کاربر از پست مفید cry تشکرکرده اند .

    tavalode arezoo (سه شنبه 29 آبان 97), گیسو کمند (دوشنبه 28 آبان 97), هادی60 (سه شنبه 29 آبان 97), الهه زیبایی ها (دوشنبه 28 آبان 97)

  15. #8
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ 19:38]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    8,618
    امتیاز
    223,121
    سطح
    100
    Points: 223,121, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    22,668

    تشکرشده 35,605 در 6,384 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    برای اینکه تاپیک درست هدایت شود و جنبه بحث و نظرات کلی نباشد، نیاز به یک تمرکز سازی هست.
    بدین صورت که دقیق و کاربردی موارد مطروحه به صورت عینی و مصداقی مجسم شود تا هم کاربران و هم خودتون روی آن پیش برویم و کثرت و تنوعات بحثهای مرتبط، آنها را سطحی و پراکنده نسازد.

    مثلا به عنوان مثال می توان اینطور این تاپیک را مصداقی تر و عینی تر کرد:
    آیا انتظارات من از خودم یا از دیگران صحیح هست؟

    یا اینکه

    در صورت درست بودن معیارهایم، چگونه می توانم برای استمرار آنها تلاش کنم.

    یا اینکه ؟

    روش صحیح تعامل با دیگران در خصوص مثالهایی که زده ام چیست؟!

  16. 3 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    cry (دوشنبه 28 آبان 97), گیسو کمند (دوشنبه 28 آبان 97), هادی60 (سه شنبه 29 آبان 97)

  17. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    امروز [ 08:33]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    756
    امتیاز
    28,912
    سطح
    99
    Points: 28,912, Level: 99
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 1,088
    Overall activity: 73.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,423

    تشکرشده 2,676 در 696 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    212
    Array
    .


    سلام جناب هادی 60


    شما میخواهید همواره خوب و درست رفتار کنید
    اما وسط راه انگیزتون رو از دست میدید ،
    به نظرتون چرا انگیزتون رو از دست میدید ؟

    پستهای آقای مدیر ؟
    توقع متقابل نیکی و احسان از دیگران و ناکام موندن ؟
    انگیزه گرفتن از منطق درست و رفتار درست دیگران ؟
    عدم توانایی درک متقابل ؟
    منفی نگری ؟
    یا ..؟


    یه سوال از شما دارم ،،


    آقای هادی 60 چرا شما میخواهید همواره خوب باشید و درواقع درست رفتار کنید ؟
    اگر اینگونه نباشید چه اتفاقی برای شخص شما با روحیه منحصر به خودتون میوافته ؟










    فکر کنم پاسخ سوال بالا رو خودتون جلو جلو دادید

    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی60 نمایش پست ها
    وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
    که در طریقت ما کافریست رنجیدن
    به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات
    بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن


    نکات این شعر و اون سوال رو در پست بعدی براتون مینویسم .
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  18. 3 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    cry (سه شنبه 29 آبان 97), tavalode arezoo (سه شنبه 29 آبان 97), هادی60 (سه شنبه 29 آبان 97)

  19. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    امروز [ 08:33]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    756
    امتیاز
    28,912
    سطح
    99
    Points: 28,912, Level: 99
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 1,088
    Overall activity: 73.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,423

    تشکرشده 2,676 در 696 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    212
    Array
    .


    عیب پوشیدن ««»» درک متقابل

    عیب پوشی مبتنی بر این هست که اتفاقا ما دیگران رو معیوب نببینیم !
    که اگر معیوب ببینیم توان عیب پوشی هم نداریم .


    یعنی چی ؟







    یعنی یه مثال عینی میزنم از همان محیط کاری

    ارباب رجوع مراجعه کرده و داد و فریاد میکنه به شدت معترض هست ،
    به زمین و زمان بد میگه
    کارمندان مربوطه با نگاه های تحقیرآمیزشون و یا نگاه حق به جانب نگاه میکنن

    اون وسط یه نفر که از بقیه عاقل تر هست ، خیلی آروم جلو میره
    و با یه نگاه بالا به پایین یه راهنمایی خیلی کلی و غیرکاربردی به ارباب رجوع میده .
    و به خودش میباله که مثل بقیه همکارا نبوده و تونسته اون آقا رو بفرسته بره و یه راهنمایی هم بده .

    بعدش همکارا دور هم نشستند و از بیشعوری ارباب رجوع صحبت میکنن .







    ببینید اصلا رفتار زشت قابل تایید نیست و در هر حال رفتار اون آقا درست نبوده
    اما ما کاری با زشتی رفتار اون آقا نداریم
    میخواهیم در مورد خودمون و وظایفمون و کنترل افکارمون صحبت کنیم :


    خوب این موضوع رو از یه دید بهتر بررسی میکنیم :
    از نگاه یه کارمند با مهارت و با وجدان مثل هادی 60 :


    من ( هادی 60 ) به عنوان کارمند شرکت با خودم عهد کردم که کسی با شخص من مشکلی نداره
    و ارباب رجوع " من " رو نماینده شرکت میدونه ،
    اگر داد میزنه معترضه و.. ، به شرکت معترضه ،
    (شناخت دقیق موقعیت و نقش مان )





    کاری ندارم اون آقا ( و هر ارباب رجوعی ) واقعا بیشعور هست یا نه و بهش فکر نمیکنم
    کاری ندارم اون آقا ( و هر ارباب رجوعی ) دعوایی و عصبی و بی منطق هست یا نه و بهش فکر نمیکنم

    (ای اهل ایمان، از بسیار پندارها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخی ظنّ و پندارها معصیت است و نیز هرگز (از حال درونی هم) تجسس مکنید )
    سوره حجرات آیه 12
    ( تجسس نکردن و در عمق رفتار منفی کسی نرفتن)



    دوست دارم در هر حال وظیفه خودمو درست انجام بدم و راهنمایی جامعی ارائه بدم .
    دوست دارم ارباب رجوع رو طوری راهنمایی کنم که اگر دفعه بعد به مشکل خورد بلد باشه دقیقا چیکار کنه .
    (از قبل انتخاب کنیم که میخواهیم سعی کنیم درست ترین رفتار رو انجام بدم )


    چه بسا برای اینکه فکر منفی به سراغم نیاد و اون آقا رو آدم بدی نبینم ، بهش حق بدم
    و با خودم میگم :

    ( کنترل افکار منفی با درک طرف مقابل »» عیب پوشی )
    حقیقت اینه که همکارانم نتونستن ارباب رجوع رو درک کنن . ( یعنی همکارا هم بیشعور نبودن بلکه بدلیل عدم آگاهی نتونستن درک کنن)
    او رو بی منطق و غیر عادی دیدن

    اما شاید ارباب رجوع روز سختی رو گذرونده بوده که اینقدر عصبانی شده
    و تیم پشتیبانی شرکت بارها به علت افزایش تماسهای ورودی راهنمایی کامل و درستی ارائه نمیدن
    و ممکنه همین مسئله باعث سردر گمی ارباب رجوع شده باشه


    شدت عصبانیت و شاید نداشتن مهارت باعث شده او نتونه درست توضیح بده
    به هر حال مشتری های شرکت از اقشار مختلفی هستند ( تحصیلکرده ، بی مهارت و... )
    و منه کارمند با علم به این موضوع ( که با هر قشری برخورد دارم ) در سِمت رسیدگی به پرونده های خاص هستم
    پس باید بتونم با هر قشری ارتباط بگیرم و کمکشون کنم

    پس او غول بی شاخ و دم نبوده فقط روز سختی رو گذرونده
    ازون گذشته مردم گرفتار هستن و نیازه واقعا همدیگرو درک کنیم
    ( و خیلی نکات دیگه که میشه باهاش عیب پوشی کنیم و دیگران رو بد نبینیم و حتی مانع ایجاد غرور در درونمون بشیم )






    ببینید اگر قرار باشه یه نفر صرفا چندتا جمله رو برای ارباب رجوع تکرار کنه
    یا چند تا امضا بزنه
    یا فقط یه کار روتین انجام بده
    که ربات ها این کارها رو بهتر از ما بلدن
    اما ما فرقمون با ربات اینه که قدرت شعور داریم ،

    اینکه هادی 60 تونسته به یه ارباب رجوع عصبانی که دیگه کنترلی روی رفتارش نداره
    راهنمایی جامعی بده در واقع خیلی شاهکار نیست ،
    اونهایی که این قدرت رو ندارن و وظایفشون رو اونطور که حقش هست انجام نمیدن ، خیلی دارن کم لطفی میکنن .


    البته که شما دست مریزاد داری برای رفتار خوبت منظورم اینه که جز این از شما انتطار نمیره




    نمیدونم تونستم منظورمو با این مثال بگم یا نه
    مجموع نکاتی که خواستم در مثال بالا بگم :

    **چهطوری وظیفمونو درست و کامل و کریمانه انجام بدیم
    **چهطوری ازینکه داریم یه کاری رو درست و خوب انجام میدیدم مغرور نشیم
    **چهطوری بتونیم عیب پوشی کنیم و دیگران رو بد نبینیم
    **چهطوری ازینکه دیگران رفتار اشتباهی انجام دادن کمتر ناراحت بشیم .





    بعدش اینکه آقای هادی 60 ، خدایی نکرده منظورم این نیست که شما مغرور هستید یا هر چی
    من خودم هر روز با خودم تمرین میکنم که غرور نداشته باشم
    که در مورد مردم هیچ فکر بدی نکنم
    متاسفانه خیلی وقتام فکرم منو جاهای بدی میبره و موفق نمیشم
    اما تلاش میکنم به امید روزی که خودبرتر بینی ام به حداقل برسه و هر روز روی عیب خودم و حقوق دیگران بیشتر متمرکز شم تا بلکم بتونم یکم ازین غرور فاصله بگیرم

    متاسفانه من خودم خیلی وقتها که کار خوبی انجام میدم بعدش خرابکاری میکنم
    یعنی ای کاش اون کار خوب رو انجام نمیدادم چون بعدش مغرور میشم
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  20. 5 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    cry (سه شنبه 29 آبان 97), m.reza91 (پنجشنبه 01 آذر 97), tavalode arezoo (سه شنبه 29 آبان 97), هادی60 (سه شنبه 29 آبان 97), مدیرهمدردی (سه شنبه 29 آبان 97)


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1397 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2018 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 09:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.