به انجمن خوش آمدید
  • Login:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۴ تیر ۹۷ [ ۱۵:۲۸]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۷-۳-۲۸
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    68
    سطح
    1
    Points: 68, Level: 1
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    دودلی در ازدواج

    سلام
    من در طول تحصیل کارشناسیم با دختری از دانشکده اشنا شدم از د شهر مختلف و با دو فرهنگ متفاوت.در حدود سه سال من اصرار به این وصلت داشتم و دختر هم همیشه منو منصرف میکرد به دلایلی متفاوت از قبیل دوری واختلافتمون..گذشت که من ارشد قبول شدم و درخواستمو مجددا دادم به دختر.قرار بر این شد بریم خواستگاری
    در مراسم خواستگاری تمام شرایط مطابق نظر اونها بود.اینکه من یه شهر اونا زندگی کنم و تمام رسومات اونا رو بجا بیارم وغیره....
    نامردی که کردیم از طرف فامیلشون کسی رو دعوت نکرده بودن گفتن ما رسم داریم نامزدیمون طولانی باشه برای همین میخایم مخفی بمونه این نامزدی
    مهریه ای ک تعیین کردیم بعد ار چند ماه مادرش گفت که مهریه مون شاید300تا بیشتر از تعیین کرده اون شب باشه
    در طول دوران نامزدی چندباری بمن گفتن خسته شدم و بیا حلقه تو ببر.بمن میگفت تو یک مرد کامل نیستی و من انتظارم از شوهر اینده ام اینجوری بوده و از ای ها حرفا....ناگفته نماند از من شش ماه بزرگتر است
    در طول نامزدی چندباری به خونه ای ما اومد خونه ما توی روستاس.میگفت شما چرا اینجوری هستید تو روستا ایراداتی بمن گرفت که از انجامشون عاجز بدم.من بعد از شش ماه به خانواده م گفتم اتفاقاتی که بینمون افتاده.حالا منم گفتم ک باید بیای هرجا که من میگم زنذگی کنیم و رسم و رسومات ماهم تو ازدواجمون دخیل باشه چون رسومات ما خیلی اسان وساده اس.ولی اون میگه قبول نمیکنم.و جای باهات نمیام. و تمام چیزایی رو ک گفتیم بای باشه گفتم چکارکنم به نظرتون؟

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه ۲۳ شهریور ۹۷ [ ۰۲:۲۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۶-۱۱-۰۸
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    1,043
    سطح
    17
    Points: 1,043, Level: 17
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 57
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 85 در 37 پست

    Rep Power
    0
    Array
    توی یه رابطه ی دو نفره هرچقدر هم عشق دخیل باشه باید یک سری مرزها تعیین بشه. شما مرزی برای خودتون تعیین نکردید و تمام قلمرو رو در اختیار طرف مقابل قرار دادید. تو همچین شرایطی مشخصه طرف هر روز چیز بیشتری میخواد.

    دو راه دارید. راه اول که ساده تره اینه که کلا بیخیالش بشید. این بستگی به میزان دلبستگی و علاقه ی شما داره.

    راه دوم که سختتره و زمان زیادی میخواد مرزها و قلمروهاتونو تو رابطه مشخص کنید.

  3. کاربر روبرو از پست مفید reza.m1986 تشکرکرده است .

    mehrdad_m (چهارشنبه ۱۳ تیر ۹۷)

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۴ شهریور ۹۷ [ ۰۰:۰۸]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۶-۵-۲۲
    نوشته ها
    106
    امتیاز
    2,279
    سطح
    28
    Points: 2,279, Level: 28
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 48.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    68

    تشکرشده 97 در 55 پست

    Rep Power
    16
    Array
    با سلام خدمت شما دوسته عزیز

    من واقعا نمیدونم شما این همه اختلاف میبینین و باز به این وصلت اصرار دارین

    1- اختلاف سنی اونم شش سال که خانوم بزرگتر باشند
    سن بالاتر دختر به تدريج باعث سرد شدن روابط بين زوجين مي شود از آنجايي كه از نظر علمي زن‌ها زودتر به بلوغ فكري، عاطفي و جنسي مي رسند، پسر بايد اين فاصله را در نظر بگيرد و همسر كوچكتر از خودش انتخاب كند تا اين فاصله جبران شود

    2- اختلاف فرهنگی فاحش که تو ازدواج بسیار بسیار آسیب زننده است که نمونه اش رو تا الان دیدید و نیازی به توضیح نداره

    بنظرم من بیش از حد احتیاط کنید بحث ازدواج برا سی چهل سال زندگیه و خیلی فراتر از احساسات زود گذر یا عواملی مانند پول و.... است

    مهمترین چیز تو زندگی مشترک آرامشه . آرامش از خودتون دریغ نکنین

    موفق باشین

  5. کاربر روبرو از پست مفید عسل28 تشکرکرده است .

    mehrdad_m (چهارشنبه ۱۳ تیر ۹۷)

  6. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۵ شهریور ۹۷ [ ۱۸:۰۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-۱۲-۲۸
    نوشته ها
    488
    امتیاز
    7,773
    سطح
    59
    Points: 7,773, Level: 59
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,475

    تشکرشده 1,569 در 417 پست

    Rep Power
    59
    Array
    سلام برادر عزیز

    اختلاف فرهنگی و قومیتی خیلی آسیب میزنه...

    این مشکلاتی که گفتی تازه شروع کار هست. هر چه جلوتر برید مشکلات ناشی از این تفاوت قومیتی بیشتر نمایان میشه. هدف از ازدواج رسیدن به آرامش بیشتر و نزدیک شدن به کمال هست اما با این شرایط که دارید میگید بعید به نظر میرسه محقق بشه...

    فکر میکنم واضح هست چه تصمیمی باید بگیری!

  7. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دیروز [ ۱۲:۰۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۱-۳۱
    نوشته ها
    537
    امتیاز
    8,761
    سطح
    63
    Points: 8,761, Level: 63
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 289
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,224

    تشکرشده 1,089 در 430 پست

    Rep Power
    78
    Array
    عسل جان ایشون گفتن 6 ماه بزرگتر نه 6سال!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    بنظر من نشانه ها خیلی واضحه که چی کار باید بکنین فقط علاقه و احساستون باعث میشه که از ما میپرسید چی کار کنم ... اگر باهاش ازدواج کنین مطمئن باشین پشیمون میشین ولی اگر رابطه رو تمام کنید به مرور زمان حالتون بهتر میشه و این فرصتو به خودتون میدین با یه فردی هم کفو خودتون آشنا بشین و خداروشکر میکنین که این وصلت صورت نگرفت.
    دیگه ازین روراست تر نمیتونستم بگم

  8. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۴ تیر ۹۷ [ ۱۵:۲۸]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۷-۳-۲۸
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    68
    سطح
    1
    Points: 68, Level: 1
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط reza.m1986 نمایش پست ها
    توی یه رابطه ی دو نفره هرچقدر هم عشق دخیل باشه باید یک سری مرزها تعیین بشه. شما مرزی برای خودتون تعیین نکردید و تمام قلمرو رو در اختیار طرف مقابل قرار دادید. تو همچین شرایطی مشخصه طرف هر روز چیز بیشتری میخواد.

    دو راه دارید. راه اول که ساده تره اینه که کلا بیخیالش بشید. این بستگی به میزان دلبستگی و علاقه ی شما داره.

    راه دوم که سختتره و زمان زیادی میخواد مرزها و قلمروهاتونو تو رابطه مشخص کنید.
    من تا حدودی خودمو آماده کردم برای این موضوع که بهم بزنم.اما گریه هاش باعث میشه ناراحت بشم

    - - - Updated - - -

    پدر و مادرش طی تماس هاس ک با من داشتند منو خائنو نامرد خطاب کردند اما درک نکردن ک من چرا تا اینجا رسیدم مادرش بمن میگفت تو نباید با خانواده ات مطرح میکردی مشکلات رو

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط عسل28 نمایش پست ها
    با سلام خدمت شما دوسته عزیز

    من واقعا نمیدونم شما این همه اختلاف میبینین و باز به این وصلت اصرار دارین

    1- اختلاف سنی اونم شش سال که خانوم بزرگتر باشند
    سن بالاتر دختر به تدريج باعث سرد شدن روابط بين زوجين مي شود از آنجايي كه از نظر علمي زن‌ها زودتر به بلوغ فكري، عاطفي و جنسي مي رسند، پسر بايد اين فاصله را در نظر بگيرد و همسر كوچكتر از خودش انتخاب كند تا اين فاصله جبران شود

    2- اختلاف فرهنگی فاحش که تو ازدواج بسیار بسیار آسیب زننده است که نمونه اش رو تا الان دیدید و نیازی به توضیح نداره

    بنظرم من بیش از حد احتیاط کنید بحث ازدواج برا سی چهل سال زندگیه و خیلی فراتر از احساسات زود گذر یا عواملی مانند پول و.... است

    مهمترین چیز تو زندگی مشترک آرامشه . آرامش از خودتون دریغ نکنین

    موفق باشین
    من دانشجوی ارشد باید دغدغه چیزی نداشته باشم الا پژوهش و درس خوندن
    ولی از بس حرف و بحث بود که نمیتونستم تمرکز کنم از کار و زندگی افتاده بودم تو این شش ماه نامزدی حدود شش کیلو کم کردم و ریزش مو گرفتم

  9. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۴ تیر ۹۷ [ ۱۰:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۶-۱۱-۰۲
    سن
    31
    نوشته ها
    627
    امتیاز
    9,101
    سطح
    64
    Points: 9,101, Level: 64
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 249
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocial3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    200

    تشکرشده 1,059 در 458 پست

    Rep Power
    116
    Array
    سلام آقا احسان

    شما نفرمودید این تفاوت فرهنگی آیا به تفاوت های دیگر هم ختم میشه یا نه.

    مثلا منزل شما در روستا هست ، آیا این خانم هم در روستا زندگی میکنن یا شهر نشین هستن؟

    دوم درباره ی نامزدی..

    وقتی قراری گذاشته میشه نباید بعدا دربارش صحبتی بکنن. شما فلان مقدار مهریه تعیین کردین و این درست نیست با هر اتفاق و گردش شب و روزی این مقدار متغیر بشه. بعدا در شکل های دیگر مدام باید تغییراتی ایجاد کنین و این خوشایند نیست.
    مطلب بعدی خود این خانم هست که چند بار گفتن بیا حلقتو ببر و این خودش بتنهایی برای نابودی یک رابطه کافی هست.

    بنظر میاد شما بغیر از تفاوت فرهنگی و جغرافیایی از باقی معیارهای مهم و نکات ارزشمند غافل شدین.

    توصیه من این هست با توجه به اینکه نامزدتون و خانوادش کانون اصلی این مسایل هستن بصورت حضوری به مشاوره مراجعه کنین.
    ویرایش توسط sahar.66 : پنجشنبه ۱۴ تیر ۹۷ در ساعت ۰۹:۰۱

  10. #8
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۱:۰۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,530
    امتیاز
    218,727
    سطح
    100
    Points: 218,727, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,634

    تشکرشده 35,418 در 6,330 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ehsankak نمایش پست ها
    سلام
    من در طول تحصیل کارشناسیم با دختری از دانشکده اشنا شدم از د شهر مختلف و با دو فرهنگ متفاوت.در حدود سه سال من اصرار به این وصلت داشتم و دختر هم همیشه منو منصرف میکرد به دلایلی متفاوت از قبیل دوری واختلافتمون..گذشت که من ارشد قبول شدم و درخواستمو مجددا دادم به دختر.قرار بر این شد بریم خواستگاری
    در مراسم خواستگاری تمام شرایط مطابق نظر اونها بود.اینکه من یه شهر اونا زندگی کنم و تمام رسومات اونا رو بجا بیارم وغیره....
    نامردی که کردیم از طرف فامیلشون کسی رو دعوت نکرده بودن گفتن ما رسم داریم نامزدیمون طولانی باشه برای همین میخایم مخفی بمونه این نامزدی
    مهریه ای ک تعیین کردیم بعد ار چند ماه مادرش گفت که مهریه مون شاید300تا بیشتر از تعیین کرده اون شب باشه
    در طول دوران نامزدی چندباری بمن گفتن خسته شدم و بیا حلقه تو ببر.بمن میگفت تو یک مرد کامل نیستی و من انتظارم از شوهر اینده ام اینجوری بوده و از ای ها حرفا....ناگفته نماند از من شش ماه بزرگتر است
    در طول نامزدی چندباری به خونه ای ما اومد خونه ما توی روستاس.میگفت شما چرا اینجوری هستید تو روستا ایراداتی بمن گرفت که از انجامشون عاجز بدم.من بعد از شش ماه به خانواده م گفتم اتفاقاتی که بینمون افتاده.حالا منم گفتم ک باید بیای هرجا که من میگم زنذگی کنیم و رسم و رسومات ماهم تو ازدواجمون دخیل باشه چون رسومات ما خیلی اسان وساده اس.ولی اون میگه قبول نمیکنم.و جای باهات نمیام. و تمام چیزایی رو ک گفتیم بای باشه گفتم چکارکنم به نظرتون؟
    با سلام
    شما با یک جلسه مشاوره می توانید به تصمیم ذیل برسید. لیکن به خاطر ضیق وقت از توضیحات صرف نظر می کنم و تنها تصمیمی که حتما با جلسه مشاوره دقیق و حضوری به آن می رسید را در ذیل قرار می دهم:

    تفاوت های شخصیتی و فرهنگی و طبقاتی و حتی اعتقادی شما دو نفر خیلی زیاد هست و پیش بینی کننده یک زندگی بسیار پر مشکل و حتی احتمالا جدایی را دارد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط ehsankak نمایش پست ها
    من تا حدودی خودمو آماده کردم برای این موضوع که بهم بزنم.اما گریه هاش باعث میشه ناراحت بشم


    شما که اکنون تحمل یک بار اشک او را ندارید باید بدانید ازدواج و ادامه این زندگی شروع اشک های بی پایان ایشان در خصوص مشکلات و تفاوتها می باشد. و آنگاه یا باید رضایت دائمی به این اشک ها و درگیری ها بدهید یا اینکه جداشوید.
    لذا حتی اگر اشک ایشون هم برایتان مهم هست برای جلوگیری از استمرار آن ، باید از این انتخاب صرفنظر کنید.

    برای دلایل بیشتر و استدلات در این خصوص حتما به مشاوره حضوری مراجعه کنید.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com


  11. کاربر روبرو از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده است .

    آویژه (پنجشنبه ۱۴ تیر ۹۷)

  12. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۴ تیر ۹۷ [ ۱۵:۲۸]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۷-۳-۲۸
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    68
    سطح
    1
    Points: 68, Level: 1
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sahar.66 نمایش پست ها
    سلام آقا احسان

    شما نفرمودید این تفاوت فرهنگی آیا به تفاوت های دیگر هم ختم میشه یا نه.

    مثلا منزل شما در روستا هست ، آیا این خانم هم در روستا زندگی میکنن یا شهر نشین هستن؟

    دوم درباره ی نامزدی..

    وقتی قراری گذاشته میشه نباید بعدا دربارش صحبتی بکنن. شما فلان مقدار مهریه تعیین کردین و این درست نیست با هر اتفاق و گردش شب و روزی این مقدار متغیر بشه. بعدا در شکل های دیگر مدام باید تغییراتی ایجاد کنین و این خوشایند نیست.
    مطلب بعدی خود این خانم هست که چند بار گفتن بیا حلقتو ببر و این خودش بتنهایی برای نابودی یک رابطه کافی هست.

    بنظر میاد شما بغیر از تفاوت فرهنگی و جغرافیایی از باقی معیارهای مهم و نکات ارزشمند غافل شدین.

    توصیه من این هست با توجه به اینکه نامزدتون و خانوادش کانون اصلی این مسایل هستن بصورت حضوری به مشاوره مراجعه کنین.
    سلام دوست عزیز ایشون اصفهانی هستن و من لرستانی
    تفاوت های ما حتی بحث های مذهبی کشیده میشه. بنحوی ک من تو دست دادن دخترهای فامیل مشکالی نداریم ولی اون میگه نباید دست بدید.ولی تا جایکه من تو عکسا دیدم تو مراسم عقد پسر خاله ش لباسش خوب نبود.
    من به مشاور هم که رفتم دیروز گفتن که نتیجه بخش نیست ازدواجتون. چون تو نمیتونی فرهنگی که 25سال توش بزرگ شدی رو فراموش کنی وبا رسم و رسوم اونا کنار بیای و نتونی به زبان خودت صحبت کنی.ولی نامزدم میگه مشاورا دارن تورو میترسوننت و مشوره اشتباه بت میدن

  13. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه ۲۹ تیر ۹۷ [ ۱۵:۰۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۷-۴-۲۹
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    18
    سطح
    1
    Points: 18, Level: 1
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 4.0%
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ehsankak نمایش پست ها
    سلام
    من در طول تحصیل کارشناسیم با دختری از دانشکده اشنا شدم از د شهر مختلف و با دو فرهنگ متفاوت.در حدود سه سال من اصرار به این وصلت داشتم و دختر هم همیشه منو منصرف میکرد به دلایلی متفاوت از قبیل دوری واختلافتمون..گذشت که من ارشد قبول شدم و درخواستمو مجددا دادم به دختر.قرار بر این شد بریم خواستگاری
    در مراسم خواستگاری تمام شرایط مطابق نظر اونها بود.اینکه من یه شهر اونا زندگی کنم و تمام رسومات اونا رو بجا بیارم وغیره....
    نامردی که کردیم از طرف فامیلشون کسی رو دعوت نکرده بودن گفتن ما رسم داریم نامزدیمون طولانی باشه برای همین میخایم مخفی بمونه این نامزدی
    مهریه ای ک تعیین کردیم بعد ار چند ماه مادرش گفت که مهریه مون شاید300تا بیشتر از تعیین کرده اون شب باشه
    در طول دوران نامزدی چندباری بمن گفتن خسته شدم و بیا حلقه تو ببر.بمن میگفت تو یک مرد کامل نیستی و من انتظارم از شوهر اینده ام اینجوری بوده و از ای ها حرفا....ناگفته نماند از من شش ماه بزرگتر است
    در طول نامزدی چندباری به خونه ای ما اومد خونه ما توی روستاس.میگفت شما چرا اینجوری هستید تو روستا ایراداتی بمن گرفت که از انجامشون عاجز بدم.من بعد از شش ماه به خانواده م گفتم اتفاقاتی که بینمون افتاده.حالا منم گفتم ک باید بیای هرجا که من میگم زنذگی کنیم و رسم و رسومات ماهم تو ازدواجمون دخیل باشه چون رسومات ما خیلی اسان وساده اس.ولی اون میگه قبول نمیکنم.و جای باهات نمیام. و تمام چیزایی رو ک گفتیم بای باشه گفتم چکارکنم به نظرتون؟

    البته قطعا کارشناسان بیشتر می تونن به شما کمک کنن ولی در حد فهم بنده بهتره به قولهایی که هر دو به هم دادین عمل کنین و اگر تصور میکنید که باید بعضی از اونها رو مجددا بازنگری کنین باید با رضایت هر دو و در کمال تفاهم و همفکری اتفاق بیوفته، با رضا هم موافقم که شاید بهتر باشه فارق از علاقه یک بار دیگه با منطق و استدلال بشینید و با هم در مورد آینده و نحوه زندگی مشترکتون تصمیم گیری کنید.





 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۷ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2018 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۲۲:۲۳ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.