به انجمن خوش آمدید
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25
Like Tree43Likes

موضوع: بی تفاوتی نسبت به آینده

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۷ شهریور ۹۶ [ ۲۰:۱۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۴-۲۱
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    4,577
    سطح
    43
    Points: 4,577, Level: 43
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 173
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    25

    تشکرشده 68 در 36 پست

    Rep Power
    0
    Array

    بی تفاوتی نسبت به آینده

    سلام
    جای مناسبی در انجمن برای طرح مشکلم پیدا نکردم
    و این جا تاپیک زدم
    چند وقتی هست که همه چی تو زندگیم به هم ریخته
    قبلا نسبت به آینده خیلی امیدوارم بودم و زندگیم برنامه داشت
    اهل پس انداز کردن سرمایه بودم
    اصلا اهل خوش گذرانی و ولخرجی نبودم
    تا امروز هم که اصلا به پولی از طرف خانواده ام ماهانه واسم میفرستن دست هم نزدم
    نسبت به ادم ها طرز فکرم خوب بود
    مخصوصا خانوم ها رو افرادی خوش قلب و پاک و معصوم میدونستم
    تو رفتارم هم همیشه سعی میکردم نهایت احترام و بذارم
    چند وقتی میشه که اصلا زندگیم برنامه نداره
    اصلا به کارهایی که انجام میدم فکر نمیکنم
    خیلی ولخرجی میکنم
    طرز رفتارم با افراد دور و برم عوض شده
      مثلا چند وقتی بود که جلوی ماشینم یه کوچولو ضربه خوردگی داشت ولی اصلا روش وسواس نبودم
    چون اکثر روز ها تو حیاط خونم هستش و فقط هفته ای یه بار باهاش میرم شمال و میام
     دوستم پیشنهاد داد عوضش کنم
    بدون فکر کردن رفتم ماشینمو فروختم و ۷۰ تومن هم گذاشتم روش و ماشینی که همیشه دوست داشتم و گرفتم

    یا اینکه هر دو سه ماه یه بار شاید یه ست لباس بگیرم چند روز پیش با یکی از همکارام میخواست لباس بگیره منم رفتم فقط پیشنهاد بدم که منم همینطوری سه دست لباس گرفتم با اینکه کلی لباس دارم
    و....
    یا در محل کارم
    چند وقتی هست که تو رفت و امدم بی برنامه شدم
    مثلا چند روزی بود بدون هماهنگی سر کار نرفتم
    یا اینکه من همیشه سحر خیز بودم و اول وقت محل کارم بودم با اینکه محل کارم نزدیک خونم هست تا محل کارم پیاده میرفتم چون عاشق پیاده روی هستم
    ولی الان بعضی موقع تا نصفه شب بیدارم و ده صبح از خواب بیدار میشم
    بعضی موقع ها هم کارم و ول میکنم از شرکت میزنم بیرون
    منی که با زحمت زیاد خودم و بدون آشنا بازی کار پیدا کردم
    با اینکه پدرم آشنا های زیادی تو شرکت های مهم داشت
    انقدر تو کارم تلاش کردم که با اینکه سنم از بقیه کم تره یه جورایی جانشین سرپرست قسمت شدم
    و وقتی سرپرست قسمت مون خارج از کشور میره کارهاش و به من میسپاره  

    یا در مورد رفتارم با همکار هام خیلی بی ملاحضه شدم و هر چی به ذهنم میاد میگم
    مثلا یه خانومی چند ماهی هست اومده قسمت ما
    که آشنای خوبی هم تو شرکت داره
    سرپرست قسمت هم به من سپرده که تو کارهاش کمکش کنم
    چند روز پیش یه مشکل بزرگی خورده بود و منم اصلا حال و حوصله نداشتم و اومد مشکل شو پیدا کنم منم با عصبانیت بهش گفتم چقدر شما خنگ هستی خانوم صد بار بهت توضیح دادم
    تموم همکار هام از این رفتار من تعجب کردن چون تا حالا کوچک ترین بی احترامی از من ندیدن
    یه جورایی دیگه کارمم واسم اهمیتی نداره
    انقدر نسبت به آینده بی خیال شدم که اگه فردا بگن دیگه نیایید سرکار عین خیال هم نباشه و شاید خوشحال تر بشم
    یا اینکه من اصلا اهل سیگار و دود نبودم
    به پیشنهاد همکارم یه بسته گرفتم کمی کشیدم ولی خدارو شکر زود انداختمش دور و نکشیدم

    همیشه به سلامتیم اهمیت زیادی میدادم ولی الان ...

    نسبت به ادم ها بی اهمیت شدم و دیگه جز خانوادم  دیگه کسی واسم اهمیتی نداره

    بعضی اوقات تو مسیر جاده با صدای بلند و بی ملاحضه رانندگی میکنم تو این چند وقته زیاد جریمه شدم


    اصلا نمی تونم روی رفتارم و کارهام تمرکز داشته باشم

    من اصلا این جوری نبودم
    اصلا نمیدونم دیگه چی خوبه چی بد
    فکرم اصلا کار نمیکنه
    عشق به خودت را بیاموز
    تنها قلبی که برای تو میزند
    قلب خودت است
    « 7 » likes this.

  2. 2 کاربر از پست مفید jm67 تشکرکرده اند .

    « 7 » (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶),المای (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶)

  3. #2
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    امروز [ ۰۸:۵۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۲۰
    نوشته ها
    1,258
    امتیاز
    23,235
    سطح
    93
    Points: 23,235, Level: 93
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    4,802

    تشکرشده 4,938 در 1,214 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    1)به نظر خودتون چقدر حالاتتون به اتفاقات اخیر محل کارتون و خانم همکار ربط داره؟

    2) به نظر خودتون افسردگی ندارید؟


    jm67 and « 7 » like this.

  4. 4 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    « 7 » (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶),jm67 (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶),المای (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶),باغبان (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۷ شهریور ۹۶ [ ۲۰:۱۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۴-۲۱
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    4,577
    سطح
    43
    Points: 4,577, Level: 43
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 173
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    25

    تشکرشده 68 در 36 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    1. محل کارم اتفاق خاصی نیفتاده که باعث این حالات من بشه
    نمیخوام در مورد گذشته و اتفاق های تلخش صحبت کنم
    ۲.بله تا حدودی تو زندگیم افسرده و بی انگیزه شدم
    عشق به خودت را بیاموز
    تنها قلبی که برای تو میزند
    قلب خودت است
    « 7 » likes this.

  6. 2 کاربر از پست مفید jm67 تشکرکرده اند .

    « 7 » (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶),المای (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶)

  7. #4
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دیروز [ ۱۸:۵۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۱۲-۲۰
    نوشته ها
    1,366
    امتیاز
    39,080
    سطح
    100
    Points: 39,080, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.3%
    دستاوردها:
    OverdriveSocial1 year registered25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    4,760

    تشکرشده 3,934 در 1,234 پست

    Rep Power
    0
    Array


    سلام

    تو یه تاپیکی فرمودید که عاشق فردی بودید که الان ازدواج کرده !

    فکر کنم این افسردگی و بی انگیزگی به این دلیل باشه !

    درسته ؟



    اون را فراموش کنید و براش آرزوی موفقیت کنید ،،،

    وقتی دستانت خالی باشه اونوقت میتونی برداری ،،،

    دستانت ( وابستگی ها ) را رها کن،،، که فرد دیگری بتونه جاش را بگیره



    تو هدف گذاری تو زندگیتون بیشتر کار کنید ،،،



    ................


    پ.ن : ببخشید این حدسی یات من بود برا افسردگی شما

    اگر علت دیگری هست بفرمایید .
    ویرایش توسط باغبان : چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶ در ساعت ۰۱:۴۸
    « 7 », المای and jm67 like this.

  8. 3 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    « 7 » (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶),jm67 (پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶),المای (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶)

  9. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۷ شهریور ۹۶ [ ۲۰:۱۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۴-۲۱
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    4,577
    سطح
    43
    Points: 4,577, Level: 43
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 173
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    25

    تشکرشده 68 در 36 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها


    سلام

    تو یه تاپیکی فرمودید که عاشق فردی بودید که الان ازدواج کرده !

    فکر کنم این افسردگی و بی انگیزگی به این دلیل باشه !

    درسته ؟



    اون را فراموش کنید و براش آرزوی موفقیت کنید ،،،

    وقتی دستانت خالی باشه اونوقت میتونی برداری ،،،

    دستانت ( وابستگی ها ) را رها کن،،، که فرد دیگری بتونه جاش را بگیره



    تو هدف گذاری تو زندگیتون بیشتر کار کنید ،،،



    ................


    پ.ن : ببخشید این حدسی یات من بود برا افسردگی شما

    اگر علت دیگری هست بفرمایید .
    سلام
    بله درسته
    دیگه نمیخوام بهش فکر کنم
    واسه همین حرفی از گذشته نزدم
    واسش هم آرزوی خوشبختی کردم
    دیگه هیچ کسی تو زندگیم اهمیتی واسم نداره جز  خانوادم
    احساس میکنم خیلی از خانوادم فاصله گرفتم اونم به خاطر کسی که ...
    نمیدونم ارزش شو داشت یا نه
    ولی از کارهایی که انجام میدم به شخصه خیلی ناراحتم
    دوست ندارم انجام بدم ولی گاهی لحظه ای تصمیم میگیرم
    عشق به خودت را بیاموز
    تنها قلبی که برای تو میزند
    قلب خودت است
    « 7 » likes this.

  10. 3 کاربر از پست مفید jm67 تشکرکرده اند .

    « 7 » (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶),المای (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶),باغبان (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه ۳۱ شهریور ۹۶ [ ۰۸:۵۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۹-۱۰
    نوشته ها
    251
    امتیاز
    9,822
    سطح
    66
    Points: 9,822, Level: 66
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 228
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered5000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    1,656

    تشکرشده 814 در 233 پست

    Rep Power
    67
    Array
    سلام وقتتون بخیر ؛

    واقعیتش نوشته هاتون رو که میخوندم متوجه شدم برای همون موضوع هست

    واقعا قابل درک هست ...

    نمیخوام حرفی هم از گذشتتون بزنم که آزرده خاطر بشید ولی تا جایی که در توانم باشه و بدون نصیحت کردن میخوام کمکی بتونم بکنم.

    طبیعتا شنیدن اون خبر موجب این شده که دلتون بشکنه و تمام روحتون آشفته بشه....

    پذیرش تو این مرحله خیلی سخته .... شما الآن داری به خودتون فشار میارین که دیگه حرفی از اون خانوم و گذشتتون زده نشه و همه چیز به خوبی و آسونی به دست فراموشی سپرده بشه ....خب معلومه الآن نمیشه .... معلومه که نیازمند زمان هست .... درست مثل سوگ یک عزیز .
    زمان میگذره تا از دست دادن رو بپذیریم و موضوع برامون کمرنگ بشه.

    من توی یک تاپیک دیگه هم گفتم : یک خانمی میخواست آقایی رو به کل فراموش کنه ... من بهش گفتم هر چی بیشتر بخوای سعی کنی فراموش کنی و به خودت فشار بیاری اتفاقا نتیجه عکس میده و بیشتر از ذهن نمیره بیرون ....

    شما هم باید صبر کنین ،،، رفتار هاتون برای مردم عادی شاید عجیب باشه ولی هیچکدومشون نمیتونن درک کنن واقعا که شما چه شرایط روحی بدی رو گذروندین.... بعد اینکه انتظار شادی و ظاهر آروم و شاد برا خودتون نداشته باشین .... تو این مرحله افراد ناراحت میشن.... گریه میکنن .... افسردگی و بی انگیزگی هم که حتما بوجود میاد ..... دیگه دوست ندارند به هیچکس تو زندگیشون دل ببندن .... احساس تنفر نسبت به شخصی که دوست داشتن.

    زمانی که بی تفاوت شدین به طور کامل نسبت به اون خانوم زمانی هست که دیگه همه چیز تموم شده و این مستلزم زمان هست و این زمان از هر شخصی نسبت به شخص دیگه با روحیات مختلف متفاوته .... برای یه کسی ممکنه 1 سال برای یه کسی 3 سال و حتی یه کسی ممکنه خیلی زود 1 ماه مثلا.

    توصیه من به شما این هست که الان اینقدر به خودتون سخت نگیرید .... گفتید دوستتون هم آمدن پیش شما .... نمیدونم از موضوع شما با خبر هستند یا نه ولی اگر ممکنه یه مدت مرخصی بگیرین و یه سفر برین اون هم نه یه سفر یه روزه برید یه مدت برای گردش .

    این هم بگم که توی مشاوره دادن اصولا نباید حرفای مذهبی بزنیم ولی من میخوام بگم جایگاه خدا رو تو زندگیتون پر رنگ کنید .... شاید بگید باهاش قهرم ... دوستش ندارم چون نزاشت من با اون ازدواج کنم ولی هنر واقعی زمانی هست که با وجود نرسیدن به خواسته هامون باز هم خدا رو دوست داشته باشیم و شکر کنیم و سر اعتقاداتمون بمونیم.

    از خدا کمک بخواین .... که حالا حکمت این بوده بهتون صبر بده و دوباره امید تو زندگیتون جریان پیدا کنه و نیرو بگیرین .... به زندگیتون ادامه بدین ... حتما کمک میکنه

    ولی این رو باز م تأکید میکنم :

    نیازمند زمان هست این موضوع و در حال حاضر به خودتون سخت نگیرید که به زور فراموش کنید .
    المای and jm67 like this.

  12. 3 کاربر از پست مفید « 7 » تشکرکرده اند .

    jm67 (پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶),المای (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶),باغبان (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶)

  13. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۰۲ مهر ۹۶ [ ۱۸:۱۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۶-۴-۰۴
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,165
    سطح
    28
    Points: 2,165, Level: 28
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 43.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    372

    تشکرشده 187 در 56 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام، عصرتون به خیر..به نظرم شما خداروشکر نسبت به همسن و سال هاتون مشکلات کمتری دارین..شغل و کار و درامد و خانواده ای که دوستشون دارین و سلامتی و.... یه لیست از داشته هاتون بنویسین تا یادتون بیاد که چه قدر همین الان زندگی خوبی دارین و چه نعمت هایی خوبی خدا در اختیارتون گذاشته..ادمیزاد ذاتش همینه فراموش کاره و فقط کم و کاستی ها رو مبینه نه داشته ها رو.‌‌..گاهی یه شوک و یه جرقه و یه پس گردنی لازمه تا ادم متوجه بشه خیلی از غصه هاش و حتی خواسته هاش چندان هم مهم نبوده...باید از این مرحله عبور کنید..خودتون هم فقط میتونید کمک کنید به خودتون..من دیروز صبح در اثر بی احتیاطی پای راستم شکست و حالا که درد دارم و به سختی راه میرم با گچ تازه متوجه شدم چه قدر عالی که ادم راه میره و راحت میشینه و بلند میشه قبلش به نعمت سلامتی ایم بی تفاوت بودم و به چشمم نمی اومد
    ویرایش توسط المای : چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶ در ساعت ۲۰:۵۷
    jm67 and « 7 » like this.

  14. 3 کاربر از پست مفید المای تشکرکرده اند .

    « 7 » (پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶),jm67 (پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶),باغبان (چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶)

  15. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۷ شهریور ۹۶ [ ۲۰:۱۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۴-۲۱
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    4,577
    سطح
    43
    Points: 4,577, Level: 43
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 173
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    25

    تشکرشده 68 در 36 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    میدونید بعضی چیز ها رو تا تجربه نکنیم اصلا قابل درک نیستن
    مثلا رفتم با مشاوره حرف بزنم آرامم کنه
    همش نصیحت و حرف هایی که باعث شدن بیشتر ناراحت بشم
    از اینکه پیشش رفتم  پشیمونم کرد
    ولی حرف های شما رو که میخونم این حس و بهم میده که یا همچین تجربه ای داشتید و یا اگر هم نداشتید واستون قابل درک هستش
    تو این شرایط من این یه دلگرمی واسم که جایی هست باهام حرف بزنن و راهنماییم و همدردی کنن
    از همتون یه دنیا ممنونم
    مشاوره میگفت که موارد زیادی هستش که به خاطر عشق و عاشقی افسردگی گرفتن و اخرشم کار به خودکشی کشیده
    فکر میکنم این افراد خدا رو فراموش میکنن که این کار و انجام میدن
    تنها کاری که تو چند سال گذشته کردم صبر بوده تا شاید ...
    الان هم باید صبر کنم تا فراموشم بشه
    میدونید فقط به این فکر میکنم که چرا اینقدر ادم  ساده ای  بودم چرا اینقدر ساده فکر بودم که این همه از عمر خودمو ...
    شاید خیلی از افراد تو شرایط من بودن الان دنبال کارهای دیگه ای میرفتن و اصلا عشق و دوست داشتن واسشون معنایی نداشت
    با اینکه یه شکست تو زندگیم حساب میشه
    ولی این حس عشق و دوست داشتن و خیلی دوست دارم

    امروز خیلی به رفتارم تو محیط کارم با اون خانوم فکر کردم و خودم و سرزنش کردم و از دست خودم خیلی ناراحت بودم که چرا اون حرف و بهش زدم
     بنده خدا حتی یه حرف هم نزد
    با اینکه خیلی کارها میتونست انجام بده
    شاید اون خانوم دیده بود که حال خوبی ندارم و فقط میخواست یه جوری بیاد پیشم تا درد دل کنه
    نمیدونم
    باید یه جوری ازشون عذر خواهی کنم

    دوست دارم الان پیش خانوادم  بودم کنارشون احساس خوبی دارم و آروم تر میشم
    ولی میترسم برم مامانم بازم حرف های گذشته شو شروع کنه
    با اینکه همیشه خیر صلاح من و میخواد دوست داره زود تر ازدواج کنم

    اینجا و ادم هاش حس خیلی خوبی بهم میده و باعث میشه بعضی وقت ها احساس تنهایی نکنم


    از همتون تشکر میکنم که من و با مشکلاتم تنهام نگذاشتید
    و امیدوارم کاربر المای هر چه زود تر سلامتی شون و بدست بیارن
    عشق به خودت را بیاموز
    تنها قلبی که برای تو میزند
    قلب خودت است
    « 7 » and المای like this.

  16. 3 کاربر از پست مفید jm67 تشکرکرده اند .

    « 7 » (پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶),المای (پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶),باغبان (پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶)

  17. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه ۳۱ شهریور ۹۶ [ ۰۸:۵۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۹-۱۰
    نوشته ها
    251
    امتیاز
    9,822
    سطح
    66
    Points: 9,822, Level: 66
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 228
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered5000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    1,656

    تشکرشده 814 در 233 پست

    Rep Power
    67
    Array
    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط jm67 نمایش پست ها

    شاید خیلی از افراد تو شرایط من بودن الان دنبال کارهای دیگه ای میرفتن و اصلا عشق و دوست داشتن واسشون معنایی نداشت
    با اینکه یه شکست تو زندگیم حساب میشه
    ولی این حس عشق و دوست داشتن و خیلی دوست دارم

    آدم ها با هم متفاوت هستن ،،، و هر کدوم به نوبه خودشون با مشکلات خاصی طرف هستند ،،، کافیه بنشینید پیش یه آدمی که ممکنه خیلی هم شاد به نظر برسه ولی زمانیکه سفره ی دلشو بازکنه اشک بریزه و از مشکلاتش براتون بگه ،،، ولی کاملا قابل درکه که درد و رنج روحی به مراتب عذاب آور تر هست.

    دوست دارم الان پیش خانوادم بودم کنارشون احساس خوبی دارم و آروم تر میشم
    ولی میترسم برم مامانم بازم حرف های گذشته شو شروع کنه
    با اینکه همیشه خیر صلاح من و میخواد دوست داره زود تر ازدواج کنم

    اگه براتون میسر هست برید پیش خانوادتون ،،، هر کاری که میدونید براتون آرامش میاره و حالتون رو عوض میکنه حتما انجام بدین ،،، تو شرایط شما فرد لازم داره که حتما کسی پیشش باشه و خیلی تأثیر مثبت داره پدر و مادر هم که از همه بهتر هستن ،،، فکر حرف های مادرتون نباشین ، حضورشون هم به تنهایی میتونه خیلی بهتون احساس آرامش بده،،، سعی کنید برید پیششون .

    تو نوشته هاتون کاملا یه امید و نقطه مثبتی پیدا میشه و اون هم دوست داشتن و بودن در کنار خانواده هست.
    ویرایش توسط « 7 » : پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶ در ساعت ۰۲:۳۶
    المای and jm67 like this.

  18. 3 کاربر از پست مفید « 7 » تشکرکرده اند .

    jm67 (پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶),المای (پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶),باغبان (پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶)

  19. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۷ شهریور ۹۶ [ ۲۰:۱۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۴-۲۱
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    4,577
    سطح
    43
    Points: 4,577, Level: 43
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 173
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    25

    تشکرشده 68 در 36 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط « 7 » نمایش پست ها
    سلام



    تو نوشته هاتون کاملا یه امید و نقطه مثبتی پیدا میشه و اون هم دوست داشتن و بودن در کنار خانواده هست.
    سلام
    خدا رو شکر تو زندگیم روابطم با اکثر افراد دور و برم و خانوادم خوبه
    رابطم با خدا هم خوبه و دوسش دارم ولی اون منو دوست نداره
    هیچ موقع زود عصبانی نمیشم هیچ موقع عجولانه تصمیم نمی گیرم
    ولی الان ...
    تنها خبری خوبی که تو این مدت شنیدم اینه که مادرم چند روزی میاد پیشم
    امروز میخواستم از اون خانم بابت حرف هام  عذر خواهی کنم که حالشون خوب نبوده و امروز شرکت نیومدن
    تو تلگرام ازشون عذرخواهی کردم و نوشتم که اصلا قصدی نداشتم و ....
    یه ساعت پیش واسم پیام گذاشته بود که کجای دنیا خشک و خالی عذرخواهی میکنن !!!!!

    این حرفش یعنی چی
    چطوری باید ازشون عذرخواهی میکردم
    باید کار خاصی انجام میدادم ؟
    یکم گیج شدم و هنوز جوابشو ندادم
    مگه بقیه چطوری عذرخواهی میکنن که نمیدونم
    عشق به خودت را بیاموز
    تنها قلبی که برای تو میزند
    قلب خودت است
    « 7 » likes this.

  20. 2 کاربر از پست مفید jm67 تشکرکرده اند .

    « 7 » (پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶),المای (پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶)


 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۰:۱۲ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.