به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
Like Tree16Likes
  • 1 Post By بانوی آفتاب
  • 3 Post By آنیتا123
  • 5 Post By مدیرهمدردی
  • 1 Post By Sanaznavidi
  • 1 Post By جوادیان
  • 2 Post By تازه نفس گرفته
  • 2 Post By فدایی یار
  • 1 Post By مدیرهمدردی

موضوع: عذاب وجدان دارم.. من دیگه پاک نیستم!

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۲۸ بهمن ۹۵ [ ۱۹:۲۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۶-۲۴
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    5,627
    سطح
    48
    Points: 5,627, Level: 48
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 123
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    1,593

    تشکرشده 199 در 84 پست

    Rep Power
    22
    Array

    عذاب وجدان دارم.. من دیگه پاک نیستم!

    سلام

    من خیلی ناراحتم از سنگینی گناه و حس پاک نبودنم. منی که هیچ وقت دوست پسر نداشتم و توی خانواده و دوستانم همیشه معروف به دختر نجیب و پاک بودم.

    چند مدت پیش از طریق یک کانال تخصصی تلگرام مربوط به رشته م که اعضای اون همه همشهری هستیم، با یه پسر آشنا شدم.. (من 25 و اون 28 ساله)
    آشنایی هم به این خاطر بود که ایشون فیلم آموزشی درمورد یادگیری یه نرم افزاری رو می خواستن که من داشتم و اونم گفت یه جایی قرار بذاریم بهم بده.

    خلاصه قرار گذاشتیم و اونم منو تا محل کارم برد. مثل دوتا دوست هم جنس. نه اتفاق خاصی افتاد و نه هیچ چیز دیگه ای..
    من ازش خیلی خوشم اومد. پسر مثبت و حتی مذهبی و سنگینی به نظر می اومد.
    چندبار فیلم و منابع مختلف رد و بدل شد و همینطور دیدار صورت می گرفت ..

    توی ماشین تا رسیدن به محل کار من، صحبت می کردیم. درمورد رشته و کار و همه چیز..

    ولی در حینِ همین چند دفعه دیدار، اون به دلایل الکی و بهانه ای دست منو می گرفت یا لپمو می کشید برای شوخی! من هم معذب بودم هم از طرفی احساس می کردم این پسر خوبیه و ممکنه منو بخواد به خاطر همین داره صمیمی می شه! یعنی دوستم داره برای ازدواج! به خاطر همین منم می خندیدم و جبهه نمی گرفتم

    دیگه دلو زدم به دریا و امروز توی تلگرام ازش پرسیدم تو درمورد من چه فکری می کنی؟ فکر بد یا خوب؟
    که اون گفت من درمورد تو فکر بد نمی کنم ولی من پسر خوبی نیستم.. و...

    خلاصه منم صادقانه بهش گفتم من فکر می کردم پسر خوبی هستی و ...
    و باهاش خداحافظی کردم..


    خیلی عذاب وجدان و حس بدی دارم. از اینکه من دیگه پاک نیستم. دوست پسر داشتم!! خانوادم نمی دونستن.. بهم اعتماد می کردن ولی من مخفیانه با یه پسر قرار می ذاشتم و سوار ماشینش می شدم!

    از خدا هم خجالت می کشم. احساس می کنم دارم حقه بازی می کنم. ظاهرم با باطنم که دختر خوب و پاک جلوه می ده دیگه یکی نیست. لکه دار شده..

    الآن خیلی پشیمونم. خیلی زیاد..
    از اینکه اگه کسی ازم پرسید تا حالا دوست پسر داشتی؟ دیگه صادقانه نمی تونم بگم نه. باید دروغ بگم!

    اگه توبه کنیم می شه گذشته رو فراموش کرد و نادیده گرفت؟ یعین گذشته پاک می شه؟
    mohamad.reza164 likes this.

  2. 2 کاربر از پست مفید بانوی آفتاب تشکرکرده اند .

    mohamad.reza164 (شنبه ۱۸ دی ۹۵),عشق آفرین (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۱:۵۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۵-۱۸
    نوشته ها
    476
    امتیاز
    10,501
    سطح
    68
    Points: 10,501, Level: 68
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    865

    تشکرشده 1,093 در 378 پست

    Rep Power
    94
    Array
    سلام دوست عزیز

    از خوندن متنتون خیلی تعجب کردم.دوست پسر؟؟؟ توی هیچ فرهنگی به این رابطه ای که شما داشتید نمیگن دوست دختر پسری.

    شما هم که به موقع اقدام کردید و جلوی کش دادن این رابطه رو گرفتید.دیگه چه عذاب وجدانی دارید؟

    من نمیخوام چیزی رو توجیه کنم. اینم مسلمه که چون شما قصد ازدواج دارین وابسته شدن به مردی که دنبال ازدواج نیست به ضرر شماست و آسیب میبینید.

    ولی فکر میکنید پسری که شما در آینده باهاش ازدواج می کنید با هیچ دختری حرف نزده و قرار نگذاشته؟

    موضوع رو فراموش کنید.شما نیتتون خوب بوده و به موقع هم همه چیز رو تمام کردین.

  4. 4 کاربر از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده اند .

    zolal (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵),بانوی آفتاب (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵),بابک 1369 (شنبه ۱۸ دی ۹۵),بارن (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵)

  5. #3
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه ۳۰ بهمن ۹۵ [ ۱۸:۰۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,041
    امتیاز
    184,700
    سطح
    100
    Points: 184,700, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,340

    تشکرشده 34,010 در 5,930 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    با سلام و احترام
    با تحسین و قدردانی از شما که توجه ویژه ای به خودتون و خطاهایتان و اصلاح زندگیتون دارید.
    موارد تقریبا مشابهی قبلا در تالار مطرح شده است که پاسخ هم داده شده است. و من در انتهای این پست به یکی از همین پاسخ ها اشاره می کنم.


    اما خلاصه :
    احساس گناه یکی از پیچیده ترین مکانسیم های حفاظتی هست که خدا در انسان به صورت اتوماتیک آفریده است تا بتواند از لغزیدن و سقوط کامل انسان جلوگیری کند و به صورت خودکار انسان را به مسیر صحیح برگرداند.
    از این منظر اینکه شما احساس گناهتون کار می کند و با آن از لغزیدن نجات پیدا کردید جای شکرگزاری و خوشحالی دارد.



    احساس گناه منجر می شود که فرد از سقوط خود جلوگیری کند و بعد از آن با مسئله جبران بتواند بهتر از گذشته مسیر خود را پیش برود.



    نباید احساس گناه را از زندگی حذف کرد. چون در آن صورت در لغزیدن های بعدی کار نخواهد کرد و سقوط حتمی پیش خواهد آمد.
    اما نباید خود احساس گناه به صورت افراطی منجر به واپس روی، سکون و افسردگی شود.
    احساس گناه باید برای مدتی به فرد شوک وارد کند و بعد که او پشیمان شد از شوک درآید و به جبران گذشته پرداخته و در مسیر صحیح و ثابت قدم حرکت کند.
    اگر احساس گناه بخواهد برای همیشه فرد را زمین گیر کند معلوم هست که خوب کار نکرده است. همین طور اگر احساس گناه رنگ ببازد و فرد به سادگی دوباره به انحراف کشیده شود باز هم احساس گناه کار خود را خوب انجام نداده است.



    پس احساس گناهت را مقدس بشمار، به او توجه کن. و پس از تصمیم گیری صحیح و قرار گرفتن در مسیری صحیح که نتیجه تجربه ات هست ، با قدرت و انرژی بیش از پیش زندگی خود را مدیریت کن.
    در همین رابطه یکی دیگر از پاسخهایم را به مراجعی دیگر را در ذیل مطالعه نمایید:



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها
    سلام paria
    به نظرم شما انسان بزرگواری هستید. و باور دارم که ماهیت پاک ، مثبت و رو به رشدی دارید.
    اما من می خواهم یک نوع دیگه به موضوع نگاه کنم. شاید یک کمی تعجب آور هم باشه. اما یک راهی هست که تقریبا عکس آن چیزی هست که خودت می گویی یا دوستان اشاره کردند.

    چرا می خواهی خودت رو ببخشی؟!
    چرا می خواهی احساس گناهت را پایان دهی؟!
    چرا می خواهی همه چیز را فراموش کنی؟!

    به نظر من اینها همه موهبت های خوبی هست و اتفاقا نباید آنها را به این سادگی از دست بدهی.
    کسی که تجارب خودش را ( چه مثبت و چه منفی ) فراموش می کند، مستحق دوباره لغزیدن است.
    شما تنها باید بینش خود را افزایش دهید، نگاه خود را تغییر دهید. همین..
    توضیح بدهم؟!
    چشم توضیح می دهم.

    در متون اسلامی از جمله در قران ما نکات ارزشمندی برای زندگی داریم که متاسفانه مغفول مانده است. یکی از این جملات که اینجا خودش می تواند مبدایی برای تغییرشما باشد این ست که در قران اصطلاحی با عنوان «تبدیل گناهان به ثواب » داریم. خیلی جالبه...
    نه اینکه یک خطایی فراموش می شه و بخشیده میشه... نه!!! بلکه مطابق آن خطا به شما حسنات و پاداش می دهند.
    حالا پرسش : این مسئله در مورد چه کسانی می تواند رخ دهد....
    یه کمی فکر کن.
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    آری اگر بینش شما به لغزشت تغییر پیدا کند، احساس گناهی برایت ایجاد کند که خود زمینه جبران و رشد برایت به ارمغان آورد، و منجر به یاس شما نگردد و با یاد آوری آن همیشه سعی در رشد بیشتر و انجام صحیح امور بکنید. اینجاست که همین لغزش شما به عنوان نقطه قوت شما مطرح است.
    یعنی شما نسبت به کسانی که این لغزش را نداشته اند، پیشرفت بیشتری کرده اید.
    اما اگر احساس گناه، خمودگی ، افسردگی، کناره گیری از فعالیت، و یاس و انجام مکرر آن گناه را با خود داشته باشد. اینجاست که نیاز به درمان دارد.

    پس احساس گناه موهبتی الهی است که زمینه ساز تغییر و جبران است و باید به خاطر داشته باشیم و این به خاطر داشتن نه اینکه اعتماد به نفس ما را کاهش نمی دهد، بلکه آن را همیشه مانند زنگ خطری برای خود نگه می داریم و به عنوان انرژی برای پیمودن باقی مسیر به کار می گیریم.

    پس این رنجشت و این احساس گناهت را چون موهبتی الهی در مسیری که در زندگی داری به کار بگیر و هرگز فراموششان نکن.

    چ

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com


  6. 5 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    Aram_577 (یکشنبه ۱۹ دی ۹۵),zolal (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵),بانوی آفتاب (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵),بارن (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵),عشق آفرین (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵)

  7. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ [ ۱۱:۵۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۶-۱۳
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    537
    سطح
    10
    Points: 537, Level: 10
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 37.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 16 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بانوی آفتاب نمایش پست ها
    سلام

    من خیلی ناراحتم از سنگینی گناه و حس پاک نبودنم. منی که هیچ وقت دوست پسر نداشتم و توی خانواده و دوستانم همیشه معروف به دختر نجیب و پاک بودم.

    چند مدت پیش از طریق یک کانال تخصصی تلگرام مربوط به رشته م که اعضای اون همه همشهری هستیم، با یه پسر آشنا شدم.. (من 25 و اون 28 ساله)
    آشنایی هم به این خاطر بود که ایشون فیلم آموزشی درمورد یادگیری یه نرم افزاری رو می خواستن که من داشتم و اونم گفت یه جایی قرار بذاریم بهم بده.

    خلاصه قرار گذاشتیم و اونم منو تا محل کارم برد. مثل دوتا دوست هم جنس. نه اتفاق خاصی افتاد و نه هیچ چیز دیگه ای..
    من ازش خیلی خوشم اومد. پسر مثبت و حتی مذهبی و سنگینی به نظر می اومد.
    چندبار فیلم و منابع مختلف رد و بدل شد و همینطور دیدار صورت می گرفت ..

    توی ماشین تا رسیدن به محل کار من، صحبت می کردیم. درمورد رشته و کار و همه چیز..

    ولی در حینِ همین چند دفعه دیدار، اون به دلایل الکی و بهانه ای دست منو می گرفت یا لپمو می کشید برای شوخی! من هم معذب بودم هم از طرفی احساس می کردم این پسر خوبیه و ممکنه منو بخواد به خاطر همین داره صمیمی می شه! یعنی دوستم داره برای ازدواج! به خاطر همین منم می خندیدم و جبهه نمی گرفتم

    دیگه دلو زدم به دریا و امروز توی تلگرام ازش پرسیدم تو درمورد من چه فکری می کنی؟ فکر بد یا خوب؟
    که اون گفت من درمورد تو فکر بد نمی کنم ولی من پسر خوبی نیستم.. و...

    خلاصه منم صادقانه بهش گفتم من فکر می کردم پسر خوبی هستی و ...
    و باهاش خداحافظی کردم..


    خیلی عذاب وجدان و حس بدی دارم. از اینکه من دیگه پاک نیستم. دوست پسر داشتم!! خانوادم نمی دونستن.. بهم اعتماد می کردن ولی من مخفیانه با یه پسر قرار می ذاشتم و سوار ماشینش می شدم!

    از خدا هم خجالت می کشم. احساس می کنم دارم حقه بازی می کنم. ظاهرم با باطنم که دختر خوب و پاک جلوه می ده دیگه یکی نیست. لکه دار شده..

    الآن خیلی پشیمونم. خیلی زیاد..
    از اینکه اگه کسی ازم پرسید تا حالا دوست پسر داشتی؟ دیگه صادقانه نمی تونم بگم نه. باید دروغ بگم!

    اگه توبه کنیم می شه گذشته رو فراموش کرد و نادیده گرفت؟ یعین گذشته پاک می شه؟
    عزيزم شما هنوز هم پاكى و تو اين جامعه كه اكثر مردم به سمت فساد رفتن وجود دختر خانم پاكى مثل شما باعث افتخاره. اونى كه اين وسط گناهكاره و از وجود و احساس پاك شما سوء استفاده كرده اون آقاست، اون گناهش خييييييلى خيلى بزرگه چون خانمى چندين سال جلوى خودش رو ميگيره و پاك ميمونه و اون پسر هوسباز اين پاكى رو ميخواد خدشه دار كنه، اونى كه بايد توبه كنه اون هوسبازه. خدا گفته كسى كه ميخواد توبه كنه اولين مرحله اش اينه كه آدم احساس پشيمونى كنه، شما اين پشيمانى رو دارى، پس كافيه كه ديگه تكرارش نكنى. شما همچنان پاكى و با هدف دوست پسر گرفتن سراغ اون آقا نرفتى، زمانى هم كه فهميدى اون آقا نيتش بده تمومش كردى. پس همونطورى خودت رو پاك بدون و به هيچكس در اين مورد چيزى نگو.

  8. 2 کاربر از پست مفید Sanaznavidi تشکرکرده اند .

    بانوی آفتاب (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵),بارن (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۴:۰۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۲-۳۱
    نوشته ها
    387
    امتیاز
    6,416
    سطح
    52
    Points: 6,416, Level: 52
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 99.1%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    126

    تشکرشده 464 در 242 پست

    Rep Power
    63
    Array
    سلام

    دوست عزیز این پشیمونی برای شما مفیده و نشان از پاک بودنه شما داره و تکرار نکردنش بجز برای شوهر ایندتون میتونه جبران گناهتون باشه

    و نگران این نباشید که تو خواستگاری ازتون بپرسن دوس پسر داشتید یا نه, چون این سوالات از طرف خواستگار پرسیده نمیشه و اگه پرسیده بشه صادقانه بگین نه .. چون ایشون دوس پسر شما نبودن و یه رابطه مختصر درسی بود که

    تموم شد و رفت و نیازی نیست ایشون بدونن..

    موفق باشید

  10. 2 کاربر از پست مفید جوادیان تشکرکرده اند .

    بانوی آفتاب (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵),بارن (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۲۸ بهمن ۹۵ [ ۱۹:۲۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۶-۲۴
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    5,627
    سطح
    48
    Points: 5,627, Level: 48
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 123
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    1,593

    تشکرشده 199 در 84 پست

    Rep Power
    22
    Array
    سلام


    من از خودم شرمنده م. از اعتماد مادر و پدرم شرمنده م.. از خدای خودم شرمنده م .. از اینکه به راحتی به یه آقا پسر اجازه دادم که تا این حد بهم نزدیک بشه. (شاید از نظر شما چیزی نباشه ولی برای من سنگین بود)

    ولی ممنونم بابت راهنمایی های دوستانه و ارزشمندتون. خصوصاً جناب مدیر همدردی که صحبت هاشون نقطه عطف بود برام..

  12. 2 کاربر از پست مفید بانوی آفتاب تشکرکرده اند .

    Eram (شنبه ۱۸ دی ۹۵),عشق آفرین (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵)

  13. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۳۰ بهمن ۹۵ [ ۲۲:۵۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-۹-۰۴
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    2,821
    سطح
    32
    Points: 2,821, Level: 32
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    62

    تشکرشده 84 در 36 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام. دوست عزیز مسئله رو زیاد بزرگش نکن و خدارو شکر کن که زود آگاه شدی ولی به نظر من باید رو خودت کار کنی و واقع بینانه به مسایل نگاه کنی که با چن تا برنامه رد و بدل کردن قرار نیست ازدواجی رخ بده و اون آقا هم چنین تصمیمی نگرفته و چون دخترا احساساتی هستن و زود میرن به فکر و خیال و از یه طرف چون نمی خوان احساس گناه کنن و خوششون میاد از اینکه یکی بهشون بها میده میگن قصد ازدواج داشتن. حتی اگر در اینده به منظور آشنایی قبل ازدواج با پسری رفت و آمد کردید ( زیر نظر خانواده ) به گونه ای برخورد کنید که طرف به خودش اجازه نده شما را تو خطاب کند چه برسه به اینکه لپ شما رو بکشه.
    موفق باشی

  14. 3 کاربر از پست مفید تازه نفس گرفته تشکرکرده اند .

    بانوی آفتاب (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵),بارن (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵),عشق آفرین (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵)

  15. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه ۱۵ بهمن ۹۵ [ ۰۵:۰۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-۱۲-۱۸
    نوشته ها
    512
    امتیاز
    11,699
    سطح
    71
    Points: 11,699, Level: 71
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 351
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,124

    تشکرشده 1,261 در 440 پست

    Rep Power
    91
    Array
    خداییش قباحت داره... طرف معلومه دفعه ی اولش نبوده که این قدر پر رو بوده و...
    ولی شما دفعه ی اولتون بوده و واقعا حق دارید این همه ناراحت باشید...ادم وقتی با خودش فکر می کنه و... میگه طرف پیش خودش چی فکر کرد این کارو کرد و... شما پیش خودتون چه ها فکر می کردید؟!

    ولی ببنید خدا رو هر چی شکر کنید کمه !!! افراد سودجو و... همه جا هستند...خب طبیعتا تلگرام یکی از بهترین و جدیدترین و راحت ترین هستش برای بعضی ها... به این فکر کنید اگه گیر یک آدم شیاد حرفه ای افتاده بودید چی ؟! اگه حالا نه دفعه اول ولی دفعه های بعدی با خوراندن چیزی به شما ..شما رو بیهوش می کردند و خدایی ناکرده اتفاق هایی می افتاد که دیگه هیج جوره نمی شد درستش کرد چی ؟!

    پس لطفا به جای این که شیطون هی ایه یاس براتون بخونه... خدا رو شکر کنید که لب پرتگاه رفتید ولی خدا نذاشت درش بفتید... (هر چند واقعا اونایی هم که به دام افتادند خدایی دارند و... )... پس لطفا از این به بعد هشیار عمل کنید...

    مطمئنم اون پسر هم متوجه ضمیر پاک شما شده و این قدر مرد بوده دیگ بیش تر ادامه نداده چه بسا اگه می گفت مثلا ازدواج و... شما ناخواسته تن به کارهایی دیگه می دادید...میگم لطفا خدا رو شکر کنید... و در این زمینه ها بیش تر ببنید عقل جمعی چی میگه و چه رفتاری درست و عاقلانه هستش بدون خطر ... مثلا با یک خواستگار رسمی بعد ده جلسه صحبت هم به قول یکی از دوستان تو نگید ... درست مثل روز اول با اصول مشخص...وقتی عقد کردید و.. دیگه بحثش جداست.

  16. 2 کاربر از پست مفید فدایی یار تشکرکرده اند .

    بانوی آفتاب (جمعه ۱۷ دی ۹۵),بارن (پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵)

  17. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۲۸ بهمن ۹۵ [ ۱۹:۲۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۶-۲۴
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    5,627
    سطح
    48
    Points: 5,627, Level: 48
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 123
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    1,593

    تشکرشده 199 در 84 پست

    Rep Power
    22
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فدایی یار نمایش پست ها
    خداییش قباحت داره... طرف معلومه دفعه ی اولش نبوده که این قدر پر رو بوده و...
    ولی شما دفعه ی اولتون بوده و واقعا حق دارید این همه ناراحت باشید...ادم وقتی با خودش فکر می کنه و... میگه طرف پیش خودش چی فکر کرد این کارو کرد و... شما پیش خودتون چه ها فکر می کردید؟!

    ولی ببنید خدا رو هر چی شکر کنید کمه !!! افراد سودجو و... همه جا هستند...خب طبیعتا تلگرام یکی از بهترین و جدیدترین و راحت ترین هستش برای بعضی ها... به این فکر کنید اگه گیر یک آدم شیاد حرفه ای افتاده بودید چی ؟! اگه حالا نه دفعه اول ولی دفعه های بعدی با خوراندن چیزی به شما ..شما رو بیهوش می کردند و خدایی ناکرده اتفاق هایی می افتاد که دیگه هیج جوره نمی شد درستش کرد چی ؟!

    پس لطفا به جای این که شیطون هی ایه یاس براتون بخونه... خدا رو شکر کنید که لب پرتگاه رفتید ولی خدا نذاشت درش بفتید... (هر چند واقعا اونایی هم که به دام افتادند خدایی دارند و... )... پس لطفا از این به بعد هشیار عمل کنید...

    مطمئنم اون پسر هم متوجه ضمیر پاک شما شده و این قدر مرد بوده دیگ بیش تر ادامه نداده چه بسا اگه می گفت مثلا ازدواج و... شما ناخواسته تن به کارهایی دیگه می دادید...میگم لطفا خدا رو شکر کنید... و در این زمینه ها بیش تر ببنید عقل جمعی چی میگه و چه رفتاری درست و عاقلانه هستش بدون خطر ... مثلا با یک خواستگار رسمی بعد ده جلسه صحبت هم به قول یکی از دوستان تو نگید ... درست مثل روز اول با اصول مشخص...وقتی عقد کردید و.. دیگه بحثش جداست.



    سلام

    ممنونم بابت راهنماییتون.. بله من خدا رو شکر می کنم. خیلی زیاد.. می دونم که ممکنه بود هر اتفاقی بیوفته..

    با گفته شما دوستان، از این اتفاق بد به عنوان یک تجربه و هشدار استفاده می کنم.. که دیگه تکرار نشه..

    ممنونم..

  18. 3 کاربر از پست مفید بانوی آفتاب تشکرکرده اند .

    mohamad.reza164 (شنبه ۱۸ دی ۹۵),تازه نفس گرفته (شنبه ۱۸ دی ۹۵),جوادیان (جمعه ۱۷ دی ۹۵)

  19. #10
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه ۳۰ بهمن ۹۵ [ ۱۸:۰۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,041
    امتیاز
    184,700
    سطح
    100
    Points: 184,700, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,340

    تشکرشده 34,010 در 5,930 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    مطلب ذیل هم در رابطه ما تاپیک شما می توانید برایتان سودمند باشد:
    تفاوت احساس گناه سالم و احساس گناه ناسالم

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com


  20. 3 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    Aram_577 (یکشنبه ۱۹ دی ۹۵),Eram (شنبه ۱۸ دی ۹۵),بانوی آفتاب (شنبه ۱۸ دی ۹۵)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۵ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۵:۳۶ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.