به انجمن خوش آمدید
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19
Like Tree4Likes

موضوع: دعوا با مادر شوهر

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۵ دی ۹۵ [ ۱۲:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۱۰-۱۵
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    87
    سطح
    1
    Points: 87, Level: 1
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 58.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    دعوا با مادر شوهر

    با سلام،
    من 30 ساله و همسرم 31 ساله هستن. من و همسرم همکار هستیم. مدت سه ساله و نیم هست که ازدواج کردیم و با همدیگر مشکلی نداریم. مادر همسرم خانمی بسیار حساس و پرتوقع هستند که از ازدواج من با همسرم نیز راضی نبودند و تمایل داشتند که همسرم با دخترخاله اش ازدواج کند. مادر همسرم بسیار خودرای هستند و انتظار دارند همه باب میل ایشان رفتار کنند در غیر اینصورت دعوا راه انداخته و قهر میکنند. گذشت ندارند و کوچکترین حرکتی که باعث ناراحتیشان شود را با ناراحتی بازگو می کنند. نه فقط در مورد من بلکه در مورد همسرم و دخترها و دامادهایشان نیز همینطورند.
    در سه سال اخیر من تمام تلاشم رو کردم تا ناراحتی پیش نیامده و اگر پیش میامد نیز معذرت خواهی کرده و ماجرا تمام میشد.
    اما سه ماه قبل که به اتفاق خانواده همسرم به مسافرت رفته بودیم مادر همسرم بی دلیل (از نظر خودم) با من صحبت نکردند و وقتی همسرم علت را جویا شدند درگیری لفظی شدیدی اتفاق افتاد و مادر همسرم به من فحش و حرفهای رکیکی زدند اما من کوچکترین بی احترامی نکردم دلیل رفتارشان را نیز ساکت بودن و قیافه گرفتن و عکس تکی ننداختن من با ایشان عنوان کردند (در صورتی که من قبول ندارم ایشان از همسرم هم ناراحت بودند اما همه تقصیرها را گردن من انداختند) و ما هم به قهر آنجا را ترک کردیم . بعد از مدت یکماه همسرم با مادرش آشتی کرد و یکماه بعد از آن نیز در مراسم تولد خواهر زاده همسرم من رفتم با مادرشوهرم سلام و احوالپرسی کرده و صحبت کردم اما ایشان خیلی با من سرد برخورد کردند. بعد از آن برای شب یلدا برایشان پیام تبریک فرستام اما جواب ندادند و من هم زنگ نردم تا تلفنی نیز تبریک بگویم. بعد هم همه خانواده شوهرم را برای شام دعوت کردم اما مادر همسرم قبول نکردند و مهمونی کنسل شد.
    حالا با همه این اتفاقها همسرم انتظار دارد که من دوباره پیشقدم شده و آشتی کنم در صورتی که من به شدت بابت توهین و تحقیری که از مادر همسرم دیده ام بسیار ناراحتم.
    همسرم گفته اگر من با مادر ایشان آشتی نکنم ایشان نیز با خانواده من قطع رابطه خواهند کرد. در صورتی که این حرف از نظر من منطقی نیست. من با همه اعضای خانواده همسرم به جز مادرشان رابطه خوبی دارم.
    من چه کنم؟

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۱۸ بهمن ۹۵ [ ۰۴:۳۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۱-۰۶
    نوشته ها
    141
    امتیاز
    2,999
    سطح
    33
    Points: 2,999, Level: 33
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    101

    تشکرشده 182 در 99 پست

    Rep Power
    26
    Array
    اگه واقعا تمام ماجرا همین هست و شما تمام مدت سکوت پیشه کردین و هیچ بی احترامی و حرفی از طرف شما نبوده ، به نظر من دیگه لزومی به معذرت خواهی مجدد نیست ، هیچ اقدامی دیگه نکنید ، بزارید هم شوهرتون با خانوادتون قطع رابطه کنه اصلا ، که چی مثلا ، یه حرکت فوق العاده بچگانه و تلافی جویانه.
    دیگه معذرت خواهی هم حد و اندازه ای داره ، حالا طرف هرچقد هم بزرگتر باشه و احترامش واجب ، دیگه قرار نیست آدم انسانیت خودشو زیر سوال ببره.
    mercedes62 likes this.

  3. کاربر روبرو از پست مفید maral569 تشکرکرده است .

    mercedes62 (شنبه ۱۸ دی ۹۵)

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ ۰۲:۱۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۴-۲۳
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    1,158
    سطح
    18
    Points: 1,158, Level: 18
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 76 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    متاسفانه مادر همسر من هم همین ویژگی ها رو دارن. کاملا حرفاتون رو درک کردم. یه سری اشتباهات هم خود شما داشتین. تو سفر نباید به روی همسرتون میاوردین که مادرش به شما بی توجهی میکنه. برعکس بهتر بود به روی خودتون نمیاوردین و سعی میکردین با همسرتون خوش باشین. البته میدونم انرژی منفی اینجور آدم ها تاثیر بدی روی آدم میزاره. من خودم اینجوریم. وقتی میرم خونه مادر همسرم، خیلی سخته رفتار نرمالی داشته باشم. همش کلافه هستم. اما سعی میکنم به روی همسرم نیارم. حتی خودم پیشنهاد میدم که از همسرم و مادرش با هم عکس بگیرم. البته من رفت و امدم رو خیلی کم کردم.
    به هرحال اولویت شما اول خودتون بعد همسرتون هستش. سعی کنین همسرتون رو درک کنین. اون با همچین مادری بزرگ شده و حتما بیشتر از شما رنج میکشه. ولی خب مادرش هست و نمیتونه جلوش بایسته. اما حق نداره از شما بخواد خودت رو دایم تحقیر کنی. شما اگر تقصیری هم داشتی به اندازه کافی (و حتی بیش از حد) عذرخواهی کردین. بنابراین باید یه مدت زمان بگذره تا همه چی آروم بشه. شما هم دست از دعوت کردن و عذرخواهی بردارین. همین که تو مناسبت ها براشون پیغام تبریک میفرستین کافیه. تو مهمونی ها هم حتما برین جلو و سلام کنین. ولی دیگه به برخورد ایشون کاری نداشته باشین. این کار رو دارین به خاطر آرامش زندگیتون میکنین.
    ایشالا فضا که آروم شد. سعی کنین روابطتون رو مدیریت کنین و بدون ایجاد حساسیت فاصله رو حفظ کنین. میدونم که خیلی سخته ولی تلاش خودتون رو بکنین.
    در مورد شوهرتون که میگن منم نمیام پیش خانواده تو، راستش شوهر منم بعضی وقتا همین رو میگه. یا اگه بیاد پیش خانواده من انقدر ناراحت و گرفته هست که بدتر حساسیت ایجاد میکنه. من معمولا اینجور موقع ها میگم هرجور راحتی. بهش زمان میدم که خودش پشیمون بشه.

  5. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۵ دی ۹۵ [ ۱۲:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۱۰-۱۵
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    87
    سطح
    1
    Points: 87, Level: 1
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 58.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    maral569 و بهاره جون ممنونم بابت پیاماتون...من قبلا هفته ای دو دفعه خونه مادر همسرم میرفتم نمیگم همیشه خوش و خندون بودم گاهی پیش میومد خسته بودم و ساکت که این باعث مشکل میشد . اما به نظر من هر چقدرم که از من ناراحت بودن نباید فحش میدادند . همسرم این رو میپذیرن اما میگن مادره و نمیشه کاریش کرد تو باید ندیده بگیری.
    من بعد از دو ماه و نیم تازه یکم اعصابم اروم شده . و میدونمم وقتی برم و بخوام در مورد این مشکل با مادرشون صحبت کنم اشتباهشونو که نمیپذیرن دوباره میخوان شروع کنن به تحقیر من و به گفتن اینکه من تو رو نمیخواستم ...همسرمو چیکار کنم؟

  6. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۱۹ بهمن ۹۵ [ ۰۱:۴۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۱۲-۲۴
    نوشته ها
    124
    امتیاز
    1,948
    سطح
    26
    Points: 1,948, Level: 26
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 55.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 166 در 81 پست

    Rep Power
    22
    Array
    به همسرتون بگید من سی سال سن دارم،کار دارم و تحصیل کردم و زحمت کشیدم به اینجا رسیدم و خودم را ساختم.هیچ نوع توهین و بی احترامی را از هیچکس تحمل نمیکنم.مادر و بزرگتر باید توی رفتار بزرگ باشه و این بزرگی را نشون بده.احترام هر کس دست خودشه و من حاضر نیستم بیش از این احترام و ارزش خودم را پایین بیارم.اگر هم بیام در صورتی میام که برخورد مادرتون درست و با احترام متقابل باشه و به محض اینکه حرف رکیکی بشنوم یا بی احترامی بهم بشه محل را ترک میکنم...اینطوری همسرتون هم متوجه میشه شما جدی هستید هم یه فرصت دوباره به رابطه مادرشوهرتون و خودتون دادید.ولی همسرتون باید کنترل اوضاع را توی دستش بگیره و نزاره مادرش بی احترامی کنه.
    maral569 and mercedes62 like this.

  7. کاربر روبرو از پست مفید kaspian تشکرکرده است .

    ZENDEGIBEHTAR (شنبه ۱۸ دی ۹۵)

  8. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۲۶ اسفند ۹۵ [ ۱۲:۵۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۴-۱۰
    نوشته ها
    255
    امتیاز
    3,813
    سطح
    39
    Points: 3,813, Level: 39
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 60.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکرها
    45

    تشکرشده 268 در 138 پست

    Rep Power
    40
    Array
    ببخشید عزیزم
    ولی متاسفانه عروس ها همیشه قربانی رفتارهای مادرشوهرها هستن
    یه کادو براش بگیر و برو عذرخواهی کن
    اما از این به بعد در مقابل همسرت باهاش برخورد خوبی داشته باش و در هنگام عدم حضور همسرت سرد برخورد کن به نظرت هفته ای دوبار رفت و آمد برای یه خانم کارمند زیاد نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  9. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۵ دی ۹۵ [ ۱۲:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۱۰-۱۵
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    87
    سطح
    1
    Points: 87, Level: 1
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 58.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مادر شوهرم همه بچه هاشو دعوت کرده خونشون . همسرم ازم خواسته زودتر بریم و با مادر شوهرم حرف بزنیم و مشکلاتو حل کنیم در مقابل هم گفته هفته ای یکبار بیشتر نیا.
    خودش قبول داره مادرشون اشتباه کرده اما میگه اخلاقش اینه و من نمیتونم کاریش کنم. به نظرتون چیکار کنم؟

  10. #8
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    دیروز [ ۲۳:۰۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۱۲-۲۲
    نوشته ها
    4,063
    امتیاز
    57,366
    سطح
    100
    Points: 57,366, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 34.0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    13,913

    تشکرشده 13,421 در 3,641 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    0
    Array
    شما هر دو کارمندین
    چطور وقت می کنید هفته ای دوبار برید خونه مادرشوهر

    اگه مثلا هفته ای دوبار هم برید خونه مادر شما، کی خونه هستید؟ کی استراحت می کنید؟ کی به کارهای شخصی و مطالعه و ورزش و ... می رسید؟

    وقتتون را پر کن که جایی واسه این دور هم نشستنهای الکی نمونه.

    نمی تونی آشتی نکنی. تا ابد که نمی شه با مادر همسر قهر بود.
    به همسرت بگو کمتر برید. خیلی کمتر. حتی گاهی دو هفته یه بار.
    زندگی دو نفره تون را شلوغ کن که فرصت اونجا رفتن کم بشه.
    نوع رابطه را عوض کن.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  11. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    میس بیوتی (سه شنبه ۲۸ دی ۹۵),حیاط خلوت (یکشنبه ۱۹ دی ۹۵)

  12. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۵ دی ۹۵ [ ۱۲:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۱۰-۱۵
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    87
    سطح
    1
    Points: 87, Level: 1
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 58.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون شیدای عزیز...

  13. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    امروز [ ۰۷:۰۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-۲-۲۰
    نوشته ها
    194
    امتیاز
    4,978
    سطح
    45
    Points: 4,978, Level: 45
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 59.0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second Class1000 Experience PointsVeteranTagger First Class
    تشکرها
    620

    تشکرشده 230 در 123 پست

    Rep Power
    28
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط arameh نمایش پست ها
    مادر شوهرم همه بچه هاشو دعوت کرده خونشون . همسرم ازم خواسته زودتر بریم و با مادر شوهرم حرف بزنیم و مشکلاتو حل کنیم در مقابل هم گفته هفته ای یکبار بیشتر نیا.
    خودش قبول داره مادرشون اشتباه کرده اما میگه اخلاقش اینه و من نمیتونم کاریش کنم. به نظرتون چیکار کنم؟
    ارامه خانوم به شوهرمحترمون بگید من تا حالا ثابت کردم و برا حل مشکل همیشه پیش قدم بودم ولی مشکلی حل نشده

    ولی حل کردن مشکل 1 طرفه نمیشه

    به همسرتون بگید ، شما خودتو بزار جای من چیکار میکردید؟ اومدن من فقط باعث میشه حرمت ها بیشتر شکسته شه و احترام ها بیشتر ازبین بره


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۰۷:۲۰ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.