به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۰۵ دی ۹۵ [ ۱۷:۳۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۶-۰۳
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    3,224
    سطح
    35
    Points: 3,224, Level: 35
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 126
    Overall activity: 27.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    1

    تشکرشده 61 در 41 پست

    Rep Power
    20
    Array

    Gadid خواهرشوهرم از دخالت هاش تو زندگی ما برنمیداره

    سلام به دوستان عزیزم .
    من چند وقتی بود نبودم و همیشه مشکلم دخالت خانواده همسرم بود و هست ...
    ایندفعه بعد سه سال دیگه تحمل کردن خیلی سخت شده ...
    الان چهار ماهی میشه که اومدیم خونه خودمون فکر کردم خونه خودمون بیایم کلا راحت میشیم ولی هنوزم دخالت ها هست و دیگه واقعا کلافه شدم با شوهرم سرد شدم از خانواده اش همش گله شکایت میکنم آخه من این دخالت ها رو از چشم شوهرم میبینم از بی عرضگی اونه .همش برا من تدافعی رفتار میکنه انگار اونها مقصر نیستن و فقط من مقصرم.
    خواهرشوهرم همش میاد تو زندگی ما نظر میده الانم به شوهرم پیشنهاد یه کاری داده که ازین به بعد شریک میشن و از اونجایی که خواهرش خیلی فضوله دیگه باب دخالت رو به بهونه شراکت تو زندگی ما بیشتر باز میکنه .هر چی با شوهرم صحبت کردم قبول نکرد خیلی آدم تحت تاثیر و دهن بینیه. با اینکه پدرش و برادرش بهش گفتن شراکت نکن خوب نیست گوش نکرد و از امروز وارد شراکت شدن و بدبختی من و تماس مکرر شروع شد .من نمیفهمم چرا اینهمه دخالت میکنن منکه به زندگی هیچکس کار ندارم اصلا از هیچی اونها خبر ندارم ولی اونها به همه چی زندگی ما کار دارن .من نمیدونم چجوری رفتار کنم تا شوهرم بیاد طرف من و اینقدر از اونها تاثیر نگیره.
    خواهرشوهر من تو زندگی همه سرک می کشه ولی بقیه زرنگ هستم و اجازه نمیدن زندگی شونو خراب کنه درحالی که شوهر من متوجه نیست .یه بار بخاطر دخالت های خواهرش تا آستانه طلاق هم پیش رفتیم و با پادرمیونی برادرشوهرم آشتی کردیم. من دلم با خانواده اش صاف نمیشه و تموم قلبم شده نفرت متاسفانه تو رفتارم مشخصه که ازشون بدم میاد کم کم دارم از شوهرمم متنفر میشم چون اینم اخلاق های اونها رو داره جدیدا سر شراکت خیلی دعوامون میشه و حس میکنم همه چیو داره قربانی شراکتش میکنه حتی زندگی مونو. دیگه خسته شدم دلم میخواد طلاق بگیرم تا راحت بشم .نمیدونم چکار کنم چجوری رفتار کنم دارم افسردگی میگیرم همش گریه میکنم دیگه خنده به لب هام نمیاد ....

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ ۰۶:۰۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۳-۰۵
    نوشته ها
    60
    امتیاز
    946
    سطح
    16
    Points: 946, Level: 16
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 48 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    کاش حداقل چندین مثال هم بزنید ما که اصلا نمیدونیم موضوع چیه باید چی بگیم؟
    ولی چرا همش فکر میکنم حسادت الکیه

  3. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۰۵ دی ۹۵ [ ۱۷:۳۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۶-۰۳
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    3,224
    سطح
    35
    Points: 3,224, Level: 35
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 126
    Overall activity: 27.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    1

    تشکرشده 61 در 41 پست

    Rep Power
    20
    Array
    ممنون از اینکه جواب دادید .
    ما از دوران عقد مشکل داشتیم سر همین دخالتها .به عنوان مثال موقع خریدها خواهرشوهرم که کانال لباس داره گیر میداد که از کانال من سر خریدت لباس بردار حتی برا لوازم آرایش نظر میداد از عالم فلان جا بخر و اینقدر با شوهرم صحبت میکرد که اونم به من تحمیل میکرد میگفت هر چی ابجیم میگه راسته همون کارو بکن .یعنی محال بوده برا زندگی ما برا هر چیزش نظری نداده باشه و شوهرم که تحت تاثیره سریع میومد به من گیر میداد که باید مثلا فلان کارو بکنیم و من مخالفت میکردم دعوا راه مینداخت. من ناراحتم که هیچ اختیاری از زندگی خودمون نداریم و هرچی خواهرش بگه همونه و اگه من مخالفت کنم باهام دعوا راه می ندازه. دیگه خسته شدم دلم میخواد بگم اینم زندگیت برو اصن با خواهرت زندگی کن که اینهمه دخالت میکنه .ما تاحالا در مورد زندگی هیچ کدومشون حتی نظر هم ندادیم اصلا خبر نداریم ولی اونها از همه چی ما باید خبر داشته باشن .
    جدیدا هم که گیر داده به شوهرم که پول بده و تو کانال لباسش شراکت کنه و شوهرمم طبق معمول سریع پذیرفت با اینکه من مخالفت کردم باهام دعوت کرد و گفت به تو مربوط نیست .داره هم خودش هم خواهرش زندگی ما رو خراب میکنن و شوهرم اصلا متوجه نیست .دیروز طی یک نامه حرفهای دلمو بهش گفتم و هشدار دادم که داره زندگی مونو خراب میکنه و بقیه که زندگی خودشونو دارن فرقی به حالشون نداره .بهم گفت سعی میکنه ازین به بعد درست رفتار کنه ولی میدونم که بی فایده است و باز بعدها نظرات جدید ابجیش رو میاد میگه .متنفرم از خواهرش. نمیدونم چکار کنم .

  4. کاربر روبرو از پست مفید mahsa21 تشکرکرده است .

    mehdi.ma.mm (یکشنبه ۰۵ دی ۹۵)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۵ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۷:۵۳ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.