به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: خسته ام...

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۰۷ دی ۹۵ [ ۲۰:۴۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۹-۱۱
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    111
    سطح
    2
    Points: 111, Level: 2
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    6 خسته ام...

    با سلام و خسته نباشید


    دختری 17 ساله هستم از استان های شمال کشور و دوم دبیرستان هستم.


    از پدرم متنفرم ازش بدم میاد اصلا براش مهم نیست که من تو چه شرایط بحرانی قرار دارم بخدا از دستش از چشمام به جای اشک خون میاد دیگه از دستش خسته شدم گاهی اوقات فکر میکنم برای این به این دنیا اومدم که زجر بکشم-عذاب بکشم کل بدبختیای دیگران افتاده رو دوش من... خونه ما همیشه دعواست پدرم همیشه مادرمو کتک میزنه حتی یه بار میخواست با چاقو بکشتش مامانم برای دفاع از خودش مقابلش ایستاد و در آخر چاقو خورد به پای پدرم من اون لحظه انقدر ترسیده بودم که فقط جیغ میکشیدم پا برهنه به خونه همسایه بالایی رفتم و ازش درخواست کمک کردم آبرومون جلوی عالم و آدم رفت وقتی دعوا میشه مو به تنم سیخ میشه خواهرمم میاد بغلم از همه جا منع شدیم مارو هیچ جا نمیبره فقط 5 شنبه ها اونم با خواهش و تمنا مارو میبره بیرون خونه مادربزرگمم که میریم مادربزرگم ( مادربزرگ مادریم) همش بهمون تیکه میندازه وقتی زجر کشیدن مامانمو میبینم جیگرم آتیش میگیره حتی قصد خودکشی داشتم و میخواستم از این زندگی نحسی و فلاکت بار راحت شم ولی مامانم انقدر جیغ زد و خودشو زد که پشیمونم کرد و حتی به فکر اینم که وقتی بزرگ شدم و 20 سالم شد برم یه خونه جدا بگیرم و یا انقدر درس بخونم که برم یه شهر دور مامانم میگه تو هرجا بری من باهات میام اگه تو نباشی این منو میکشه من دلم به تو و خواهرت خوشه اگه شما نباشین میمیرم خواهر کوچیکترم بخاطر کارای پدرم تشنج کرده و هنوزم که هنوزه داره قرص میخوره دختر عموم بخاطر اخلاق گندش شوهرش طلاقش داده میاد سر ما خالی میکنه و به هر بهونه ای تو خونه دعوا به پا میکنه تا زندگی به کاممون زهرشه از زمانی که دخترعموم طلاق گرفت از همه جا منع شدیم نه مهمونی میریم نه جایی دعوت میشیم با اینکه 17 سالم شده حتی یه دونه خواستگارم ندارم مامانم میگه تحمل کن وقتی خواهرت بزرگ شد ازش جدا میشیم(آخه خواهرم 7 سالشه اگه جداشیم خواهرمو ازمون میگیره و دغدغه مادرم اینه که خواهرم نیوفته دست نامادری) میگه اگه تا آخر باهاش بمونیم تو ازدواج نمیکنی حتی یه بار غیر مستقیم به مامانم تیکه انداخت همونطور که دخترعموش ازدواج نکرد نمیزارم الینا هم ازدواج کنه حتی یکی از عموهام مستقیم به مادرم گفت اون حاضره نون و پنیرو از جلو خانوادش برداره بزاره کنار ما اون زمان که مادرم خواهرمو به دنیا آورد عمم 1 ماه تمام خونه ما بود و مادرم مجبور بود کلفتیشو بکنه جلوش دولا راست بشه براش غذا درست کنه بهش رسیدگی کنه حالا دختر داییم که مامانش مرده بود (اون موقع من سوم ابتدایی بودم) اومده بود خونمون تا باهام بازی کنه و یه لقمه قورمه سبزی بخوره از گلوش در آورد به طرف مامانم حمله ور شد زنی که تازه بچشو به دنیا آورده و شکمشو بخیه زدن به طرفش حمله ور شد و موهاشو کشید و فقط میزد تو سرش دختر داییم فرار کرد منم فقط جیغ میکشیدم عمم رفت طرفش گفت ولش کن تازه بچشو به دنیا آورده ممکنه بخیه هاش پاره شه یا اون زمان که کلاس اول یا دوم بودم رفته بودیم روستامون داشتیم با دخترعموهام بازی میکردیم حواسم نبود نزدیک بود دستشو بدم لای در با صدای جیغ دخترعموم همه اومدن طرفمون بابام چنان چشم غره ای برام رفت یه کشیده زد زیر گوشم و کلی حرف بارم کرد منم با گریه پابرهنه رفتم خونه مادربزرگم رفتم بغل مامانم فقط اشک ریختم و کل قضیرو براش تعریف کردم ساری که بودیم با اینکه کارمنده و ماهی 3 الی 4 میلیون پول میگیره پولای مادرمم میگرفت (مادرم فرهنگیه) خانوادش همیشه خونمون ولو بودن جلو اونا موها مادرمو میکشید یه بار مادرم به عمم گفت برادرت خیلی اذیتم میکنه ازش متنفرم عمم برگشت گفت از خداتم باشه شوهر به این خوبی بار آخرت باشه درمورد برادر عزیزم اینطور حرف میزنی ها... الانم همون آش و همون کاسه هنوزم از همه جا منعمون کرده مامانمو کتک میزنه ماهم بخاطر خواهرم مجبوریم ساکت شیم وگرنه مادرمو طلاق میده و خواهرمو ازمون میگیره وقتی خواهرم 10 سالش شد از اینجا میریم...!!!

    - - - Updated - - -


    لطفا کمک و راهنماییم کنید الان بیشتر از هر لحظه به کمکتون احتیاج دارم

  2. #2
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,723
    امتیاز
    108,014
    سطح
    100
    Points: 108,014, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 79.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,203

    تشکرشده 34,724 در 7,080 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    988
    Array
    با سلام

    عنوان تاپیک مبهم است و گویای مشکل شما نیست . لطفاً عنوانی مناسب از طریق گزارش پست در ذیل همین پست یا پست خودتان ارسال کنید تا جایگزین و سپس تاپیک برای دریافت راهنمایی باز شود


    با تشکر






 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۰۸:۵۰ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.