به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
Like Tree5Likes
  • 1 Post By mahmood.hero
  • 2 Post By Amina
  • 2 Post By فدایی یار

موضوع: راهنمایی در پروسه ازدواج

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۰۴ آبان ۹۵ [ ۲۱:۰۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۸-۰۱
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    44
    سطح
    1
    Points: 44, Level: 1
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    راهنمایی در پروسه ازدواج

    با سلام دوستان و خسته نباشید
    من اول از خودم میگم
    من متولد 68 فوق لیسانسه و سربازیم تازه تو برج 9 تموم میشه با سابقه واقعی بالای 3 سال کار کردن
    دارای یک واحد آپارتمان تو منطقه معمولی رو به پایین مشهد
    از یک خانواده 7 نفره (3 پسر + 2 دختر) که همگی ازدواج کردن و از من بزرگترن
    وضع مالی پایین به سمت متوسط در حد سپری کردن زندگی بدون دست دراز کردن در جلوی دیگران خدارو شکر

    دختر مورد علاقه ام:
    متولد 67 لیسانسه با وضع مالی متوسط به بالا (پول تو جیبی 700 تا 1 تومن) و زندگی در این سطح
    از یک خانواده 4 نفره 2 دختر که ایشون دختر بزرگ هستن
    وضع مالی خانواده اشون خیلی بالا نیست اما در لول راضی کننده ای هست ضمن اینکه این خانواده به دلیل اینکه از شریکشون جدا شدن پدرشون بیکار و مشغول ساخت ویلا و تعمیرات تو خونشونه دلیل بیان این مسائل اینه که ایشون مثلا 300 میلیون تو ویلاشون خرج کردن که زندگی ما کلا شاید 200 میلیون هم نشه و ساکن یه شهر در استان کوچیک و کم توسعه ای هستن که بسیار همه ی مردم همو میشناسن مخصوصا اینا که مدت زیادی در بازار اون شهر بودن

    نوع آشنایی
    ما با هم تو دانشگاه تو سال 88 تا 90 همکلاس بودیم که ترم آخر با هم دوست شدیم خیلی اتفاقی
    و این دوستی هر روز بیشتر و بیشتر شد تو تموم این مدت یکی از نکات ارزشمند رابطه از نگاه من کلام صادقانه از 2 طرف بوده به نحوی که از ریز ترین شرایط مالی یا تحصیلی یا زندگی هم آگاهی داشتیم
    تو این رابطه ایشون بعد از تموم شدن دانشگاه یه مدتی به دلیل کلاس غیر آموزشی به شهر ما اومدن و چون در اینجا منزل پدربزرگشون بود به راحتی به مدت طولانی نزدیک به یک سال مشغول بودن و این رابطه هر روز بیشتر و بیشتر شده است.
    من در سال 93 درسمو تموم کردم و در سال 94 بعد از ارسال دفترچه سربازی به خواستگاری این خانم به همراه خانواده رفتیم {از این رابطه خانواده من تقریبا 80% در جریان بودن و خانواده ایشون به جز خواهرشون هیچ کس در جریان نبودن}
    با تماس مادرم ما به شهر اونها رفتیم برای جلسه اول بسیار جلسه خوبی بود در حالی که حاوی نکات ریزی که بخوای ریز بین باشی هم بود به عنوان مثال : سوال اینکه چه جوری این پسر بعد از 4 سال یاد دختر ما بوده که دلیل این بیان علاقه و صبوری برای ادامه تحصیل من هم زیاد براشون قانع کننده نیومد
    و تفاوت زندگی و نوع زندگی کردن پدر و مادر آنها
    و بروز شخصیت من که بسیار با اعتماد به نفس در یک موضوع بسیار عادی خیلی مودبانه اعلام کردم که موضوعی که پدر خانوم تعریف کردن به نوعی اشتباه است و بعدها متوجه شدم که بسیار براشون عجیب بود که در جلسه اول من اینقدر راحت اعلام میکنم نظرمو
    پدر و مادرشون اجازه دادن ما یه صحبت کوچیکی داشته باشیم و بعد خواستن که برای آشنایی بیشتر اونها به شهر ما بیان و بیشتر با هم آشنا بشیم
    وقتی اومدن در جلسه دوم نیز همه چیز به نظر خوب پیش رفت و این جلسه هم بسیار نکات ریزی برای توجه و بهونه رو همراه داشت، به عنوان نمونه: پدر من در اوج سادگی یه حرف خام و نسنجیده رو بیان کردن که ما هیچی نداریم ولی اگه تو بخوای برات همه جیز قرض میکنیم و میگیریم در صورتی که نه اون حالتی هستیم که هیجی نداشته باشیم و نه شخصی رو داریم که ازش بخوایم قرض کنیم
    و ...
    ما با هم فردا شبش خانوادگی رفتیم بیرون و در اون جلسه کلی اتفاق جور واجور افتاد
    به عنوان مثال: مادرم در عین سادگی لوازم پذیرایی خیلی کم و یه سری چیزا رو هم فراموش کرده بودن که اونا این مسئله رو به سیاست و اینکه ما همینیم گذاشته بودن و ...
    یا پدرم گفته بود پسره من میخواد پوز همرو به خاک بزنه که در فرهنگ اونا اصلا جایی نداشت این حرفا و تفکرات که واقعا اینم از رو سادگی بود و تعبیر تلاش های من برای زندگی و فردای بهتر این بود از نگاه پدرم
    و سوالی که پدرشون به دخترش گفته بودن ازم به بپرسه در مورد میزان پسنداز و میزان قسط های من که متوجه شدن من بالای 2.5 به همراه مادرم قسط داریم و این قسط هم همون پول خونه و پس اندازم بود که اون موقع 15 ت بود
    که برای اونا مبلغ پس انداز کافی نمیومد برای یک زندگی و همینطور کاری که من داشتم با حقوق 1 میلیون تومن

    پرده اول مشکلات اصلی
    ما شماره دامادهامون و برادرم و دادیم برای تحقیق:
    اول به سراغ داماد کوچکترمون که باهاش من قبلا همین واحد آپارتمانی رو شریک بودم و بعد از یک سال با گرفتن وام از ایشون خریده بودم رفتن
    ایشون تو کینه این ماجرا به تمامی مسائل خانواده و مسائل شخصیتی بنده با نگاهی بسیار سخت گیرانه و بدتر از همه گفتن اینکه دختر شما با این پسر دوست بوده و فکر کنم من ایشون رو یه بار هم دیدم بسنده کرد و حتی گفته بود که همه حرفای که در مورد موفقیت هاش میزنه دروغه و هیجی نیست اگه زحمت ها و کار کردن مامانش نباشه این هیچی نداره
    که این حرفا یه بخشیش درسته و بخشیش اشتباه که خود پدر و مادرش گفته بودن این حرفا مشخص بود قسمتی از رو کینه اس

    به سراغ داماد دوم ما رفتن که الان طلاق گرفته از خواهرم به دلیل اعتیاد به مواد صنعتی و مشکلات مختلف در زندگیشون
    ایشون سعی کردن بهتر حرف بزنن ولی ایشون هم در یه بخشی از حرفاشون به مشکل شراکت با داداش من که واقعا حق داشتن در یک پروژه پرداخته بودن و گفته بودن این خانواده مورد اعتماد نیستن که همین مسئله باعث شد شرافت بزرگترین ارزش خانواده منم زیر سوال بره برای این خانواده

    و در آخرین مرحله تحقیقات به داداشم زنگ زدن که با تعریفاتی که دامادمون کرده بود ایشون هم بی دلیل علکی کلاس کذاشتن که همه چی به بهترین شکل جمع بشه و کمک کنه تا اینا به نتیجه نه
    برسن و حتی قید جلسه حضوری با داداشمم بزنن و به شهرشون برگردن
    بعد که خانواده من تماس گرفتن خانواده اش گفتن حالا پسرتون بره سربازی تا ببینیم چی میشه

    و من از طریق دوستم متوجه شدم که اینها به شدت مخالفن و حرف اصلیشونم به دخترشون این بود که هر خواستگاری باید یه سری استانداردها داشته باشه تا ما اوکی بدیم و بعد شما حق انتخاب دارید و ایشون از نظر ما رد شده است تمام
    این خانم تو این مدت اولش خیلی احساسی برخورد کرد که من کاملا مخالف بودم و در ادامه خانوادشون این باور بودن که حرف نزدن یعنی فراموشی این موضوع این پسرم حالا که رفت اصلا معلوم نیست دوباره بیان
    من تو تموم مدت سربازیم با این خانوم ارتباطمو حفظ کردم و بهتر کردم و تونستم از طریق ستاد نخباگان پروژه ای نظامی بردارم و خدمتمو در 17 ماه تموم کنم که این خودش افتخاری

    پرده آخر

    هنوز سربازی من تموم نشده و ماه آخرشه به دنبال کار رفتم کار برای من زیاده با توجه به توانایی و اعتماد به نفسی که دارم اما کار که من میگم کار تو هر دفتر یا مغازه کامپیوتریه
    اما پدر ایشون منظورش از کار تو شرکت خصوصی حداقل با 10 15 کارمند یعنی یه شرکت حسابی و حقوق خوبه
    که این شده مشکل فکری هر شبه من که خواب و آرامشو از من گرفته
    و تمایل من به ازدواج برای تمام شدن این افکار آزار دهنده و همینطور پیدا کردن فرصت استخدامی تو ادارات دولتی

    و این روزا با توجه به همه این مشکلات با توجه به پذیرشی که در دوره ارشد از دانشگاه خارج کشور داشتم و وضعیت بازار کسب و کار که در ایران افتضاح است به فکر ادامه تحصیل در دوره دکترا در خارج کشور افتاده ام و به فکر گرفتن یه پذیرش به همراه اقامت و دریافتی کمک هزینه از دانشکاه با فروختن خونم و ادامه زندگی شاید در جای دیگر با این خانم یا بی این خانم هم افتادم....!!!

    مشکلات و سوالات:
    اولین سوالم اشاره به این موضوع داره که به نظرتون چه زمانی ما برای خواستگاری دو باره اقدام کنیم بعد از اتمام سربازی یا بعد از پیدا کردن کار و سربازی؟

    اگه البته به احتمال زیاد اونها دوباره مخالفت میکنن و وضعیت روحی این دختر میریزه به هم به دلیل اینکه حتی حرف و یاد اون روزا اون و کاملا داغون میکنه {پدرشون به خواهرش گفته بود همین یه ماه پیش که من اصلا اشتباه کردم رفتم مشهد چون اصلا خوشم نیومده بود ازشون تو جلسه اول و فقط به خاطر خواهرت پذیرفتم }
    که این مسائل نشون از پیچیدگی بالای کار در ماههای آینده برای من داره

    مشکل دوم اگه گفتن نه به نظرتون من باید چکار کنم؟

    مشکل سوم فکر ادامه تحصیل و یا کار پیدا کردن و ادامه زندگی در ایران؟

    مشکل چهارم به حرفها و نظرات این خانم که تو مسائل فرهنگی با هم تفاوت داریم اشاره داره که در پست بعدی میگمشون


    با تشکر از همه دوستان عزیز که طولانی حرف زدم و طولانی وقت گذاشتین برای خوندنش
    ممنون میشم راهنمایی کنید داداش کوچیکتونو
    فدایی یار likes this.

  2. 2 کاربر از پست مفید mahmood.hero تشکرکرده اند .

    فدایی یار (شنبه ۰۱ آبان ۹۵),بارن (سه شنبه ۰۴ آبان ۹۵)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۰۳ آذر ۹۵ [ ۱۱:۰۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۲-۰۹
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    2,947
    سطح
    33
    Points: 2,947, Level: 33
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    179

    تشکرشده 276 در 134 پست

    Rep Power
    33
    Array
    به نظر من اختلاف فرهنگی و مالی شما دو نفر با هم بسیار متفاوته. این مسئله بعدا به احتمال قوی خودش رو تو زندگی نشون می ده. من نمی دونم رابطه ی شما و این خانم چقدر عمیق بوده و شما هم در مورد اشتراکاتتون با ایشون صحبت نکردید و فقط اشاره کردید که با هم تفاوت دارید اگر اشتراکاتتون انقدر نیست که بتونه تفاوت نوع تربیتی و فرهنگ خانوادگی تون رو پوشش بده پیشنهاد می کنم از ادامه ی رابطه منصرف بشوید.
    فدایی یار and Eram like this.

  4. 2 کاربر از پست مفید Amina تشکرکرده اند .

    Eram (یکشنبه ۰۲ آبان ۹۵),فدایی یار (شنبه ۰۱ آبان ۹۵)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه ۱۵ بهمن ۹۵ [ ۰۵:۰۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-۱۲-۱۸
    نوشته ها
    512
    امتیاز
    11,699
    سطح
    71
    Points: 11,699, Level: 71
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 351
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,124

    تشکرشده 1,261 در 440 پست

    Rep Power
    91
    Array
    سلام دوست عزیز ... تبریک بابت توانمندی هاتون ...

    به پدر اون خانم هم حق بدید که نگران زندگی دخترشون باشند ... با این تفاوت هایی که دارید ... ضمنا در اون که اون خانم شما رو خیلی دوست دارند هیچ شکی نیست ... ولی اون خانم باید برای ازدواج با شما به خانوادشون پشت کنند که بعیده ... و بعید میدونم پدر ایشون راضی بشند... چون پدر ایشون به چشم یک خواستگار نگاه می کنند به شما که الان هم رد شدید و قضیه تموم شدست براشون و از رابطه ی عاطفی عمیق شما خبر ندارند... خبر دار هم بشند که باز بدتر میشه همه چیز ....

    دوست عزیز باید با ازدواج به ارامش برسی ... شما هنوز ازدواج نکردی نگران این هستی که بابت شغلت و...

    شما باید با کسی ازدواج کنید که تمام خانوادشون(با هر شرایط اقتصادی و اجتماعی) لااقل به شما ... شخصیت شما... شغلتون ... درامدتون و... افتخار کنند تا به ارامش برسید و پیشرفت کنید ...

    به نظرم یا باید کلا از این ازدواج صرف نظر کنید ... یا حالا حالا ها صبر کنید مثلا در حد 5 سال یا شاید بیش تر تا واقعا به همه ثابت بشه چقدر همو دوست دارید که این خودش باعث میشه فرسایشی بشه و خسته بشید و......

    توصیه ی اخر این که به اون چیزی که باعث میشه پیشرفت کنید فکر کنید و کسی با شما می خواد ازدواج کنه پیدا میشه که شما رو با اون وضعیت دوست داشته باشه خیلی ... نه این که شما ایندتونو بر اساس دلخواه یک عده دیگه برنامه ریزی کنید که معلوم نیست اخرش چی بشه.
    Eram and سرشار like this.

  6. 2 کاربر از پست مفید فدایی یار تشکرکرده اند .

    Eram (یکشنبه ۰۲ آبان ۹۵),سرشار (دوشنبه ۰۳ آبان ۹۵)

  7. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۰۴ آبان ۹۵ [ ۲۱:۰۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۸-۰۱
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    44
    سطح
    1
    Points: 44, Level: 1
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    سلام ممنون از پستتون خب اختلاف ک خودم بیانش کردم و کاملا بهش واقفم
    در مورد عمیق بودن رابطه امون باید بگم ما 5 سال باهمیم از همه لحاظ باهم زندگی کردیم بی ماشینی بی پولی زندگی خوب و مرفح احساسی عالی درک متقابل بالای 70 درصد و من نکته ای رو بالا یادم رفت بگم که ما در پروسه خواستگاری پیش یکی از معتبرترین مشاوره های مشهد رفتیم که ایشون بعد از چندین جلسه خودشناسی ازمون شخصیت علایق و معیارهای زندگی و ازدواج گفتن ما 70 تا 75 درصد بهم میخوریم ک الحق ب موارد کم و کاستی خای شخصیتی هم اشاره داشتن ک کاملا درست بود و گفتن ک این مشکلات بسیار عادی و باید شما با شرکت در کلاس و مطالعه آگاهی هایی در زمینه های مختلف پیدا کنید تا این سی درصد ب مشکل تبدیل نشه
    در مورد اشتراک هات باید بگم خیلی دیدگاه نزدیکی داریم با تفاوت و ریزه ماری های بعضا ب حق ک درسته من از نظر فرهنگی پایینم ولی واقعا خودم ب شخصه دوست دارم ریزه کاریاشونو چون به نطرم حرف اون استاندارد تره
    و مورد اخر لطفا در مورد سازش بگید نه جدایی
    چون اولا من با عقل بعد از شناخت سه ساله از دوستیمون ب این خانوم گفتم من قصد ازدواج دارم اما بعد از اتملم درس و سربازی و کاملا علاقه تو این رابطه برام مهمه
    دوما مسایل اخلاقی ک من هیچوقت نمیتونم ب کسی ک وجودش احساسشو ب من هدیه داد تا خوشبخت تر باشم و ترک کنم اونم فقط ب این دلیل ک باور دارم هزار راه برای حل یک مسیله هست و فراموشی قطعا اخرینه و راحت ترینه

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amina نمایش پست ها
    به نظر من اختلاف فرهنگی و مالی شما دو نفر با هم بسیار متفاوته. این مسئله بعدا به احتمال قوی خودش رو تو زندگی نشون می ده. من نمی دونم رابطه ی شما و این خانم چقدر عمیق بوده و شما هم در مورد اشتراکاتتون با ایشون صحبت نکردید و فقط اشاره کردید که با هم تفاوت دارید اگر اشتراکاتتون انقدر نیست که بتونه تفاوت نوع تربیتی و فرهنگ خانوادگی تون رو پوشش بده پیشنهاد می کنم از ادامه ی رابطه منصرف بشوید.
    - - - Updated - - -

    ممنون من کاملا ب این خانواده حق میدم همینطور ک چند ماه پیش رفته بودم مشاور و ایشون بعد از حرف های من گفت خدایی چقدر پروسه خواستکاریتون بد پیش رفته
    اما در مورد باید پشت کنه؟!؟!؟!؟ واقعا منطق و نگاهتون میگه هیچ راه صحبتی برای حل شدن نیس من خودم بعد از مشاوره دو سه تا راه دارم ک دوست دارم نظر دوستان و اساتید اینجارو هم بدونم ک تاپیک زدم
    و باید در اخر اعتراف کنم ک در نگاه بد بینانه 80 درصد حرفاتونو قبول دارم و این باعث نا امیدیم شده
    نقل قول نوشته اصلی توسط فدایی یار نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز ... تبریک بابت توانمندی هاتون ...

    به پدر اون خانم هم حق بدید که نگران زندگی دخترشون باشند ... با این تفاوت هایی که دارید ... ضمنا در اون که اون خانم شما رو خیلی دوست دارند هیچ شکی نیست ... ولی اون خانم باید برای ازدواج با شما به خانوادشون پشت کنند که بعیده ... و بعید میدونم پدر ایشون راضی بشند... چون پدر ایشون به چشم یک خواستگار نگاه می کنند به شما که الان هم رد شدید و قضیه تموم شدست براشون و از رابطه ی عاطفی عمیق شما خبر ندارند... خبر دار هم بشند که باز بدتر میشه همه چیز ....

    دوست عزیز باید با ازدواج به ارامش برسی ... شما هنوز ازدواج نکردی نگران این هستی که بابت شغلت و...

    شما باید با کسی ازدواج کنید که تمام خانوادشون(با هر شرایط اقتصادی و اجتماعی) لااقل به شما ... شخصیت شما... شغلتون ... درامدتون و... افتخار کنند تا به ارامش برسید و پیشرفت کنید ...

    به نظرم یا باید کلا از این ازدواج صرف نظر کنید ... یا حالا حالا ها صبر کنید مثلا در حد 5 سال یا شاید بیش تر تا واقعا به همه ثابت بشه چقدر همو دوست دارید که این خودش باعث میشه فرسایشی بشه و خسته بشید و......

    توصیه ی اخر این که به اون چیزی که باعث میشه پیشرفت کنید فکر کنید و کسی با شما می خواد ازدواج کنه پیدا میشه که شما رو با اون وضعیت دوست داشته باشه خیلی ... نه این که شما ایندتونو بر اساس دلخواه یک عده دیگه برنامه ریزی کنید که معلوم نیست اخرش چی بشه.

  8. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۴ آذر ۹۵ [ ۱۱:۰۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۷-۲۸
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    206
    سطح
    4
    Points: 206, Level: 4
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    4

    تشکرشده 8 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.بنظر من با توجه به توضيحاتي كه داديد بايد قبل از اقدام دوباره براي خواستگاري تا حدودي شرايطتون رو به ايده آلهاي خانواده ي اون خانم نزديك كنيد كه بنظر نميرسه تا قبل از پايان سربازي بتونيد شرايط رو تغيير بدبد پس تا اتمام سربازي صبر كنيد.در مورد مهاجرت و زندگي در خارج چون بايد خونتون كه كل سرمايتون هست رو بفروشيد بايد خيلي با احتياط و با بررسي همه ي جوانب تصميم بگيريد.من از شما يه سوال دارم:اون خانم در جريان خواستگاري و بعد از اون چقدر تلاش براي راضي كردن خانوادشون كردند؟

  9. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۰۴ آبان ۹۵ [ ۲۱:۰۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۸-۰۱
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    44
    سطح
    1
    Points: 44, Level: 1
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    خب در جریان خواستگاری ک خیلی ابراز علاقه کرد و همین ابراز علاقه سدوال کخ چی شد تو عرض دو تا ده دقبقه فهمید ک من مرد ایده ال شم
    و در قانون کلی این خانواده میگه اول ما خواستگارو چک میکنیم تا شررایز استاندارد و داشته باشه بعد بچه ها انتخاب میکنن


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۵ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۱:۰۶ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.