به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
Like Tree11Likes
  • 3 Post By فرشته اردیبهشت
  • 1 Post By hamed-kr
  • 2 Post By ستاره زیبا
  • 1 Post By شیدا.
  • 2 Post By paria_22
  • 2 Post By فرشته اردیبهشت

موضوع: چگونه اختلاف ودعواهای کوچک راکنترل کنم که اینقدربزرگ نشن؟!

  1. #1
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۱۸ دی ۹۵ [ ۱۴:۰۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۸-۱۰
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,174
    امتیاز
    24,005
    سطح
    94
    Points: 24,005, Level: 94
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 345
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    5,768

    تشکرشده 4,731 در 1,078 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    0
    Array

    چگونه اختلاف ودعواهای کوچک راکنترل کنم که اینقدربزرگ نشن؟!

    سلام دوستان عزیزهمدردی
    باخانواده همسرم توی یک ساختمون هستیم.طبقه بالا ماهستیم وبرادرشوهرم که چندماهه ازدواج کردن
    من پنج ساله ازدواج کردم ویک پسریکساله دارم.
    مدتیه خیلی زیادباخانواده شوهرم بحثم میشه...مخصوصاازوقتیکه عروس جدیداومده.خوشبختانه باجاریم هیچ مشکلی ندارم وخیلی هم باهم خوبیم..اماخانواده همسرم ازاین موضوع ناراحتن وتاحالاچندین بارمستقیم وغیرمستقیم اینوگفتن.
    مدام درحال گیردادن هستن!!جاریم خوش برخورده وزیادحرف میزنه واین باعث شده که همه حتی من باهاش ارتباطبیشتری داشته باشم...حتی خانواده شوهرم میان طبقه بالاپیش اون ولی پیش من نه!!!این درحالیه که توی این مدت کم چندبارخیلی شدیدباعروس جدیددعواشون شده ومنم واردماجراکردن بی جهت اما من مدیریت کردم ونزاشتم
    بااین حال بااون ارتباطبیشتری دارن امابامن که توی این چندسال یکبارهم صداموبالانبردم واسشون نه!!!
    متاسفانه خیلی اذیت میکنن...ازهرچیزی داستان درست میکنن منم واقعا دیگه کم آوردم!!!
    ازکادوخریدن به مناسبتهای مختلف بگیرتاظرف شستن توی آشپزخونه
    ازباهم بودن منوجاریم تانبودن...ازحرف زدنمون باهم...همش آمارمیگیرن ببین ماطبقه بالا پیش همیم؟؟؟
    خیلی بازی درمیارن خسته شدم!!ازشون تعجب میکنم که اینجوری میکنن
    علتش چی میتونه باشه...
    مادرشوهرم پیش من ازجاریم بدمیگه امارابطه اش باهاش بیشتره...ازاونورخواهرشوهرم میگه مامانم ازعروس جدیدخیلی راضیه!!

    چندباری هم باعث دعوابین منوشوهرم شده...چطورکنترل کنم؟کدوم طرفی باشم؟
    مگرمیشود زندگی مرابهم ریخته
    آفریده باشد؟؟؟؟!!!!!

    خدای دانه های انار...

  2. #2
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    امروز [ ۰۲:۲۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۳-۱۰
    نوشته ها
    1,298
    امتیاز
    21,484
    سطح
    92
    Points: 21,484, Level: 92
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 866
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,826

    تشکرشده 5,471 در 1,232 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    سلام پاییزه جان


    خوبی

    تا جایی که میتونی خودت رو از ماجرا بکش بیرون
    یا نباید پیش خانواده شوهر باشی یا باشی و کاملا مراقب .

    پیش هیچ کس حرف کسی رو نزن با جاری هم حد ومرزهارو قاطعانه رعایت کن هر حرفی رو نزن ایرادات خانواده شوهر رو نگو
    فکر نکن چون دوستین میتونی بهش اعتماد کنی و حرف دل بزنی.
    انقدر پیش هم نزدیک شدین که خانواده شوهر فکر میکنند شما باهم تبانی میکنید و پشت سر اون ها حرف میزنید
    حساسیت زدایی کن .

    اگر مشکلت نیومدن اون ها به خونه شماست میتونی با محبت ازشون دعوت کنی بیان خونت .
    با لبخند بگی دوست دارم خونه من هم بیایین ازتون پذیرایی کنم .

    گاهی که باهمین میتونی مادرشوهر رو هم صدا بزنی بگی بیایین تا باهم باشیم .

    باور کن با مهربانی حل میشه.
    paiize, شیدا. and Eram like this.

  3. 4 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    Eram (یکشنبه ۰۲ آبان ۹۵),paiize (جمعه ۳۰ مهر ۹۵),ستاره زیبا (شنبه ۰۱ آبان ۹۵),شیدا. (جمعه ۳۰ مهر ۹۵)

  4. #3
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۱۸ دی ۹۵ [ ۱۴:۰۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۸-۱۰
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,174
    امتیاز
    24,005
    سطح
    94
    Points: 24,005, Level: 94
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 345
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    5,768

    تشکرشده 4,731 در 1,078 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    0
    Array
    ممنون فرشته جان

    اینکاروکردم ازشون دعوت کردم بهشون گفتم اینجاهم بیاین...یک ماه کارساختمون داشتن همش خونه اونابودن اماپیش مانیومدن...خیلی بهشون میگفتم فقط واسه غذابعضی وقتهامیومدن ومیرفتن امابیشترنه!شوهرم دسگه شاکی شده بودخب حق داشت ناراحت بشه...جوری رفتارمیکردن که انگارپیش من راحت نیستن!!شوهرمم یه باربهم گفت شایدتوبی احترامی کردی!!!که بعدش خودش فهمیدنه اینجورنیست

    اونجاراحتتربودن...
    دعواهاوبحثها همش سراین مسایل نیست امامن حدسم اینه که میخوان کنترل کنن یابه قول توفکرمیکنن ماباهم تبانی میکنیم...البته شده درموردشون پیش جاریم حرف بزنم امانه دراون حدکه تبانی کنیم!!درحداینکه ازاتفاقهایی که افتاده واون نبوده...

    توی یه گروه خواهرشوهرهام جوری رفتارکردن که شوهرم خودش گروهوحذف کردوناراحت شد...اماباجاریم خوب بودن...

    گاهی میگم شایدمشکل ازمنه...من ازشون خیلی دلخورم..خیلی ناراحت میشم امابه روشون اصلانمیارم...شایدمنم بایدباهلشون دعوام بشه یا...نمیدونم واقعا چکارکنم...
    متاسفانه روی روابط خودموهمسرمم بدجوری داره تاثیرمیزاره این اتفاقها
    مگرمیشود زندگی مرابهم ریخته
    آفریده باشد؟؟؟؟!!!!!

    خدای دانه های انار...

  5. کاربر روبرو از پست مفید paiize تشکرکرده است .

    فرشته اردیبهشت (شنبه ۰۱ آبان ۹۵)

  6. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه ۳۰ مهر ۹۵ [ ۲۱:۱۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۴-۱۵
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    7,726
    سطح
    58
    Points: 7,726, Level: 58
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Social1 year registered5000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    613

    تشکرشده 942 در 289 پست

    Rep Power
    68
    Array
    سلام خانم پاییزه

    چه جوری ؟

    با عمل کردن ،چیزی که همه ما از زیرش به شدت در می ریم چون هم معمولاً انرژی کافی نداریم (البته قسمت زیادی اش رو خودمون هرز می دیم) و هم از سختی می ترسیم و تنبلی مون می شه ، و البته این که بسیار بی نظم هستیم به این معنی که زندگی مون حساب کتاب نداره و خودمون رو پایش نمی کنیم . برای یاد آوری شما رو به چند پست کلیدی از مدیر همدردی و فرشته مهربان که براتون گذاشتن ارجاع می دم:

    زتدگی آشفته من وهمسرم ونابودشدن روحیه من!


    حس میکنم ظالم شدم نسبت به شوهرم!درسته؟
    paiize likes this.

  7. 2 کاربر از پست مفید hamed-kr تشکرکرده اند .

    paiize (جمعه ۳۰ مهر ۹۵),شیدا. (یکشنبه ۰۲ آبان ۹۵)

  8. #5
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۱۸ دی ۹۵ [ ۱۴:۰۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۸-۱۰
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,174
    امتیاز
    24,005
    سطح
    94
    Points: 24,005, Level: 94
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 345
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    5,768

    تشکرشده 4,731 در 1,078 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    0
    Array
    ممنون جناب حامدازیادآوری اون دوپست
    بارهاخوندمشون...
    خیلی تلاش کردم که خیلی چیزهارورعایت کنم
    گاهی شده که خیلی دلم شکسته امابخاطررضایت خداکاری کردم که خودم راضی نبودم..
    به نظرمن محبت روبایدواسه کسی خرج کردکه ازآدم طلبکارنباشه
    تغییرات زیادی داشتم توی رفتارم وبیشتروقتهاازخودم راضی بودم...

    شایددارم پراکنده مینویسم امامتظورم دوتاپیکی هست که یادآوری شده
    من خیلی وقتهاخودموکنارکشیدم ازاین بازی ها...وخیلی خوشحال میشدم که اینکاروکردم...امافک میکنم روش کنارکشیدنم درست نبودوناخواسته منم بازی میکردم!!!خودموبی خیال نشون میدادم اماازدرون درگیربودم!!
    یه مثال میزنم که خیلی سطحیه وخیلی کوچکترازبحثها ودعواهایی که پیش میاد..تواین مثال فقط خودمووطرزفکرم مطرحه نه هیچ کسی...

    مثلامن ازاینکه خانواده شوهرم تماسی نمیگیرن باهام دلخورمیشم...پیش خودم میگم چراهمش انتظاردارن من ازشون خبربگیرم چه اونابرن جایی ونباشن چه من!درهردوصورت وظیفه منه..
    حالاراه درست چیه؟؟؟اینکه ازشون خبری نگیرم وهمش به این چیزهافک کنم وخودموخسته کنم تازه ازاون طرف شایدهمسرمم گله کنه چرااینکارونکردی وناراحتی به وجودبیاد
    یااینکه ازشون خبری بگیرم خودموراحت کنم..فکرموآزادکنم

    اگه اینکاروکنم هیچوقت این چرخه تموم نمیشه!!اگه اینکاروکنم میشه محبت یک طرفه به نظرم..یاوقتی ازشون خبری گرفتم بایه حالت گله مندی بهشون بگم شماچرااینکارونکردین؟؟؟

    این یه مثال بودلطفا راهنماییم کنید..من دلم میخوادخودم آروم بشم
    میخوام ازحرفهاتون واسه موقعیتهای دیگه هم استفاده کنم...مهم نیست واسم چه موضوعی باشه من میخوام بدونم چه واکنشی داشته باشم...
    مگرمیشود زندگی مرابهم ریخته
    آفریده باشد؟؟؟؟!!!!!

    خدای دانه های انار...

  9. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۷:۴۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۴-۲۳
    نوشته ها
    512
    امتیاز
    9,747
    سطح
    66
    Points: 9,747, Level: 66
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 55.0%
    دستاوردها:
    5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,785

    تشکرشده 601 در 334 پست

    Rep Power
    83
    Array
    سلام عزیزم من اگر جای شما بودم دقیقا به صورت زیر زندگی میکردم
    سعی میکردم اول ریشه همه این عذابها رو ازبین ببرم و اون ****حسد و عدم اعتماد بنفس **هست حسد باعث میشه که من فکر کنم چرا اونا خونه جاریم میرن خونه ما نه چرا اونا با اون بیشتر خوبن بامن نه و.......
    من اعتقاد دارم ادم یا با خانواده همسر نباید یه جا زندگی کنه یا اگه مجبوره باید خیلی رابطه اش رسمی باشه
    من اگه جای شما بودم تازه خوشحالم میشدم که خیلی خونمون نمیان چون احساس استقلال بیشتری میکردم
    در ضمن اینقدر اعتمادبنفس داشتم که برام مهم نباشه چرا با اون بیشتر از من ارتباط دارن اصلا مهم نیست مهم خودمم که ازاد و راحت و مستقلم
    اگه رابطم باهاشون محترمانه بود یه درصدم تو ذهنم نمیومد که چرا با من بیشتر رفت امد نمیکنن؟؟و
    چون میدونستم من خوبم و کاری نکردم که از من ناراحت باشن پس به هر دلیلی دوست دارن با من کمتر رفت امد کنند حتما متوجه شدن که من خیلی رسمیتر برخورد میکنم و پسر خاله نمیشم پس این خیلی خوبه
    در مورد تماس گرفتن و احوالپرسی هم در حد معقول اینکار رو میکردم و اگر اونا نمیکردن منم اگه مثلا تو هفته سه بار زنگ میردم دیگه فقط یه بار زنگ میزدم اما ناراحت نمیشدم بخودم میگفتم حتما کار دارن یا شاید حرفی برا گفتن ندارن
    دعوتشون هراز گاهی میکردم اما اگه نمیومدن ناراحت نمیشدم
    در مورد جاریم اصلا خیلی باهاش قاطی نمیشدم و به هیییچ عنوان پشت سر خانواده همسر جلوش گلگی نمیکردم
    کلا اتو دست کسی نمیدادم حد و مرز نگه میداشتم خیلی قاطیشون نمیشدم و کیف خودم میکردم
    ویرایش توسط ستاره زیبا : شنبه ۰۱ آبان ۹۵ در ساعت ۱۶:۴۴
    paiize and شیدا. like this.

  10. 3 کاربر از پست مفید ستاره زیبا تشکرکرده اند .

    paiize (یکشنبه ۰۲ آبان ۹۵),فرشته اردیبهشت (یکشنبه ۰۲ آبان ۹۵),شیدا. (یکشنبه ۰۲ آبان ۹۵)

  11. #7
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    دیروز [ ۱۸:۳۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۱۲-۲۲
    نوشته ها
    3,977
    امتیاز
    55,329
    سطح
    100
    Points: 55,329, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.3%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    13,767

    تشکرشده 13,188 در 3,569 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    0
    Array
    سلام پاییزه

    آخه اینم شد مشکل که خودت را بخاطرش ناراحت کنی؟
    رفتن خونه جاریم خونه ما نیومدن !!

    با جاریت صمیمی نشو و غیبت خانواده شوهر و شوهرت را براش نگو.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    paiize likes this.

  12. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    paiize (یکشنبه ۰۲ آبان ۹۵),فرشته اردیبهشت (یکشنبه ۰۲ آبان ۹۵),ستاره زیبا (دوشنبه ۰۳ آبان ۹۵)

  13. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه ۱۱ دی ۹۵ [ ۰۹:۱۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۱۲-۲۰
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    45
    Array
    عزيزم پيش شوهرت جوري نشون بده كه دوست داري ارتباط داشته باشي شوهرتو راضي نگه دار پيشش بدي هيچ كدومشون رو نكن. بگو من سرم به كارم و بچه داريم گرمهاون فرصت بيشتري داره برا پذيرايي و ارتباط
    رابطه ت هم با جاريت محدود كن
    ازمن به شما نصيحت فاميل شوهر دره رصورتي فاميل شوهره.
    اصللللاو ابدا در مورد اونها پيش جاريت حرفي نزن . يه روزي همشو ميزاره كف دست مادر شوهرت.
    از بازيشون خارج شو. احترام بزار .با شوهر و بچه ت خوب باش . ارتباطت رو با شوهرت خوب كن
    بقيه ش الكيه
    شیدا. and paiize like this.

  14. 4 کاربر از پست مفید paria_22 تشکرکرده اند .

    paiize (یکشنبه ۰۲ آبان ۹۵),فرشته اردیبهشت (یکشنبه ۰۲ آبان ۹۵),ستاره زیبا (دوشنبه ۰۳ آبان ۹۵),شیدا. (یکشنبه ۰۲ آبان ۹۵)

  15. #9
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۱۸ دی ۹۵ [ ۱۴:۰۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۸-۱۰
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,174
    امتیاز
    24,005
    سطح
    94
    Points: 24,005, Level: 94
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 345
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    5,768

    تشکرشده 4,731 در 1,078 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    0
    Array
    ممنون دوستان
    ستاره زیبا عزیزموضوع حسادت واین چیزهانیست اتفاقامن خیلی هم راضی ام که کمترسراغ منومیگیرن به همون دلایلی که همه میگن...من میگم خودشون اینجورمیکنن بعدچیزی پیش میادمیگن توباجاریت خوبی ومانه!!یااینجانمیان بعدهمسرم شاکی میشه یاخودشون میگن اون عروسمون بیشتراحترام میزاره وفلان و...درصورتی که پیش من نیومدن وگرنه شایدبهتراحترام میزاشتم...

    شیداجان
    مشکلم اصلا این نیست مشکلم بحثهایی که پیش میاد...بازی هایی که به این بهونه درمیارن مثال زدم چندتا
    اصلا دلیل بعضی رفتارهاشونونمیدونم...مادرش عرم یه روزخوبه دوروزبه زورجواب آدمومیده...منم یادگرفتم بعدازاین همه که هروقت اینجوریه کارش نداشته باشمو بشم مثه خودش...بعدهمینوشرمیکنن
    من میگم ازوقتی عروس جدیداومده انگارخیلی تنشهابیشترشده...

    پریاعزیز
    دقیقاوقتی سرموگرم زندگیم میکنن بیشترمیخوان دخالت کنن!!!ازطریق شوهرم
    متاسفانه شوهرم مثه من فکرنمیکنه
    اون وابستگی زیاری داره...واسه خیلی ازتصمیم هااجازه میده راحت دخالت کنن

    من تصمیم گرفتم بی خیال باشم وفک کنم هیچ اتفاقی نیفتاده...تیکه هاشونونشنیده بگیرم...لجبازی هاشون درموردبچه ام...کنترل کردنشون...

    اماونایه راه همیشه بازدارن اون هم شوهرمه!!
    مگرمیشود زندگی مرابهم ریخته
    آفریده باشد؟؟؟؟!!!!!

    خدای دانه های انار...

  16. #10
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    امروز [ ۰۲:۲۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۳-۱۰
    نوشته ها
    1,298
    امتیاز
    21,484
    سطح
    92
    Points: 21,484, Level: 92
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 866
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,826

    تشکرشده 5,471 در 1,232 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    متاسفانه شوهرم مثه من فکرنمیکنه
    اون وابستگی زیاری داره...واسه خیلی ازتصمیم هااجازه میده راحت دخالت کنن

    من تصمیم گرفتم بی خیال باشم وفک کنم هیچ اتفاقی نیفتاده...تیکه هاشونونشنیده بگیرم...لجبازی هاشون درموردبچه ام...کنترل کردنشون...

    اماونایه راه همیشه بازدارن اون هم شوهرمه!!
    سلام پاییزه جان

    چیزی که من تجربه کردم اینه که تا زمانی که مستقیما از خانواده همسرت گله کنی و مثلا بگی

    نذار تو زندگیمون دخالت کنند
    بهشون بگو اخرین بارشون باشه این کارو کردند
    چرا این کارو کردند ؟
    و....

    جواب عکس میده یعنی با این که شاید بدونه حق با تو هست ولی این نوع مطرح کردن شوهر رو تو جبهه قرار میده و بعدم جواب نمی گیری...البته مقصر هم میشی.

    ولی تا زمانی که تو تحت هیچ شرایطی ازشون بد نگی و یجورایی نشون بدی که دوسشون داری و هیچ حالت تدافعی بهشون نداری اون موقع هست که همسرت خودش متوجه میشه .

    حتی گاهی اون میاد و گله از خانوادش میکنه که چرا اینطورن و تو میگی نه حتما منظوری نداشتند و اونا پدر مادرتن و....
    (البته این جور بودن هم حالت تعادلی داره که نباید ازش خارج بشی .)
    اگر رابطه به این شکل باشه هرازگاهی هم اگه گله ای چیزی داشته باشی بهت اعتماد میکنه و میپذیره
    مثلا میگی شوهر جان من چقدر دوست دارم مسایل زندگیمون رو خودمون دوتایی حل کنیم و چقدر دوست دارم که مسایلمون پیش خودمون بمونه

    اگز این گفت و گوهای انتقادی تو فضای محبت امیز باشه جوابش صد در صده ولی وقتی موقع دعوا مطرح بشه متاسفانه فقط جر و بحث میشه و هیچ اتفاق منطقی درش نمیفته.
    paiize and minoo1367 like this.

  17. 2 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    paiize (یکشنبه ۰۲ آبان ۹۵),ستاره زیبا (دوشنبه ۰۳ آبان ۹۵)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۵ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۷:۵۳ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.