به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
Like Tree2Likes
  • 2 Post By مدیرهمدردی

موضوع: من نمی دونم چی پیش میاد!

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۱۰ اسفند ۹۵ [ ۲۱:۱۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۱۱-۰۹
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    1,132
    سطح
    18
    Points: 1,132, Level: 18
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    من نمی دونم چی پیش میاد!

    سلام، من حدود چند روزه که عقد کردم..
    چیزی که همیشه ذهن منو درگیر خودش می کنه، آینده ی شغلیمه. من توی یکی از بهترین دانشگاه های تهران درس خوندم و دفاعم چند روز دیگه ست ولی بعدش باید برگردم توی شهر کوچیکی که نامزدم اینجاست فعلا و کار برام نیست، مجبورم درس بخونم برای دکتری تا توی دانشگاه اینجا مشغول شم ولی واقعا حوصله ندارم. سر این قضیه بهونه گیر شدم و دارم روزای شیرینمون رو خراب می کنم. از طرفی امروز غیر مستقیم احساس کردم نامزدم دوس داره منم خیلی درآمد داشته باشم چون خواهراش هیئت علمی و پزشکن و گفت ماهی بالای 20 درآمد دارن. کلافه ام. چیکار کنم؟ اهل مقایسه نیستم ولی حتی هیئت علمی مهندسی هم بشه آدم، انقد درآمد نداره!
    چرا ما آدما نمی تونیم راحت زندگیمونو کنیم و لذت ببریم از داشته هامون؟

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۱۰ اسفند ۹۵ [ ۲۱:۱۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۱۱-۰۹
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    1,132
    سطح
    18
    Points: 1,132, Level: 18
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چرا کسی جواب نمیده به تاپیکم؟ من اعصابم خیلی خورده!
    احساس می کنم دارم هوش و استعداد و عمرمو توی این شهر هدر می دم :((((((

  3. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۲۸ آذر ۹۵ [ ۱۶:۳۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۴-۲۹
    نوشته ها
    89
    امتیاز
    2,403
    سطح
    29
    Points: 2,403, Level: 29
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 58 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما قبل از عقد بايد مسايل محل زندگي ، محل کار و هزاران مورد ديگر رو مطرح و حّل مي کردي نه الان.
    الان فقط ميشه کشکمش و دعوا و تنفّر و جنگ قدرت.
    حالا ببين عقد کننده ات چه نقطه نظرايي داره، مطرح کن و به راه حل برس.

  4. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۱۰ اسفند ۹۵ [ ۲۱:۱۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۱۱-۰۹
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    1,132
    سطح
    18
    Points: 1,132, Level: 18
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط maziyarhosaini نمایش پست ها
    شما قبل از عقد بايد مسايل محل زندگي ، محل کار و هزاران مورد ديگر رو مطرح و حّل مي کردي نه الان.
    الان فقط ميشه کشکمش و دعوا و تنفّر و جنگ قدرت.
    حالا ببين عقد کننده ات چه نقطه نظرايي داره، مطرح کن و به راه حل برس.
    :(
    اون موقع همه چی اوکی بود جز همین محل کار، که با خودم گفتم دکتری می خونم و توی همین شهر کوچیک هیئت علمی می شم، ولی الان میبینم حسشو ندارم و دوس دارم چندسالی کار کنم...
    به نظرتون چیکار کنم؟ جدا شم و به دنبال افکار و آمالم برم؟

  5. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۸ آذر ۹۵ [ ۱۹:۰۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۴-۲۸
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    909
    سطح
    16
    Points: 909, Level: 16
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 28 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    این چه حرفیه دختر خوب!!!
    مگه بچه بازیه جدا بشی.
    تویی که از دانشگاه سطح بالایی تو تهران مدرک داری شک نکن تو شهر کوچیک بهتر برات کار هست.
    من خودم اینطوری بودم وقتی برگشتم شهرم و گفتم از فلان دانشگام میخواستن منو.
    هیئت علمی شدن به این راحتی نیست. فکر میکنی اگه طلاق بگیری و کلی فشار رو از خانواده و جامعه تحمل کنی روحیه برات میمونه که دکتری بگیری؟!
    تازه بازم تو شهر کوچیک شرایط دکتری گرفتن و جذب هیئت علمی شدن راحت تره.
    میگی همسرت از همه نظر اوکیه فقط بخاطر شهر و کار و جدا بشی بری دنبال آرزوهات؟
    پس اصلا برای چی جواب مثبت دادی بهش؟
    همین الانم با همین مدرکت میتونی تدریس خصوصی تو آموزشگاهها و حتی انجام پروژه رو شروع کنی.
    مطمئنی بخاطر دلیل دیگه ای حرف از جدایی نمیزنی؟
    خیلی داری کمال گرایانه مساله رو نگاه میکنی.
    خودت چند سالته؟
    همسرت؟
    سطح خانوادگیتون چطوره؟
    تو خانواده ی خودت خیلی مدرک و کار مهمه؟ در خانواده همسرت چطور؟
    حس میکنم دلیل دیگه ای پشت این کسالت بی حوصلگی و بدخلقیت هست.

  6. 2 کاربر از پست مفید تولددوباره تشکرکرده اند .

    me!!! (چهارشنبه ۰۷ مهر ۹۵),ستاره زیبا (سه شنبه ۱۳ مهر ۹۵)

  7. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۱۰ اسفند ۹۵ [ ۲۱:۱۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۱۱-۰۹
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    1,132
    سطح
    18
    Points: 1,132, Level: 18
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط تولددوباره نمایش پست ها
    این چه حرفیه دختر خوب!!!
    مگه بچه بازیه جدا بشی.
    تویی که از دانشگاه سطح بالایی تو تهران مدرک داری شک نکن تو شهر کوچیک بهتر برات کار هست.
    من خودم اینطوری بودم وقتی برگشتم شهرم و گفتم از فلان دانشگام میخواستن منو.
    هیئت علمی شدن به این راحتی نیست. فکر میکنی اگه طلاق بگیری و کلی فشار رو از خانواده و جامعه تحمل کنی روحیه برات میمونه که دکتری بگیری؟!
    تازه بازم تو شهر کوچیک شرایط دکتری گرفتن و جذب هیئت علمی شدن راحت تره.
    میگی همسرت از همه نظر اوکیه فقط بخاطر شهر و کار و جدا بشی بری دنبال آرزوهات؟
    پس اصلا برای چی جواب مثبت دادی بهش؟
    همین الانم با همین مدرکت میتونی تدریس خصوصی تو آموزشگاهها و حتی انجام پروژه رو شروع کنی.
    مطمئنی بخاطر دلیل دیگه ای حرف از جدایی نمیزنی؟
    خیلی داری کمال گرایانه مساله رو نگاه میکنی.
    خودت چند سالته؟
    همسرت؟
    سطح خانوادگیتون چطوره؟
    تو خانواده ی خودت خیلی مدرک و کار مهمه؟ در خانواده همسرت چطور؟
    حس میکنم دلیل دیگه ای پشت این کسالت بی حوصلگی و بدخلقیت هست.
    راستش برای این جواب مثبت دادم که همکلاسیا و کسایی که همسو با اهدافم بودن و یا میتونستن با من همپا بشن که اپلای کنیم برای دکتری، آدمای جالبی نبودن و مسئولیت پذیر نبودن. یعنی یه جورایی نتونستم ریسک کنم برای همراهی با کسی که مثل خودم بلند پروازه و در حال حاضر چیزی نداره! همسرم واقعا واقعا یه آدم خیلی خوبه.. جوری که بعضی وقتا حس می کنم برای من حیف بوده چون من همش زندگی آروم و قشنگشو با جاه طلبیام به هم میریزم.
    من 24 سالمه اون 34.
    اون حتی بهم میگه میخوای کارمو ول کنم بریم تهران؟ ولی من دلم نمیاد که آرامش و تثبیتشو به هم بزنم.
    نه از لحاظ مالی مشکلی نیست کلا و به این خاطر دنبال کار نیستم. دلم می خواد خیلی موفق باشم و کلافه میشم اگه روند صعودی نداشته باشم. اونم یه دانشگاه خوب خونده ولی 8 سال قبل برگشته شهرمون و اوضاعش خوبه خدارو شکر. الان شاید من مجبور شم تبدیل شم به یه آدم مصرف کننده ی بیکار! کلا توی خانواده ی ما و اونا همه کار می کنن و هردو خواهراش هیئت علمی ان. قضیه داره از مقایسه آب می خوره؟ :(
    راستش از اینکه بعد اینهمه ادعا، بخوام برم توی شهرمون دنبال کار بگردم، روم نمیشه. یعنی خیلی مسخره س که ملت بگن دوباره برگشتی اینجا؟ اونم دنبال کارای معمولی؟

  8. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۰۳ اسفند ۹۵ [ ۰۹:۳۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۲-۲۱
    نوشته ها
    158
    امتیاز
    2,723
    سطح
    31
    Points: 2,723, Level: 31
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 300 در 113 پست

    Rep Power
    31
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط me!!! نمایش پست ها
    راستش از اینکه بعد اینهمه ادعا، بخوام برم توی شهرمون دنبال کار بگردم، روم نمیشه. یعنی خیلی مسخره س که ملت بگن دوباره برگشتی اینجا؟ اونم دنبال کارای معمولی؟
    آره واقعا مسخره س!! مسخره س که بعد این همه سال درس خوندن در اجتماع، اینطور غرق در افکار خاله زنکی و چشم و هم چشمی های بیمنطق هستید.
    به عنوان یه پسر تحصیلکرده عرض میکنم که حاضرم همسر آیندم بی سواد باشه اما این شکلی اسیر توهمات خاله زنکی نباشه.

    رک گفتم بلکه به خودت بیای و تکونی به خودت بدی. واقعا این طرز فکرت جای تاسف داره.

  9. کاربر روبرو از پست مفید سوشیانت2 تشکرکرده است .

    ستاره زیبا (سه شنبه ۱۳ مهر ۹۵)

  10. #8
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۰۲ فروردین ۹۶ [ ۰۱:۵۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,061
    امتیاز
    186,198
    سطح
    100
    Points: 186,198, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,345

    تشکرشده 34,037 در 5,938 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط me!!! نمایش پست ها
    همسرم واقعا واقعا یه آدم خیلی خوبه.. جوری که بعضی وقتا حس می کنم برای من حیف بوده چون من همش زندگی آروم و قشنگشو با جاه طلبیام به هم میریزم.
    من 24 سالمه اون 34.
    با سلام
    احسن.
    این بخش از صحبتهایت حاوی عصاره راه حل و پاسخ شماست.
    شما باید این بخش از افکارت را توسعه دهی.

    واقعیت اینست که نوع مشکل شما اینطور نیست که گفتید.
    باید مشکل را خوب بفهمی تا خوب حل کنی.
    مشکل شما اینست که فردی با شخصیت کمالگرا هستید. اشخاص کمالگرا چون عزت نفس پایینی دارند. برای خودشان ارزش کمی قائل هستند.
    لذا در تمام مدت زندگیشان تا هنگام مرگ در حال دویدن به طرف چیزهای مختلفی هستند تا به خود وصله کنند.
    دنبال تحصیل
    دنبال شغل
    دنبال پول
    دنبال همسر
    دنبال فرزند
    دنبال خودرو
    دنبال امکانات و اینکه به صورت سراب گونه این مسائل در پیش روی آنها هست.
    به هر کدام می رسند احساس ارزشمندی با ثباتی ندارند.
    آدم کمالگرا از معمولی بودن می ترسد.!!!!!!!!

    اینها دائما در ناخودآگاه خود، خود را با دیگران مقایسه می کنند. و همواره می خواهند اول باشند. 20 باشند.

    گاهی ممکن است یک زن خانه دار، بی سواد با قدرت و صلابتی که دارد چند فرزند پرورش دهد که هر کدام به تنهایی یک کشور را اداره می کنند.
    و گاهی یک زن کمالگرا پروفسور باید شب قرص بخورد تا خوابش ببرد و از طرفی نتوانسته است خانواده ای تشکیل دهد، یا خانواده اش را حفظ کند، چون محور فرد کمالگرا خودش هست نه زندگی و نه خانواده.

    مشکل شما اینست که محور را خودتان قرار دادید هنوز صحبت از "من " هست. صحبت "تحصیل من" و صحبت از "شغل من" و صحبت از "پیشرفت من"، شما هنوز آمادگی کافی برای ما شدن و برای خانواده دار شدن ندارید.

    در خانواده عشق جاری هست.
    همسران بهم می گویند قربانت بروم، فدات شوم.
    یعنی تعارف جان خود را می زنند و از همه چیز خود برای همسرشان می گذرند.
    نه اینکه شب و روز فکر کنند. چگونه به آمال و آرزوهای سریالی خود برسند.

    پیشنهاد می دهم مقالات ذیل را مطالعه کنید، روی آنها فکر کنید و به کار گیرید:

    شخصت وسواسي يا كمالگرا

    درمان شخصیت کمالگرا (شخصیت وسواسی)

    خوب هایی که از زندگی لذت نمی برند (تیپ شخصیتی کمال گرا)

    پرسشنامه کمالگرایی هیل به همراه شیوه نمره گذاری

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com


  11. 3 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    فرشته اردیبهشت (شنبه ۱۷ مهر ۹۵),ستاره زیبا (سه شنبه ۱۳ مهر ۹۵),شیدا. (دوشنبه ۱۲ مهر ۹۵)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۲۰:۳۲ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.