به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
Like Tree2Likes
  • 2 Post By ammin

موضوع: آیا حق دارد به من سوظن داشته باشد؟ من در این مقطع باید چه کار کنم؟

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۶ مرداد ۹۵ [ ۱۵:۵۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۳-۲۱
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    137
    سطح
    2
    Points: 137, Level: 2
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    آیا حق دارد به من سوظن داشته باشد؟ من در این مقطع باید چه کار کنم؟

    سلام به هرکسی که اینجا رو میخونه، و تشکر از همه افرادی که برای من تاپیک قبلی من پست گذاشتن و جواب دادن. لطفا در ادامه هم من رو همراهی کنین تا از شرایط سردرگمیم نجات پیدا کنم. طولانیه، ولی خیلی نیاز دارم به راهنمایی شما.

    لطفا کمکم کنین. به من شک داره درحالیکه من واقعا کاری نکردم. آیا ادامه درسته؟

    من این تاپیک رو حدود یکماه پیش زدم. یه سری اطلاعات جدید از ذهنیت طرف مقابلم به من رسید که فکر میکنم شاید جهت راهنمایی های دوستان تغییر کنه. شاید.
    چند روز بعد از زدن تاپیک به دلایلی ، به خواست من، رابطه اشنایی من با اون اقا حالت تعلیق گرفت. اما قبلش من ادرس تاپیک رو به خودشون هم دادم. ایشون بعد خوندنش برآشفته شدن و گفتن اگه من هم این حرفها رو میشنیدم قطعا به مراجعه کننده میگفتم که اون پسر رو کنار بذاره و عمرشو به پاش تلف نکنه! درواقع منظورشون این بود که حقیقت، با چیزی که من اینجا نوشتم متفاوته.

    از طرف دیگه، من در طی همین مدت تعلیق، متوجه بعضی مسائلی که در طول مدت اشنایی ایشون رو به شدت آزار میداده شدم. قضیه از این قرار بوده که این آقا در دورانی که به من علاقه داشتن و هنوز پا پیش نگذاشتن، یه سری خبرها از روابطی که من در اون زمان درگیرشون بودم ( و در پست اولم اشاره کردم) میشنون. یعنی دوره ای بوده که ایشون به من شدیدا علاقه داشتن، و از اون طرف شنیدن که من با فلان آدم هم رابطه دوستی دارم! یا به فلان آدم که از قضا آشنای ایشون هم بوده علاقمندم! خب متاسفانه اینها خبرهای صحیحی بودن که به گوششون رسیده. اما از اونطرف هم باز چیز دیگه ای هم شنیدن که میگن از پررنگ ترین خط قرمزهاست و حتی به من نگفتن که چی هست، فقط من فهمیدم که چیز خیلی بدی بوده و بنابراین احتمالا جنبه شایعه داره!

    خب، با وجود همه اینها ایشون بی خیال من نمیشه و با خودش فکر میکنه که بهتره صرفا برای شنیده هاش، پا روی احساسش نذاره و بیاد جلو تا از نزدیک منو بشناسه. اما میاد جلو و چی میبینه؟ اینکه گویا خیلی از شنیده هاش درستن! و بدتر از اون، یه سری تناقض بین اعتقادات من و عملم میبینه. مثلا من میگفتم که ادم معتقدی ام و به روابط محرم و نامحرمی حساسم. در عین حال مثلا توی اینستاگرام عکسهای خودمو میذاشتم با کلی فالوئر پسر. یا مثلا پیش اومد که با همکلاسیهام بریم روستای اطراف برای تفریح ( که البته من مراقب رفتار و طرز برخوردم همیشه بودم و هستم و به این موضوع شناخته شده ام) . بگذریم که این قبیل تناقض ها توی خود این آقا هم وجود داره و در این مورد برابریم یا حتی اون کمی بیشتره.

    وقتی ایشون تازه با من اشنا میشد درباره روابط گذشته ام پرسید و من کمی گارد گرفتم! البته بعدش گارد شکسته شد و کاملا براش توضیح دادم، اما این گارد همیشه توی ذهنش مونده به عنوان چیزی که من دلم نمیخواد دربارش حرف بزنم.

    در اون ۳،۴ ماهی که من با این اقا به سر میبردم، ایشون هیچکدوم از اینها رو به زبون نمیاورد. فقط گاهی میگفت یه چیزایی توی ذهنمه که خیلی اذیتم میکنه و منتظرم که با شناخت بیشتر تو حل بشن. گاهی هم به هم میریخت. و در نهایت تمام این ذهنیت ها رو به صورت سوظن به من نشون میداد. همیشه هم میگفت که من اگه به تو اعتمادم جلب بشه، دیگه توپ هم نمیتونه اون اعتمادو از جاش تکون بده. میگفت اعتمادش باید جلب شه اول. یکی، دو بار‌من بهش گفتم که شما مبتلا به پارانویا هستی! و‌بعدا گفت که میدونی چقدر برام خنده داره این حرفت؟ و کلی توضیح در اینباره داد که اصلا من نمیدونم پارانویا چیه وگرنه انقدر بی ربط به کار نمیبردمش. در کل فرد منطقی ایه و همونطور که توی تاپیک قبلی نوشتم حتی اینکه من شاغل باشم و توی اجتماع باشم و... براش خیلی خیلی مهمه.
    اما خب بعضی رفتاراش برای من قابل تحمل نبود. مثلا یه روز گفت میدونم که چک کردن تلگرام و... طرف مقابل فی نفسه کار بدیه. اما بازبعدا پیش اومد که بخواد تلگراممو چک کنه. هرچند وقتی ازم پرسید که به این کار راضی هستم یا نه، گفتم راضی که نیستم اما برو! و به اصرار رمز ورود رو براش فرستادم. درنهایت گفت چون راضی نیستی نمیرم اما اینم گفت که تا وقتی که میترسی، اعتماد من جلب نمیشه! و خواست به حرفش فکر کنم!

    خب اینا منو آزار میده. چون من واقعا و با همه وجودم بهش وفادار بودم و حتی بعدا توی دوره تعلیق هم تمام مواردی که میخواست رو رعایت میکردم.


    حالا به نقطه ای رسیدم که نمیدونم ایا واقعا ایشون اشکال داره، ایا هرکی جای اون بود همینطوری میشد؟ ایا من اشکال دارم؟!

    حقیقت اینه که من خودم به یه سری اشکالاتم واقفم. مثلا همون روابط گذشته ام خودم رو هم ناراحت میکنه. یا تناقض هایی که بین عقاید و اعمالم بوده رو چه ایشون توی زندگیم باشه چه نباشه،من حتما بخاطر خودم و زندگیم حل میکنم.
    از طرفی، این اقا تقریبا ۸۰٪ معیارهای من رو برای ازدواج دارن. ‌حتی همین حساسیتش به محرم و نامحرمی و... رو هم من برام مهمه که طرفم داشته باشه حتما! اما این قضیه سوظن منو واقعا دیوونه میکنه.
    ایا سوظنش طبیعیه؟ و اگر هست، من چه وظیفه ای دارم برای رفعش؟ (با فرض اینکه رابطه مجددا برقرار شه)

  2. #2
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    دیروز [ ۰۲:۵۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-۴-۰۲
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    1,598
    امتیاز
    17,748
    سطح
    84
    Points: 17,748, Level: 84
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocial10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,687

    تشکرشده 5,062 در 1,402 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sonnet.dav نمایش پست ها
    مثلا یه روز گفت میدونم که چک کردن تلگرام و... طرف مقابل فی نفسه کار بدیه. اما بازبعدا پیش اومد که بخواد تلگراممو چک کنه. هرچند وقتی ازم پرسید که به این کار راضی هستم یا نه، گفتم راضی که نیستم اما برو! و به اصرار رمز ورود رو براش فرستادم
    سلام

    نجواهای زمان آشنایی ٬فریادهای بعد از ازدواج هستند.شکیاتی که شما دارید صحیح هستند وتبدیل به مشکلات حادی بعد از ازدواج خواهند شد.

    نکته مهم بعدی اینه که دقت کن زمان انتخاب وآشنایی زمان تغییر دادن طرف مقابل یا تغییر دادن خود نیست.این زمان مثل زمان کنکور هست هرگلی طرفین زدن به سر خودشان مربوط به گذشته وکارهایی هست که روی خودشان وباورهایشان انجام داده اند.این زمان زمانه امتحان پس دادن اون باورها وتفکرات وعادات ورفتارهاست.

    سابقه تالار نشان داده که نباید دو طرف همدیگر را در جریان تایپیک قرار دهند این با مشاوره حضوری که هر دو میروند فرق دازد.حتی مشاوره حضوری هم معمولا بخشی از مصاحبه اش به صورت جدا جدا با دونفر صورت میگیرد.

    به هر حال تشخیص ما سرنخهایی از مشکل در آیندست.
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  3. 6 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    Ashab (پنجشنبه ۲۴ تیر ۹۵),baitollah-abbaspour (شنبه ۰۲ مرداد ۹۵),sara 65 (پنجشنبه ۲۴ تیر ۹۵),نازنین2010 (جمعه ۲۵ تیر ۹۵),بانوی آفتاب (پنجشنبه ۲۴ تیر ۹۵),شیدا. (پنجشنبه ۲۴ تیر ۹۵)

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۰۳ اسفند ۹۵ [ ۰۸:۳۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۲-۲۱
    نوشته ها
    158
    امتیاز
    2,723
    سطح
    31
    Points: 2,723, Level: 31
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 299 در 112 پست

    Rep Power
    31
    Array
    این ازدواج اگه انجام بشه با قاطعیت میگم که خیلی زود به طلاق میرسه. شما هر دو بلاتکلیف هستید و برای ازدواج خیلی زودید!
    بزرگ شدن به سن نیست. سن یه عدد توی شناسنامه هست. بزرگ شدن و آماده شدن برای ازدواج با بلوغ فکری و رشد عقلی همراهه. مثلا این که با این همه اعمال شنیع و بی اعتماد ی گسترده و اشتباهات وحشتناک هر دو، باز هم میگید 80% معیارهای شما رو داره، این یعنی شما حتی معیارهای درستی هم ندارید!

    این ازدواج هر جفتتون رو نابود میکنه. کما اینکه ازدواج شما با یک انسان دیکه یا ازدواج اون آقا با یک خانم دیگه هم اشتباهه. مشکل اصلی شما دو نفر هستید که فکرتون خام و مخربه و با هرکس دیکه هم ازدواج کنید این فکر تخریبی، زندگی رو نابود میکنه.

    رابطه شما سراسر شک و بی اعتمادی و در یک کلام یک رابطه بچگانه است.
    با این حال انتخاب نهایی با شماست و اگه از بین راه و چاه، به چاه علاقمندید، ازدواج رو نهایی کنید.

  5. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۶ مرداد ۹۵ [ ۱۵:۵۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۳-۲۱
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    137
    سطح
    2
    Points: 137, Level: 2
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    از هر دو عزیزی که پاسخ من رو دادن خیلی ممنونم. ببخشید من توی گوشی گزینه تشکر پست رو پیدا نمیکنم.

    من با شما موافقم و با یه بررسی عمیق تر، اعتراف میکنم که آماده نبودن خودم و اون آقا رو برای ازدواج به صورت واضحی میبینم ( وقتی تاپیک زدم تا این حد برام واضح نبود)

    اینکه گفتم ۸۰٪ معیارها، یعنی از جنبه های خانوادگی، اعتقادی، تحصیلی، آرمان ها و اهداف، و حتی بسیاری از همین جنبه های روحی و اخلاقی با معیارهای من سازگارن. منتها فکر میکنم مثل یه خونه قشنگ و رویایی میمونه که یه جونور مثل موش همه جاشو برداشته ( جونوری به اسم سوظن! ) و دیگه نمیشه توش زندگی کرد.

    درهرصورت من ایشون رو به خدا و سرنوشت خودشون میسپارم و خودم هم شروع میکنم به کسب آمادگی لازم و اصلاح خطاهای موجود.
    اگه کسانی که به اینجا میان منو به تاپیک هایی که فکر میکنن برای رشد شخصیتیم مفیده (با توجه به شرح حالی که گفتم) هدایت کنن، ممنون میشم.
    ویرایش توسط sonnet.dav : جمعه ۲۵ تیر ۹۵ در ساعت ۱۲:۳۲

  6. کاربر روبرو از پست مفید sonnet.dav تشکرکرده است .

    fahimeh.a (شنبه ۰۲ مرداد ۹۵)

  7. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۳۰ آذر ۹۵ [ ۲۳:۴۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۱۰-۲۵
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    806
    سطح
    15
    Points: 806, Level: 15
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 8 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    به نظر من اشتباه شما این بوده که در مورد دوس پسرهای قبلیتون با این اقا صحبت کردین. به عنوان یه پسر میگم بهتون که وارد هر رابطه ای شدین به هیچ وجه و به هیچ عنوان در مورد روابط و دوستی های قبلیتون با طرف مقابل صحبت نکنید چون این حرفا مثل خوره میفته به جون مرد و طرف خل میشه کم کم. گذشتتون چه خوب و چه بد مال خودتونه و دیگران نباید پاسخگو باشن. مردا هرچقدر هم تریپ روشنفکری بردارن ولی بازم توی دلشون دختری رو میخان که افتاب مهتاب ندیده باشه. این یه حقیقته چه باور کنین چه نکنین. من که خودم 100%إ اینطوریم. شما شاید یه دوستی در حد اسم ام اس داشتید ولی مرد توی فکر خودش اونو صدبرابر بزرگتر میکنه یا در مورد اردو رفتن با دوستان برای تفریح ابدا همچین چیزی رو مطرح نکنین چون مرد با خودش میگه خب توی ماشین چجوری نشستن جدا یا دختر پسر قاتی و مثلا کسی دستاش رو گرفته و و و و و ....
    باور کنین اینا همش حقیقت داره ولی شما میتونین به راحتی و از همون اول یه مقدار سیاست داشته باشید و منکر دوستی و رابطه با پسرا بشید تا خیال طرف راحت بشه
    ببینید ربطی به امل بودن و اینا نداره. من خودم ارشد دارم ولی همیشه به خاطر تحصیل و کار تو مناطق دور انقدر سرم شلوغ بوده که به فکر دوست شدن با دختر نیفتادم و همیشه به ازدواج سالم فکر کردم و حالا به نظر خودم حق دارم که با یکی مثل خودم که سالم باشه ازدواج کنم و نه کسی که صدتا دوس پسر داشته و معلوم نیست با چنتاشون رفته تفریح و باهاشون چه کارایی نکرده ازدواج کنم

  8. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۶ مرداد ۹۵ [ ۱۵:۵۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۳-۲۱
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    137
    سطح
    2
    Points: 137, Level: 2
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad1001 نمایش پست ها
    سلام
    به نظر من اشتباه شما این بوده که در مورد دوس پسرهای قبلیتون با این اقا صحبت کردین. به عنوان یه پسر میگم بهتون که وارد هر رابطه ای شدین به هیچ وجه و به هیچ عنوان در مورد روابط و دوستی های قبلیتون با طرف مقابل صحبت نکنید چون این حرفا مثل خوره میفته به جون مرد و طرف خل میشه کم کم. گذشتتون چه خوب و چه بد مال خودتونه و دیگران نباید پاسخگو باشن. مردا هرچقدر هم تریپ روشنفکری بردارن ولی بازم توی دلشون دختری رو میخان که افتاب مهتاب ندیده باشه. این یه حقیقته چه باور کنین چه نکنین. من که خودم 100%إ اینطوریم. شما شاید یه دوستی در حد اسم ام اس داشتید ولی مرد توی فکر خودش اونو صدبرابر بزرگتر میکنه یا در مورد اردو رفتن با دوستان برای تفریح ابدا همچین چیزی رو مطرح نکنین چون مرد با خودش میگه خب توی ماشین چجوری نشستن جدا یا دختر پسر قاتی و مثلا کسی دستاش رو گرفته و و و و و ....
    باور کنین اینا همش حقیقت داره ولی شما میتونین به راحتی و از همون اول یه مقدار سیاست داشته باشید و منکر دوستی و رابطه با پسرا بشید تا خیال طرف راحت بشه
    ببینید ربطی به امل بودن و اینا نداره. من خودم ارشد دارم ولی همیشه به خاطر تحصیل و کار تو مناطق دور انقدر سرم شلوغ بوده که به فکر دوست شدن با دختر نیفتادم و همیشه به ازدواج سالم فکر کردم و حالا به نظر خودم حق دارم که با یکی مثل خودم که سالم باشه ازدواج کنم و نه کسی که صدتا دوس پسر داشته و معلوم نیست با چنتاشون رفته تفریح و باهاشون چه کارایی نکرده ازدواج کنم
    سلام
    ایشون هم مثل شما تا بحال رابطه جدی ای تقریبا نداشتن به جز یک مورد. و من مطمعنم اتفاقی که براشون افتاد دقیقا همینی بود که میفرمایید. به خصوص که بعد از معوق کردن رابطه، چون دیگه منو نمیدیدن این فکر و خیال هاشون خیلی بیشتر هم شده بود.
    اما قضیه اینه که ایشون از من پرسیدن، و من جدا از اینکه دوست ندارم دروغ بگم، اما میدونستم که حتی اگه کتمان بکنم هم بار سنگین دروغم همراهمه و همیشه باید توی هر موقعیتی میترسیدم از اینکه بفهمه و یه عمر با ترس زندگی میکردم.
    ضمن اینکه ایشون چیزایی هم درمورد من شنیده بودن و تحقیق براشون کاری نداشت.

    اونوقت اگه میفهمیدن حقایقو، من دیگه واقعا حقم بود که به عنوان دختری که صادق و درستکار نیست نزد ایشون شناخته شم!

    با همه اینها، حالا که ایشون فهمیدن و این بلاهایی که میگین سر ذهنشون اومد، چه کاری میشد برای جبران مافات کرد؟ چون من واقعا مشتاق اصلاح خطاهام بودم و مطمعنم از نظر اخلاقیات و درستکاری همسر شایسته ای خواهم بود! چه راهی داشتم برای اثبات این؟
    (این خطا هم که میگم، من هرگز هرگز برای خوشگذرونی با کسی نبودم، به قصد شناخت ازدواج بودن که خیلی زود متوجه ناهماهنگی ها میشدم و جواب منفی میدادم)

  9. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۳۰ آذر ۹۵ [ ۲۳:۴۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۱۰-۲۵
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    806
    سطح
    15
    Points: 806, Level: 15
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 8 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sonnet.dav نمایش پست ها
    سلام
    ایشون هم مثل شما تا بحال رابطه جدی ای تقریبا نداشتن به جز یک مورد. و من مطمعنم اتفاقی که براشون افتاد دقیقا همینی بود که میفرمایید. به خصوص که بعد از معوق کردن رابطه، چون دیگه منو نمیدیدن این فکر و خیال هاشون خیلی بیشتر هم شده بود.
    اما قضیه اینه که ایشون از من پرسیدن، و من جدا از اینکه دوست ندارم دروغ بگم، اما میدونستم که حتی اگه کتمان بکنم هم بار سنگین دروغم همراهمه و همیشه باید توی هر موقعیتی میترسیدم از اینکه بفهمه و یه عمر با ترس زندگی میکردم.
    ضمن اینکه ایشون چیزایی هم درمورد من شنیده بودن و تحقیق براشون کاری نداشت.

    اونوقت اگه میفهمیدن حقایقو، من دیگه واقعا حقم بود که به عنوان دختری که صادق و درستکار نیست نزد ایشون شناخته شم!

    با همه اینها، حالا که ایشون فهمیدن و این بلاهایی که میگین سر ذهنشون اومد، چه کاری میشد برای جبران مافات کرد؟ چون من واقعا مشتاق اصلاح خطاهام بودم و مطمعنم از نظر اخلاقیات و درستکاری همسر شایسته ای خواهم بود! چه راهی داشتم برای اثبات این؟
    (این خطا هم که میگم، من هرگز هرگز برای خوشگذرونی با کسی نبودم، به قصد شناخت ازدواج بودن که خیلی زود متوجه ناهماهنگی ها میشدم و جواب منفی میدادم)
    شما هرکاری هم بکنید باز توی پس زمینه ذهن این آقا این تصاویر دائما رژه میرن! ولی با یه کارایی میشه کمرنگشون کرد.
    به نظرم حضوری باهاشون صحبت کنید و تاکید کنید که گذشته ها گذشته و در حال حاضر ایشون فقط برای شما مهم هستن و کس دیگه ای توی زندگیتون نیست و چند قطره اشک هم بریزید که میتونه خیلی خیلی کمک کنه تا حرفاتون باورش بشه و دلش بسوزه و خودش رو جای شما بزاره و قضیه براش کمرنگ بشه.
    شما دیگه باید خیلی خیلی مواظب رفتاراتون در حضور ایشون باشین، از پسرای دیگه تعریف نکنین، خیره نشین، مثال نزنین و خلاصه این که به ایشون متعهد باشید.
    بیشتر بهشون محبت کنین تا اعتمادشون جلب بشه و محبتتون رو پاسخ بده

  10. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۶ مرداد ۹۵ [ ۱۵:۵۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۵-۳-۲۱
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    137
    سطح
    2
    Points: 137, Level: 2
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    من حتی اگه ایشون هم بهم شک نداشت، متعهد بودن و رعایت همه مسائلی که گفتیم هم برام الزامی بود. بخاطر خودم و اخلاقیات خودم.

    درباره اینکه میفرمایید اشک بریزم...! با وجود اینکه ایشون خیلی خیلی روی گریه من حساس بود، اما هرگز نه به خودم اجازه میدم و نه میتونم که براش فیلم بازی کنم و الکی گریه کنم! و اگه اینکارو کنم اون موقع است که واقعا لایق اون شک ها و سوظن ها میشم.

    من فقط میخواستم باور کنه که وفا و تعهد و.. برام مهمه و اگه خطایی هم کردم، خودم ازش اگاهم و نمیخوام ادامه اش بدم.

    ولی خب نمیشد. ذهن ایشون پر از شک بود و از هرجاش که میگرفتی، یه جای دیگه اش خراب میشد... اصولا ایشون یه چیز دیگه درباره من فکر میکردن.


    بازهم از راهنمایی دوستان ممنونم. فکر میکنم که دیگه چاره ای نمونده و باید با واقعیت رو به رو بشم. همون مثالی که درباره خونه رویایی زدم اتفاق افتاده.


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۵ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۳:۴۱ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.