به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
Like Tree4Likes
  • 2 Post By مدیرهمدردی
  • 1 Post By مدیرهمدردی
  • 1 Post By مدیرهمدردی

موضوع: کلاس املاء و انشاء برای بعضی کاربران همدردی

  1. #1
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۲۱:۴۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,093
    امتیاز
    187,660
    سطح
    100
    Points: 187,660, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 85.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,357

    تشکرشده 34,081 در 5,959 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    کلاس املاء و انشاء برای بعضی کاربران همدردی

    با سلام و احترام
    متاسفانه شبکه های اجتماعی مثل واتس آپ و تلگرام و وی چت و .... و سایر شبکه های اجتماعی و محیط های چت، در کنار هزاران آفتی که به جان این ملت انداختند، سواد زدایی را هم دنبال می کند. به نوعی که تقریبا املاء و انشاء چنین افرادی به مرور دچار مشکل می شود.

    ما در این تاپیک، پستهایی که حاوی غلطهای املایی و انشایی زیادی بوده و حالت محاوره ای را دارد مورد نقد و اصلاح قرار می دهیم، تا انشاء الله در همدردی شاهد از هم پاشیدگی فرهنگ نوشتاری اعضاء نباشیم.

    لطفا دقت فرمایید پستهایی را در اینجا مورد نقد قرار دهید که حتما غلط های زیادی داشته باشد. لذا هر پستی که چند مورد استثناء مشکل دارد را اینجا مطرح نکنید.

    ثانیا نیازی نیست مشخصات کاربر را اینجا بیاورید. چون ما اینجا قصد انتقاد از کسی را نداریم. بلکه می خواهیم مطالب اصلاح شود.




    ======
    لینک مرتبط:
    پست 59 اطلاعیه مهم

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com


  2. 3 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۵),yasna1990 (شنبه ۰۱ خرداد ۹۵),سمیراه (دوشنبه ۲۷ اردیبهشت ۹۵)

  3. #2
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۲۱:۴۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,093
    امتیاز
    187,660
    سطح
    100
    Points: 187,660, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 85.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,357

    تشکرشده 34,081 در 5,959 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    اگه بخای ادامه بدی مثل این میمونه که داری هلش میدی به اون سمت

    با رفتارت بهش میگی برو دنبال زندگی تازه دنبال اون خانم

    اره عزیز بنده خدایی همسرش را علنن میبینه اون وقت به روش نمیاره و میگه چیزی ندیدم

    میگه همه اشتباه میکنن اون وقت شما....

    بی خیال بابا چیزی نشده یک درصدم مطمئن نیستی تازه اگه هم باشه شما که نمیخای زندگی که چن سال براش زحمت کشیدی دودستی

    تقدیم یه تازه وارد کنی روال زندگیت را ادامه بده حتی شده ازش عذر خاهی کن شتر دیدی ندیدی

    به هیییچ وجه منزل را ترک نکن با محبت شرمندش کن اگه چیزی هم باشه کنسل میشه

    بدون همسرت جایی نرو حتی خونه پدرت همیشه باهم باشین

    این پست حالت محاوره ای دارد.
    فعلها شکسته شده اند
    ضمیرهای منفصل هم متصل شده اند.
    کلمات نصفه به کار رفته است و بیشتر شنیداری هست تا نوشتاری
    حالا خیلی خوب می شود که یک نفر چراغ اول را روشن کند و دقیقا همین متن را با اصلاح کلمات رنگین بازنویسی کند.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com

    fariba293 and مهرآیین like this.

  4. 4 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۵),مهرآیین (سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۵),yasna1990 (شنبه ۰۱ خرداد ۹۵),سمیراه (دوشنبه ۲۷ اردیبهشت ۹۵)

  5. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه ۲۲ مرداد ۹۵ [ ۲۳:۲۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۴-۴-۱۱
    نوشته ها
    151
    امتیاز
    5,111
    سطح
    45
    Points: 5,111, Level: 45
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    804

    تشکرشده 401 در 138 پست

    Rep Power
    37
    Array
    سلام به همه دوستان خوب همدردی


    اگر بخواهی ادامه بدهی مثل این می ماند که او را هل می دهی به ان سمت
    ... با رفتارت به او می گویی
    بله عزیز بنده خدایی همسرش را علنا می بیند ان وقت به رویش نمی اورد و می گوید
    می گوید همه اشتباه می کنند ان وقت
    یک درصد هم مطمئن نیستی...شما که نمی خواهی زندگی که چند سال برایش زحمت کشیدی
    حتی شده از او عذر خواهی کن
    به هیچ وجه منزل را ترک نکن با محبت او را شرمنده کن اگر چیزی هم باشد کنسل می شود
    بدون همسرت جایی نرو حتی خانه پدرت همیشه با هم باشید

    چطور بود جناب مدیر عزیز؟ من چراغ اول را روشن کردم

    هر چند خودم هم جز همین محاوره نویس ها بودم. آخر مگر نه اینکه بعضی کتاب ها هم به زبان گفتاری یا نوشتاری هستند؟ بعضی پستها به دل نمی چسبند اگر رسمی باشند. مثل همین ها که الان نوشتم....

    ولی اطاعت امر. پیرو قوانین سایت هستم.

  6. 4 کاربر از پست مفید هلیاجون تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۵),مدیرهمدردی (سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۵),yasna1990 (شنبه ۰۱ خرداد ۹۵),شیدا. (سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۵)

  7. #4
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۲۱:۴۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,093
    امتیاز
    187,660
    سطح
    100
    Points: 187,660, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 85.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,357

    تشکرشده 34,081 در 5,959 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط هلیاجون نمایش پست ها
    آخر مگر نه اینکه بعضی کتاب ها هم به زبان گفتاری یا نوشتاری هستند؟ بعضی پستها به دل نمی چسبند اگر رسمی باشند. مثل همین ها که الان نوشتم....

    و
    با سلام
    بله به دل نمی چسبد، اما اینطور نیست که هر چه به دل بنشیند درست هست.
    همین اشتباه به دل نشستن را دختر و پسر ها موقع ازدواج می کنند. متوجه می شوند که طرف مقابلشان عیب های اساسی دارد و مناسب آنها نیست. اما چون به دلشان می چسبد ، او را انتخاب می کنند.

    اما کنار به دل نشستن، مسائل مهم هست.
    مثلا در رابطه با همین موضوع زبان نوشتاری و گفتاری یک توضیحی بدهم.

    هر چه در اینترنت و در میلیاردها صفحه اش نوشته می شود ، گم می شود و در قبرستان بی شمار صفحه اینترنت به خاک سپرده می شود، مگر آن بخشهایی که در سرچ های اینترنتی و جستجوهای موتورهای چستچو به دید کاربران بیاید.
    اما اکثرا یا همه افراد با زبان نوشتاری جستجو می کنند. و صفحاتی که به زبان های محاوره ای نوشته شده است ، از دست می رود و گم می شود.
    ما قصد نداریم که فقط مطلبی اینجا قرار بدهیم که ما چند نفر ببینیم و استفاده کنیم
    می خواهیم هر کس مشکل مشابهی داشت، و جستجو کرد، توصیه های ما را پیدا کند.

    البته این تنها یک دلیل ضرورت نوشتن به زبان نوشتاری هست . اما این که در کتابی زبان محاوره ای هست موضوعش فرق دارد. اگر کتاب علمی باشد، تاریخی باشد، یا ... حتما رعایت املاء و انشاء شده است. و تنها در مورد رمانها و بعضی کتابهای خاص محاوره ای نوشته می شود. که شامل حال تالار ما نمی شود. مگر در انجمن خاصی

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com

    هلیاجون likes this.

  8. 2 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    هلیاجون (سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۵),yasna1990 (شنبه ۰۱ خرداد ۹۵)

  9. #5
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۲۱:۴۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,093
    امتیاز
    187,660
    سطح
    100
    Points: 187,660, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 85.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,357

    تشکرشده 34,081 در 5,959 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    دومین چراغ را هم لطفا یکی روشن کند و مطلب زیر را درست بنویسد.


    هرچی نازشو کشیدم و با مهربونی باهاش حرف زدم بیدار نشد
    منم در کل یه کم عصبی بودم خیلی خودمو کنترل کردم و چیزی نگفتم ولی یهو عصبانی شدم و هرچی از دهنم دراومد بهش گفتم که تو تنبلیو همش خوابی فقط میخوای من نازتو بکشم و شما همتون خانوادگی همینطوریدو کاش بمیرم و این زتدگی تموم شه و ازین حرفا
    خودم بعدش خیلی پشیمون شدم و میدونم که کارم کاملا اشتباه بود پس روی این حرفا سرزنشم نکنید
    البته که اون هم مقصر بود
    خلاصه همون موقع پاشد سریع لباس پوشیدیم اومدیم ولی تو راه حتی یک کلمه حرفم نزدیم بعدم منو پیاد کردو داخل نیومد مامانم که باهاش تماس گرفت هم جواب نداد فقط پیام دادم که مامانم میگه نهار میای گفت نه
    عصرش که خیلی پشیمون بودم از حرفام بهش پیام دادم ببین الکی الکی چه دعوای بدی داشتیم بیا همدیگه رو ببخشیم و جواب نداد جمعه هم زنگ زدم بازم جوال نداد

    البته قبل از دعوا هم قرار بود من تا جمعه خونه بابام بمونم ولی امروز دوشنبه هستو هنوز هیچ پیام و زنگی نزده
    کلا گوشیشو خاموش کرده مامانم زنگ زد به مامانش سربسته گفت که منو شوهرم بحثمون شده مامانش به من زنگ زد و توضیحات بیشتری بهش دادم

    فرداش زنگ زد به مامانم که من اصلا دلم نمیخواد دخترتون ناراحت باشه و ازین حرفا بعدم گفت پسرم امشب یا فردا میاد دنبالش
    که نیومد
    خانوادشم دیگه هیچ خبری نگرفتن
    خیلی عجیبه برام.. قبلا اگر مشکلی پیش میومد خانوادش خیلی بیقراری میکردن و خود همسرمم تا نهایت دوروز بیشتر تحمل نداشت ولی الان4 روز گذشته و خبری نیست
    من خیلی وقتا کوتاه اومدم ولی اینبار دیگه نمیخوام کوتاه بیام و میخوام یخورده ناز کنم خانوادمم همین نظرو دارن
    ولی ازونا هم خبری نیست

    چیکار کنم حالا؟


    صحیح به نقل یکی از کاربران:

    ________________

    هر چه قدر ناز او را کشیدم و با مهربانی با او حرف زدم بیدار نشد
    من هم در کل یک کم عصبی بودم خیلی خودم راکنترل کردم و چیزی نگفتم ولی یک لحظه عصبانی شدم و هر چه از دهنم درآمد به او گفتم که توتنبل هستی و همیشه خواب هستی فقط می خواهی من ناز تو را بکشم و شما همه ی شما خانوادگی همین طوری هستید و کاش بمیرم و این زندگی تمام شود و از این حرف ها
    خودم بعدش خیلی پشیمان شدم و می دانم که کارم کاملا اشتباه بود پس روی این حرف ها سرزنشم نکنید
    البته که او هم مقصر بود
    خلاصه همان موقع بلند شد سریع لباس پوشیدیم آمدیم ولی در بین راه حتی یک کلمه حرف هم نزدیم بعد هم من را پیاده کرد و داخل نیامد مامانم که با او تماس گرفت هم جواب نداد فقط پیام دادم که مامانم می گوید ناهار می آیی گفت نه
    عصر آن روز که خیلی پشیمان بودم از حرف هایم به او پیام دادم ببین بی جهت چه دعوای
    بدی داشتیم بیا هم دیگر را ببخشیم و جواب نداد جمعه هم زنگ زدم باز هم جواب نداد
    البته قبل از دعوا هم قرار بود من تا جمعه منزل بابام بمانم ولی امروز دوشنبه هست و هنوز هیچ پیام و زنگی نزده
    کلا گوشی اش را خاموش کرده مامانم زنگ زد به مامانش سربسته گفت که من و شوهرم بحثمان شده مامانش به من زنگ زد و توضیحات بیشتری به او دادم

    فردای آن روز زنگ زد به مامانم که من اصلا دلم نمی خواهد دختر شما ناراحت باشد و از این حرف ها بعد هم گفت پسرم امشب یا فردا می آید دنبال او
    که نیامد
    خانواده اش هم دیگر هیچ خبری نگرفتند
    خیلی عجیبه برایم.. قبلا اگر مشکلی پیش می آمد خانواده اش خیلی بیقراری می کردند و خودهمسرم هم تا نهایت دوروز بیشتر تحمل نداشت ولی الان4 روز گذشته و خبری نیست
    من خیلی وقت ها کوتاه آمدم ولی این بار دیگر نمی خواهم کوتاه بیایم و می خواهم یک خورده ناز کنم خانواده ام هم همین نظر را دارند
    ولی از آن ها هم خبری نیست

    چیکار کنم حالا؟

    .


    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com

    yasna1990 likes this.

  10. 3 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    هلیاجون (چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۹۵),yasna1990 (شنبه ۰۱ خرداد ۹۵),سمیراه (سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۵)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۲۳:۵۳ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.