به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۲۶ اسفند ۹۵ [ ۲۰:۵۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-۵-۰۲
    نوشته ها
    204
    امتیاز
    5,838
    سطح
    49
    Points: 5,838, Level: 49
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 112
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    140

    تشکرشده 305 در 144 پست

    Rep Power
    39
    Array

    Tavajoh عشق یا وابستگی!!



    منبع:سایت بیتوته
    عشق آزادیخواه و وابستگی کنترل‌گر است


    عاشق همسرتان هستید یا فقط به او وابسته‌اید؟ عشق می‌تواند بعضی وقت‌ها موضوعی پیچیده شود ولی می‌خواهیم برایتان چند تفاوت بین وابستگی و عشق واقعی را توضیح دهیم. امیدواریم این توضیحات کمکتان کند وضعیت کنونی رابطه‌تان را درک کرده، آن را بهتر کنید و یا در آینده رابطه‌ای براساس عشق واقعی بسازید.

    ۱.عشق ازخودگذشتگی و وابستگی خودخواهی است.
    وقتی عاشق هستید، تمرکزتان بر خوشحال کردن طرف‌مقابل است. همیشه به راه‌هایی فکر می‌کنید تا مطمئن شوید طرفتان احساس دوست‌ داشته شدن و رضایت می‌کند. با هم رقابت نمی‌کنید، سر اینکه چه کسی مهربان‌تر است بحث نمی‌کنید و سر اینکه چه کسی باید ظرف‌ها را بشوید دعوا نمی‌کنید. هیچوقت طرفتان را تهدید احساسی و عاطفی نمی‌کنید، سعی نمی‌کنید کنترلش کنید یا بر او مسلط شوید.

    ولی وقتی فقط به طرفتان وابسته هستید، به دنبال راه‌هایی برای خوشحال کردن خودتان هستید. آنقدر به طرفتان وابسته می‌شوید که سعی خواهید کرد برای جلوگیری از دور شدن او، کنترلش کنید. به جای روبه‌رو شدن با مسائل و مشکلات خودتان، از او برای بالا بردن عزت نفس خودتان و پر کردن خلاء درونی‌تان استفاده می‌کنید. باور دارید که او مسئول شادی و خوشبختی شماست و اگر نتواند خوشحالتان کند از دست او عصبانی و ناراحت می‌شوید.
    ۲.عشق آزادیخواه و وابستگی کنترل‌گر است.
    عشق متقابل باعث می‌شود خودِ واقعی‌تان باشید. طرفتان تشویقتان خواهد کرد همان کسی باشید که واقعاً هستید و برای نشان دادن ضعف‌هایتان نترسید. اعتماد متقابل بین‌تان ایجاد می‌شود و همین اعتماد کاتالیزور قوی‌ای برای رشد هر دو شما خواهد شد. عشق هیچ‌وقت کنترل‌کننده نیست. در واقعیت، عشق فراتر از کنترل است. توانایی طرف‌مقابلتان برای پذیرفتن شما برای آنکه هستید و تشویقتان برای دنبال کردن آرزوهایتان باعث می‌شود نیاز به کنترل کردن زندگی او را فراموش کنید.

    از طرف دیگر وابستگی رفتارهای کنترل‌کننده در شما ایجاد می‌کند. جلو طرف‌مقابلتان برای وقت گذراندن با دوستانش را می‌گیرید و یا برای شاد کردن او سطح ناسالمی از توجه و تمرکز می‌گذارید. حتی ممکن است مجبورش کنید که علیرغم احساسش با شما بماند.

    تفاوت عشق واقعی و وابستگی

    عشق متقابل باعث می‌شود خودِ واقعی‌تان باشید

    ۳.عشق توام رشد متقابل و وابستگی دست و پاگیر است
    اگر عاشق باشید، شما و طرفتان در کنار هم رشد خواهید کرد. وقتی هر دو شما تلاش کنید بهترینِ خودتان باشید، بسیار بهتر از زمانی خواهید شد که تنها زندگی کنید. بطور خلاصه، طرفتان باعث تقویت رشد شما و شما سبب رشد او خواهید شد.

    در موارد وابستگی، میل شما به کنترل و ناتوانی‌تان به حل مشکلات خودتان رشد شما و همچنین طرفتان را محدود می‌کند. مسائل و مشکلات حل‌نشده‌تان وابستگی غیرلازمی بین شما ایجاد خواهد کرد. جای تعجب نیست که این رشد دو طرف را محدود کرده و عشق وریدن به طریقی سالم را سخت می‌کند.
    ۴.عشق همیشگی و وابستگی موقتی است
    عشق با گذشت زمان همچنان باقی می‌ماند. ممکن است یک روز رابطه شما و طرفتان برهم بخورد، چه دائمی چه موقتی ولی اگر واقعاً عاشق هم بوده باشید، آن فرد همیشه جایگاهی در قلبتان خواهد داشت و تا آخر عمرتان برای او آرزوی شادی و خوشبختی خواهید کرد.

    اما از طرف دیگر، اگر فقط به طرفتان وابسته باشید، بعد از برهم خوردن رابطه تنها چیزی که در قلبتان می‌ماند کینه و خشم خواهد بود. حتی ممکن است احساس خیانت را تجربه کنید. این احساسات از این تصور ناشی می‌شود که طرفتان مجبور به شاد کردن شما بوده است و از چشم شما نتوانسته این کار را به درستی انجام دهد.
    ۵.عشق شما را از هوای نفستان دور کرده و وابستگی شما را درگیر هوای نفس می‌کند
    وقتی عاشقید، خودمحوری‌تان کمتر می‌شود. این رابطه هوای نفس‌تان را کمتر کرده، رشدتان را تقویت کرده و تشویقتان می‌کند کمتر خودخواه و بیشتر مهربان باشید. رابطه‌ای که با طرفتان دارید، تغییرات مثبت در هر دو شما را تقویت می‌کند. مهمتر اینکه، هر دو شما شجاعت لازم برای حرف زدن درمورد ضعف‌ها، ابراز آسیب‌پذیری‌ها و درمیان گذاشتن حرف‌های دلتان را پیدا خواهید کرد.

    درمقابل، روابطی که براساس وابستگی جلو می‌روند، معمولاً تحت نفوذ نفس هستند. به همین دلیل است که خیلی‌ها پشت سر هم درگیر روابطی می‌شوند که به هیچ عنوان برایشان رضایت‌بخش نیست و مشکلات یکسانی را در همه آنها تجربه می‌کنند. این در رابطه‌تان ایجاد وابستگی می‌کند و باعث می‌شود نتوانید بدون وجود طرف‌مقابلتان احساس شادی کنید. برای حل مشکلاتتان یا حداقل فراموش کردن آنها به طرفتان تکیه خواهید کرد.

    اگر الان عاشق کسی نیستید، امیدواریم به زودی نیمه گمشده‌تان را پیدا کنید و بتوانید رابطه‌ای معنادار با او پیدا کنید...
    ویرایش توسط amf66 : جمعه ۲۰ فروردین ۹۵ در ساعت ۱۹:۰۷

  2. 3 کاربر از پست مفید amf66 تشکرکرده اند .

    Ashab (شنبه ۲۱ فروردین ۹۵),mgbs1990 (جمعه ۲۰ فروردین ۹۵),یاصاحب زمان ادرکنی (جمعه ۲۰ فروردین ۹۵)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۲۶ اسفند ۹۵ [ ۲۰:۵۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-۵-۰۲
    نوشته ها
    204
    امتیاز
    5,838
    سطح
    49
    Points: 5,838, Level: 49
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 112
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    140

    تشکرشده 305 در 144 پست

    Rep Power
    39
    Array
    وابستگی و علل و چگونگی رهایی از آن:

    برای بسیاری از ما پیش آمده كه در دورانی از زندگی خود دچار ضعف‌هایی می‌شویم كه از آن جمله می‌توانیم از وابستگی به چیزهای مختلف (اعم از مادیات مانند پول، خانه، وسایل شخصی، ماشین، شخص مورد علاقه و...) نام ببریم.

    وابستگی ریشه بسیاری از مشكلات ما- اعم از مشكلات رفتاری و ارتباطی- است اما قطع وابستگی گاهی بهترین راهی است كه باید برگزینیم. در واقع ما با قطع وابستگی و تعلقاتمان، اسباب رشد و تعالی بیشتر خود را فراهم می‌آوریم. قطع وابستگی یعنی اینكه هر فرد مسئول اعمال خویش است و اینكه ما قادر به حل مشكلات دیگران نیستیم و نباید از این بابت نگرانی به‌خود راه دهیم زیرا هیچ كمكی به حل مشكل نمی‌كند.

    قطع وابستگی به مفهوم پذیرش واقعیت‌ها و حقایق است و مستلزم ایمان به خود، به دیگران، به خداوند و به حقانیت و ناگزیری هر لحظه از زندگی است. قطع كردن وابستگی بدین معنا نیست كه ما به مسائل زندگی خود بی‌اعتنا هستیم بلكه به‌معنای یادگیری روش صحیح و به دور از افراط در توجه، دوست‌داشتن و همچنین پایان بخشیدن به هرج‌ومرجی است كه در ذهن و محیط خود به‌وجود آورده‌ایم.

    اگرچه فرد وابسته‌ای ممكن است درباره تعریف وابستگی با دیگری اختلاف‌نظر داشته باشد اما آنها درخصوص اعمال خود نظیر افكار، احساسات و گفتارشان با هم عقایدی مشترك دارند كه این خود از ویژگی‌های وابستگی است.

    دلایل و مشكلات و سازوكار سازش یا واكنش‌های آنان ازجمله نكاتی هستند كه بیشترین معانی را دربردارند.قبل از اینكه به فهرست كارهایی كه افراد وابسته انجام می‌دهند بپردازیم، باید به نكته‌ای مهم اشاره كنیم؛ داشتن اینگونه مشكلات به معنای این نیست كه ما افرادی با كمبود و عقده حقارت هستیم. بعضی از ما اینگونه رفتارها را از كودكی آموخته‌ایم و بخشی دیگر را بعدها و در طول زندگی. شاید رفتار ما ناشی از تعالیم‌مان در خانواده باشد. اما اكثر ما برای حمایت از خود و برآورده‌شدن نیازهایمان دست به اینگونه رفتارها می‌زنیم.

    گاهی اوقات ما برای حمایت از خود دست به اعمالی می‌زنیم كه به‌جای كمك، باعث آزار‌مان می‌شوند و درواقع جنبه فرسایشی پیدا می‌كنند. بسیاری از افراد وابسته زندگی را به‌سختی می‌گذرانند. اما آیا می‌توانیم خود را تغییر دهیم و رفتارهای سالم‌تری را بیاموزیم؟

    ما می‌توانیم نحوه زندگی متفاوتی را بیاموزیم. معمولا ما انسان‌ها خواستار زندگی سالم و بهتری هستیم. اما بسیاری از ما نمی‌دانیم كه تغییر نحوه زندگی عملی بسیار مفید است.
    خیلی از ما حتی نمی‌‌دانیم چه كرده‌ایم كه زندگی بر وفق مرادمان نشده است و عده‌ای از ما آن‌قدر سرگرم برآوردن نیازهای دیگران بوده‌ایم كه فرصتی برای شناخت و رفع مشكلات خود به‌دست نیاورده‌ایم.

    اغلب دست‌اندركاران بر این باورند كه نخستین گام به‌سوی تحول یافتن، آگاهی و گام بعدی پذیرش است.

    بیشتر افرادی كه شخصیتی وابسته دارند دارای خصوصیاتی مشابه‌ هستند كه می‌توان به این موارد اشاره كرد:

    · در قبال دیگران احساس مسئولیت می‌كنند. آنها احساسات، افكار، اعمال، خواسته‌ها و سرنوشت‌ خود را صرف دیگران می‌كنند.
    · زمانی كه دیگران دچار مشكل می‌شوند، احساس تأسف، گناه و نگرانی وجودشان را فرامی‌گیرد.
    · اگر نتوانند به دیگران كمك كنند ناراحت و عصبانی می‌شوند.
    · همیشه عجله دارند و تحت فشار هستند.
    · به‌خاطر انجام كار دیگران، كارهای روزمره و ضروری خود را تعطیل می‌كنند.
    · معمولا غمگین و ناراحت هستند زیرا تمام زندگی خود را صرف كمك به دیگران كرده‌اند اما در مقابل بهره‌ای از آن نبرده‌اند و متقابلا كمكی دریافت نكرده‌اند.
    · دوست دارند دیگران را كنترل كنند و می‌ترسند به دیگران اجازه دهند كه خودشان باشند.
    · فكر می‌كنند خودشان بهتر از بقیه می‌دانند كه مسائل و مشكلات چگونه حل می‌شوند.

    وابستگی

    وابستگی انواع مختلفی دارد. وقتی شخص وابسته می‌گوید «به‌نظرم دارم كم‌كم به تو وابسته می‌شوم» مراقب باشید. او احتمالا حقیقت را می‌گوید.

    بسیاری از افراد با شخصیتی وابسته به مردم و مشكلات آنها وابسته می‌شوند. البته منظور از وابستگی، ابراز احساسات ساده و معمولی به دیگران و توجه به مشكلات و احساسات مربوط به مسائل روزمره نیست بلكه به معنای درگیر‌شدن كامل و گاهی اوقات غرق‌شدن در مسائل و مشكلات مردم است.

    گاهی ما خود را بیش از حد گرفتار یا نگران مشكل یا فردی می‌كنیم یا دچار وسواس ، كنترل افراد و مشكلات پیرامون خود می‌شویم؛ یعنی گاهی به‌جای واكنشی معقول در برابر خواسته‌های خویش، واكنش‌هایی بروز می‌دهیم كه در آن نیروی فكری، روحی و عاطفی ما وابسته می‌شود.

    درگیر شدن بیش از حد با مسائل دیگران می‌تواند ما و اطرافیانمان را در حالت بی‌نظمی و آشفتگی قرار ‌دهد. اگر ما تمام نیروی خود را صرف مردم و حل مشكلات آنها كنیم، برای حل مشكلات و مسائل زندگی خودمان وقتی باقی نمی‌ماند.

    اگر هم بخواهیم تمام مسئولیت‌ها را برعهده بگیریم، مسئولیتی برای دیگران باقی نمی‌ماند و این عمل نه مشكلی از دوش دیگران برمی‌دارد و نه كمكی به ما و حل مشكلاتمان می‌كند؛ فقط نیروی‌مان به هدر می‌رود. شاید بسیاری از ما حتی متوجه نباشیم كه تا چه حد خود را در مسائل و مشكلات دیگران غرق كرده‌ایم، بنابراین فكر می‌كنیم راه‌حلی وجود ندارد اما قطع وابستگی بهترین راه است. البته ممكن است ابتدا كمی ترسناك به‌نظر برسد ولی در نهایت به نفع همه خواهد بود.

    قطع وابستگی

    قطع وابستگی به‌مفهوم درلحظه حال زندگی‌كردن است؛ یعنی ما به‌جای آنكه به خود فشار بیاوریم و زندگی را تحت تسلط خود درآوریم، اجازه می‌دهیم تا زندگی روال طبیعی خود را طی كند. از تأسف برای گذشته و ترس از آینده فاصله می‌گیریم و از لحظات زندگی حداكثر استفاده را می‌بریم.

    ما خود را از بار مسئولیت و توجهات بیش از حد رها می‌كنیم و با وجود مشكلات حل‌نشدنی، از زندگی خود حداكثر بهره را می‌گیریم و با وجود ناملایمات زندگی این باور را در خود به‌وجود می‌آوریم كه همه چیز درست می‌شود و ایمان می‌آوریم كه نیرویی برتر از ما حاكم بر همه وقایع زندگی ماست و آن نیروی برتر به همه چیز آگاه است و به سرنوشت ما توجه دارد و می‌دانیم بیش از هر كسی، قادر به حل مشكلات ماست، بنابراین خود را به او می‌سپاریم.در واقع قطع وابستگی به معنای پایان‌دادن به آشفتگی‌هایی است كه در ذهن و محیط ما وجود دارد.

    بسیاری از افراد وابسته علاقه زیادی به كنترل‌كردن دیگران دارند. وقتی به اشتباه می‌خواهیم بر دیگران مسلط شویم، در واقع خود را تحت سلطه آنان درمی‌آوریم و با این كار افكار و احساسات و آزادی عمل را فدای، رفتار خود می‌كنیم و اغلب در این راه اراده‌مان را هم از دست می‌دهیم. ما نه‌تنها تحت تسلط افراد دیگر قرار می‌گیریم بلكه تحت تسلط ناهنجاری‌های دیگر مانند پرخوری، ناهنجاری‌های رفتاری، پرخاشگری و... هم درمی‌آییم.
    كنترل‌كردن، خیالی باطل و عملی بیهوده است.

    ما نمی‌توانیم پرخوری، ناهنجاری‌های رفتار یا اعتیاد دیگران را كنترل كنیم. ما نمی‌توانیم عواطف و طرز فكر و انتخاب فرد دیگری را تحت اختیار خود درآوریم. ما نمی‌توانیم تأثیر وقایع و بالاخره زندگی دیگران را كنترل كنیم زیرا دیگران در نهایت، كاری را كه خودشان می‌خواهند انجام می‌دهند.

    آنان آنگونه كه مایلند احساس و فكر می‌كنند و همان كارهایی را می‌كنند كه خودشان انتخاب كرده‌اند. برایشان اهمیتی ندارد كه این انتخاب اشتباه است و حق با ماست و برایشان اهمیتی ندارد كه به خود صدمه می‌زنند و در آخر برایشان مهم نیست تنها اگر كمی با ما همكاری می‌كردند و به حرفمان گوش می‌دادند می‌توانستند از كمك ما بهره‌مند شوند.

    مردم در مقابل تلاش‌های ما برای تغییر، ایستادگی می‌كنند. البته ممكن است در كوتاه‌مدت رفتارشان را تغییر دهند ولی در طولانی‌مدت باز هم به وضعیت همیشگی و مورد علاقه و خواست خود باز می‌گردند.

    ما گاهی فقط تمایل به تغییر را در آنان بیدار می‌كنیم البته در این مورد هم هیچ‌گونه تضمینی وجود ندارد. اما قبول این حقیقت- به ویژه زمانی كه فرد مورد علاقه شما در حال صدمه‌زدن به خودش یا شماست- بسیار سخت است ولی چاره‌ای جز پذیرش نیست؛ زیرا تنها كسی كه تغییرپذیر است، شمایید و تنها كسی كه موظفید او را كنترل كنید بازهم خود شما هستید.

    خودتان را دوست بدارید

    مشكل اغلب افراد وابسته این است كه معمولا خود را دست‌كم می گیرند و به خود توجهی نشان نمی‌دهند. ما درباره خود احساس خوبی نداشته و خود را دوست نداریم به همین علت به خود فرصت نمی‌دهیم كه به اهداف بزرگ خود برسیم زیرا احساس می‌كنیم استحقاق آنها را نداریم. بعضی از ما اینگونه رفتارها را از محیط خانواده آموخته‌ایم. اما مهم نیست كه علت آن چیست بلكه مهم آن است كه باید از همین حالا آن را متوقف كنیم.

    باور داشته باشیم كه خوب هستیم و آنچه هستیم فوق‌العاده و افكار و احساساتمان هم درست و مناسب است. ما درست در همان جایی قرار داریم كه امروز و در این لحظه باید در آن می‌بودیم. هیچ اشكالی در ما نیست و چیزی به نام مشكل اساسی وجود ندارد. اگر هم اشتباهی مرتكب شده‌ایم، اشكالی ندارد زیرا ما نهایت تلاش خود را كرده‌ایم.

    با وجود همه وابستگی‌ها، با وجود كنترل‌ها و نجات‌دادن‌های بسیار دیگران و اعمال منفی دیگر، هنوز هم خوب هستیم. ما همانگونه هستیم كه باید باشیم.

    در حقیقت اشخاص وابسته، از دوست داشتنی‌ترین، سخاوتمندترین، خوش‌قلب‌ترین و معتمدترین افراد هستند. اما به خود اجازه داده‌اند كه فریب اعمالی را بخورند كه به آنها آزار می‌رساند ولی مصمم هستند بیاموزند كه چگونه باید به ادامه این وضع خاتمه بدهند.

    تفاوت بین وابستگان متقابل و دیگران این است كه افراد عادی زیاد از خود عیب‌جویی نمی‌كنند. همه افراد خطا می‌كنند و در كنار آن كارهای درستی هم انجام می‌دهند، بنابراین ما می‌توانیم خود را ببخشیم و دیگر اشتباهاتمان را تكرار نكنیم.

    ما می‌توانیم با خود ملایم، صمیمی و مهربان باشیم و از خود محافظت كنیم و حرف دل خود را بشنویم و با عواطف، افكار، نیازها و خواسته‌های خود مدارا كنیم.

    همه ما می‌توانیم پذیرای خود باشیم. از هرجا كه هستید شروع كنید. به تدریج خود را بیشتر خواهید پذیرفت. توانایی‌ها و استعدادهای خود را پرورش دهید و به خود اعتماد كنید. ما قابل اعتماد هستیم، بنابراین به خود افتخار كنیم.

    هنر پذیرفتن

    پذیرش واقعیت؟ اغلب ما حتی نمی‌دانیم واقعیت چیست یا به ما دروغ گفته‌اند یا ما به خودمان دروغ می‌گوییم و همین موضوع آرامش را از ما می‌رباید.پذیرش به معنای كناره‌گیری از مسائل غم‌انگیز و مشكلاتی كه برای ما پیش می‌آید نیست، به معنای تن دادن به هرگونه سوءاستفاده یا مداراكردن با آن هم نیست، بلكه به معنای قبول شرایط است، به همان نحوی كه هستند و هستیم.

    صبور باشید

    با وجود میل زیاد ما برای ترك عادات گذشته و رهایی از شخصیتی وابسته، باز هم زمانی پیش‌می‌آید كه تعادل خود را از دست می‌دهیم، می‌خواهیم از شر مشكلات فرار كنیم و همه حالات مخرب گذشته به ما هجوم می‌آورد. اما نباید وحشت كنیم. این امری طبیعی است ویژگی‌های شخصیت‌های وابسته كم‌كم تبدیل به عادت شده و تغییر آنها زمان زیادی می‌طلبد. اما نترسید و این حالات را مخفی نكنید. با دوستان معتمد خود صحبت كنید. با خود صبور و ملایم باشید. فقط به كارهایی بپردازید كه نیاز دارید حتما آنها را انجام دهید. همه چیز روبه بهبودی می‌رود؛ تنها اگر صبر داشته باشید، حوصله به خرج دهید و مصمم باشید كه مستقل و رها شوید، بنابراین مراقبت از خود را قطع نكنید تا به آرامشی كه می‌خواهید دست یابید


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۳:۴۰ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.