به انجمن خوش آمدید
  • Login:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    سرپرست سایت آغازکننده

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,875
    امتیاز
    123,903
    سطح
    100
    Points: 123,903, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 78.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,415

    تشکرشده 35,381 در 7,242 پست

    Rep Power
    1037
    Array

    ( تأثیر ابراز احساس ) وقتی می فهمم اشتباه کردم خیلی خوشحال می شوم چون .......


    بازم نمیدونم چه موقع برای اولین بار این حس رو تجربه کردم ، اما مهم اینه که به عنوان یه تجربه خوب به شما میگم .

    حتماً براتون پیش اومده که در مورد کسی یه قضاوت منفی داشتین ، نه ؟
    خوب وقتی متوجه شدین که اشتباه کردین ، چه حسی بهتون دست داد؟؟ چه کارکردین؟؟
    ناراحت شدین از این که قضاوتتون اشتباه بوده ؟؟
    خوب در این صورت چکارکردین ؟
    گفتین اشتباه کردین ؟
    معذرت خواهی کردین ؟
    با حستون چه کارکردیم ؟
    نگفتین به طرف که اشتباه کردی ؟
    دلتون می خواست قضاوتتون درست بوده باشه ؟
    می خواستین ثابت کنین که اشتباه نکردین ؟
    اگه قضاوتتون درست بود چه حسی داشتین ؟
    از این که اشتباه نکردین و قضاوت بیجا نبوده خوشحال نمی شدین ؟

    خوب اینا به نظرم حالتهایه که برای اغلب ما پیش میاد .
    اما دوستان من یه حس متفاوت رو تجربه کردم .
    باز هم میگم که نمی دونم اولین بار این حس رو کی و در رابطه با چه کسی تجربه کردم . اما خیلی بهش فکر کردم تا درکش کردم .

    می دونید ، من وقتی فهمیدم و یا می فهمم که قضاوتم در مورد کسی بیجا بوده و اشتباه کردم ، خیلی خوشحال میشم .

    تعجب می کنید ؟
    حتماً می گید این دیگه چه حسیه ! مگه آدم از فهمیدن این که اشتباه کرده خوشحال میشه ؟
    حق با شماست دوستان ، آدم از فهمیدن این که اشتباه قضاوت کرده نباید خوشحال بشه ، بلکه ناراحتی داره .
    برای همینم من از حس خودم تعجب کردم و بهش فکر کردم که چرا ، چرا من خوشحالم . بالاخره هم فکرام نتیجه داد، علتش رو فهمیدم و خوشحالیم چند برابر شد و از اون به بعد این حس رو تقویت کردم .
    می دونید چی فهمیدم ؟
    دیدم کسی که فکری منفی راجع بهش دارم رو قبول دارم و دلم نمیخواد اونطوری که من برداشت کردم باشه ، اینه که ناراحت بودم از اونچه در اون بود وبه نظر من منفی بود . برای همین وقتی فهمیدم من اشتباه کردم خوشحال شدم ، و خدا رو شکر کردم که اشتباه کردم و اینی که میشناختم اون خصوصیت منفی رو نداره .
    بعد با خودم فکر کردم ، میشه کاری کرد که این حس رو همیشه داشت ؟؟
    به اینم خیلی فکر کردم ، و دیدم آره میشه ، با داشتن چند نگرش و روند این شدنیه .
    می دونم تو هم دوست داری بدونی که چطوری میشه ! ، بهت میگم عزیزم ، همین الآن ، همین جا :



    1 - من از اون به بعد تصمیم گرفتم که از این که صفتی منفی در کسی می بینم ناراحت بشم به خاطر اون فرد و حیف بدونم که اون صفت رو داشته باشه .




    2– با خودم عهد کردم که هر وقت برداشتی منفی در مورد کسی داشتم همین که فهمیدم اشتباه کردم خدا رو شکر کنم و خوشحال باشم از این که اون اونطوری که من فکر کردم نیست ، حالا هر کی باشه ( و با این حس که اصرار داشته باشم که اشتباه نکردم و دلم بخواد قضاوتم درست بوده باشه مبارزه کنم



    3 – قرار گذاشتم که به اون فرد احساسم رو بگم که من اول یه نظر منفی داشتم و دیدم اشتباهه و حالا خوشحالم که اشتباه کردم و شما اون جوری که من تصور می کردم نیستین .


    4 - خوش بینی را پیشه کردم و به خودم گفتم هر کسی رو که می بینی آدم خوبیه مگه خلافش ثابت بشه ( اما اینجا دیدم اون وقت باید به همه اعتماد کردو این اشتباهه ، در این رابطه هم فکر کردم و دیدم آره اعتماد خوبه اما در عین احتیاط ، یعنیمثبت فکرکن اما احتیاط رو از دست نده )


    5 – و یافتم که همه ما انسان ها فطرتاً دوست داریم همش خوبی و زیبائیها رو ببینیم ، و از دیدن زشتی ها مکدر میشیم و اینه که اگه اشتباهی خوب را زشت دیدیم خوشحال میشیم که اشتباه کردیم ، و انچه ما زشت دیدیم در حقیقت زیباست.با خودم عهد کردم که با فطرتم دوست باشم و گوش به فرمانش بدم.


    و دیدم برای این که این ها رو پای بند باشم ، لازمه همه رو دوست بدارم و همه برام عزیز باشند و خیر خواهشون باشم ، بعد فکر کردم چطوری میشه این طور بود ؟ ( این دیگه بحث دیگه ایه و تاپیکی مخصوص به خود می طلبه ، اما بحث قشنگیه چون ماحصلش اینه که راه عاشق عالم بودن را پیدا می کنی ، به قول علامه طباطبایی که میگه عاشقم بر همه عالم که ...... )

    و حالا تو بگو ، حق داشتم خوشحال بشم از این که اشتباه کرده بودم یا نه ؟
    حالا دیگه عجیب نیست این احساس ، نه ؟

    خوب اینم از یه تجربه ی دیگه و احساس حاصل از اون




  2. 14 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    meinoush (یکشنبه 18 آبان 93), فرشته مهربان (دوشنبه 29 تیر 88), آرام عشق (پنجشنبه 28 اسفند 93), شیدا. (یکشنبه 18 آبان 93)

  3. #2
    سرپرست سایت آغازکننده

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,875
    امتیاز
    123,903
    سطح
    100
    Points: 123,903, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 78.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,415

    تشکرشده 35,381 در 7,242 پست

    Rep Power
    1037
    Array
    تبصره ای به این تجربه :

    اینم فهمیده ام که :

    نباید دیدن آنچه منفی است از دیگران ما را خیلی به هم بریزد ، ازرده کند ، مختل کند و .... یعنی تجربه بالا به این معنی نیست که کمال گرا در مورد دیگران باشیم یعنی اگر دیدیم کسی آنچه ما تصور کرده ایم و منفی هست را واقعاً و انصافاً دارا هست ، اشفته نشویم که چرا و نپذیریم ....

    بلکه بپذیریم که او انسان است با همه محدودیتها و با همه قوت و ضعفها ...... همانطور که ما هم ضعفهایی داریم ، او هم فلان ضعف را دارد .... اصلاض دارد که دارد ، مگر دنیا به آخر رسیده ؟؟ مگر دیگر او محترم نیست ؟ مگر دیگر او انسان نیست ؟ آخه اگر خدای ناکرده اینطور حسی پیدا کنم و از چشمم بیافتد که یعنی در عوض خودم را خیلی علیه السلام دانسته ام ، یعنی ضعفهای خودم را نادیده گرفته ام که این هم درست نیست و به ضرر من است و .....

    پس او هرچه که باشدباز هم انسان است و قابل احترام ... اصلاض شخصیتش برای من باید جدای از رفتارش باشد اگر رفتار خوبی ندارد نداشته باشد اما شخصیتش که ارزشمند هست پس من باز به او احترام می گذارم حتی اگر از او گله کنم ناراحتیم از او را به او بگویم محترمانه خواهد بود ...

    چقدر خوب است اینطوری باشیم .... نه ؟؟





  4. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    meinoush (یکشنبه 18 آبان 93), آرام عشق (پنجشنبه 28 اسفند 93), تیام (یکشنبه 18 آبان 93), شیدا. (یکشنبه 18 آبان 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وقتی ناراحتم به سختی می تونم حرف بزنم(دوستان قدیمی لطفا باهام صحبت کنید)
    توسط ستاره آشنا در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 مهر 97, 23:46
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 بهمن 96, 14:47
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  4. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 آبان 93, 00:32
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 30 فروردین 92, 12:55

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1397 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2018 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 04:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.