به انجمن خوش آمدید
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16
Like Tree4Likes

موضوع: چگونگی رفتار با شوهری که خیلی سرد و بی تفاوته..نیاز به راهنمایی دارم

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۴ بهمن ۹۴ [ ۱۶:۲۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۴-۳۱
    نوشته ها
    55
    امتیاز
    1,420
    سطح
    21
    Points: 1,420, Level: 21
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 80
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    48

    تشکرشده 49 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array

    چگونگی رفتار با شوهری که خیلی سرد و بی تفاوته..نیاز به راهنمایی دارم

    سلام.به دوستای همدردی گلم...حدود یه ماهی میشه چیزی از مشکلم ننوشتم...
    یادتون باشه آخرین بار کگفتم که نامزدم بهم گفت هیچ حسی بهم نداره و کمکش کنم که درست شه...
    من شاید نزدیک 20 روز ازش فاصله گرفتم.کلا همدیگرو ندیدیم تا بشینیم به همه چی فکر کنیم .
    آخرش دیگه نامزدم کلی معذرت خواهی کردو گفت که فشار روش زیاده و از طرفی سربازه و فشار پادگان از طرفیم دعواهای زیاد بین من و اون باعث این اتفاق شدو گفت که جبران میکنه..البته من چند باری قبول نکردم تا حداقل قلبم آروم شه.چون واقعا بد داغون شدم وقتی شنیدم که بهم گفت هیچ حسی بهت ندارم..
    ولی دیگه دیدم خیلی پشیمونه .قبول کردم..اون روز که باهم آشتی کردیم بهترین روز زندگیم بود.شده بود همون چیزی که میخوام.تو تک تک رفتاراش عشق و علاقه رو میدیدم...

    ولی فقط واسه همون روز بود...وقتی رفت پادگان و دوباره اومد مرخصی باز همون آدم بی تفاوت و سرد شده بودد..باز هیچ عشقی تو رفتاراش نبووود.(البته یکم بهتر از قبل ولی مثل موقعی که آشتی کردیم نبود)
    بعد چند بار برخورد باهاش من به این نتیجه رسیدم که نامزد من کلا آدم سرد و بی تفاوتیه...انگار واسش این چیزایی که من میگم مسخرس..اصلا درک نمیکنه حرفامو نیازامو...
    میخوام راهکار بهم بدین..که چطوری با این شخصیت سازگاری پیدا کنم..
    چطوری هم بتونم بهش بگم که من دوست دارم چجوری باشه و هم شور و هیجان و عشق ازش ببینم..
    راهکار بگین که بهترین رفتار با این تیپ شخصیت چطوریه...
    مرسی عزیزان

  2. 3 کاربر از پست مفید پروانه 71 تشکرکرده اند .

    paiize (چهارشنبه ۳۰ مهر ۹۳),Somebody20 (دوشنبه ۲۸ مهر ۹۳),بانوی آفتاب (چهارشنبه ۳۰ مهر ۹۳)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۴ بهمن ۹۴ [ ۱۶:۲۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۴-۳۱
    نوشته ها
    55
    امتیاز
    1,420
    سطح
    21
    Points: 1,420, Level: 21
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 80
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    48

    تشکرشده 49 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.دوستان عزیز
    ینی کسی نیست بهم راهکار بده..واقعا دارم اذیت میشم از رفتاراش.کمکم کنین تا بتونم با راهکاراتون رابطمون رو بهتر کنم

  4. #3
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۷ بهمن ۹۵ [ ۱۴:۲۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۸-۱۰
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,174
    امتیاز
    24,118
    سطح
    94
    Points: 24,118, Level: 94
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 232
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    5,774

    تشکرشده 4,732 در 1,078 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    0
    Array
    سلام پروانه جان
    درحضورهمسرتان چطوررفتارمیکنید؟
    کمی ازویژگی های اخلاقی خودتون بگید؟شوخ طبع هستید؟
    محبتتون به چه شکلی هست؟
    میگید شوهرتون سرده!!یعنی درمقابل خنده شمااون ساکته وفقط نگاه میکنه؟

    پروانه جان به شوهرت محبت کن اما نه بیش ازاندازه...واسش خواستنی باش..دلبری کن..توجهش روبه خودت جلب کن

    شایدایشون اعتمادبه نفس پایینی داره...سعی کن اعتمادبه نفسش روتقویت کنی...مردهاهرچقدرهم بزرگ باشن مثل یه کودک احتیاج به تعریف وتمجیدوتشویق دارن
    پس نکات مثبتش روبرجسته کن ...ازش تعریف کن...حس خوب بهش بده
    به سوالهای بالا هم پاسخ بده
    موفق باشی
    مگرمیشود زندگی مرابهم ریخته
    آفریده باشد؟؟؟؟!!!!!

    خدای دانه های انار...

  5. 4 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    reihane_b (پنجشنبه ۰۱ آبان ۹۳),واحد (پنجشنبه ۰۱ آبان ۹۳),zendegiye movafagh (چهارشنبه ۳۰ مهر ۹۳),بانوی آفتاب (چهارشنبه ۳۰ مهر ۹۳)

  6. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۴ بهمن ۹۴ [ ۱۶:۲۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۴-۳۱
    نوشته ها
    55
    امتیاز
    1,420
    سطح
    21
    Points: 1,420, Level: 21
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 80
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    48

    تشکرشده 49 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلسلام.پاییزه جوون ..ممون از جوابت خوبت..
    من قبلا که هنوز مشکلمون انقدر جدی نشده بود.خیلی زیاد دختر شوخ طبع و با انرژی و البته شیطون...محبتمم بهش خیلی زیاد بود..
    ولی هرچقدر که گذشت و سرد بودنش رو دیدم منم سرد شدم.دیگه کمتر پیشش شادم و میخندم.بیشتر اوقات باهم بحث داریم.من تحمل رفتارای سردش رو ندارم...
    رفتارام تو جمع الان که بیشتر اوقات باهم حرفی نمیزنیم و ساکتیم..
    ولی در مجموع الان من واقعا روحیم داغون شده.واقعا شکننده شدم.زود رنج شدم.با کوچکترین کارش سریع ناراحت میشم و بحث و دعوا شروع میشه..
    حالا قراره دو جمعه بشینیم کامل در مورد مشکلمون حرف بزنیم و تصمیم بگیریم که چیکار کنیم.
    واسم دعا ننین

  7. #5
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۷ بهمن ۹۵ [ ۱۴:۲۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۸-۱۰
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,174
    امتیاز
    24,118
    سطح
    94
    Points: 24,118, Level: 94
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 232
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    5,774

    تشکرشده 4,732 در 1,078 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    0
    Array
    پروانه خانم عزیزبه نظرمن که فعلا ازخودت شروع کن
    گفتی روحیه ات داغونه...گفتی خیلی باهم بحث میکنید...خب خانومی اینهلخودش کم دلیلی نیست واسه این رفتارشوهرت

    شادباش..باهاش بخند...بحث نکن...اصلا بگوسرچه موضوعاتی بحث میکنید...مهارتهای ارتباطیت درچه حدیه؟؟فک کنم خیلی ضعیف باشی
    چقدرمطالعه کردی واسه به دست آوردن مهارتهای زندگی...شوهرداری...

    اون بایدازشما انرژی واعتمادبه نفس بگیره نه اینکه اینجوری حالش روبدترکنی
    مگرمیشود زندگی مرابهم ریخته
    آفریده باشد؟؟؟؟!!!!!

    خدای دانه های انار...

  8. #6
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۲ مهر ۹۴ [ ۱۸:۴۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۹-۰۶
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,053 در 916 پست

    Rep Power
    188
    Array
    پروانه جان باید بیشتر توضیح بدی منظورت از اینکه سرده چیه تا مشخص بشه که انتظارات شما بیش از حده یا رفتار ایشون غیر عادیه . با کلی گفتن مشخص نمیشه . همه ما زمانهایی هست که خسته ایم بی حوصله ایم . در این زمانها باید فرصت استراحت بهش بدیم به جای اینکه گیر بدیم . بیشتر عروسهای جوان انتظار دارند محبت و توجه کلامی از همسرشون دریافت کنند . در حالیکه اقایون این کار رو سوسول بازی میدونند و معتقدند که محبت باید در عمل نشون داده بشه . مثلا وقتی کنار میز غذا بهتون توجه میکنه یا غذا میکشه یعنی میگه دوستت دارم . خانمها میتونند چند تا کار رو باهم انجام بدهند مثلا یه خانم همزمان هم سریال میبینه هم ظرف میشوره هم میتونه اشکالات درسی بچه اش رو هم رفع میکنه . ولی یه مرد وقتی فوتبال میبینه هیچ کار دیگه ای نمیتونه بکنه .

  9. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۴ بهمن ۹۴ [ ۱۶:۲۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۴-۳۱
    نوشته ها
    55
    امتیاز
    1,420
    سطح
    21
    Points: 1,420, Level: 21
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 80
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    48

    تشکرشده 49 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.واحد جان
    چند نمونه از سردیه نامزدم اینه..مثلا اون وقتی من تو جنمع میرم سمتش میگه نیا پیشم و برو پیش خانوما بشین.حالا این درحالی که اون جمع جمع خانوادگیه ..بهم میگه زشته پیشم بشینی...یا وقتی سر سفره میشینه اصلا براش مهم نیست که من سر سفره باشم یا نه؟یا اصلا بهم ابراز علاقه نمیکنه و تا بحال ابراز دلتنگی نکرده..هیچ وقت طوری نبوده که من حس کنم واس دیدنم شور و اشتیاق داره...یا وقتی از پادگان میاد نه بغلم میکنه و نه بوسم..هیچی.حتی وقتا شبا پیش هم میخوابیم بغلم نمیکنه..دلیلشم اینه که من خستم و پست دادم و خستم و خوابم میاد


    به نظرت اینا دلیل سردی نیست.
    من دوریش رو تحمل میکنم که حداقل وقتی پیشم اومد بهم عشق و محبت بده..باهم خوش باشیم ولی اصلا اینطوری نیست..من همسشه تنهام
    کمکم کنین...خیلی بهم ریختم.نمیدونم چه رفتارایایی باید داشته باشم تا بتونم اوضاع رو درست کنم..

  10. #8
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه ۰۱ دی ۹۳ [ ۱۸:۱۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۲-۰۷
    نوشته ها
    300
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience PointsSocial3 months registered
    تشکرها
    806

    تشکرشده 750 در 251 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    0
    Array
    دلم بیشتر می گیره وقتی می بینم آدمهای سرد توانایی ازدواج دارن. عدالت نیست.
    ببخشید اما تو دلم بود باید می گفتم.

  11. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۷ آذر ۹۵ [ ۲۰:۲۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-۲-۲۳
    نوشته ها
    642
    امتیاز
    11,846
    سطح
    71
    Points: 11,846, Level: 71
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 204
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,359

    تشکرشده 2,564 در 630 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    106
    Array
    پروانه جان اگه تونستی حتما حتما کتاب مثل یه مرد فکر کن مثل یه زن رفتار کن و کتاب هنر زن بودن

    رو از نت دانلود کن بخون واقعا خیلی نکات مفیدی دارن مطمئنم جواب خیلی از سولات ومشکلاتتون رو پیدا میکنید
    مطمئنم با ذات مردا اشنا بشین دیگه کمتر سر همچین مسائلی خودتون عذاب میدین!
    مرا با حقیقت
    بیازار
    اما،
    هرگز با دروغ
    آرامم نکن.


  12. 3 کاربر از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده اند .

    پروانه 71 (شنبه ۰۳ آبان ۹۳),واحد (یکشنبه ۰۴ آبان ۹۳),بانوی آفتاب (یکشنبه ۰۴ آبان ۹۳)

  13. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۴ بهمن ۹۴ [ ۱۶:۲۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-۴-۳۱
    نوشته ها
    55
    امتیاز
    1,420
    سطح
    21
    Points: 1,420, Level: 21
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 80
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    48

    تشکرشده 49 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.آبی بی کران عزیز.ممنون بابت معرفیه کتاب.دانلودش کردم و مشغول خوندشونم.
    بچه ها یه خبر؟بعد بحث مفصلی کا داشتم باهاش.تصمیم گرفتم این موضوع رو با خانوادش در میون بزارم..باهم رفتیم خونشون و کلی حرف زدم.گفتم که یه زن از شوهرش چه انتظارایی داره جز اینکه علاقه و عشق و توجه ازش ببینه.گفتم که من این همه شرایط سخت سرباز بودنش رو تحمل میکنم.این همه دوریو تحمل میکنم..ولی پسرتون هیچ حسی بهم نداره یه بار نشده دلتنگم بشه..نامزدم فقط گوش میدادو هیچ حرفی نمیزد.فقط پدرش گفته که من راست میگم که اونم گفت آره..
    مادرش کلی ناراحت شد ..شوکه شد.ولی حس کردم کار خوبی کردم .حداقل اونا میشینن با پسرشون حرف میزنن.(خداروشکر خانواده فوق العاده خوب و منطقی داره)
    نامزدمم بعد تموم شدن حرفا .منو برد تو اتاق و کلی معذرت خواهی کرد از رفتاراش و گفت که جبران میکنه و فرصت مبخواد....
    ولی دوستای گلم .شب که باز پیش هم خوابیدیم انگار نه انگار من زنشم .باز جدا خوایدو دریع از یه کوچولو توجه..
    من چیکار کنم آخه ....دیگه هیچی به ذهنم نمیرسه. واقعا خسته شدم.. نمیدونم چه رفتاری الان درسته انجام بدم.کمکم کنین.خواهش میکنم


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۵ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۰۲:۴۴ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.