به انجمن خوش آمدید
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15
  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 اردیبهشت 95 [ 11:06]
    تاریخ عضویت
    1392-4-25
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    2,505
    سطح
    30
    Points: 2,505, Level: 30
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    67

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Unhappy پسری هستم ۱۷ ساله و ناباورانه عاشق دختر خاله ی ۱۴ ساله ام شدم...

    سلام..
    من دوتا دختر خاله دارم که یکیشون ۱۸ سالشه اسمش زهراست و ده ماه از من بزرگ تره و یکیشون ۱۴ سالشه و اسمش فاطمه.
    من دقیقا از بچگیم فکر کنم ۶ سالگیم عاشق زهرا بودم، دیوونش بودم، حاضر بودم اون بگه بمیر تا براش بمیرم، ولی چون یکم خجالتیم هیچ وقت بروز نمیدادم و در عین حال نمیدونستم اون اصلا از من خوشش نمیاد یا بی احساسه یا یه کوچک امیدی هست!. اما همیشه با فاطمه رفتاری شوخ طبعانه داشتم و یه بچه میدیدمش. و مطمئنم فاطمه هم همینطوری بود با من.

    وقتی که تو سن ۱۵ سالگی بعد از هشت سال خیال بافی متوجه شدم زهرا عاشق پسر خالشه که پسر خاله منم هست که ۲۰ سالشه و مسلما از من خیلی خوش تیب تره، دنیا رو سرم خراب شد، داشتم دیوونه میشدم، همش به خودکشی فکر میکردم ولی جرات نداشتم.. اون موقع ها من اصلا خوش تیپ نبودم، کی دلش میخواد با یه پسر عینکی لاغر با‌ موهای ماشین شده که همیشه شلوار پارچه ای میپوشه دوست بشه؟!...

    با همه ی افسردگی ای که داشتم فراموشش کردم.. یعنی از ذهنم حذفش کردم به عنوان عشق آیندم.. دوسالی زمان برد البته... بعد از اون قضیه دیدم نسبت به زندگی تغییر کرد،.،. رفتم با پولام یه گوشی باکلاس گرفتم بعد ها تبلت یک میلیونی خریدم.... بعد عینکمو دور انداختم به جاش لنز گذاشتم، شلوار و لباس های شیک خریدم، موهام بلند کردم، اتو مو استفاده میکنمو هدفون میزارم تو گوشم... خلاصه شدم یه پسر دیگه، دوستام هم بم میگفتن خیلی خوشتیپ تر شدیو ۱۸۰ درجه تغییر کردی قبلا همیشه تو حال خودت بودی و...

    امسال تابسون هم مثل هر سال اونا از شهر خودشون یزد اومدن شهر ما مشهد واسه دیدار چون کلی قومو خویش دارن اینجا که یکیشون ماییم.. یه شب هم که اومدن خونه ما تقریبا همه چی عادی بود.. باهاشون سلام احوال پرسی کردم.. زهرا هم که مثل همیشه خوشگل بود ولی خدارو شکر من دیگه حسی نسبت بهش نداشتم و خداروشکر کردم که تونسته بودم اون همه احساس رو نابود کنم :( البته دیگه از حس اون نسبت به خودم خبر ندارم ولی با این حال چندتا اس ام اس طنز و شوخی بینمون رد بدل میشه البته قبلا نه ها ولی الان اره...

    فاطمه هم مثل همیشه خوشگل بود با این حال من مثل همیشه مثل یه دختر بچه باهاش رفتار میکردم و اصلا حس عاشقانه نسبت بهش نداشتم اصلا،... حتی وقتی از خونه ما رفتن هم اتفاقی نیوفتاد تو دلم...!!!!


    شروع اتفاقات عجیب از اینجا بود...

    یه شب از همین ماه رمضون بود که مامانم به فاطمه زنگ زد و چیزایی در مورد عمش بهش گفت که مثلا چرا همش پیش عمتی و مارو فراموش کردیو اینا...
    منم از روی شوخی ساعت های دوازده شب بود که به فاطمه اس ام اس دادم که مامانم چی بهت گفت؟ اونم همش میگفت مگ فضولی؟ من نمیگمو اینا منم خیلی منت کشیدم اخر سر قضیه رو گفت واینا و اس ام اس هامون ادامه پیدا کرد تا سحر و اصلا کم نمیاورد و جواب میداد.. بحث کلا عوض شده بود مثلا من از روی شوخی میگفتم من با سلنا گومز تموم کردم اون به من خیانت کردو نقاشی هایی که ازش کشیده بودمو اتیش زدم ( من یه سری طراحی از چهره سلنا داشتم که فاطمه هم اونارو دیده بود ) و اونم بم میگفت اخی شکست عشقی خوردی؟ عیب نداره که یکی بهترشو پیدا میکنم براتو میگفت سلنا که بدون ارایش خیلی زشته و.... و بعد موضوع به اینترنت کشیده شد و ادرس وبلاگشو بهم دادو.... در واقع دویست اس ام اس بینمون ردو بدل شد تا سحر بعد هم رفتیم سحری بخوریم دیگه.. اما اصلا در مورد خودمون صحبتی نشد ولی نمیدونم چرا؟ اصلا و ابدا نمیدونم چرا؟ هنوز هم نمیدونم چرا بعد از این اس ام اس ها یه حس خاصی نسبت بهش پیدا کردم... فکر کردم هوسه.. به خودم اطمینان میدادم که اره بابا بیخیال هوسه... تا صبح داشتم فکر میکردم... نمیدونم چرا اینطوری ناگهانی عاشقش شدم؟! اخه جالبه که تو نگاه اول هم وقتی اومد خونمون عاشقش نشدم... بدون نگاه عاشقش شدم!!! الان چند روزه به خودم تلقین میکنم ولش کن سعید هوسه بابا ولی انگار نیست!!! اخه من فرق هوس و عشقو راحت میفهمم... اخه هشت سال عاشق بودم... همین امروز هم با فاطمه تو یه چت روم چت خیلی کوتاهی داشتم در حد یه سلام و خوبی؟ اما فقط یکبار از لفظ «سعید جون» استفاده کرد ولی خب در ظاهر که شوخی جلوه میکنه و خودمم فکر میکنم شوخی بوده...

    من از احساسش نسبت به خودم خبر ندارم، و اصلا نمیدونم چطوری باید فهمید!؟ اخه اگه یه بار دیگه شکست عشقی بخورم نمیدونم چی میشه؟ شاید خودمو کشتم اینبار دیگه! یکی راهنماییم کنه لطفا :(

    ببخشید ماه رمضونی سرتونو درد اوردم
    ویرایش توسط saeed74 : سه شنبه 25 تیر 92 در ساعت 16:11

  2. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 شهریور 97 [ 03:45]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,176
    امتیاز
    25,957
    سطح
    96
    Points: 25,957, Level: 96
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 393
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,020

    تشکرشده 6,295 در 1,291 پست

    Rep Power
    132
    Array
    سلام آقا سعید به تالار همدردی خوش اومدین

    تو این سن کم چقدر هردو فعالید موبایل و اینترنت و وبلاگ و...

    شما 17 سالته دوبار عاشق شدی حالاحالاها مثل اینکه قراره عاشق و فارغ بشی . فکرت که این هوسه درسته البته بهتره اسمش رو گذاشت وابستگی های عاطفی که مختص این سن و سال هاست و اگر بهش بها داده بشه کلا درگیری های احساسی زیادی خواهی داشت .

    تعجب نکن شما اگر با هرشخص دیگه ای غیر از دخترخالت هم چندتا اس ام اس ردو بدل میکردی عاشق اون می شدی . نشنیدی میگن طرف با یه سلام عاشق شد ، البته این یک مثاله اما تواین سن و سالها واقعا همینطوره و جالبیش اینجاست که تصور یک عشق ابدی اذلی از چنین احساساتی میشه . آقاسعید این ها عشق نیست احساسات محض هست که در سن شما طبیعی است فقط باید تا زمان رسیدن به بلوغ عقلی کنترلش کنی .

    شما به این احساست بهانده چرا که به قول خودت نه یکی باید چندتا شکست عشقی تحمل کنی . انرژیت رو در زمینه های دیگه صرف کن و به کارهای دیگه خودت رو مشغول کن . تفریحات و سرگرمی های سالم و کلاس های مورد علاقه و.....

  3. 4 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    keyvan (چهارشنبه 26 تیر 92), saeed74 (سه شنبه 25 تیر 92), shervin (سه شنبه 25 تیر 92), یکی مثل شما (سه شنبه 01 مرداد 92)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 اردیبهشت 95 [ 11:06]
    تاریخ عضویت
    1392-4-25
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    2,505
    سطح
    30
    Points: 2,505, Level: 30
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    67

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون واسه خوش امد گویی
    و ممنون که جواب دادین اما خیلی هم کوچیک نیستم و دو ماه دیگه وارد ۱۸ سالگی میشم و به عقیده خودم به بلوغ عقلی رسیدم، نمیدونم شایدم نرسیدم!
    یعنی به نظر شما من هشت سال عاشق نبودم؟!؟؟ همش یه حس عاطفی بود؟؟
    اخه الان هم همون حس رو دارم!
    درسته وقتی با یه نفر از جنس مخالف صبحت میکنی لذت بخشه و احساس عشق کاذب رو ادم حس میکنه من تجربش کردم زیاد ولی دقیقا همون موقع هم میدونستم که عشق نیست اما این احساسم خیلی فرق داره!

  5. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 شهریور 97 [ 03:45]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,176
    امتیاز
    25,957
    سطح
    96
    Points: 25,957, Level: 96
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 393
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,020

    تشکرشده 6,295 در 1,291 پست

    Rep Power
    132
    Array
    وقتی این احساس لذت به یک نفر تبدیل به یک وابستگی میشه شما برداشتت از اون عشق هست . یعنی اینکه نمیتونی فکرش رو کنی که ترکش کنی اگر بدون اون باشی میمیری و.....

    همینطور که دو سال طول کشید تا از این وابستگی بیرون بیای . دقیقا خصوصیت وابستگی همین آزردگی هاشه اما عشق این طور نیست . عشق در عین وارستگی است .
    عشق به دنبال عقل میاد و حاصل شناخت عقلانی است و دربند و اسیر احساسات محض نیست اما وابستگی فقط تحت تاثیر احساسات به وجود میاد .

    تمام اینها وابستگی های شما بوده و هست .

    الان هم همینطور شما دلت میخواد ارتباط بیشتر با دخترخالت داشته باشی اگر اس ام اس ندید دلتنگ میشید و احساس نیاز میکنید که با او در ارتباط باشیدو.....
    همین احساس وابستگیه که باعث میشه شما هربار دامنه ارتباطت وسیع تر بشه و وابستگیت شدید تر . و این فقط رنجش شما رو بیشتر میکنه .

    ما در اینجا توصیه میکنیم که حتی در زندگی مشترک هم دچار وابستگی نشید چه برسه در یک ارتباط بی سرانجام .
    ویرایش توسط baran.68 : سه شنبه 25 تیر 92 در ساعت 17:13

  6. 2 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    keyvan (چهارشنبه 26 تیر 92), saeed74 (سه شنبه 25 تیر 92)

  7. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 اردیبهشت 95 [ 11:06]
    تاریخ عضویت
    1392-4-25
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    2,505
    سطح
    30
    Points: 2,505, Level: 30
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    67

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون که کاملا نا امیدم کردین رفت پی کارش : )))))))

    یعنی الان اون به من احساسی نداره؟؟؟؟! : (((((((

  8. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 شهریور 97 [ 03:45]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,176
    امتیاز
    25,957
    سطح
    96
    Points: 25,957, Level: 96
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 393
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,020

    تشکرشده 6,295 در 1,291 پست

    Rep Power
    132
    Array
    ما میگیم به این احساسات بها نده اون وقت شما نگران این هستی که ایشون به شما احساسی داره یا نه .

    برای خودت ارزش قائل باش و نگذار که نفست بازیچه احساساتت بشه . نمیخوام سرزنشت کنم اما روزی میرسه که خودت به حال و هوای امروزت میخندی و میگی چقدر خام بودم . بگذار احساساتت به موقع مناسبش برای شخصی که شریک زندگیت خواهد شد و تمام عمرش رو در کنار تو خواهد بود ، بروز کنه . نگذار که احساست فرمانبردار تو بشه و کنترل همه چیز رو بدست بگیره بلکه تو احساست رو کنترل و مهار کن تا بجاش ازش استفاده کنی و اون موقع درک خواهی کرد که لذت این احساسات در یک رابطه مداوم و با هدف چه خواهد بود .

    تا زمانی که ازدواج نکردی خودت رو درگیر روابط بی سرانجام نکن .

    آنچه شرط بلاغت بود باتوگفتیم .

  9. 3 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    keyvan (چهارشنبه 26 تیر 92), saeed74 (سه شنبه 25 تیر 92), shervin (سه شنبه 25 تیر 92)

  10. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 اردیبهشت 95 [ 11:06]
    تاریخ عضویت
    1392-4-25
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    2,505
    سطح
    30
    Points: 2,505, Level: 30
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    67

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    باشه خیلی ممنون از وقتی که واسه من گذاشتین.. پس بهتره به کارای قدیمیم مثل رفتن به پارک ملت و نقاشی کشیدن و کلاس ورزشیم ادامه بدم تا این احساسم هم نابود کنم :(

    منظور شما اینکه امکان نداره دختر خالم شریک زندگیم باشه؟! یعنی ادم وقتی بزرگتر میشه احساسش نسبت به اون شخصی که از قبل دوست داشته تغییر میکنه؟! و با یکی دیگه ازدواج میکنه؟! تا حالا سابقه نداشته دختر خاله و پسر خاله باهم ازدواج کنن؟! : ((((

  11. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 شهریور 97 [ 03:45]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,176
    امتیاز
    25,957
    سطح
    96
    Points: 25,957, Level: 96
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 393
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,020

    تشکرشده 6,295 در 1,291 پست

    Rep Power
    132
    Array
    شما وقتی به سن ازدواج و شرایط ازدواج رسیدی دخترخاله هم میتونه از گزینه های ازدواج باشه . کی گفته امکان نداره . اما الان نباید ارتباط داشته باشی و درگیر بشی باید به زندگیت برسی .
    و سعی کنی که دنبال توجیحاتی برای ارتباط برقرار کردن نباشه .
    از قصد ازدواج ( برای زمانی که ممکنه چندین سال طول بکشه تا شما شرایط ازدواج داشته باشی ) برای خودت توجیه برای رابطه نساز .
    هیچ چیز معلوم نیست و فعلا هرگونه رابطه با هرکسی برای شما بی سرانجام خواهد بود تا وقتی سن و شرایط ازدواج داشته باشید و این ارتباط به قصد آشنایی برای ازدواج و با اطلاع خانواده و اقدام رسمی باشه .



    موفق باشید .

  12. کاربر روبرو از پست مفید baran.68 تشکرکرده است .

    saeed74 (سه شنبه 25 تیر 92)

  13. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 اردیبهشت 95 [ 11:06]
    تاریخ عضویت
    1392-4-25
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    2,505
    سطح
    30
    Points: 2,505, Level: 30
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    67

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یعنی دوستی سالم هم نباید بینمون باشه؟؟؟ با تفاسیر شما داشتن دوست دختر و دوست پسر اشتباه بزرگیه برای جوونایی مث من؟!!!!! : ((((

    - - - Updated - - -

    یعنی همه کسایی که دوست دختر یا دوست پسر دارن تو سن من دارن اشتباه میکنن؟؟؟؟؟

  14. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 بهمن 95 [ 01:37]
    تاریخ عضویت
    1392-3-28
    نوشته ها
    191
    امتیاز
    3,793
    سطح
    38
    Points: 3,793, Level: 38
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    146

    تشکرشده 406 در 140 پست

    Rep Power
    25
    Array
    سلام سعید جان
    خوبی عزیزم؟
    شرمنده سعید جان ولی میخوام صادقانه و بیتعارف حرف بزنم.من 25 سالمه پس گوش کننننننننننن
    عزیزم چه خوشت بیا چه نیاد,چه به بلوغ اقلانی رسیده باشی چه نباشی سنت کمه عزیزم و این احساس زودگذرت به علت همین سن کمته نه اینکه خدایی نکرده به بلوغ عقلی نرسیده باشی
    انقد تو این سن شما این قبیل احساسات و مسایل طبیعی هستش عزیزم که به هرکی بگی تو جواب میگه یه حس زود گذره
    پس ازش دوری کن
    عزیزم اگه همدردی رو دنبال کنی خودت میدونی به خاطر این قبیل دوستیهای به قول خودت سالم چه بلاهایی سر جونهای پاکمون اومده
    عزیزم شما در شیرین ترین دوره زندگیت قرار داری پس قدرشو بدون و خرابش نکن

  15. 2 کاربر از پست مفید dokhtare kordestan تشکرکرده اند .

    Eram (سه شنبه 25 تیر 92), saeed74 (سه شنبه 25 تیر 92)


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وابستگی پسری به پسر دیگه
    توسط mohamad79 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: یکشنبه 02 فروردین 94, 18:47
  2. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 خرداد 92, 10:21
  3. پاسخ ها: 40
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 اسفند 91, 14:10
  4. آیا درسته اگه مادر و خانواده پسر نه گفتن ، پسر قید عشقش رو بزنه؟
    توسط fa_karoon در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 مهر 91, 17:58

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1397 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2018 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 02:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.