به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    ((( مشاور خانواده ))) آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 13:39]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    8,589
    امتیاز
    221,764
    سطح
    100
    Points: 221,764, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    22,657

    تشکرشده 35,537 در 6,364 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    ترس های مبهم و استرس

    با سلام و احترام
    مطلب بسیار غنی و جالبی از میشل گرامی در مورد استرس و ترسها دیدم که در حال و احوال اعضاء آمده بود. از آنجا که می تونه برای همه اعضایی که به انجمن استرس می آیند مفید باشد عینا در ذیل نقل قول می کنم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط میـشل نمایش پست ها
    سلام...

    داشتم فکر می کردم، وقتی مسئله ها و مشکلات مثل یه بهمن حمله می کنن، اول جاخالی بدیم... به یه جای امن (اونجائیکه می شناسیمش و می شناسدمون) پناه ببریم... ببینیم زندگی بدون حل کردن اونها هم زیباست... آروم که شدیم، هرکدوم رو که خواستیم خودمون انتخاب کنیم و بریم سمتش.

    استرس دیگه جزئی از زندگی انسان های امروز شده. اما می تونیم حلش کنیم.

    درسته که خیلی وقتا شرایط استرس زا می شن، اما درست که نگاه می کنم می بینم استرسمون بخاطر اون شرایط خاص نیست. بلکه بخاطر ترس هاییه که زیرپوستمون جمع شدن. ترس های مبهم از خیلی سال پیش.

    اگه به اون ترس ها بپردازیم، و محوشون کنیم، استرس ها مثل سنگ هایی می شن که می تونن آب آروم برکه رو موج بندازن، اما نمی تونن طوفانیش کنن...

    "انسان" بخاطر ماهیتش، موجود قوی و مسلطیه. اما حساس و آسیب پذیر هم هست. برای همین باید خیلی مواظب خودش باشه. باید از خودش در مقابل آفت هایی که زیرپوستش جمع می شن و خونشو می خورن و قدرتشو می گیرن، مواظبت کنه.

    مواظبت کردن هم کار سختی نیست. انسان ابزارهایی داره که می تونه از عهده اون آفت ها بربیاد.

    انسان چشم هایی درون خودش داره که وقتی چیزی رو می بینن، اون چیز محو می شه.

    اینو می دونستی؟

    حتما می دونستی.

    همونطور که گفتم، انسان موجود حساس و آسیب پذیریه. علتش هم اینه که نمی تونه تاریکی رو جذب کنه. چرا؟ چون انسان از نور ساخته شده. و نور تاریکی رو محو می کنه، اما جذب نمی کنه.

    وقتی تاریکی زیر پوستش لونه می کنه، می تونه از پا درش بیاره. چون مثل دیوار قسمت های مختلفش رو از هم جدا می کنه، تجزیش می کنه، از اصلش جداش می کنه. و از اصلش (منبع نوری که انسان رو مثل یه پرتو نور تابونده) که جدا شد، قدرت هایی که بواسطه هویتش داشته رو از دست می ده.

    وقتی درست نگاه می کنم، می بینم همه چیزایی که به ما آسیب می زنن، از جنس تاریکی هستن. و بدترین و مضمن ترین دردسرا وقتی برامون پیش میاد که تاریکی زیر پوستمون لونه می کنه.

    زیاد کلی حرف نزنم. بیشتر می خوام همون استرس رو بگم.

    همونطور که گفتم، فکر نمی کنم استرس هایی که گرفتارشون می شیم (اونهائیکه خیلی اذیتمون می کنن، و موندگار و عمیق می شن، نه اونهائیکه عمر کوتاهی دارن)، بخاطر شرایط حقیقی ای باشه که پیش اومده.

    آدم هاییکه زیاد استرسی می شن، مشکلشون شرایط حقیقی ای که براشون پیش میاد نیست، اونها قدرت هندل کردن شرایط رو دارن (انسان ذاتا موجود قوی ایه. چرا؟ چون نور قوی تر از تاریکیه)، اما مشکلشون ترس های مبهم قدیمیه.

    مبهم=تاریک .... یعنی نه تنها خود ترس ها معمولا از جنس تاریکی هستن، بلکه منبعشون هم تاریکه. و تازه خیلی وقتا نسبت به وجود ترس اون ترس هم آگاهی نداریم. یعنی می شه سه تا تاریکی.

    ترس های کهنه ای که خیلی وقتا فقط زاییده فکر ما بودن، یا زاییده فکر اونهائیکه ما فکرشونو قبول داشتیم.

    که این قبول داشتن فکر اونها هم یه تاریکی بوده دیگه.

    خلاصه تاریکی ها دست به دست هم می دن و زیر پوستمون جمع می شن... و چون ما از نور هستیم و به تاریکی آلرژی داریم و نمی تونیم جذبش کنیم، یکپارچگی وجودیمون رو از دست می دیم. تیکه تیکه می شیم، ضعیف می شیم.

    اما می تونیم بهشون نبازیم. چون همونجور که گفتم ما ابزارهای قدرتمند و خیلی پیشرفته ای داریم. مهم ترینش همون چشم هاییکه وقتی به یه چیزی نگاه می کنن، اون چیز محو می شه...

    مثل تو فیلما... :)

    طرز کارشونم خیـــــــــــــــــــــــ ــــــــــــلی سادست. پرتوهایی از نور به سمت تاریکی می تابونن، و در نتیجه تاریکی از بین می ره... به همین سادگی.

    منظورم اینه که کافیه اون ترس هاییکه سالهاست زیر پوستت جمع شدن رو نگاه کنی.

    نور، تاریکی رو از بین می بره.

    آگاهی، ناآگاهی رو از بین می بره.

    خیلی سادست.

    نگاهشون کن. و از بینشون ببر.

    بعد راحت و آسوده زندگی کن.

    نه اینکه دیگه استرسی رخ نده، اما دیگه تا مغز استخونت نفوذ نمی کنن. چون راهی براشون نیست.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com


  2. 11 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (جمعه 31 خرداد 92), hamrahi (جمعه 31 خرداد 92), omid65 (جمعه 31 خرداد 92), Pooh (یکشنبه 26 آبان 92), taraneh89 (جمعه 31 خرداد 92), فرشته مهربان (جمعه 31 خرداد 92), کامران (شنبه 01 تیر 92), پری وش (شنبه 22 آذر 93), ویدا@ (جمعه 31 خرداد 92), آرام عشق (جمعه 26 دی 93), ستاره ف (شنبه 13 اردیبهشت 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 12:05
  2. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 15:49
  3. شرکت در ازمون های استخدامی
    توسط agirl در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 خرداد 91, 21:41
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 11:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 18:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1397 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2018 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 17:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.