به انجمن خوش آمدید

تالار همدردی نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13
Like Tree13Likes

موضوع: قهر ،قهر و قهر

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۳۰ تیر ۹۳ [ ۱۲:۲۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-۵-۱۷
    نوشته ها
    114
    امتیاز
    2,981
    سطح
    33
    Points: 2,981, Level: 33
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    36

    تشکرشده 80 در 38 پست

    قهر ،قهر و قهر

    با سلام دوستای خوبم من بد جور مستاصل و درمونده شدم شدیدا به کمک احتیاج دارم
    هشت ماه با همسرم زندگی می کنم ما تقریبا همسن و سالیم 4 ماه از من بزرگتره .اختلاف نظر خیلی داریم به طوری که الان بیشتر از این که بخواهیم با حرف بزنیم ترجیح می دیم به خاطر بوجود نیومدن تنش و درگیری با هم قهر کنیم و حرف نزنیم و این قهر یک هفته تا ده روز هم طول می کشد و تو این مدت های طولانی کلا از زندگی هم می ریم بیرون و مثل همخونه زندگی می کنیم که هیچ کاری به کار هم نداریم البته اوایل تمام این قهر ها از طرف من بود اما اون زود منت کشی می کردو آشتی می کرد اما الان دیگه پا پیش نمی زاره و اینقدر زمان طولانی می شه که گاهی فراموش می کنم ازدواج کردم
    عمده مشکلاتمون سر اومدن به موقع به خونه است . من خیلی دوست دارم شوهرم کارش که تموم شد بیاد خونه مثل همه زنهای دیگه اما اون ترجیح می ده بعد از کارش وقتش رو بیرون از خانه (باشگاه بیلیارد) بگذرونه و آخر شب بیاد خونه . وقتهایی که این کار رو می کنه شدیدا با هم درگیر می شیم و به قهر های طولانی منجر می شه تا حالا صد بار سر همین موضوع درگیر شدیم اما نه اون کوتاه می آد نه من .می گه برو سر خودت رو یه جا گرم کن که اینقدر به من گیر ندی اما من دوست دارم وقتی ازدواج کردم همه جا فقط با شوهرم برم تا حالا پیش مشاور نرفتیم نمی دونم اشکال از منه یا اون
    خواهش می کنم راهنمایی ام کنید

  2. 2 کاربر از پست مفید rahaaaaaaa تشکرکرده اند .

    rahghozar (پنجشنبه ۲۹ فروردین ۹۲),صاعد (پنجشنبه ۲۹ فروردین ۹۲)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه ۰۳ مرداد ۹۳ [ ۱۴:۱۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۱۰-۲۷
    نوشته ها
    980
    امتیاز
    1,818
    سطح
    25
    Points: 1,818, Level: 25
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,693

    تشکرشده 1,803 در 737 پست

    سلام رها جان.
    چند سالتونه ؟
    شوهرتون چه ساعتی کارش تموم میشه ؟ چند ساعت دیر میاد خونه ؟ هر روز این قضیه تکرار میشه یا فقط بعضی روزا ؟
    گفتی مشکل عمده تون سر این چیزاست. مشکلات دیگه ای که سرش درگیر میشین چیا هستن ؟
    شما شاغل هستین یا خونه دار ؟ تحصیلاتتون چقدره ؟
    rahaaaaaaa and صاعد like this.

  4. 3 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    rahghozar (پنجشنبه ۲۹ فروردین ۹۲),چشمک (پنجشنبه ۲۹ فروردین ۹۲),صاعد (پنجشنبه ۲۹ فروردین ۹۲)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۰۱ اردیبهشت ۹۲ [ ۰۱:۵۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-۱-۲۸
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    47
    سطح
    1
    Points: 47, Level: 1
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    22

    تشکرشده 4 در 3 پست

    سلام رها خانم
    چند سوالم من بپرسم ایراد نداره
    از اول اینطوری بود دیرمیامد یا به مرور بیشتر شده؟
    شما در منزل کنار همسرتون هستید زیاد در مورد مسائل مختلف حرف میزنید یا بهتره بگم میزدید؟
    rahaaaaaaa likes this.

  6. کاربر روبرو از پست مفید rahghozar تشکرکرده است .

    چشمک (پنجشنبه ۲۹ فروردین ۹۲)

  7. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۱ بهمن ۹۲ [ ۱۸:۲۸]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-۲-۳۰
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,643
    سطح
    43
    Points: 4,643, Level: 43
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Social1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    3,824

    تشکرشده 3,738 در 695 پست

    سلام
    من که میگم یه مدت کاری به کارش نداشته باش البته یکمی زمان می بره تا همه چی درست بشه اما حوصله به خرج بده و صبر داشته باش ..
    البته وقتی می گم کاری نداشته باش نه اینکه قهر باشی بلکه خیلی عادی و طبیعی رفتار کن و همیشه به خودت برس و موقع اومدن همسرت به خونه توی هر ساعتی که باشه با لبخند ازش استقبال کن .
    در ضمن سعی کن خانواده همسرت رو هم تند تند به خونتون دعوت کنی و اصلا هم به همسرت اصرار نکن که به خاطر اونها زود بیاد خونه بلکه اجازه بده تا خودش کم کم متوجه موضوع بشه که باید برای زندگیش هم وقت بزاره و کنارش می تونه هفته ای یکبار یا دوبار به سرگرمیهای مورد علاقه اش بپردازه ..
    اینجوری وقتی ببینه تو مشغول زندگیت هستی و همه چی رو خوب و گرم توی دستت گرفتی و برای خودت برنامه منظمی داری کم کم اون هم وارد زندگی میشه .
    هیچگاه دلت را به روزگـــــــار مسپار که دریایی از ناامیدی هست ...
    دلت را به خــــــدا بسپار که دریایی از امید است...
    rahaaaaaaa and tamanaye man like this.

  8. 3 کاربر از پست مفید چشمک تشکرکرده اند .

    rahghozar (پنجشنبه ۲۹ فروردین ۹۲),فرهنگ 27 (پنجشنبه ۲۹ فروردین ۹۲),کامران (جمعه ۳۰ فروردین ۹۲)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه ۱۳ تیر ۹۳ [ ۲۱:۰۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-۱-۰۷
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    1,246
    سطح
    19
    Points: 1,246, Level: 19
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 298 در 112 پست

    متاسفانه شوهر شما هنوز از دنیای مجردی بیرون نیومده
    باید باهاش منطقی صحبت کنید که سایه بالا سر شما باشه و شما انتظار داری ظهر مثلا ناهار رو با هم بخورید
    با آرامش ازش بخواید این مدل زندگی رو کنار بزاره وگرنه عاقبت خوشی نداره
    در همون اوایل که این اتفاق ها پیش اومده باید در کنار قهرتون تعهد ازش میگرفتید ( لفظی ) برای این کار که نکردید
    این قهرها و ناز کشیدن اینقدر تکرار شده که برای شوهرتون یه چیز طبیعی شده و برای همین الان دیگه ناز شمارو نمیکشه
    یه مشاور خانواده برید به نظرم میتونه کمک کنه
    rahaaaaaaa likes this.

  10. 2 کاربر از پست مفید هدف تشکرکرده اند .

    rahghozar (پنجشنبه ۲۹ فروردین ۹۲),کامران (جمعه ۳۰ فروردین ۹۲)

  11. #6
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ۹۳ [ ۲۲:۵۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-۱۰-۱۱
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,872
    امتیاز
    6,956
    سطح
    55
    Points: 6,956, Level: 55
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    7,270

    تشکرشده 7,791 در 1,792 پست

    سلام

    شما و همسرت چند سالتونه؟

    تحصیلات و شغلتون چیه؟

    چطور باهم اشنا شدید؟

    رها جان

    یکی از دلایلی که همسرت دوست نداره زود بیاد خونه همین موضوع قهر کردنهای مکرر شما ست.که الان دیگه نه تنها برای همسرت عادی شده بلکه خودش هم اقدام به این کار میکنه

    باید کانون گرم خونه رو برای همسرت اماده کنی تا بعد از اتمام کار با ذوق و شوق بیاد خونه.

    برقراری ارامش..اماده کردن غذای خوب و اراسته کردن خودت و استقبال رفتنش موقع امدن به منزل خیلی میتونه همسرت رو تشویق کنه تا بعد از کار برگرده خونه

    تصور میکنم شما و همسرت در یک لوپ معیوب افتادید.همسش شما از قهرهای شما و اختلافات با شما ناراحته و شما هم از دیر منزل امدنهای ایشون و این مدام تکرار میشه

    مهمترین کاری که میکنی اینه که ارامش خونه رو برقرار کنی و ببینی چی همسرت رو خوشحال میکنه

    کار همسرت هم خالی از ایراد نیست اما چون مافقط به شما دسترسی داریم میتونیم به شما بیگیم چیکار کن و چیکار نکن

    - - - Updated - - -

    سلام

    شما و همسرت چند سالتونه؟

    تحصیلات و شغلتون چیه؟

    چطور باهم اشنا شدید؟

    رها جان

    یکی از دلایلی که همسرت دوست نداره زود بیاد خونه همین موضوع قهر کردنهای مکرر شما ست.که الان دیگه نه تنها برای همسرت عادی شده بلکه خودش هم اقدام به این کار میکنه

    باید کانون گرم خونه رو برای همسرت اماده کنی تا بعد از اتمام کار با ذوق و شوق بیاد خونه.

    برقراری ارامش..اماده کردن غذای خوب و اراسته کردن خودت و استقبال رفتنش موقع امدن به منزل خیلی میتونه همسرت رو تشویق کنه تا بعد از کار برگرده خونه

    تصور میکنم شما و همسرت در یک لوپ معیوب افتادید.همسش شما از قهرهای شما و اختلافات با شما ناراحته و شما هم از دیر منزل امدنهای ایشون و این مدام تکرار میشه

    مهمترین کاری که میکنی اینه که ارامش خونه رو برقرار کنی و ببینی چی همسرت رو خوشحال میکنه

    کار همسرت هم خالی از ایراد نیست اما چون مافقط به شما دسترسی داریم میتونیم به شما بیگیم چیکار کن و چیکار نکن
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.

    rahaaaaaaa likes this.

  12. 3 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه ۲۹ فروردین ۹۲),del (پنجشنبه ۲۹ فروردین ۹۲),کامران (جمعه ۳۰ فروردین ۹۲)

  13. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۳۰ تیر ۹۳ [ ۱۲:۲۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-۵-۱۷
    نوشته ها
    114
    امتیاز
    2,981
    سطح
    33
    Points: 2,981, Level: 33
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    36

    تشکرشده 80 در 38 پست

    سلام خوشحالم که پیام های شما دوستان عزیزم را دریافت کردم خیلی وقت بود با کسی حرف نزده بودم دلم داشت می پکید اما الان احساس خوبی دارم که تنها نیستم
    و اما جواب سوالات شما دوستان گلم
    من 30 سالمه و کارمند و همسرم 31 . ما در گروه کوهنوردی با هم آشنا شدیم راستش موقع ازدواج نه کار داشت نه پول و نه هیچ چیز دیگه فقط یه اخلاق خوب داشت و ظاهر خوب در کل آدم بدی نیست اما اون وقتها ما هر روز هفته رو با هم بودیم همیشه کنارم بود آخر هفته با هم کوه می رفتیم باهاش بم خوش می گذشت من هیچ توقع مالی ازش نداشتم فقط می خواستم دوستم باشه همراهم باشه تو زندگی .و در دوران قبل از عقد همین طور بود اون وقتها ما خیلی بیشتر از الان که ازدواج کردیم کنار هم بودیم . شاید تنها انگیزه من از ازدواج همین بود .یکسال عقد بودیم تو این مدت دست به چند تا کار زد که همش شکست خورد سرمایه این کارها رو هم من براش جور می کردم . بعد از عقد اختلافامون شروع شد ترس من از آینده و بیکاری همسرم باعث می شد کمی بهش غر بزنم تا این که خدا خواست یه کار خوب براش پیدا شد و اون هم با جدیت هر چه تمام تر مشغول به کار شد و الان یکساله که سرکاره و هر چی هم که حقوق می گیره تمام و کمال می ده به من به خاطر پولهایی که قبلا بهش داده بودم و از دست داده بود ما هم بدون هیچ جشن و عروسی و ..... اومدیم طبقه بالای خونه بابام و زندگی مون رو شروع کردیم .
    توصیه هایی که شما می گین در عمل برای من واقعا سخته وقتهایی که احساس بدی بم دست می ده ناراحتی و عصبانیت تمام وجودم رو پر می کنه اینقدر که حتی سر سوزن هم حس خوب تو وجود م نمی مونه و این حس فقط با یه دعوا داد و بیداد و یا قهر التیام می شه . وقتی که بعد از قهر آشتی می کنیم یه هفته اولش خوبه بعدش دوباره همون آش و همون کاسه همین که من سر موضوعی باهاش بحث کنم می زاره می ره و آخر شب می آد و من هم که از این کارش متنفرم باید یه جور دیگه ای تلافی کنم و .... این می شه که همه چی رو خراب می کنیم . باز هم منتظر جواب هاتون هستم

  14. #8
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ۹۳ [ ۲۲:۵۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-۱۰-۱۱
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,872
    امتیاز
    6,956
    سطح
    55
    Points: 6,956, Level: 55
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    7,270

    تشکرشده 7,791 در 1,792 پست

    رهای عزیز

    اصل زندگی همینه.اینکه در اوج ناراحتی و عصبانیت بتونی خودت و احساساتت رو کنترل کنی و نذاری منحرفت کنه

    یادت باشه همیشه ممکنه این التیام که نیازمند دعواست خوشایند نباشه و همه چیز به خوبی و خوشی تموم نشه.

    یه زن عاقل و با سیاست هیچ وقت سر شوهرش دادو بی داد نمیکنه.هیچ وقت باهاش قهر نمیکنه تا اون از خونه فراری بشه.

    مطمئن باش اگر ا این روند نادرست پیش بری دیگه همسرت به داد و بی دادهات هم توجه نمیکنه و اونم براش عادی میشه

    همسرت خسته شده.از کشمکش و دعوا و درگیری باهات.

    مراقب زندگیت باش.یادت باشه اون بیرون متاسفانه همونقدر که برای زنها کمین میکنن برای مردها هم میکنن.
    اجازه نده زندگیت به خاطر عدم صبوری و سیاستت از دست بره که بعد از اون دیگه پشیمونی سودی نداره.

    ممکنه شما وقتی معنی سیاست و درایت رو فهمیدی خیلی دیر شده باشه

    برای همسرت طنازی کن.نه مردانگی.نه داد و بی داد.خواسته هات رو با لوس کردن خودت و با ناز کردن بگو.

    منم اوایل زندگی که با همسرم اختلاف زیاد داشتم همسرم دوست نداشت از سرکار زود بیاد خونه.اما کم کم که بعدا مشکلاتمون به مرور کمتر شد تازه یک ساعت هم زودتر مرخصی میگرفت و میامد خونه.

    راستش من از صحبتهات بیشتر شما رو مقصر میبینم.چرا که این زنه که میتونه خونه رو تبدیل کنه به کانون ارامش و یا میدان جنگ.

    بازم بهت میگم.همسرت خسته شده از این همه کشمکش.و این یه زنگ خطر برای زندگیتونه

    فقط و فقط با صبوری خانومی و درک همسرت میتونی اوضاع رو درست کنی.ضمن اینکه یاد باشه طولانی شدن این کشمکشها و دعواها اصلا خوب نیست
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  15. 4 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    barani (پنجشنبه ۲۹ فروردین ۹۲),کامران (جمعه ۳۰ فروردین ۹۲),چشمک (جمعه ۳۰ فروردین ۹۲),مسافر زمان (شنبه ۰۷ اردیبهشت ۹۲)

  16. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه ۰۳ مرداد ۹۳ [ ۱۴:۱۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۱۰-۲۷
    نوشته ها
    980
    امتیاز
    1,818
    سطح
    25
    Points: 1,818, Level: 25
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,693

    تشکرشده 1,803 در 737 پست

    رها جان من نمی دونم که تو انتظار داری همسرت چقدر از وقتش رو با تو بگذرونه .
    من مجردم. اما فکر می کنم در آینده به همسرم این حق رو میدم که زمان هایی رو هم برای خودش داشته باشه. زمانهایی که بتونه با دوستاش سپری کنه. نمیگم تمام زمانش رو. نه . اما بالاخره در طول هفته چند ساعتی با دوستاش بودن (دوست مناسب) فکر نمی کنم آسیبی به زندگی بزنه .
    ببین خانمی من برای همین این سوال رو پرسیدم که هنوز منتظرم جواب بدی
    شوهرتون چه ساعتی کارش تموم میشه ؟ چند ساعت دیر میاد خونه ؟ هر روز این قضیه تکرار میشه یا فقط بعضی روزا ؟
    یه سوال دیگه
    آیا تو از دسته خانم هایی هستی که انتظار داری تمام زمان های همسرت با تو بگذره و در واقع یه خانم وابسته هستی ؟
    البته این که گفتی کارمندی من فکر نمی کنم که خیلی وابسته باشی. چون زمان کمی برای رسیدن به کارات داری با این اوضاع .
    اول این موضوع باید مشخص بشه که تو چقدر به همسرت متکی هستی که اگه این موضوع حل بشه اون وقت میشه در مورد همسرت قضاوت کرد.
    اگه ممکنه یه کمی در مورد این موضوع صحبت کن
    موفق باشی
    rahaaaaaaa likes this.

  17. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    شیدا. (جمعه ۳۰ فروردین ۹۲)

  18. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۳۰ تیر ۹۳ [ ۱۲:۲۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-۵-۱۷
    نوشته ها
    114
    امتیاز
    2,981
    سطح
    33
    Points: 2,981, Level: 33
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    36

    تشکرشده 80 در 38 پست

    آسمانی عزیز همسرم معمولا ساعت 5-6کارش تموم می شه البته بعضی روزها بیشتر دوست داره از کارش که تعطیل می شه دو سه ساعت بره باشگاه بعدش بیاد خونه معمولا سه تا چهار روز در هفته البته قبلا روزهای تعطیل هم می رفت که با کلی قهر و دعوا بالاخره قانع شد روزهای تعطیلش جایی نره البته غیر از روزهایی که با هم قهریم
    من آدم وابسته ای نیستم .همسرم می گه زور گو و خود رایی اما خوب دوست دارم بیشترین توجه همسرم به خونه و زندگی اش باشه نه چیزهایی دیگه . از تنها بودن توی خونه متنفرم دوست دارم منم که از سرکار می آم اونم هم که کارش تموم می شه با هم خونه باشیم . من خیلی مستقل هستم و به تنهایی از عهده هر کاری بر می آم اما احساس می کنم همسرم بد عادت شده اون زیادی از بابت من خیالش راحته و از خودش سلب مسئولیت کرده

  19. 2 کاربر از پست مفید rahaaaaaaa تشکرکرده اند .

    barani (پنجشنبه ۲۹ فروردین ۹۲),کامران (جمعه ۳۰ فروردین ۹۲)


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.0
Copyright © ۱۳۹۳ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
Content Relevant URLs by vBSEO
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2014 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۰۰:۵۸ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.