به انجمن خوش آمدید

تالار همدردی نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23
  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۲ [ ۲۲:۰۸]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۸-۱۶
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    1,095
    سطح
    17
    Points: 1,095, Level: 17
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    26

    تشکرشده 25 در 7 پست

    از زن بودنم حالم بهم میخوره

    سلام دوستان همدردی
    من قبلا مشکلمو اینجا مطرح کردم و تعدادی از دوستان راهنماییم کردن و انصافا رو زندگیم تاثیر گذاشت ولی هربار که اینجا میام و مشکلات بقیه رو میخونم میبینم که برای اکثر مشکلات مطرح شده یک راه حل مشابه گذاشتن به اصطلاح برا همه یک نسخه پیچیده میشه واقعا چرا ازتون خواهش میکنم جوابمو بدید چرا هر مشکلی که پیش میاد باید ما زنا بیشتر محبت کنیم عادی رفتار کنیم اصلا انگار نه انگار که اتفاقی افتاده باید بیشتر به خودمون برسیم تا نکنه آقا دلزده بشه و هوایی بشه چرا من وقتی از شوهرم بی احترامی میبینم باید سکوت کنم و خودمو به بیخیالی بزنم وقتی ازش عصبانیم چرا نباید بفهمه چرا اون حق داره خیلی راحت غرورمو زیر پاهاش له کنه ولی من باید در جواب بغلش کنم و بیشتر بهش بچسبم از زن بودنم حالم بهم میخوره این همه حقارتو چرا باید تحمل کنم مگه نمیگید مردا از زن قوی خوششون میاد پس چرا باید خودخوری کنم مگه میشه هم عزت نفس داشت هم خودتو نادیده بگیری؟ مگه جواب هر عملی عکس العملی نیست پس چرا دربرابر اینهمه تحقیر باید سکوت کرد و لبخند هم زد که نکنه طرف بهش بربخوره و ناسازگار بشه از خودم متنفرم که باید اسم این تحمل احمقانه رو بذارم سیاست زنانه

  2. 13 کاربر از پست مفید روژینا تشکرکرده اند .

    روژینا (سه شنبه ۲۸ آذر ۹۱)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۱۹ فروردین ۹۳ [ ۰۲:۰۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۶-۲۴
    نوشته ها
    213
    امتیاز
    1,617
    سطح
    23
    Points: 1,617, Level: 23
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    566

    تشکرشده 587 در 189 پست

    RE: از زن بودنم حالم بهم میخوره

    چی بگم روژینا جون. انگار هزاره سومم بیاد وضع جامعه زنان همینه و عوض بشو نیست. از ماست که برماست. بهر حال سیاست زنانه داشتن خوبه مثل اقتدار مردانه که بدرد مردا می خوره. اما من وقتی یه زن بهش خیانت میشه و احساسش جریحه داره تو کتم نمیره که بهش میگن طردش نکن بیشتر محبت کن.بیشتر بکشش طرف خودتو نذار اون زن دیگه برنده شه و....
    اما تو موارد دیگه برام قابل قبوله که زن شمشیر از رو نبنده و با لحن نرمو رفتار آرومش مسایلو حل کنه.

    اما بعنوان یه زن خیلی خیلی خیلی سخت بود اما سعی کردمو تونستم بخودم یکی حداقلش بقبولونم که مهم نیست تو جامعه حسابم نکنن مهم نیست خیلی ها نصفه و نیمه ببیننم مهم نیست آرزوی یه پیاده روی تنهای و بی مزاحمت به دلم مونده..اما خودم خودمو با همه نقطه ضعفها و نقاط قوتم میشناسم و افتخار میکنم که زنم.اگه بقیه درست منو نمیشناسن مشکل خودشونه من هیچوقت دلم نخواهد خواست مرد باشم و تو خواهر گلم:
    به داشتن شما هم افتخار میکنم.

  4. 4 کاربر از پست مفید روژان20 تشکرکرده اند .

    روژان20 (چهارشنبه ۲۹ آذر ۹۱)

  5. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۹ بهمن ۹۱ [ ۱۲:۲۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۸-۰۴
    نوشته ها
    204
    امتیاز
    1,204
    سطح
    19
    Points: 1,204, Level: 19
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 96
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    328

    تشکرشده 331 در 115 پست

    RE: از زن بودنم حالم بهم میخوره

    سلام
    این همون احساسیه که منم دارم عزیزم
    منم نمیدونم چرا اینجوریه

  6. کاربر روبرو از پست مفید هاجس تشکرکرده است .

    هاجس (سه شنبه ۲۸ آذر ۹۱)

  7. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۱ مرداد ۹۲ [ ۱۸:۴۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۸-۲۶
    سن
    26
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    756
    سطح
    14
    Points: 756, Level: 14
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    232

    تشکرشده 238 در 79 پست

    RE: از زن بودنم حالم بهم میخوره

    من فکر می کنم اینجا به همه میگن زندگیتونو بسازید و خرابش نکنید. چه آقا چه خانوم. ولی چون بیشتر مراجعان خانوم هستن، برای شما این ذهنیت بوجود اومده که به خانوما همش میگن گذشت کنید ولی تاپیک هایی هم بودن که خانومی خیانت کردن و به آقا گفتن که زندگیشو از دست نده و اصلاحش کنه
    اینی که میگید در واقع برای هر دو طرف یه قانونه که به هم محبت کنن و خطاهای همدیگه رو ندید بگیرن و گذشت داشته باشن
    وقتی کمتر سزاوارم، به من مهر بورز، آخر آن زمان نیازمندترم

  8. 13 کاربر از پست مفید زنده دل تشکرکرده اند .

    زنده دل (شنبه ۰۲ دی ۹۱)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۹۳ [ ۱۱:۱۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۸-۱۲
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,981
    سطح
    26
    Points: 1,981, Level: 26
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    439

    تشکرشده 519 در 189 پست

    RE: از زن بودنم حالم بهم میخوره

    سلام
    می دونی من خودم با کلی مشکل اومدم تو این سایت و به قول شما نسخه مشابه همه واسم نوشتن اما بدجور تاثیر داشت .
    به نظرم زن ها و مرد ها یک سری خصوصیاته مشترک دارند واسههمین نسخه یکسان پیچیده میشه .
    اما قبول ندارم که همیشه باید ما کوتاه بیایم . ما باید بلد باشیم جه جوری برخورد کنیم که غرور مرد مون شکسته نشه . خوب مرده و غرورش . به قول مختار اگه غرورم جریه دار شه عشقم رو سر میبرم . این هم خصوصیات مرد هاست. خدا در وجودشون قرار داده به هزار دلیل . بد بختانه به خاطر عوض شدنه سبک زندگی زن ها هم یک پا مرد شدند واسه همین غروراین دو تن روبه رو هم قار می گیره . تا حالا به این توجه کردید که چرا دیگه مرد ها معلم دوران ابتدایی نمیشن ؟
    چون فهمیدن که مرد ها نیم تونند مهر و محبتکافی و صبر و حوصله لازم رو برایبچه های ابتدایی داشته باشند عزیزم این هم خصوصیت ما زند هاست. به قول شوهرم میگه تو مثل گربه ای همش خودت رو به من میمالی . البته از گفتن این حرفش لذت می برم و اون هم با لذت اینحرف رو می زنه . خوب این هم جزء خصوصیات ما دو جنس مختلف . این تعادلیه که خدا ایجا کرده . پس بهتره هر کی نقش خودش رو بازی کنه . ه میگم بدبختانه با مرد شدن زن ها این معضل زیاد شده

  10. 3 کاربر از پست مفید sare jo0on تشکرکرده اند .

    sare jo0on (سه شنبه ۲۸ آذر ۹۱)

  11. #6
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۲-۲۶
    نوشته ها
    2,055
    امتیاز
    7,189
    سطح
    56
    Points: 7,189, Level: 56
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 161
    Overall activity: 99.8%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First ClassOverdriveSocial5000 Experience Points
    تشکرها
    5,201

    تشکرشده 4,994 در 1,738 پست

    RE: از زن بودنم حالم بهم میخوره

    کلا به نظر من زندگی به عنوان یه مرد خیلی اسونتره تا زندگی به عنوان یه زن. ولی کاریش که نمی تونیم بکنیم. حداقل نه به این سرعت. خیلی کم کم می شه تغییر داد. به ما شاید اثار محسوسش نرسه. به نسل بعدی مثلا بچه هامون اثر محسوسش می رسه. زیاد خودتو واسه این چیزا ناراحت نکن. موفق باشی.

  12. 6 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    meinoush (چهارشنبه ۲۹ آذر ۹۱)

  13. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه ۰۷ تیر ۹۳ [ ۰۲:۴۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۸-۰۹
    سن
    16
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    1,545
    سطح
    22
    Points: 1,545, Level: 22
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    567

    تشکرشده 565 در 110 پست

    RE: از زن بودنم حالم بهم میخوره

    سلام دوست عزیز

    من نمیدونم چرا چنین احساسی ندارم! در واقع همیشه فکر میکنم که این خواست خداوند بوده که زن رو اینگونه خلق کرده.نگاه کنید اگر یک مرد از دست همسرش ناراحت بشه شاید به آسونی فراموش نکنه اما برای یک زن یک شاخه گل یا یک کلام عاشقانه کافیه تا بدترین وقایع رو از یادش ببره....زن احساساتی آفریده شده.این یک واقعیته:مردها عشق بازن و زن ها عشق ورز...زنها با گوش ارضا میشوند و مردها باچشم
    البته همیشه اینطور که شما میفرمایید نیست.همه مردها یکسان نیستند.در مورد خودم شاید بیشتر مواقع من پیشقدم میشم اما هست مواقعی که همسر پیشقدم میشوند.
    من صبور بودن باگذشت بودن تحمل کردن رو دوست دارم چون همه از صفات خداست
    امیدوارم از حرفهای من ناراحت نشین

  14. 5 کاربر از پست مفید khanoomi تشکرکرده اند .

    khanoomi (چهارشنبه ۲۹ آذر ۹۱)

  15. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۰۷ مرداد ۹۲ [ ۰۱:۱۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۹-۱۰
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    578
    سطح
    11
    Points: 578, Level: 11
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    16

    تشکرشده 13 در 6 پست

    RE: از زن بودنم حالم بهم میخوره

    سلام
    دقیقا منم همین احساسو دارم ولی بیشتر تو ایران اینجوریه و خود ما خانم ها باعثش هستیم .

  16. کاربر روبرو از پست مفید پری 88 تشکرکرده است .

    پری 88 (سه شنبه ۲۸ آذر ۹۱)

  17. #9
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۶ بهمن ۹۲ [ ۱۲:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۲-۲۱
    نوشته ها
    1,153
    امتیاز
    14,960
    سطح
    79
    Points: 14,960, Level: 79
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 390
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    5,951

    تشکرشده 6,090 در 1,267 پست


    ویترین امتیازات

    RE: از زن بودنم حالم بهم میخوره

    از این دست بحث ها در این تالار کم نبوده .

    تمام اینها برای حفظ زندگی است . یک زندگی با تلاش های یک طرفه میتونه دوام پیدا کنه اما با لج بازی های دو طرفه حتما نابود خواهد شد .

    متاسفانه یا خوشبخاته نمیدانم اما اکثرا خانم ها بیشتر روی کیفیت روابط حساس هستند و با کوچکترین مشکلاتی پیگیر می شوند و این فقط مختص این تالار نیست و معمولا به شخص مراجع کننده راهکار داده می شود (نه شخصی که حضور ندارد) و اغلب خانم ها مشتاق تلاش برای بالا بردن کیفیت روابط هستند و همکاری بیشتری نسبت به آقایان دارند شاید به خاطر این باشد که معمولا انعطاف پذیری زنان بالاتر از مردان است و تغییر را راحت تر می پذیرند .

    اما در همه ی رفتارها تعادل باید وجود داشته باشد حتی در محبت کردن و نباید به گونه ای باشد که خود و خواسته های خود را کاملا کنار گذاشت چرا که سرخوردگی به دنبال دارد ویا درحدی باشد که عدم پاسخ مناسب با آن از طرف همسر ، احساسات منفی به بار بیاورد .
    از خودگذشتگی های افراطی در طول زمان موجب سرخوردگی احساسی و یاس و ناکامی خواهد شد . باید به خود و خواسته های خود نیز توجه داشت .


    نقل قول نوشته اصلی توسط baran.68
    نتایج فداکاری‌های بی‌مورد برای بدست آوردن




    هنگامی که خود را فدای نامزدتان می کنید ممکن است او شما را بیشتر دوست داشته باشد یا برعکس برای او فرقی نداشته باشد اما چیزی که حتما اتفاق می‌افتد:

    وقتی شخصیت خودتان را برای این که بیشتر دوست داشته شوید زیرپا می‌گذارید نتیجه این خواهد شد که خودتان را کمتر دوست داشته باشید .

    هر گاه یکی از علایق خود را زیر پا گذاشته در حقیقت بخشی از وجود خود را زیر پا گذاشته و به مرور زمان به این کار عادت کرده و می بینید که کمتر چیزی از شما به جا مانده است .

    تا جایی که یک روز هوشیار شده و احساس می‌کنید از درون تهی هستید و نسبت به شخصی که این کار را به خاطر او انجام داده بودید انزجار و عصبانیت پیدا می‌کنید و کم کم دچار افسردگی می‌شوید چون او در ازای این همه از خود گذشتگی شما ، آن طور که باید رفتار کند و دوستتان داشته باشد ندارد و این موضوع برایتان به یک فاجعه ی بزرگ تبدیل خواهد شد.

    هنگامی که رفتار همسر یا نامزدتان با شما غیر قابل تحمل است، چه باید کرد؟
    - احساسات خود را با او در میان گذاشته و صبر کنید که جوابی بشنوید تا نشان دهنده‌ی این باشد که احساساتتان را درک کرده است و پشیمان شده است .

    - راههایی را بیابید تا بتوانید از طریق عقل و منطق از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کنید .

    - آنگاه همه‌ی مشکلات را کنار بگذارید و آشتی کنید و سعی کنید آینده ای روشن کنار هم بسازید.



    کاریزما

    در ضمن چنین بحث ها و موضوعاتی مربوط به انجمن آزاد هست .


    .


  18. 8 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    baran.68 (یکشنبه ۰۳ دی ۹۱)

  19. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۲ [ ۲۲:۰۸]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-۸-۱۶
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    1,095
    سطح
    17
    Points: 1,095, Level: 17
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    26

    تشکرشده 25 در 7 پست

    RE: از زن بودنم حالم بهم میخوره

    دوستان خوبم
    معنی زندگی مشترک ، شریک زندگی،همسر چیه مگه غیر از اینه که دو نفر باهم یه زندگی رو میسازن پس باید در همه چیز با هم شریک باشن در خوشیاش ناخوشیاش بدبیاریاش و .....پس چرا این شراکتو فقط تو کتابای روانشناسی و اتاقای مشاوره میبینیم و میشنویم نمیدونم شاید من زیادی بدبینم ولی وقتی اینهمه بیعدالتی رو میبینم حالم بد میشه نمیدونم من کجای این زندگی هستم سهم من از زندگی مشترک چیه فقط تحقیر شدن و دم نزدن؟ تا کی تا کجا ؟ مگه غیر از اینه که بعد از مدتی این سکوت و گذشت تبدیل به وظیفه میشه آخه حفظ زندگی به چه قیمت؟ به قیمت نابودی خودم؟ازتون خواهش میکنم کمکم کنید هیچ انگیزه ای برا زندگی ندارم هر شب به این امید میخوابم که صبح فردا رو نبینم مشتاقانه در انتظار مرگ هستم به پوچی رسیدم اگه قراره از نظر کسی که همه کسمه درجه 2 باشم دیگه به چی دلخوش باشم



    در ضمن چنین بحث ها و موضوعاتی مربوط به انجمن آزاد هست .
    دوست خوبم ممنون از یادآوریت ولی بخدا قصدم از مطرح کردن این موضوع جنجالی کردن بحث نیست صادقانه میگم غیر از این تالار جایی رو برا مطرح کردن مشکلاتم ندارم من توی شهر غریب زندگی میکنم و کاملا تنهام


  20. 4 کاربر از پست مفید روژینا تشکرکرده اند .

    روژینا (چهارشنبه ۲۹ آذر ۹۱)


 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.0
Copyright © ۱۳۹۳ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
Content Relevant URLs by vBSEO
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2014 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۳:۴۰ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.