به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
Like Tree1Likes
  • 1 Post By مدیرهمدردی

موضوع: به عمری خدایا حریم خود شکستم

  1. #1
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۰۲ فروردین ۹۶ [ ۰۱:۵۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,061
    امتیاز
    186,198
    سطح
    100
    Points: 186,198, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,345

    تشکرشده 34,037 در 5,938 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    به عمری خدایا حریم خود شکستم





    به عمری خدایا حریم خود شکستم
    به ماهت رحیما امید بر تو بستم

    الهی و ربی به جز تو کس ندارم
    نظر کن بسویم بجز تو نیست یارم



    خدایا کمک کنم
    چنان یاد نگرفته ام که بفهمم و درک کنم که بنده ات هستم.
    و بنده را حریمی می باید.
    و این حریم را جز خدا نمی تواند که برای بنده ترسیم کند

    بارالها به تو پناه می برم!
    وای که چموشم که به عقلم غره شدم.!
    وای به من که خواسته ام با علمم ، خدا را بنده خود سازم!
    خواستم خدایی بی خاصیت داشته باشم که به من نگوید چه کار بکن و چه کار نکن!
    خواستم خدایی داشته باشم که مربی و تربیت کننده عالمین نباشد!
    نخواستم که نمازی به پا دارم و بگویم الحمد الله رب العالمین
    چرا که اگر رب من تربیت کننده عالمین باشد، پس تربیت کننده من هم هست.
    و من مدعی خدایی ، نمی خواهم که تحت تربیت خدا باشم!
    نمی خواهم دست باغبان مرا حرس کند!
    نمی خواهم راه و چاه را خدایم نشان دهد!
    نمی خواهم که خدایم واجب و حرام برایم بگوید.!


    من آزادی می خواهم.
    آزادی از خدا!!!
    اما برایم مهم نیست که بنده شیطان باشم!
    فراموش کرده ام که انسان به هیچ وجه آزاد نیست.
    اگر آزاد از خداست ، بنده شیطان خواهد شد.
    و اگر بنده خدا شد آزاد از شیطان.


    حالا آزاد از خدایم.
    زمزمه خدا می کنم.
    خدا را در قالب کلمات قشنگ توصیف می کنم.
    لیکن بندگی خدا نمی کنم.
    خدایم بینا و بصیر و مربی نیست.
    خدایم موجودی منفعل در ذهن من است.
    گاهی صدایش می کنم،
    گاهی فراموشش می کنم.
    خدایی که پیوسته برایم تکلیف داشته باشد و حریم گذاشته باشد را دوست ندارم.
    و با او مبارزه می کنم.


    خدایی می خواهم که به صورت قاطع با بشر سخن نگفته باشد،
    خدایی را نجوا می کنم که پیامبری نفرستاده باشد و دستوری نداده باشد. چون چنین خدایی که چنین توانا باشد، آزادی مرا خواهد گرفت. و این خدا ،« آزادی نفس لذت خواهم »را محدود می کند.

    امروزه برای اینکه فرامین خداوند واحد را دور بزنم و تمرد کنم حاضرم تن به هزاران عرفان نوظهور بدهم.



    هزارگونه خدا، با هزاران ادبیات زیبا بیان کنم. خداهای بی خاصیتی که زائیده فکرم هست و نه می گوید به چه نگاه کن! و نه می گوید به چه نگاه نکن.
    خداهای مجسمه گونه ای که نه برای رفتارم قانون دارد، نه برای فکرم و نه برای احساسم.

    خدای معنویات ها نوظهورم قشنگ هستند اما روح ندارند. و مرا باز خواست نخواهند کرد. مانند عروسک دوره کودکی ام، با آنها حرف می زنم و از زبان او با خودم حرف می زنم. لیکن خودش موجودیت ندارد که حرفی برای گفتن داشته باشد.

    من خدایی نمی خواهم که بهشت و جهنم داشته باشد. من خدایم را در ذهن می سازم و او برده نفس من است.

    تمایل دارم که هر چه خواستم بگویم و هر چه خواستم انجام دهم و او چون کودک منفعلی نظاره گر باشد، و فقط گاهی چنین خدای طفل گونه را دست نوازش بر سرش می کشم. اما او برایم قدرتی ندارد و هادی نخواهد بود . اینگونه می شود که هر لذتی برایم هدف می شود. و چنین خدایی حرفی برایم نخواهد داشت.


    وای که چه گستاخم من!
    به عمری خدایا حریم خود شکستم
    به ماهت رحیما امید بر تو بستم

    الهی و ربی به جز تو کس ندارم
    نظر کن بسویم بجز تو نیست یارم




    و او را تعریف کردم و در گوشه ذهنم چون کالای لوکسی نهادم. و اکنون که گیج و سردرگریبان حیران زندگی شده ام. نمی دانم که از کجا چنین مشکلاتی برایم حاصل شد.

    ریشه مشکلاتمان از این خداناشناسی هست.
    از این حریم ناشناسی
    و از این شکستن حریم هایی که او برایمان ترسیم کرده است.




    خدایا به ما بفهمان که بنده ایم. و تو مولا
    خدایا نشانم بده که دردمان را تو درمانی .
    خدایا به ما بفهمان که چراغ راه و راهنمایی امان تویی
    خدایا بگو که راه تویی، هدف تویی
    خدایا به ما بفهمان که جز تو کس نداریم. و چون تو را داریم همه کس و همه چیز داریم.
    و این داشتن به تربیت پذیری ما بر می گردد ، به بندگی ما بر می گردد.



    خدایا به ما درک بده، که خدا مربی هست. و مربی پیوسته برای همه چیز ما برنامه دارد.
    به ما بگو که خالقی... و ما بنده....
    بندگی کردن را به ما بیاموز تا از این انبوه مشکلات و رنجها و نابسامانی ها رهایی یابیم.
    خدایا نفس لذت پرست ما را مطیع ما گردان که او را بر تو ترجیح ندهیم و با سخن های زیبا خود را نفریبیم.

    به عمری خدایا حریم خود شکستم
    به ماهت رحیما امید بر تو بستم

    الهی و ربی به جز تو کس ندارم
    نظر کن بسویم بجز تو نیست یارم


    فایل های پیوست شده
    • نوع فایل: mp3 harim.mp3 (608.3 کیلو بایت, 434 نمایش)
    عشق آفرین likes this.

  2. 8 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (جمعه ۰۶ بهمن ۹۱),عشق آفرین (سه شنبه ۲۰ آبان ۹۳)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۰۲:۳۲ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.